به گزارش سراج24؛ وبگاه خبرگزاری دولتی روسیه، راشا تودی، در مقالهای به قلم ماتیو بوژه(۳۰ مارس)، «الهیات سیاسی» پشت جنگ تحمیلی محور آمریکایی-صهیونی را تحلیل کرده است.
از منظر این نویسنده، بسیاری از جنبههای تهاجم آمریکا و اسرائیل به نظر میرسد که تلاشی برای تحقق پیشگوییهای کتاب مقدس باشد.
البته ذکر این نکته لازم است که از منظر اسلامی، کتاب مقدس فعلی هم خود دچار تحریفات قابلتوجه است و هم تفسیر صهیونیستی از آن، یک تفسیر کاملا جعلی، شیطانی و سراپا تحریف است.
بازنشر گزارشها و مقالات رسانههای خارجی از باب اطلاعرسانی است و به معنی تایید تمامی محتوای بازنشرشده توسط مشرق نیست.
مناقشهی کنونی بین ایران و اسرائیل یک جنگ کلاسیک نیست که صرفاً توسط منافع سیاسی محض هدایت شود. مسلماً، رقابت بین دو کشور بسیار شناختهشده است و همه بر تنگهی هرمز و پیامدهای اقتصادی فاجعهبار مختل شدن آن تمرکز دارند. البته، بسیاری از مردم به درستی زمانبندی را مشاهده کردهاند: این تحول ناگهانی برای دفن رسوایی اپستاین در زیر آوارهای فلسطینی، لبنانی، ایرانی (و حتی اسرائیلی) عالی بوده است. اما آیا این ملاحظات صرفاً موقتی نیستند؟
مناقشهای که توسط اسرائیل آغاز شد (و آمریکا را نیز به درون آن کشاند، همانطور که جو کنت هنگام استعفا از سمت مدیر ضدتروریسم آمریکا توضیح داد) را میتوان به عنوان یک ماجراجویی کاملاً غیرمنطقی دینی و آخرالزمانی دانست که توسط اساطیر عبری هدایت میشود. بیایید نگاهی به سه ستون اصلی آن بیندازیم.
عَمالِیق
در کتاب خروج، عمالیق نام بنیانگذار قومی به همین نام است که پس از خروج بنیاسرائیل از مصر، به آنها حمله میکند. ظاهراً بدون هیچ دلیل مشخصی. در نتیجه، عمالیقیان سرسختترین و پایدارترین دشمن اسرائیل محسوب میشوند و یهوه دستور روشنی صادر کرد.
تثنیه ۲۵: ۱۷-۱۹: «فراموش نکن که عمالیق در راه، پس از خروج تو از مصر، با تو چه کرد، چگونه وقتی خسته بودی و به زودی میتوانستی یک پا را جلو پای دیگر بگذاری، به تو حمله کرد، عقبماندگان کاروان تو را بیرحمانه از میان برداشت و به خدا احترامی نگذاشت. وقتی یهوه، خدایت، تو را از شر همهٔ دشمنانت که در سرزمین ارثیات که یهوه، خدایت، به تو میدهد تا تصاحب کنی، احاطهات کردهاند، آرامش بخشید، نام عمالیق را از روی زمین محو کن. فراموش نکن!»
اول سموئیل ۱۵:۳: «حالا برو، به عمالیقیان حمله کن و هر چه متعلق به آنهاست، کاملاً نابود کن. به آنها رحم مکن؛ مرد و زن، کودک و شیرخوار، گاو و گوسفند، شتر و الاغ را به قتل برسان.»
در این مرحله، این حتی از نسلکشی هم فراتر میرود. میتوان گفت که این فقط اسطورهشناسی کتاب مقدس است. اما در اکتبر ۲۰۲۳، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، زمانی که نیروهای دفاعی اسرائیل وارد غزه شدند، داستان عمالیق را مطرح کرد و بار دیگر در مارس ۲۰۲۶ در مورد ایران: «ما در بخش تورات این هفته میخوانیم: "به یاد آور که عمالیق با تو چه کرد. " ما به یاد میآوریم - و اقدام میکنیم.» هیچ چیز واضحتر از این نیست.
سپس باید به کتاب استر برویم.
مسئله این است که اسرائیلیها عمالیقیان را نابود کردند - به جز یک نفر. و از نوادگان او، هامان، وزیر اعظم در دربار امپراتوری پارس (واقع در فلات ایران) شد. استر یک دختر یهودی یتیم است که توسط پسرعمویش مردخای، که او نیز در دربار مقامی دارد، به فرزندی پذیرفته شده است.
او ملکهٔ جدید پادشاه میشود. و باز هم ماجرا تکرار میشود، هامان (یعنی عمالیق) میخواهد از شر یهودیان خلاص شود. همهٔ آنها را نابود کند. به هیچ دلیل آشکاری جز این که مردخای از تعظیم در برابر او سرباز زد. مردخای از استر التماس میکند که پادشاه را متقاعد کند تا توطئهٔ هامان را خنثی کند.
پادشاه از هامان خشمگین میشود و در نهایت روند وقایع معکوس میشود و جمعیت یهودی قادر میشود دشمنان خود را در امپراتوری پارس نابود کند. این همان چیزی است که یهودیان هر ساله در جشن پوریم جشن میگیرند.
یاجوج و ماجوج
در ادامه، کتاب حزقیال.
حزقیال نبی رؤیاهایی داشت. یکی از آنها این است که «یاجوج و ماجوج» به کشور بازسازیشدهٔ اسرائیل حمله خواهند کرد اما در نهایت توسط یهوه نابود خواهند شد. در نتیجه، ما این ایده را میدانیم که معبدی جدید ساخته خواهد شد، «مسیح» ظهور خواهد کرد، و اسرائیل بر همه برتری خواهد یافت. اینکه دقیقاً «یاجوج و ماجوج» چه هستند، بحث در مورد آن بهدرستی بیپایان است. اما طبق کتاب مکاشفه، قرار است آنها ائتلافی از ملل مشرک دشمن باشند که علیه بنیاسرائیل به جنگ برمیخیزند.
حال، اگر به مناقشهٔ کنونی نگاه کنیم، در یک سو اسرائیل را داریم که توسط صهیونیستهای مسیحی پشتیبانی میشود، و در سوی دیگر ایران را داریم که عمدتاً، هرچند بیسر و صدا، توسط روسیه و چین پشتیبانی میشود. روسیه یک کشور چندمذهبی است که مسیحیت ارتدکس در آن اکثریت دارد. در چین، نظام باور اولیه بودیسم است. ایران بله، یک جمهوری اسلامی است، اما به عنوان یکی از کهنترین گهوارههای تمدن، عناصری از دین باستانی خود، زرتشتی، را حفظ کرده است. به عنوان مثال، نوروز، سال نو ایرانی، یک سنت زرتشتی است، و تنگهٔ هرمز به نام هُرمُز، خدای خرد، نور و نظم کیهانی در آیین زرتشتی، نامگذاری شده است.
ما در اینجا الگوی کتاب مقدس را میبینیم: ائتلافی از کشورها با باورهای مختلف در یک نبرد وجودی علیه اسرائیل. این، البته، یک مفهومپردازی فوقالعاده سادهلوحانه است: نبردی نهایی بین یاجوج و ماجوج (یعنی ایران، چین و روسیه) و اسرائیل کتاب مقدسی (یعنی صهیونیستهای اسرائیلی و آمریکایی). با این حال، چینیها بسیار عملگرا هستند، و بسیاری از یهودیان روس در اسرائیل زندگی میکنند، بنابراین پکن و مسکو مستقیماً علیه اسرائیل اقدامی نخواهند کرد. اما اسرائیلیها و صهیونیستهای آمریکایی به نظر میرسد که به این تفسیر اسطورهشناختی معتقد باشند. فقط به یاد داشته باشید که پیت هگزت، وزیر جنگ فعلی آمریکا، هر مرحله از ایجاد کشور اسرائیل را یک «معجزه» خوانده است. یا به مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل فکر کنید، که در مصاحبهای با تاکر کارلسون در مورد اسرائیلیها و خاورمیانه گفت: «اگر همهاش را بگیرند، اشکالی ندارد.»
رسانههای جریان اصلی غرب مدام ایران را یک «تئوکراسی» و اسرائیل را «تنها دموکراسی در خاورمیانه» مینامند. اما همانطور که وقایع ژئوپلیتیک کنونی که با داستانهای کتاب مقدس همخوانی دارند نشان میدهند، طرف آمریکا-اسرائیل توسط یک بینش دینی با سه هدف هدایت میشود: بنیانگذاری اسرائیل بزرگ (از نیل تا فرات)، بازسازی معبد، و ظهور مسیح{باید توجه داشت ماشیاخ یهود با مسیح در آیین مسیحیت کاملا متفاوت است و از منظر اسلام همان «دجال» یا مسیحاستیز» است}. زیرا، حتی اگر بخش بزرگی از تورات (چه رسد به تلمود) بیشتر شبیه یک پروژهٔ سیاسی به نظر برسد تا یک کتاب درسی دینی، اسرائیل در واقع یک تئوکراسی در نقاب است. بنابراین، حتی اگر ایران در مناقشهٔ کنونی پیروز شود، اسرائیلیها به دیدن دیگر کشورهایی که کاملاً از آنها حمایت نمیکنند به عنوان یاجوج و ماجوج ادامه خواهند داد.



