به گزارش سراج24؛ با گذشت ۸ روز از شروع آتش بس دو هفته ای میان ایران و ایالات متحده امریکا که با وساطت و درخواست مستقیم کشور پاکستان محقق شد، تحرکات مشکوکی از سوی ارتش امریکا در منطقه مشاهده می شود که با ادعاهای مقامات این کشور به منظور رسیدن به توافقی پایدار با ایران همخوانی ندارد.
اگرچه ترامپ، وزیر جنگش و سخنگوی کاخ سفید در برابر خبرنگاران و رسانه ها همچنان از امکان پذیر بودن رسیدن به توافق و پایان جنگ سخن می گویند اما امریکایی ها همچنان بر زیادی خواهی های خود در میز مذاکره ادامه داده و خواستار امتیازاتی از سوی ایران هستند که با ۴۰ روز بمباران نتوانستند به آنها برسند. همچنان مسئله تعطیلی غنی سازی، خروج ذخایر اورانیوم، محدودیت های توان موشکی و حمایت ایران از گروه های مقاومت پیش شرط های واشنگتن برای رسیدن به توافق با ایران هستند که قاطعانه از سوی دستگاه دیپلماسی کشورمان رد شده اند؛ بنابراین در صورتی که همچنان امریکایی ها بر مواضع قبلی خود پافشاری کنند و امکان توافق وجود نداشته باشد ممکن است بار دیگر شاهد از سرگیری تجاوز نظامی علیه کشورمان باشیم.
پروازهای ترابری انبوه، مشابه با دوره پیش از جنگ
در ماه های ژانویه و فوریه و تا یک روز پیش از شروع جنگ (۲۷ فوریه ۲۰۲۶) امریکایی ها در حالی که با پذیرش وساطت کشورهایی نظیر قطر و عمان، از گفتگو و امکان توافق با ایران سخن می گفتند همزمان برای تجاوز نظامی خود به خاک کشورمان آماده می شدند.
بیش از ۳۰۰ سوتری پرواز ترابری از خاک امریکا و اروپا به کشورهای خاورمیانه و محل پایگاه های نظامی امریکا در کشورهای عربی و سرزمین های اشغالی به ثبت رسید؛ ابتدا هواپیماهای ترابری غول پیکر سی۵ و سی۱۷ شروع به انتقال آتشبارهای پدافندی پاتریوت و تاد به منطقه کردند تا سپر دفاعی نیروهای امریکایی در برابر حملات موشکی ایران باشند (سپری که در روز نخست با انهدام شبکه راداری و سامانه های تاد در هم شکسته شد).

سپس ده ها هواپیمای سوخترسان، دست کم ۶ فروند آواکس E-۳ ، ۷ فروند هواپیمای کنترل فرماندهی E-۱۱A و هواپیماهای جاسوسی الکترونیک RC-۱۳۵ وارد منطقه شدند.
در آخرین گام نیز در روزهای منتهی به شروع جنگ، صدها فروند جنگنده امریکایی وارد پایگاه هایی در اردن، اسرائیل و کشورهای شرق اروپا شدند؛ به محض تکمیل آرایش تهاجمی، حمله مشترک امریکا و اسرائیل به خاک کشورمان آغاز شد.
اکنون نیز مشابه با روند پیش از جنگ، در فرصت در هفته ای آتش بس شاهد ده ها پرواز ترابری دیگر به منطقه و انتقال گسترده نیرو و تجهیزات هستیم که ممکن است از ابتدا و بر پایه وقت کشی مذاکرات حین آتش بس برنامه ریزی شده باشد.

بخشی از پروازهای ترابری ثبت شده ارتش امریکا در روز ۱۴ آوریل
نکته حیاتی این است که مبدا پروازی بسیاری از هواپیماهای امریکایی، پایگاه هایی در خاک اصلی این کشور است که لشکرهای زمینی یا هوابرد امریکایی نظیر لشکر ۸۲ و ۱۰۱ را شامل می شوند.

تکمیل آرایش دریایی امریکا همزمان با پایان آتش بس فعلی
اما به جز تحرکات هوایی، در جبهه دریایی نیز امریکایی ها در حال پوشش مهمترین نقطه ضعف خود در جنگ اخیر هستند.

ناو هواپیمابر جرالد فورد
پیش از آنکه نبرد آغاز شود، بسیاری از کارشناسان نظامی امریکایی هشدار داده بودند که استقرار تنها یک ناوگروه هواپیمابر (آبراهام لینکلن) در جنوب ایران پاسخگوی نیاز عملیاتی این کشور نبوده و قادر نخواهد بود اهداف عملیاتی ارتش امریکا را محقق سازد؛ با توجه به وحشت فرماندهان امریکایی از حملات ضد کشتی ایران، این ناوگروه در فاصله بیش از ۷۰۰ کیلومتری از ساحل ایران نیز مستقر شده بود که شعاع عملیات رزمی جنگنده های اف۱۸ و اف۳۵ مستقر روی عرشه ناو را به شدت محدود کرده و آنها را از اجرای حملات پرتعداد عمقی در خاک ایران عاجز می کرد.
با توجه به بحران آمادگی رزمی در نیروی دریایی امریکا و حضور عمده ناوهای هواپیمابر در دوره اورهال و تعمیرات، نیروی دریایی امریکا ناچار بود تا ناو جرالد فورد را علی رغم حدود ۸ ماه عملیات مداوم و نیاز به استراحت خدمه، راهی دریای مدیترانه کند تا در عملیات علیه ایران به کار گرفته شود اما ورود این ناو با حوادث پیاپی، آتش سوزی، اعتراض شدید خدمه و در نهایت بازگشت از میانه مسیر در دریای سرخ به سمت یونان همراه شد و هرگز در طول جنگ قادر به کمک به فرماندهان امریکایی نبود.
ناو فورد اکنون با فاصله حدود ۵۰۰ کیلومتری از ساحل لبنان، مدت کوتاهی را به استراحت پرداخته و با وجود رکوردشکنی ۲۹۵ روزه از شروع ارسال به ماموریت رزمی (در آبهای دریای کارائیب و ونزوئلا) احتمالا برای درگیری با ایران همچنان در منطقه خواهد بود.

آخرین موقعیت ناوگروه هواپیمابر جرالد فورد در جنوب غربی قبرس
همچنین ناو هواپیمابر جورج بوش نیز پس از چند ماه اجرای تمرینات در اقیانوس اطلس، به سوی منطقه عملیاتی سنتکام رهسپار شد؛ اعزامی که البته از مسیری عجیب و طولانی از جنوب قاره افریقا و دماغه امیدنیک انجام شد. ظاهرا فرماندهان امریکایی از احتمال حملات موشکی انصارالله در تنگه باب المندب در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات و آتش بس واهمه داشته و ترجیح دادند مسیر طولانی اما کم خطر را انتخاب کنند. پیش بینی می شود استقرار رزمی ناوگروه های جدید امریکایی تا تاریخ ۲۲ آوریل (روز پایان آتش بس) تکمیل شود.

مسیر عبوری ناو جورج بوش از ساحل شرقی امریکا به سمت منطقه عملیاتی سنتکام
با حضور همزمان ناوهای آبراهام لینکلن، جرالد فورد و جورج بوش حدود ۱۵۰ فروند جنگنده روی عرشه این ناوها توان بمبارانی بیشتری نسبت به قبل به نیروی دریایی امریکا می دهد ؛ با رسیدن ناو آبی خاکی باکسر در کنار ناو تریپولی نیز حدود ۸ هزار تفنگدار دریایی در اطراف ایران مستقر خواهند شد.

نیروهای مسلح ایران نیز همزمان ضمن رصد دقیق این تحرکات نیروهای آمریکایی، در جنگ چهل روزه نشان دادند تمام ترددها و آرایش های نظامی دشمن را مدنظر دارند و بارها در طول جنگ ضربات دقیق و غافلگیرکنندهای را وارد آوردند و عملا طرحهای احتمالی دشمن برای تجاوز به خاک کشورمان را همانند آنچه در اصفهان رخ داد ناکام گذاشتند.
این بار نیز در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات و تداوم درخواست های غیر منطقی امریکا یا به طور کلی با استراتژی خرید زمان برای جبران کمبودها و افزایش قوای رزمی، در صورتی که شاهد دور جدیدی از تجاوز نظامی ایالات متحده و شرکایش علیه کشورمان باشیم، قطعا پاسخهای دردناکتر و شگفتانههای بیشتری در انتظار آنان خواهد بود.
آمریکا و رژیم صهیونیستی که دوبار توان نظامی و اراده ملت ایران را آزمودهند، حالا به خوبی میدانند دست نیروهای مسلح ایران روی ماشه و در انتظار تکرار خطاهای گذشته است.



