به گزارش سراج24؛ رضا تقی پور کارشناس و فعال حوزه رسانه نوشت: خبر انصراف چند تن از بازیکنان شناختهشده فوتبال ایران از حضور در تیم ملی، اگر صحت داشته باشد، فقط یک تصمیم ورزشی ساده نیست؛ این اتفاق در افکار عمومی بهسرعت از سطح «انتخاب شخصی» عبور میکند و وارد قلمرو «مسئولیت ملی» میشود. تیم ملی فوتبال، باشگاه خصوصی نیست، ویترین فردی هم نیست؛ تیم ملی، نماد رسمی یک ملت در صحنه بینالمللی است. هر بازیکنی که این پیراهن را میپوشد، صرفاً برای خودش بازی نمیکند، بلکه نماینده پرچم، سرود و هویت یک کشور است.
در چنین موقعیتی، کنارهگیری ناگهانی برخی چهرههای سرشناس، آن هم در شرایطی که کشور بیش از همیشه به انسجام نمادین نیاز دارد، طبیعی است که واکنش اجتماعی و رسانهای به دنبال داشته باشد. مسئله فقط فوتبال نیست؛ مسئله «جایگاه چهرههای مشهور در معادلات ملی» است.
سلبریتی بودن؛ فقط شهرت نیست، مسئولیت هم هست
ورزشکار ملی، بازیگر، خواننده یا هر چهره شناختهشدهای که از سرمایه اجتماعی مردم ارتزاق میکند، خواهناخواه وارد دایره مسئولیت عمومی شده است. شهرت، صرفاً یک امتیاز نیست؛ یک تعهد نانوشته هم هست. وقتی میلیونها نوجوان، جوان و هوادار، یک بازیکن تیم ملی را الگو قرار میدهند، تصمیمهای او دیگر کاملاً «خصوصی» محسوب نمیشود.
در همه دنیا، ورزشکاران ملی در بزنگاههای حساس، نقش نماد ثبات و همبستگی را ایفا میکنند. حتی کشورهایی که شدیدترین شکافهای سیاسی را دارند، تیم ملی را خط قرمز اختلافات میدانند. زیرا تیم ملی، زمین بازی سیاست روزمره نیست؛ سکوی نمایش هویت ملی است.
مرز اعتراض و پشت کردن به نماد ملی
هیچکس منکر حق افراد برای داشتن نظر شخصی یا حتی نقد نیست. اما تفاوت جدی وجود دارد میان «ابراز دیدگاه» و «کنارهگیری از نمایندگی یک ملت». وقتی بازیکنی پیراهن تیم ملی را کنار میگذارد، پیام این اقدام، در سطح بینالمللی صرفاً ورزشی تفسیر نمیشود؛ این رفتار بهسرعت در چارچوبهای سیاسی، رسانهای و حتی تبلیغاتی علیه همان کشور استفاده میشود.
مسئله اینجاست که برخی چهرهها شاید به ابعاد فراملی تصمیم خود توجه نکنند. آنان تصور میکنند صرفاً یک انتخاب فردی انجام دادهاند، در حالی که خروجی این تصمیم، خوراک رسانههایی میشود که سالهاست تلاش میکنند تصویر ایران را متزلزل و چندپاره نشان دهند.
انتظار افکار عمومی از حاکمیت
در چنین شرایطی، مطالبه بخشی از افکار عمومی این است که تکلیف «حد و مرز رفتار چهرههای ملی» روشن باشد. نه از جنس هیجان و برخوردهای احساسی، بلکه در قالب ضوابط شفاف، قانونی و از پیش اعلامشده. اگر تیم ملی یک جایگاه ملی است، باید چارچوبهای تعهد به آن هم تعریف شده باشد.
این موضوع، صرفاً درباره یک یا دو فوتبالیست نیست؛ درباره یک قاعده است. قاعدهای که بگوید استفاده از عنوان، امکانات، شهرت و اعتبار ملی، بدون پایبندی حداقلی به مسئولیتهای آن، قابل جمع نیست. شفافیت در این زمینه، هم از رفتارهای سلیقهای جلوگیری میکند، هم از تبدیل هر اتفاقی به جنجال سیاسی.
عبرت برای فضای سلبریتیمحور
جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری با پدیده «سلبریتیمحوری» روبهروست؛ جایی که برخی چهرهها، گاهی فراتر از تخصص و حوزه فعالیت خود، در مسائل کلان موضع میگیرند و بر افکار عمومی اثر میگذارند. اگر در قبال این اثرگذاری، مسئولیتی تعریف نشود، نتیجه آن بینظمی در فضای عمومی و تضعیف سرمایه اجتماعی خواهد بود.
روشن شدن قاعده رفتار در قبال نمادهای ملی، میتواند برای همه چهرههای مشهور یک پیام داشته باشد: شهرت، سپر مصونیت از پیامدهای تصمیمهای پرهزینه نیست. همانطور که موفقیتهای ملی به نام آنان ثبت میشود، تصمیمهایی که به اعتبار ملی آسیب بزند هم بیهزینه نخواهد بود — البته در چهارچوب قانون، نه فضای هیجانی.
تیم ملی فراتر از افراد است
تاریخ ورزش ایران نشان داده که هیچ نامی بزرگتر از «تیم ملی» نبوده و نخواهد بود. نسلها آمدهاند و رفتهاند، اما پیراهن ملی باقی مانده است. اگر بازیکنی این جایگاه را صرفاً سکوی شخصی ببیند، شاید بهتر باشد اصلاً وارد این عرصه نشود؛ چون تیم ملی، محل معامله احساسات مردم با مواضع فردی نیست.
در نهایت، آنچه اهمیت دارد حفظ حرمت نمادهای مشترک است. اختلاف سلیقه، نقد و حتی اعتراض، در هر جامعهای وجود دارد؛ اما وقتی پای پرچم، سرود و نام کشور در میان است، سطح تصمیمگیری از «منِ فردی» به «مای ملی» تغییر میکند. این همان مرزی است که اگر جدی گرفته نشود، سرمایههای نمادین یک ملت بهتدریج فرسوده خواهد شد.



