به گزارش سراج24؛ «سیفالله ملاجان» محقق و تاریخشناس برجسته تاجیک در صفحه کاربری خود در فیسبوک مطلبی تحت عنوان «حلال است بردن به شمشیر دست؟!» منتشر کرده و به شجاعت و ایستادگی رهبر فرزانه جمهوری اسلامی ایران در برابر فشارهای بیسابقه آمریکا و غرب پرداخته و با یادآوری از لحظههای سرنوشتساز تاریخ ایران، تفاوت بنیادین امروز با گذشتههای تلخ اشغال و انفعال را مورد بررسی قرار داده است.
در این مطلب آمده است: «حلال است بردن به شمشیر دست؟» یا اندر باب شجاعت شگفتانگیز رهبری ایران
اگر پیلزوری وگر شیرچنگ
به نزدیک من صلح بهتر که جنگ
چو دست از همه حیلتی در گسست
حلال است بردن به شمشیر دست
اگر صلح خواهد عدو سر مپیچ
وگر جنگ جوید عنان بر مپیج
(سعدی)
یکی به ترامپ پول و سرمایه میدهد و دیگری جزیره و زمین و آسمان کشورش را در اختیار متجاوز میگذارد. آمریکا از ده هزار کیلومتر آنسوتر ناو و تانک و هواپیما میآورد و ایران در سرزمین خود آماده دفاع میشود. آمریکا متجاوز است و ایران در موضع دفاعی ظاهر شده است. ایران در صد سال اخیر به هیچ کشوری حمله نکرده است. آمریکا در صد سال اخیر با سی کشور جهان، از اروپا تا آسیا و آفریقا، جنگیده است.
در میان همه این رویدادهای ناخوشایند و خبرهای مختلفی که از منطقه میرسد، آنچه واقعاً انسان را تحت تاثیر قرار میدهد، استواری و وقار و خویشتنداری رهبر ایران «آیت الله سیدعلی خامنهای» در برابر زورگوییهای بیشرمانه و گستاخانه امپریالیستهای آمریکاست.
او در این چهل روز اخیر که بر ایران و ایرانیان گذشته، همواره شکیبا و آرام و باصلابت ظاهر شده است. هر بار که ترامپ با سخنی ایران را تهدید میکند، این پیرِ فرزانه ۸۶ ساله، متناسب با همان سخن، پاسخ او را میدهد؛ با این تفاوت که سخنان رئیسجمهور آمریکا (که به دروغگویی نیز مشهور است) از سر تکبر و غرور و گردنفرازی گفته میشود، اما پیامهای رهبر ایران هم رمزیاند و هم رزمی و نهایت عمیق و غالباً در پرده بیان میشوند.
سالها گذشت تا پسر جرأت کرد و جنازه پدر را (در سال ۱۹۵۰) به ایران آورد. محمدرضا نیز همواره شاهی غربگرا بود و در ژانویه ۱۹۷۹ سران چهار کشوری که شاه ایران آنان را میپرستید (آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان) در گوادلوپ گرد هم نشستند و تصمیم گرفتند که این شاه باید برود و دیری نپایید که رفت؛ زیرا دیگر به درد غربیها نمیخورد و مردم نیز به خیابانها ریخته بودند.
همین سران کشورها حتی به شاه برکنارشده اجازه ندادند که به کشورهایشان پناهنده شود و مصر جای دفن آخرین شاه ایران شد.
شگفتیآور آنکه فرزند همین شاه، اکنون زیر نوای همین غربیها به رقص و چرخش درآمده و هر دم رو به آمریکا و اسرائیل ناله میکند که «هرچه زودتر ایران را بزنید». او غافل است که اگر حتی آمریکا حمله کند کسی این مزدور را به ریاست برنمیگزیند. او در تظاهرات هفته گذشته در اروپا، از پشت شیشههای ضدگلوله با مردمِ «هوادار و طرفدارش» گفتوگو میکرد که این هم نمونهای از «شجاعت» اوست!
یزدگرد سوم (۶۳۶–۶۵۱) نیز از میدان جنگ گریخت و همتبارش، ماهوی (ماهوی) او را به قتل رساند. محمد خوارزمشاه (۱۲۰۰–۱۲۲۰) نیز شاهی ترسو و بیعرضه بود که به جای بسیج لشکر و مردم، فرار را ترجیح داد و به جزیرهای در دریای خزر خزید و سرانجام در خاری و ذلت جان داد.
امروز جهان نظاره میکند که کار ایران به کجا میانجامد. آمریکا و همپیمانانش در دشمنی با ایران از هیچ چیز دریغ نکردهاند: از دههها تحریم اقتصادی گرفته تا فراخواندن مردم ایران به آشوب و انقلاب و پشتیبانی از آشوبگران و وعده دادن که «مقاومت کنید، ما در راهیم» (گویی قدم آمریکایی تاکنون جایی صلح و صفا و آزادی آورده است!!!) اما تا این لحظه، ایستادگی ایران و رهبر شجاع آن در برابر بزرگترین ماشین جنگی جهان، رخدادی نادر در گذشته و حال است.
ایران به فرموده حکیم نظامی گنجوی «دل زمین باشد». ایران آخرین دژ در برابر تعدی یانکیهای بیشرم و بیحیا و یهودیان افسارگسیخته است.
جنگ چیزی ناپسند است، اما از مردانگی و غیرت و ایمان به دور است که دشمنی سوگندخورده به سوی تو بیاید و تو مبارزه نکنی. ترامپ حتی رهبر ایران را به ترور تهدید کرد و گفت «جای تو را میدانیم». اما رهبر ایران یک روز با نظامیان کشور گفتوگو میکند، روزی دیگر با مردم تبریز دیدار دارد و روزی بعد در حلقه اهل قرآن مینشیند و کشور را اداره میکند.
سران حکومت ایران، همزمان با حضور در میدان گفتوگو و دیپلماسی، لباس رزم نیز بر تن دارند و این سخن حکیم فردوسی را سرلوحه کار خویش ساختهاند:
تن مرده و گریه دوستان
به از زنده و طعنه دشمنان
مرا عار آید از این زندگی
که سالار باشم کنم بندگی



