به گزارش سراج24؛ آیا تابهحال طعم شیرین زندگی کردن با آیات قرآن را چشیده اید؟ آن لحظۀ نابی را میگوییم که در اوج یک بنبست عاطفی، مالی یا اجتماعی، ناگهان آیهای از لای صفحات مصحف یا از حافظۀ غبارگرفتهتان بیرون میجهد، در قلبتان مینشیند و تمام اضطرابهای انباشته را میشوید. در آن لحظه، آیه دیگر فقط یک متن بر روی کاغذ نیست؛ بلکه به یک دوست صمیمی، یک مشاور حکیم و پناهگاهی امن تبدیل میشود که مسیر پیش رو را همچون چراغی پرنور روشن میکند. این تجربه، همان اکسیری است که روح انسان را در هیاهوی کرکننده و پوچیهای پر زرقوبرق دنیای امروز زنده نگه میدارد.
«نهضت زندگی با آیهها» برآمده از همین باور عمیق است. باوری که معتقد است قرآن کریم، کتابی برای «متن میدان» است، نه صرفاً اثری مقدس برای تبرک جستن یا نهادن در کُنج طاقچهها. اکنون که این حرکت وارد سومین سال پیاپی خود شده، سی آیۀ منتخب را بهعنوان «سی شاهکلید» برای گشودن قفلهای ذهنی و رفتاری جامعۀ امروز برگزیده است. این آیات، عصارهای از یک حرکت بزرگ برای تجهیز انسان در کارزار دشوار معاصر هستند.
این کارزار، میدانی است که نبردش نه در خاکریزهای خاکی، بلکه در پهنۀ قلبها و ذهنهای ما جاری است. ما امروز در میانۀ «جنگ روایتها» ایستادهایم؛ نبردی بیامان میان روایتِ «امید» و «یأس»، و دوگانۀ «عزت» و «تسلیم». خداوند از همۀ کسانی که با کتابش انس گرفتهاند، پیمانی سخت گرفته است:«باید آن را برای مردم بیان کنید و کتمانش نکنید». این وظیفه، ما را بر آن میدارد که ابتدا جان خود را از زلال وحی سیراب کنیم و سپس در نقش سفیران این آیات، پیامها را به گوش جان اطرافیان برسانیم. قرآن در این ساحت، یک «جعبۀ مهمات فکری و معنوی» است تا در جهاد تبیین، با دلی قرص و بیانی رسا وارد میدان شویم.
دین زندگی؛ فراتر از صومعه و کلیسا
برای درک اینکه چرا اسلام «دین زندگی» است، باید نگاهی به تجربههای عینی اندیشمندان بزرگ انداخت. امام موسی صدر در روایتی شنیدنی از حضور خود در مؤسسۀ «دیرالمخلص» لبنان یاد میکند.

در جایی که راهبان و راهبات، جوانی خود را وقف تارکدنیا شدن و محرومیت از لذات حلال کرده بودند تا به خدا نزدیک شوند، او از دینی سخن گفت که عبادت را در بطنِ زیستن تعریف میکند. او به زیبایی تبیین کرد که روش تبلیغی اسلام، فرسنگها جلوتر، عمیقتر و مؤثرتر از نگاههای تکبعدی است.
حقیقتِ اسلام این است: اگر زراعت کنی، این خود سجود و عبادت است؛ اگر با همسرت با حسن خلق معامله کنی، عبادتی بزرگ انجام دادهای؛ و اگر در بازار به تجارت عادلانه بپردازی، در حال تسبیح پروردگاری. این دین، هیچ فعالیتی را با ذکر خدا منافی نمیداند. برخلاف برخی دیدگاههای سنتی در ادیان دیگر که عبادت را تنها در حصار کلیسا یا صومعه و تحت شرایطی خاص ممکن میدانند، اسلام میگوید تمام زمین مسجد است.
جالب است که وقتی کشیشی نوظهور مانند «فیلاردو شارمان» جرئت کرد و گفت: «حتی اگر سنگی را برداری و جادهای را صاف کنی، این عبادت است»، کتابهایش تحریم شد و برچسب کفر خورد. اما پیامبر اسلام (ص) هزار و سیصد سال پیش به ابوذر فرمود که حتی در «خواب و خوراک» خود نیز قصد قربت کن. این یعنی دین ما در کارخانه، مدرسه، بیمارستان، زمین کشاورزی و بازار همراه ماست. این تنها دینی است که میتواند واقعاً «زندگی» کند.
محمد اسد، اندیشمند اتریشیالاصلی که به اسلام گروید، نکتۀ ظریفی را در مورد عبادات اسلامی مطرح میکند. او میگوید در نماز یا حج، سعی شده تا دو جنبۀ دنیا و آخرت، و جسم و روح با هم توأم شوند. چرا در نماز به جای نشستن محض و تمرکز قلبی، رکوع و سجود و حرکت بدنی داریم؟ برای اینکه عادت کنیم حتی در حین «عمل خارجی» و فعالیت فیزیکی، متوجه خدا باشیم. این تمرینی است برای آنکه وقتی در بازار یا مزرعه هستیم، پیوند قلبیمان با مبدأ هستی گسسته نشود.
نقشۀ راه استقلال و چهار ستون شکوه
محتوای اصیلِ زندگی با قرآن، بر دو گفتمان کلان استوار است. نخست، بازتعریف «قرآن به مثابۀ کتاب زندگی» که یادآور میشود رجوع مستمر به وحی، تنها راه نجات از سردرگمیها و ظلمتهای دنیای معاصر است. دوم، تبیین «مقاومت بهعنوان تنها مسیر پیشرفت». این گفتمان یک اصل راهبردی را در ذهن تثبیت میکند: عزت و استقلال، هرگز با تکیه بر دشمن و تسلیم شدن به دست نمیآید، بلکه محصول ایستادگی آگاهانه است.
این نقشۀ راه برای رسیدن به «استقلال حقیقی»، بر چهار ستون بنیادین استوار شده است که آیات قرآن آنها را چنین ترسیم میکنند:
۱. معنویت و اتصال: پیوند با قدرت بینهایت الهی، خاستگاه اصلی تسلیمناپذیری ماست. کسی که به اقیانوس متصل است، از تلاطم رودها نمیهراسد.
۲. اتحاد مقدس: تفرقه، اسم رمز شیاطین برای غلبه بر جوامع است. اتحاد، سلاح استراتژیک ما در برابر هر تهدیدی است.
۳. استقامت: راه رسیدن به قلههای موفقیت از دشتهای هموار نمیگذرد؛ استقامت تنها مسیر عبور از گردنههای سخت است.
۴. پیروزی قطعی: یقین به پیروزی جبهۀ حق، یک قانون تخلفناپذیر و سنت الهی است که به گامهای مؤمنان ثبات میبخشد.
تفسیر اجتماعی؛ خضوع در برابر نیازهای عصر
برای آنکه قرآن از یک کتاب تاریخی به یک راهنمای عملی تبدیل شود، نیاز به «تفسیر اجتماعی» داریم. این گرایش که شاخهای از تفسیر اجتهادی است، به معنای خضوع در برابر مفاهیم اجتماعی و نیازهای واقعی عصر حاضر است. مفسر در این روش تلاش میکند بین نظریۀ قرآن و اهداف اجتماعی هماهنگی برقرار نماید. او از موضعی مسئولانه به قضایا مینگرد، نگران حوادث و تحولات است و تلاش میکند برای مسائل اقتصادی، سیاسی، اخلاقی و حقوقی، تئوریهای راهگشا استخراج کند.

این حرکت با سید جمالالدین اسدآبادی آغاز شد و توسط محمد عبده پایه و اساس آن ریخته شد تا باب اجتهاد در تفسیر پس از قرنها گشوده شود. اما قلهنشین این مسیر، علامه طباطبایی است که در «تفسیر المیزان» با نگاهی فیلسوفانه و اجتماعی، به شبهات عصر پاسخ داد و ثابت کرد که قرآن برای جزء به جزء روابط انسانی و اجتماعی برنامه دارد.
اسلام، دین درست زندگی کردن است. قرآنی که در دست داریم، منشوری است برای «چگونه مستقل بودن و مستقل ماندن». امید میرود که با چشیدن طعم شیرین زندگی با آیهها، بتوانیم عقبماندگیهای چندصدساله را جبران کرده و این حقیقت منظم و موزون را به جهانیان عرضه بداریم. کارزار بزرگ امروز، منتظر سفیرانی است که قرآن را نه فقط در حنجره، بلکه در تمام سکنات زندگی خود جاری کرده باشند. و این گوی و این میدان.



