به گزارش سراج24؛ در آستانه برگزاری دور دوم مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، فضای سیاسی و رسانهای پیرامون این گفتوگوها همچنان با احتیاط، تردید و در عین حال واقعگرایی همراه است. تهران تأکید دارد ورود به این روند نه از سر خوشبینی، بلکه بر پایه محاسبهای دقیق، با هدف صیانت از حقوق هستهای و تلاش برای رفع تحریمها صورت گرفته است؛ مسیری که به گفته مقامات ایرانی، صرفاً در چارچوب موضوع هستهای تعریف شده و هیچ دستورکار دیگری را در بر نمیگیرد.
بازگشت ایران به مسیر دیپلماسی، در پی رایزنیهای فشرده چند کشور منطقه با رئیسجمهور انجام شده است. این کشورها با تأکید بر ضرورت مدیریت اختلافات از طریق گفتوگو، نسبت به تبعات گسترش تنشها هشدار داده و بر نقشآفرینی فعال دیپلماسی برای حفظ ثبات منطقهای تأکید کردهاند.
در این میان، نقش کشورهایی مانند عمان در تسهیل ارتباطات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن برجسته است؛ کشوری که طی سالهای گذشته نیز در مقاطع حساس، بستر گفتوگوهای محرمانه را فراهم کرده بود. به نظر میرسد تهران در مقطع کنونی، میانجیگری منطقهای را واقعبینانهتر و کمهزینهتر از سازوکارهای فرامنطقهای ارزیابی میکند.
خطوط قرمز روشن؛ مذاکرات صرفاً هستهای
بر اساس آنچه منابع مطلع عنوان میکنند، ایران تنها پس از دریافت این پیام از سوی طرف آمریکایی که دستورکار مذاکرات محدود به پرونده هستهای خواهد بود، وارد روند جدید شده است. تهران دو شرط مشخص برای حضور در گفتوگوها تعیین کرده است: پذیرش اصل غنیسازی و تمرکز انحصاری بر موضوع هستهای.
مقامات جمهوری اسلامی تصریح کردهاند طرح موضوعات منطقهای یا موشکی در این چارچوب، به معنای خروج از توافق اولیه و توقف روند دیپلماتیک خواهد بود. از نگاه تهران، هدف مذاکرات روشن است: حفظ حقوق هستهای در کنار رفع تحریمهای «ظالمانه» و دستیابی به عایدی ملموس برای کشور.
بیاعتمادی عمومی؛ متغیری تعیینکننده
یکی از متغیرهای مهم در معادله جدید، سطح بالای بیاعتمادی افکار عمومی ایران نسبت به ایالات متحده است. بر اساس نتایج نظرسنجی انجامشده توسط مؤسسه گمان (GAMAAN) در بازه شهریور تا مهر ۱۴۰۴ (سپتامبر ۲۰۲۵)، حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد پاسخدهندگان ایرانی، آمریکا را طرفی غیرقابل اعتماد دانستهاند و تنها اقلیتی از مذاکره مستقیم با واشنگتن حمایت کردهاند.
این نگاه ریشه در تجربههای تاریخی و تحولات سالهای اخیر دارد. آمریکا در مقاطع مختلف با اتکا به شبکههای غیررسمی، تحریک خشونت و بهرهبرداری از نارضایتیهای واقعی اجتماعی تلاش کرده مسیرهای اعتراضی را از مطالبات اقتصادی به تقابل امنیتی منحرف کند؛ تجربههایی که از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ شروع شده است و همواره به عنوان آخرین گزینه آمریکا در برهههای مختلف آزموده شده است. این رویکرد آمریکا بر ارزیابی ایران از نیتهای واشنگتن در مسیر دیپلماسی تاثیر مستقیم گذاشته است. بنابراین این رخدادها همگی در شکلگیری این ذهنیت نقش داشتهاند؛ از همین رو، تیم مذاکرهکننده ناگزیر است علاوه بر چالش خارجی، حساسیتهای داخلی را نیز مدیریت کند.
واشنگتن؛ رفتار متناقض و آزمون جدیت
مقامات ایرانی رفتار و گفتار متناقض مسئولان آمریکایی را یکی از موانع اصلی شکلگیری روندی پایدار میدانند. تغییر مواضع در فاصلههای کوتاه، عدم انسجام پیامهای رسمی و طولانی شدن فاصله میان جلسات، از جمله مواردی است که از سوی تهران بهعنوان نشانههایی از نبود رویکرد حرفهای و جدی ارزیابی میشود.
ایران همچنان مذاکرات را ابزار اصلی برای مدیریت تنشها و پیشبرد منافع ملی خود میداند اما این گمان نیز وجود دارد که برخی جریانهای جنگطلب در آمریکا و محافل نزدیک به رژیم صهیونیستی تلاش کنند با ایجاد اخلال در روند گفتوگوها، مسیر دیپلماسی را مسدود کنند. به همین دلیل، تهران ضمن اعلام جدیت کامل، تأکید کرده است مذاکرات باید بدون تهدید و فشار ادامه یابد.
حاشیهنشینی اروپا در روند جدید
در شرایطی که آلمان، انگلیس و فرانسه از امضاکنندگان اصلی توافق هستهای پیشین بودند، طی هفتههای اخیر تماس مستقیمی با مقامات عالیرتبه ایران برقرار نکردهاند. این وضعیت از نگاه برخی تحلیلگران در تهران به معنای کاهش نقش عملی اروپا در معادله جاری است تا جایی که ایران این سه کشور را بیشتر مانعی در روند دیپلماسی میداند تا میانجی مؤثر؛ موضوعی که سبب شده تهران بیش از گذشته بر کانالهای منطقهای تمرکز کند.
دیپلماسی بهمثابه انتخاب راهبردی
جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده است دیپلماسی را به جنگ ترجیح میدهد، اما این ترجیح به معنای عقبنشینی از خطوط قرمز نیست. تیم مذاکرهکننده بر «نتیجهمحوری» تأکید دارد و معتقد است هر توافق احتمالی باید در کوتاهترین زمان ممکن به دستاوردی ملموس برای ملت ایران منجر شود.
به نظر میرسد دور دوم مذاکرات، بیش از آنکه صرفاً یک نشست فنی باشد، آزمونی سیاسی برای سنجش میزان اراده واشنگتن در حرکت به سوی توافقی متوازن و پایدار است. تهران با وجود تردیدهای انباشته، همچنان گفتوگو را ابزار مدیریت تنش میداند؛ اما این بار با احتیاطی دوچندان و تأکید بر تجربههای گذشته.



