به گزارش سراج24؛ رضا تقی پور، فعال رسانه و فضای مجازی نوشت: طبق آمار رسمی اعلامشده، در مجموع ۳۱۱۷ نفر در اتفاقات اخیر جان خود را از دست دادهاند. اما آنچه این عدد را معنادار و تکاندهنده میکند، تفکیک آن است؛ ۲۴۲۷ نفر از این جانباختگان، شهیدانی هستند که در دفاع از امنیت، نظم عمومی و بقای جمهوری اسلامی به شهادت رسیدهاند. این یعنی تنها ۶۹۰ نفر از مجموع کشتهشدگان، در سوی دیگر این معادله قرار میگیرند. همین قیاس عددی، بهتنهایی برای فهم عمق مظلومیت کافی است.
در کدام نظام سیاسی، در کدام جغرافیای جهان، و در کدام مواجهه با آشوب و اغتشاش، این نسبت وارونه دیده میشود؟ جایی که مدافعان امنیت، نیروهای حافظ جان و مال مردم و عناصر مسئول نظم اجتماعی، بیش از سهچهارم تلفات را به خود اختصاص میدهند، دیگر نمیتوان از «سرکوب» سخن گفت؛ بلکه باید از مظلومیت ساختاری یک نظام حرف زد که حتی در اوج خشونت، بیشترین هزینه را خود پرداخت کرده است.
مظلومیت جمهوری اسلامی فقط در عدد خلاصه نمیشود؛ در نحوه شهادتها تجلی مییابد. شهدایی که نه در میدان جنگ کلاسیک، بلکه در کوچهها، خیابانها، پاسگاهها و مأموریتهای روزمره جان دادند. شهدایی که برخی از آنان سر از بدنشان جدا شد و برخی دیگر زندهزنده در آتش کینه و خشونت سوزانده شدند. اینها تصاویر یک درگیری سیاسی معمول نیست؛ اینها نشانههای فروپاشی اخلاقی جریان خشونتطلبی است که هیچ مرزی برای قساوت قائل نیست.
در تحلیل این وقایع، یک خطای راهبردی همواره تکرار میشود: حذف قربانیان «سمت نظام» از روایت رسمی رسانههای معاند. در این روایتسازی، شهید مدافع امنیت نهتنها دیده نمیشود، بلکه اساساً انسان تلقی نمیشود. گویی جان او، خانوادهاش، فرزندانش و آینده ناتمامش، از دایره همدلی خارج است. این حذف آگاهانه، خود نشانهای دیگر از مظلومیت است؛ مظلومیتی که هم در میدان و هم در روایت قربانی میشود.
نکته قابل تأمل آن است که جمهوری اسلامی، با وجود این حجم از تلفات، از ورود به منطق «انتقام کور» پرهیز کرده است. اگر قرار بود پاسخ خشونت، خشونتِ بیمهار باشد، توازن آمارها بهگونهای دیگر رقم میخورد. اما آنچه رخ داد، خویشتنداری پرهزینهای بود که بهایش را مدافعان امنیت با جان خود پرداختند. اینجاست که مفهوم مظلومیت، از یک گزاره احساسی، به یک واقعیت سیاسی–اخلاقی تبدیل میشود.
شهدای این حوادث، صرفاً نیروهای یک ساختار اداری نبودند؛ آنان نماد ایستادگی یک نظام در برابر پروژه بیثباتسازی بودند. پروژهای که نهفقط جمهوری اسلامی، بلکه اصل امنیت اجتماعی، آرامش عمومی و زیست روزمره مردم را هدف گرفته بود. شهادت این ۲۴۲۷ نفر، هزینهای است که جمهوری اسلامی برای جلوگیری از فروغلتیدن کشور به هرجومرج، تجزیه اجتماعی و ناامنی فراگیر پرداخت.
از این منظر، مظلومیت جمهوری اسلامی نه بهمعنای ضعف، بلکه نشانهای از تحمل، صبوری و پایبندی به چارچوبهای حداقلی انسانی در مواجهه با بحران است. نظامی که میتوانست سختتر برخورد کند، اما نخواست؛ میتوانست هزینه را به جامعه تحمیل کند، اما خود آن را پرداخت؛ و میتوانست روایت را وارونه کند، اما اجازه داد اعداد سخن بگویند.
در نهایت، تاریخ نه با فریادها، که با اسناد قضاوت میکند. و این اعداد، این پیکرهای بیسر، این بدنهای سوخته، و این خانوادههای داغدار، اسنادی هستند که نشان میدهند جمهوری اسلامی در حوادث اخیر، بیش از آنکه متهم باشد، قربانی است. قربانی خشونتی که از مرز اعتراض عبور کرد و به مرز جنایت رسید. همین بس که ۲۴۲۷ شهید مظلوم، با خون خود، بقای ایران و ثبات آن را تضمین کردند؛ و همین، روشنترین نشان مظلومیت است



