به گزارش سراج24؛ اظهارات اخیر گاوین کریستوفر نیوسام، فرماندار ایالت کالیفرنیا و از چهرههای شاخص حزب دموکرات نشانهای از عمق بحران در درون ساختار آمریکاست.
وی در سخنانی بیسابقه اعلام میکند: «آمریکا بیش از هر کشور دیگری منبع بیثباتی در جهان است.»چنین اعترافی از زبان فرماندار ثروتمندترین ایالت آمریکا و نماد فناوری و تمدن مدرن شنیده میشود، معنایش افول هژمونی این کشور است.
اگر در نظام بینالملل پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا خود را «معمار ثبات» معرفی کرد و ایجاد سازمان ملل، بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول و ناتو همه در این راستا بود، از ابتدای قرن بیستویکم، بهویژه پس از جنگ عراق و افغانستان، تصویر آمریکا از «قدرت ثباتساز» به «عامل آشوب» تغییر یافت.
نیوسام دقیقاً به همین وارونگی اشاره دارد. او برخلاف لایه رسمی سیاست خارجی آمریکا، اذعان میکند که بسیاری از بحرانهای معاصر جهان (از خاورمیانه تا اوکراین و حتی اقتصاد جهانی) در واقع بازتاب سیاستهای هیجانی و غیرقابل پیشبینی واشنگتن است. سیاستی که ترامپ نماد برجسته آن بود با وضع ناگهانی تعرفهها علیه متحدان، خروج از توافقهای چندجانبه، حمایت بیقید و شرط از رژیم صهیونیستی، و تلاش برای تبدیل روابط خارجی به ابزار معامله شخصی.
او در جملهای معنادار از «حضور خانواده ترامپ در سفرهای خارجی» سخن میگوید؛ اشارهای نمادین به فساد ساختاری و تبدیل دیپلماسی به کسبوکار خانوادگی. این نقد نهفقط متوجه ترامپ، بلکه متوجه بخش بزرگی از ساختار آمریکاست که سالهاست میان سرمایه و حکمرانی تمایز قائل نیست. گَوین کریستوفر نیوسام می گوید: «میدانید وجه اشتراک بسیاری از سفرهای سیاست خارجی آمریکا چیست؟ اعضای خانواده ترامپ زودتر از همه آنجا هستند تا فضا را آماده کنند؛ تا مسیر معامله برای برجها، زمینهای گلف، سرمایهگذاریها و ارزهای دیجیتال را هموار کنند».
این جمله نشان میدهد که حتی در نگاه نخبگان لیبرال هم سیاست خارجی آمریکا دیگر در خدمت منافع ملی نیست بلکه به ابزاری برای انحصار خانوادگی طبقات ثروتمند بدل شده است.
پدیدهای که روزنامه واشنگتن پست از آن به عنوان «دیپلماسی سایه» "Shadow Diplomacy" یاد کرده بود؛ «دیپلماسی در سایه – جایی که سرمایه بر دولت حاکم میشود، نه بالعکس. چنین وضعیتی، نشانهای روشن از مرحله نهایی زوال امپراتوریهاست؛ همانگونه که در امپراتوری رم، اشرافیت زمیندار جای ارتش و نهاد دولت را گرفت و دولت مرکزی به خدمت ثروتمندان درآمد.»
فروپاشی انسجام اجتماعی
بر اساس آخرین نظرسنجی Pew Research Center، بیش از ۶۵٪ آمریکاییها معتقدند کشورشان در مسیر «اشتباه» حرکت میکند. در نظرسنجی مشابهی که در دسامبر ۲۰۲۵ توسط Gallup منتشر شد، میزان اعتماد به کنگره تنها ۸٪ و به رئیسجمهور کمتر از ۲۵٪ اعلام شد – پایینترین سطح از دهه ۱۹۷۰ تاکنون. جامعهای با چنین بیاعتمادی ساختاری، دیر یا زود درگیر قطبیسازی اجتماعی شدید میشود، همان چیزی که رسانهها از آن با عنوان «جنگ داخلی دوم آمریکا» “Second American Civil War ” یاد میکنند.
طبق دادههای The Economist در گزارش سالانه وضعیت اقتصاد ۲۰۲۵، نسبت بدهی دولت فدرال به تولید ناخالص داخلی (GDP) به بیش از ۱۲۵٪ رسیده است؛ رقمی که در بحران مالی ۲۰۰۸ تنها ۶۵٪ بود. از سوی دیگر، نابرابری درآمدی بهحدی رسیده که سه میلیاردر برتر آمریکا ثروتی معادل ۵۰٪ پایینترین جمعیت کشور دارند. این نابرابری، راه را برای امثال ترامپ و حتی چهرههای افراطیتر باز میکند و مقبولیت نظام سرمایهداری آمریکایی را زیر سؤال میبرد.
بحران سیاست خارجی و بیثباتی راهبردی
خروج تحقیرآمیز از افغانستان، ناتوانی در مهار بحران اوکراین، اختلاف عمیق با کشورهای جنوب جهانی و از همه مهمتر، حمایت یکجانبه و پرهزینه از اسرائیل در جنگ غزه، همگی به تقویت روایت جهانی از «آمریکا بهعنوان عامل بحران» انجامیدهاند. در نظرسنجی YouGov Global Survey در اواخر ۲۰۲۵، بیش از ۴۰٪ پاسخدهندگان در کشورهای اروپایی گفتهاند که سیاست خارجی آمریکا «تهدیدی برای صلح جهانی» است.
فرماندار کالیفرنیا روی این نقطه دست میگذارد: فقدان اعتبار اخلاقی و بیاعتمادی جهانی به ارزشهای آمریکایی. نیوسام از درون ساختار آمریکا، فروپاشی نظم آمریکامحور را به زبان آورده است. او همچنین می گوید: ترامپ موقتی است و جنبش «ماگا» (عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم) او هم سه سال دیگر تمام خواهد شد». تداوم این روند، یعنی آمریکا از جایگاه مرکز نظم جهانی به یکی از بازیگران غیرمحوری سقوط می کند.
همسر نیوسام چندی پیش گفته بود؛ «من فرزندانم را طوری تربیت نخواهم کرد که فکر کنند دونالد ترامپ یک رهبر قابلقبول آمریکایی است. او یک حقهباز، یک شکارچی جنسی، یک خودشیفتهی بدخیم است. و بدترین رئیسجمهور در تاریخ کشور ما».
با ظهور قدرت جبهه مقاومت، گسترش نفوذ چین در بازارهای فناوری و انرژی، استقلال مالی اروپا از دلار و توسعه ساختارهایی چون بریکس پلاس، جهان در حال ورود به نظمی جایگزین نظم آمریکایی است. واشنگتن نهتنها دیگر قادر به مدیریت این گذار نیست، بلکه خود عامل شتاب آن شده است.



