به گزارش سراج24؛ نگاهی به گذشته و گذری بر تجارب قبل نشان می دهد روند مذاکره و آتشبسهای موقت، بدون تعیین شروط قطعی و ضمانت اجرای آنها، نه تنها به صلح پایدار نمیانجامد، بلکه دشمن را به ادامه رفتار تجاوزکارانه خود تشویق میکند. این چرخه که طی آن هر بار جنگ به آتشبس میرسد و سپس دوباره تکرار میشود، هزینههای سنگینی بر ملت و نیروهای رزمنده تحمیل کرده و از تحقق اهداف واقعی دفاعی بازمیدارد.
امام شهید و رهبر معظم انقلاب بارها بر ضرورت قاطعیت و صراحت در مذاکرات تأکید داشتهاند. به تعبیر ایشان، مذاکره زمانی ارزشمند است که هدف آن پایان واقعی جنگ باشد و شروط ما بهعنوان طرف پیروز، بهطور کامل اجرا شود. این شروط شامل پایان قطعی درگیریها، پرداخت غرامتهای تعیینشده و تضمین عدم تجاوز مجدد است. بدون تحقق این شروط، هرگونه گفتگو صرفاً زمانکشی و تکرار چرخهای است که پیشتر تجربه شده است.
یکی از نقاط ضعف مذاکرات گذشته، عدم الزام طرف مقابل به تعهدات واقعی و پایدار بوده است. آتشبسهای موقت و توافقهای ناقص، فرصت بازسازی و تقویت دوباره توان دشمن را فراهم کرده و زمینهساز بازگشت دوباره او به میدان شده است. تجربه میدانی و تاریخی ثابت کرده است که مصالحه بدون شروط روشن، نتیجهای جز استمرار جنگ در قالبی دیگر ندارد.
تحلیلگران و ناظران میدانند که پایان واقعی جنگ مستلزم ایجاد تعادل قدرت و اطمینان از بازدارندگی دائمی است. دشمن باید بداند که ادامه تجاوز هزینهای سنگین در پی خواهد داشت. از این منظر، مذاکره بدون شروط قاطع، نهتنها صلح به همراه ندارد، بلکه بستر تنشهای آینده را فراهم میکند.
در این میان، حضور فعال و آگاهانه مردم در صحنه، نقش تعیینکنندهای دارد. حمایت مردمی از شروط قطعی ما و حضور در میادین اجتماعی و میدانی، پیام روشنی به دشمن ارسال میکند که هرگونه تلاش برای نقض توافق با مقاومت ملی مواجه خواهد شد. این پشتوانه مردمی، نهتنها انگیزه رزمندگان را تقویت میکند، بلکه جایگاه مذاکرهکنندگان را در تعیین شروط واقعی مستحکم میسازد.
یکی دیگر از مشکلات چرخه آتشبسهای موقت، پیامدهای روانی آن است. هر بار که آتشبس اعلام میشود، انتظار ایجاد صلح در جامعه شکل میگیرد، اما بازگشت سریع به جنگ، اعتماد عمومی را کاهش داده و باعث سردرگمی و یأس میشود. تداوم این روند، نهتنها به دشمن قدرت مانور میدهد، بلکه اعتماد داخلی را نیز آسیب میزند.
تجربههای اخیر میدانی، از جمله موفقیتهای اخیر رزمندگان، نشان داده است که ایستادگی و مقاومت، نتیجه ملموس و قابل مشاهده دارد. این واقعیت باید در تعیین استراتژی مذاکره نیز لحاظ شود. مذاکرهای که بدون شروط و تضمینهای جدی دنبال شود، نمیتواند امنیت ملی را تامین کند و تنها چرخهای فرسایشی ایجاد خواهد کرد.
در جمعبندی، روشن است که مذاکره باید ابزار پایان جنگ باشد، نه وسیلهای برای ادامه چرخه بیپایان درگیریها. تنها با تعیین شروط روشن، تضمین اجرای آنها، دریافت غرامت و ایجاد بازدارندگی مؤثر میتوان به صلحی واقعی و پایدار دست یافت. استمرار الگوی گذشته، نهتنها امنیت ملی را تامین نمیکند، بلکه راه را برای بازگشت دشمن به میدان و نقض حقوق ملت هموار میسازد.
پیام روشن است: پایان جنگ باید با شروط ما، عدالت و تضمین امنیت همراه باشد، نه با آتشبسهای موقت و مذاکرات بدون ضمانت. این راه، تنها مسیر تحقق امنیت، ثبات و عزت ملی است.
ح ش 955



