به گزارش سراج24؛ رضا تقی پور، کارشناس و فعال رسانه، نوشت: هرگونه تعرض به مرزهای ایران نه یک حادثه مرزی، بلکه تعرض به هویت سیاسی، امنیت ملی و حق تاریخی یک ملت محسوب میشود. در جهانی که نظم آن بر پایه قدرت و بازدارندگی تعریف میشود، دفاع از حاکمیت مشروع نه انتخاب، بلکه ضرورت بقاست.
تجاوز به مرزهای ایران؛ عبور از خط قرمز
مرز، صرفاً یک خط جغرافیایی روی نقشه نیست؛ مرز یعنی حوزه اعمال اراده یک ملت. در حقوق بینالملل، اصل حاکمیت برابر کشورها، یکی از بنیادیترین قواعد نظم جهانی است. هیچ دولتی حق ندارد به بهانههای امنیتی، سیاسی یا حتی انسانی، حاکمیت سرزمینی کشور دیگر را نقض کند. این اصل آنقدر بنیادین است که نقض آن در بسیاری موارد به عنوان «تجاوز» تعریف میشود.
برای ایران، موضوع مرزها صرفاً امنیتی نیست؛ تاریخی، هویتی و تمدنی است. کشوری با هزاران سال سابقه حکمرانی، که بارها در طول تاریخ مورد تهاجم قدرتهای خارجی قرار گرفته، حساسیت ویژهای نسبت به تمامیت ارضی دارد. از جنگهای استعماری قرن نوزدهم تا تجاوز رژیم بعث عراق در دهه ۶۰، حافظه تاریخی ایرانیان سرشار از تجربههایی است که نشان میدهد عقبنشینی در برابر تعرض، نه صلح میآورد و نه امنیت؛ بلکه دشمن را جسورتر میکند.
به همین دلیل، هرگونه تجاوز به مرزهای ایران، در هر سطح و با هر عنوانی، عبور از خط قرمزی است که با خون نسلهای پیشین ترسیم شده است.
حاکمیت مشروع؛ یک حق ذاتی نه امتیاز سیاسی
برخی در فضای رسانهای جهانی تلاش میکنند دفاع کشورها از مرزهای خود را با برچسبهایی چون «تنشآفرینی» یا «واکنش تند» توصیف کنند. این ادبیات، در ظاهر صلحطلبانه اما در عمل یک جابهجایی مفهومی خطرناک است. دفاع از حاکمیت، اقدام تهاجمی نیست؛ اعمال یک حق ذاتی است.
طبق منشور سازمان ملل متحد، کشورها حق دفاع مشروع دارند؛ حقی که زمانی فعال میشود که امنیت یا تمامیت ارضی آنان مورد تهدید قرار گیرد. این اصل نه برای کشورهای ضعیف نوشته شده و نه مخصوص قدرتهای بزرگ است؛ قاعدهای جهانشمول است. بنابراین وقتی کشوری از مرزهای خود دفاع میکند، در حال نقض قواعد بینالمللی نیست، بلکه دقیقاً در حال اجرای آنهاست.
در مورد ایران، مسئله فقط دفع یک تهدید لحظهای نیست؛ مسئله جلوگیری از شکلگیری یک الگوی خطرناک است. اگر یک بار تعرض بدون پاسخ بماند، به یک رویه تبدیل میشود. در منطق امنیت بینالملل، بازدارندگی یعنی طرف مقابل مطمئن باشد هزینه اقدامش بیش از فایده آن است. دفاع قاطع از حاکمیت، پیام روشنی دارد: مرزهای ایران منطقه آزمون و خطا نیست.
امنیت ملی؛ حلقه پیوند حاکمیت و معیشت مردم
برخی تصور میکنند بحث حاکمیت و مرز، موضوعی صرفاً نظامی یا سیاسی است؛ در حالی که امنیت سرزمینی، مستقیماً با زندگی روزمره مردم گره خورده است. بدون ثبات مرزی، سرمایهگذاری شکل نمیگیرد، زیرساختها آسیبپذیر میشوند و اقتصاد وارد چرخه نااطمینانی میشود.
کشوری که در مرزهایش احساس ناامنی کند، ناچار است منابع بیشتری را صرف دفاع کند و این فشار، در نهایت به حوزههای اجتماعی و اقتصادی منتقل میشود. بنابراین دفاع از حاکمیت، دفاع از سفره مردم هم هست.
امنیت پیششرط توسعه است؛ نه رقیب آن
ایران در منطقهای قرار دارد که مملو از بحرانهای امنیتی است. تجربه کشورهای پیرامونی نشان داده هرجا حاکمیت تضعیف شده، شکافهای داخلی تشدید شده و بازیگران خارجی به میدان آمدهاند. دفاع از مرزها در چنین محیطی، صرفاً یک انتخاب راهبردی نیست؛ یک ضرورت عقلانی برای جلوگیری از سرنوشتهای پرهزینه منطقه است.
پیام بازدارندگی؛ زبان قابل فهم در نظم قدرت
نظام بینالملل، علیرغم تمام شعارهای اخلاقی، همچنان بر پایه موازنه قدرت عمل میکند. کشورها به اندازهای که توان دفاع از خود را نشان دهند، مورد احترام قرار میگیرند. ضعف در دفاع از حاکمیت، نه همدردی جهانی میآورد و نه تضمین امنیت؛ بلکه کشور را به صحنه رقابت دیگران تبدیل میکند.
پاسخ قاطع به تعرض مرزی، فقط واکنش به یک حادثه نیست؛ سرمایهگذاری بر امنیت آینده است. این پیام را منتقل میکند که هزینه بیثباتسازی ایران، فراتر از محاسبات کوتاهمدت است. بازدارندگی مؤثر، جنگ را دور میکند؛ نه نزدیک. زیرا طرف مقابل را از ورود به مسیر پرهزینه بازمیدارد.
حاکمیت؛ وجه مشترک دولت و ملت
یکی از مهمترین ابعاد دفاع از حاکمیت، پیوند آن با افکار عمومی است. وقتی موضوع تمامیت ارضی مطرح میشود، اختلافات سیاسی رنگ میبازد و هویت ملی برجسته میشود. مرز، خط اتصال دولت و ملت است. دفاع از آن، نه صرفاً تصمیم یک ساختار حاکمیتی، بلکه انعکاس اراده یک ملت است که نمیخواهد درباره سرنوشت سرزمینش، دیگران تصمیم بگیرند.
این همان نقطهای است که مشروعیت دفاع را تقویت میکند. دفاعی که پشتوانه مردمی دارد، صرفاً یک عملیات امنیتی نیست؛ یک کنش ملی است.
و در نهایت؛ تجاوز به مرزهای ایران، یک رویداد گذرا یا قابل اغماض نیست؛ عبور از خط قرمز حاکمیت ملی است. دفاع از این حاکمیت، نه نشانه تندروی، بلکه نشانه بلوغ راهبردی و پایبندی به قواعد بنیادین نظم جهانی است. کشوری که از مرزهای خود دفاع نکند، دیر یا زود باید در داخل مرزهایش از موجودیت خود دفاع کند.
در جهانی پرآشوب، حاکمیت همان سپر نخست ملتهاست. حفظ آن، حفظ امنیت، ثبات و آینده یک کشور است. ایران، با تکیه بر تجربه تاریخی و حق مسلم خود، نشان داده است که در برابر تعرض، نه منفعل خواهد بود و نه مردد؛ زیرا حاکمیت، خط قرمز است.



