به گزارش سراج24؛ قرآن، کتاب زندگی است که همنشینی با آن، رنگ خدایی بر همۀ لحظات و روابط انسان میزند: صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً؛ و این رنگ الهی، آسانشدن همۀ امور زندگی و رفع موانع را به دنبال میآورد.در مقابل، کسی که به دستورهای قرآن و همنشینی با آن پشت کند، زندگیاش را سراسر، مشکلات و سختیها فرامیگیرد.
قرآن، کتاب زندهای است که همنشینی با آن حیاتبخش است و ما را به مرتبۀ حیات دعوت میکند: دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ. قرآن جاذبهای دارد که همچون یک کانون مغناطیسی عظیم، مخاطبانش را بهسوی خود میکِشد. فقط باید خود را در معرض این جاذبه و باران حیاتبخش قرار دهیم. امیرالمؤمنین(علیهالسلام) میفرماید:إِنَّ الْقُرْآنَ ظَاهِرُهُ أَنِیقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِیقٌ؛ بهدرستی که قرآن ظاهری زیبا و شگفتانگیز دارد و باطنی عمیق و بیپایان، و غواصی در آن، برای هر کس تازههای لحظهبهلحظه دارد. امام صادق(علیهالسلام) میفرماید: «هُوَ فِی کُلِّ زَمَانٍ جَدِیدٌ وَ عِنْدَ کُلِّ قَوْمٍ غَضٌّ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ».
قرآن، سفرۀ گستردۀ ضیافت الهی است که برای هر کس با هر سلیقه و نیازی، غذای آماده دارد، تا هر کس هر کمالی را که میخواهد، بیش از طلب خود از آن بهره ببرد. همه مهمان این سفرهایم. رسول اکرم(صلیالله علیه و آله) میفرماید: «الْقُرْآنُ مَأْدُبَةُ اللَّهِ فَتَعَلَّمُوا مَأْدُبَتَهُ مَا اسْتَطَعْتُمْ». پس باید بر اشتهایمان بیفزاییم تا بیشتر بهرهمند شویم. کسی که متخلّق به قرآن شود، به اخلاق ربوبی و صفات ملکوتی متصف میگردد؛ همانگونه که در وصف رسول اعظم(صلیالله علیه و آله) وارد شده است: «کَانَ خُلُقُهُ الْقُرْآنَ». کسی که کنار این سفره مینشیند، درمییابد که صاحب سفره، کریمانه و سخاوتمندانه حضور دارد. آیتالله بهجت(رحمتالله علیه)میفرمایند: «خُذْ مَا شِئْتَ مِنَ الْقُرْآنِ لِمَا شِئْتَ»؛ دوای هر دردی و پاسخ هر مشکلی در قرآن هست. پس این سفرۀ الهی را با مجالس خانگی قرائت قرآن و دستکم در بین اهل خانه، هر شب گسترده کنیم تا دلها و خانههایمان سرشار از نور آن گردد.
آیه روز اول
الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا؛بقره، آیۀ ۲۶۸
شیطان، شما را [هنگام انفاق] وعدۀ فقر و تهیدستی میدهد و به زشتیها امر میکند؛ ولی خداوند وعدۀ آمرزش از جانب خودش و فزونی به شما میدهد.
جرعه ایی تفکر
صدایی که ظاهراً منطقی به نظر میرسد و میخواهد تو را با حسابکتاب، از کار خیر منصرف کند، صدای کیست؟
ترساندن از فقر و تطمیع به فحشا؛ اختلال در دستگاه محاسباتی. این آیه، یکی از کلیدیترین استراتژیهای دشمن (شیطان و شیطان بزرگ) در میدان مبارزه اقتصادی و فرهنگی را افشا میکند: «تزریق ترس از آینده و هراس از فقر برای بازداشتن از انفاق» و «ترویج زشتیها» با هدف اختلال در دستگاه محاسباتی جامعه و سوق دادن آن به سمت تسلیم. هزینه اعتماد به وعده دشمن، وابستگی و تباهی است؛ اما دستاورد اعتماد به وعده خدا، گشایش و فضل الهی است. بنابراین، با انفاق میتوان نظام اقتصادی مستقل و مقاوم را بنا نهاد. انفاق لازمه وحدت و انسجام ملی است. پیروزی جبهه حق در گرو این است که دارایی ها و سرمایه ها در مسیر درست به کار گرفته شوند. و شیطان تلاش میکند این مسیر درست را با ترساندن از فقر مسدود کند و تغییر بدهد و مسیر هایی که نادرست اند را پیشنهاد میدهد. همچنین آیه اشاره به این دارد که برای پیروزی جبهه حق باید جلوی فحشا در جامعه را گرفت. چون فحشا موجب انحراف در توزیع عادلانه ثروت در جامعه است.
شعر
گفت: «چشمِ تنگِ دنیادوست را / یا قناعت پُر کند یا خاکِ گور» (سعدی)
مخور هول ابلیس تا جان دهد / همان کس که دندان دهد نان دهد (سعدی)
خبرهای خوب فقط پیش خداست
ای غرقشده در طوفان سهمگینِ خبرهای «فوری»! ای دفنشده زیر بالا و پایین کردن صفحات مجازی! ای زنده به قیمت لحظهای طلا و سکه و دلار! ای خلیفۀ گمگشتۀ خدا در اینستاگرام! به خودت بیا! در تاریکخانههای شیطان دنبال چشمروشنی نگرد، که خورشید از پشت کوههای دیگری طلوع خواهد کرد. در شبنامههای اهریمن دنبال سحر نباش، که صبح از سوی دیگری از راه خواهد رسید. توی دلت را خالی میکنند تا دستهایت را برای تسلیم بالا ببری. اشتیاقت را میکُشند که برایشان دردسر درست نکنی. یادت باشد که در آینۀ جادوی دشمن، همهچیز تیرهوتار است. یادت نرود که خبرهای خوب فقط پیش خداست.
جنگ شناختی و نبرد دو وعده در جان آدمی
در لحظۀ تصمیم برای کمک به نیازمند و مشارکت در کار خیر، ناگهان این ندا به گوش میرسد: «صبر کن! اگر فردا خودت محتاج شدی چه؟» این ماشینحساب همیشهنگران، از کجا میآید؟ قرآن کریم این کشمکش درونی را یک «جنگ شناختی» تمامعیار معرفی میکند: <الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا> (بقره/۲۶۸) «شیطان شما را وعدۀ فقر میدهد و به زشتیها امر میکند؛ اما خداوند به شما وعدۀ آمرزش و فزونی میدهد.»
جهانبینی شیطانی بر پایۀ «هراس از آینده» بنا شده است. حسابگریِ آن صرفاً بر منطق «کاستن» استوار است: صد واحد سرمایه، پس از انفاقِ ده واحد، به نود واحد تقلیل مییابد. این نگرش، دو خروجی بیشتر ندارد: «بُخل» و «فحشاء». اما در مقابل، خداوند سنتی دیگر را در این عالم جاری کرده که دستگاه محاسباتی انسان را دگرگون میسازد. در این دستگاه فکری، صد واحدِ منهای ده واحد، میتواند به هفتصد واحد یا بیشتر تبدیل شود.[۱] این همان نگاهی است که امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند: «اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ»[۲]؛ شیطان از فقر میترساند تا مانع انفاق شود، اما امیرالمؤمنین(علیهالسلام)، صدقه را عامل جلب روزی معرفی میکنند و در جایی دیگر میگویند: «إِذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللَّهَ بِالصَّدَقَةِ»[۳]؛ در این دیدگاه، صدقه و انفاق ازدستدادن نیست، بلکه تجارتی پُرسود است.
البته دعوا صرفاً سر انتخاب میان سخاوت و خساست نیست؛ بلکه جنگ، جنگی شناختی است. هستۀ اصلی آن هم، همان چیزی است که رهبر معظم انقلاب از آن بهعنوان «دستگاه محاسباتی» یاد میکنند و هدف اصلی دشمن را از کار انداختن آن میدانند: «همۀ این کارهایی که شیطان انجام میدهد… برای این است که دستگاه محاسباتیِ انسان مؤمن را از کار بیندازد تا محاسبۀ غلط انجام بدهد… محاسبۀ غلط، یکی از بزرگترین خطرهاست… تواناییهای انسان، تحت سرپنجۀ ارادۀ اوست، و ارادۀ انسان تحت تأثیر دستگاه محاسباتی او است: اگر دستگاه محاسباتی بد کار کرد، ارادۀ انسان تصمیمی میگیرد و در جهتی میرود که خطاست.»[۴]
و چه نغز سروده است سعدی شیرینسخن:
مخور هول ابلیس تا جان دهد
همان کس که دندان دهد نان دهد
عمل و زندگی با آیه
_ میخواهی ازدواج کنی یا بچهدار شوی، اما ترس از هزینهها منصرفت کرده؟ بدان این همان «وعدۀ فقر» شیطان است. به «وعدۀ فضل» خدا توکل کن و اقدام کن.
_ ترس از گرانی باعث شده مهمانی ندهی؟ سفرهات را با توکل به وعدۀ خدا پهن کن.
_ نوجوانی و ترس از مسخرهشدن (فقرِ محبوبیت)، تو را به همراهی با یک کار غلط وامیدارد؟ این همان نقشۀ شیطان است. با یک «نه» قاطع، به وعدۀ خدا اعتماد کن.
_ در فضای مجازی فعال هستی و ترس ازدستدادن دنبالکننده (فقرِ توجه)، باعث شده حقیقت را نگویی؟ این معامله با شیطان است. با گفتن حقیقت، به وعدۀ فضل الهی اعتماد کن.
_ کاسب هستی و از ترس کم شدن سود، میخواهی احتکار یا کمفروشی کنی؟ این همان امر به «فحشاء» اقتصادی است که ریشهاش «وعدۀ فقر» شیطان است. به وعده برکت خدا اعتماد کن.
_ میخواهی بهترین لباست را انفاق کنی و صدایی میگوید «نگهش دار، لازمت میشود»؟ این صدای شیطان است. با بخشیدنِ همان لباس، وعدۀ دروغین او را باطل کن.
_ میخواهی به دوستت در درسها کمک کنی، اما میترسی از تو جلو بزند (فقرِ رتبه)؟ این ترس، وعدۀ فقر شیطان است. با آموزشدادن، علم خود را به وعدۀ فضل خدا متصل کن تا زیاد شود.
_ مسئولی و ترس از برکناری و ازدستدادن موقعیت (فقرِ جایگاه)، تو را به سکوت در برابر یک تصمیم غلط وامیدارد؟ این سکوت، همان «فحشاء» است که شیطان به آن امر میکند. با دفاع از حق، خود را به وعدۀ خدا بسپار.
_ تحلیلی میشنوی که با ترساندن از تحریم و فقر، جامعه را به تسلیم (فحشاء سیاسی) دعوت میکند؟ بدان که این منطق، همان منطق شیطان است. وعدۀ خدا، عزت و گشایش است، نه ذلت.
در آینه دیگران
عارفی بزرگ با زندگی بسیار ساده بود. میگفت: «هر وقت پولی به دستم میرسید، فوراً آن را بین نیازمندان تقسیم میکردم.» دلیل این کارش عجیب اما عمیق بود: «میترسیدم شیطان مرا به جمع کردن آن وسوسه کند.» هر بار که پولی به دستش میرسید، صدایی در درونش او را از فقر و تنگدستی در آینده میترساند. اما او خوب میدانست این نجوا، وعده دروغین شیطان است. برای همین، با بخشیدن فوری آن مال، عملاً به شیطان پاسخ میداد: «وعده فقر تو را باور ندارم و به وعده بخشش و غنای الهی ایمان دارم.» زندگی او همیشه سرشار از برکت بود، در حالی که هرگز مالی برای خود نیندوخت. او با این کار، به ما آموخت که چگونه صدای شیطان را بشناسیم و با اعتماد به خدا، وعدههای پوچ او را خنثی کنیم.
[۱]. بقره، ۲۶۱.
[۲]. نهجالبلاغه، حکمت ۱۳۷: «روزی را با صدقهدادن فرود آورید.»
[۳]. نهج البلاغه، حکمت ۲۵۸: «هرگاه تهیدست شُدید، با صدقهدادن با خدا تجارت کنید.»
[۴]. مقام معظم رهبری، ۱۶/۰۴/۱۳۹۳.



