به گزارش سراج24؛ رضا تقی پور، فعال رسانه و فضای مجازی درباره تاریخچه ترور و تروریست نوشت: تاریخ، اگر درست خوانده نشود، به چرخهای تکرارشونده از خطا، خسارت و خون بدل میشود. ملت ایران بیش از هر ملت دیگری طعم تلخ ترور، خیانت و خشونت سازمانیافته را چشیده است؛ از ترورهای کور خیابانی گرفته تا عملیاتهای پیچیده امنیتی و جنگ ترکیبی. با این حال، خطر اصلی نه در «وقوع ترور» بلکه در «تحریف حافظه تاریخی» نهفته است. آنجا که تروریست، در پوشش معترض، اپوزیسیون، روشنفکر یا حتی قربانی بزک میشود و قاتل، از جایگاه جنایت به تریبون مظلومنمایی میرسد. بازخوانی تاریخ، امروز نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی ملی است.
ترور؛ ابزاری قدیمی با چهرههای جدید
ترور، در ذات خود، تغییری نکرده است؛ آنچه تغییر میکند، فقط روایتها و بستهبندی رسانهای آن است. در دهه ۶۰، تروریست با اسلحه و بمب به جان مردم و مسئولان میافتاد؛ امروز همان تروریست، با هشتگ، کلیپ احساسی و شبکه عملیات روانی ظاهر میشود. اما نتیجه یکی است: سلب امنیت، ایجاد رعب، تضعیف حاکمیت ملی و شکستن انسجام اجتماعی.
تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که هرگاه پروژه ترور فعال شده، هدف نهایی نه یک فرد، بلکه «امید عمومی» و «ثبات اجتماعی» بوده است. از ترور رئیسجمهور و نخستوزیر گرفته تا دانشمندان هستهای، نیروهای امنیتی و حتی مردم عادی، همگی قطعات یک پازل بودهاند؛ پازلی که نامش «بیثباتسازی ایران» است.
قاتل را با نام واقعیاش صدا بزنیم
یکی از خطرناکترین انحرافات امروز، تغییر واژگان است. تروریست را «کنشگر»، قاتل را «قهرمان»، و خشونت را «اعتراض» مینامند. این بازی با کلمات، فقط یک خطای زبانی نیست؛ یک خیانت شناختی است. جامعهای که در نامگذاری دچار تردید شود، در داوری اخلاقی نیز زمین میخورد.
قاتل، فارغ از ادعا، نیت یا شعارش، همان قاتل است. کسی که به جان انسان بیگناه تعرض میکند، حتی اگر پرچم آزادی در دست داشته باشد، تروریست است. تاریخ ایران پر است از گروهها و جریانهایی که با ادعای نجات مردم آمدند و با خون مردم رفتند. تجربه نشان داده است که خشونت، هرگز به آزادی ختم نمیشود.
حافظه تاریخی ملت ایران؛ سپری در برابر فریب
ملت ایران، ملتی بیتاریخ نیست. از کودتای ۲۸ مرداد تا ترورهای دهه ۶۰، از جنگ تحمیلی تا فتنههای امنیتی–رسانهای اخیر، این ملت بارها هزینه اعتماد به دشمن بزکشده را پرداخته است. حافظه تاریخی، سرمایهای است که اگر تضعیف شود، جامعه دوباره همان مسیرهای پرهزینه را خواهد رفت.
فراموشی، پروژه دشمن است. تحریف، ابزار آن. وقتی نسل جدید نداند که تروریسم چگونه امنیت را از کوچهها ربود، چگونه نخبگان را هدف گرفت و چگونه کشور را تا مرز فروپاشی برد، آماده تکرار همان اشتباه خواهد شد.
بازخوانی تاریخ، یعنی انتقال تجربه، نه انتقام؛ یعنی آگاهی، نه نفرت.
رسانه؛ خط مقدم جنگ روایتها
امروز ترور، پیش از آنکه فیزیکی باشد، رسانهای است. عملیات روانی، پیشزمینه عملیات میدانی است. رسانههای معاند تلاش میکنند قاتل را قربانی و قربانی را مقصر جلوه دهند. در این میدان، سکوت رسانهای، همدستی ناخواسته است.
مسئولیت رسانههای داخلی و نخبگان فرهنگی، تنها اطلاعرسانی نیست؛ روشنگری تاریخی است. باید روایت دقیق، مستند و غیرهیجانی از ترور و تروریسم ارائه شود؛ روایتی که نه اغراق کند و نه تطهیر. جامعهای که روایت صحیح نداشته باشد، روایت تحمیلی را خواهد پذیرفت.
هشدار تاریخ؛ خیانت همیشه از حافظه ضعیف عبور میکند
خیانت، اغلب از درِ غفلت وارد میشود. بسیاری از جریانهایی که امروز بهعنوان «بدیل» معرفی میشوند، ریشه در همان تفکراتی دارند که دیروز دستشان به خون این ملت آلوده بود. تغییر نام، تغییر چهره و تغییر پلتفرم، ماهیت را عوض نمیکند.
تاریخ به ما هشدار میدهد:
هرجا ترور توجیه شد، امنیت قربانی شد.
هرجا قاتل تطهیر شد، جامعه آسیب دید.
و هرجا حافظه تاریخی تضعیف شد، فاجعه تکرار شد.
و در نهایت، تاریخ را بخوانیم، نه برای ماندن در گذشته، برای نجات آینده
این گزارش نه دعوت به خشونت است و نه دفاع از خطا. بلکه تأکیدی است بر یک اصل بدیهی: تروریست همان تروریست است و قاتل همان قاتل؛ فارغ از زمان، مکان و روایت. ملت ایران، با تکیه بر حافظه تاریخی خود، میتواند میان اعتراض و اغتشاش، میان مطالبه و ترور، و میان نقد و خیانت تمایز قائل شود.
بازخوانی تاریخ، یعنی مسلح شدن به آگاهی. و جامعه آگاه، قربانی فریب نمیشود. اگر تاریخ را جدی نگیریم، تاریخ با بهای سنگینتری خود را تکرار خواهد کرد.



