به گزارش سراج24؛ در روزهای اخیر و پس از ناکامی دشمنان جمهوری اسلامی ایران در تحمیل اراده خود بر ملت ایران طی جنگ تحمیلی دوازدهروزه، الگوی تازهای از ناامنی ترکیبی در برخی نقاط کشور فعال شد. این الگو از دل سوءاستفاده سازمانیافته از اعتراضات صنفی و اقتصادی شکل گرفت و تلاش داشت مسیر طبیعی مطالبهگری را به اغتشاش، خشونت و بیثباتسازی امنیت ملی منحرف کند.
در همین راستا بود که رهبر انقلاب فرمودند « اعتراض، بجا است امّا اعتراض، غیر از اغتشاش است. ما با معترض حرف میزنیم، مسئولین باید با معترض حرف بزنند امّا با اغتشاشگر حرف زدن فایدهای ندارد؛ اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند.»
همانطور که رهبر معظم انقلاب در سخنان اخیر خود فرمودند، اعتراض و اغتشاش دو مقوله کاملاً متفاوتاند. اعتراض، حق قانونی شهروندان برای بیان مطالبات مشخص، محدود و قابل پیگیری است؛ مسالمتآمیز، شفاف و فاقد خشونت. در مقابل، اغتشاش پروژهای هدایتشده است که هدف آن نه اصلاح، بلکه تخریب، ایجاد رعب و فرسایش اقتدار حاکمیت است.
تخریب اموال عمومی و خصوصی، حمله به مراکز انتظامی و اداری، استفاده از سلاح سرد و گرم و تلاش برای کشتهسازی از نشانههای اغتشاش هستند. در تجمعات اخیر نیز بهوضوح دیدیم که چگونه کسبه و بازاریان در برابر افرادی که قصد داشتند اعتراض را به اغتشاش بدل کنند، ایستادند و هر زمان که تجمعات رنگ اغتشاش گرفت، خط خود را جدا کردند.
با این حال، در حوادث اخیر، بهویژه در برخی استانها، دقیقاً همین الگو مشاهده شد. اعتراضات محدود بازاریان که میتوانست در چارچوب گفتوگو و پیگیری قانونی مدیریت شود، با ورود عناصر سازمانیافته و نفوذی به صحنه، به آشوب کشیده شد.
نقشآفرینی عوامل خارجی و جنگ روانی
در حوادث اخیر دیدیم شبکههای معاند فارسیزبان و کانالهای تلگرامی و صفحات اینستاگرامی وابسته به منافقین، سلطنتطلبان و موساد، همزمان با بروز ناآرامیها، عملیات سنگین روایتسازی را آغاز کردند؛ عملیاتی که محور اصلی آن بزرگنمایی خشونت، دروغپردازی درباره تلفات و القای سرکوب خونین بود.
پروژه موسوم به «کشتهسازی» در همین چارچوب قابل فهم است. تجربه اغتشاشات سالهای گذشته نشان داده است که افزایش مصنوعی شمار کشتهها، اصلیترین ابزار دشمن برای تحریک افکار عمومی داخلی و توجیه فشارهای خارجی است. در همین راستا، در روزهای اخیر ادعای کشتهشدن برخی افراد از سوی رسانههای ضدانقلاب منتشر شد، اما کمی بعد انتشار تصاویر و گزارشهای رسمی، نادرستی این ادعاها را آشکار کرد و مشخص شد افراد مذکور زنده هستند.
تصاویر منتشرشده از تجمعات نشان میدهد بخش قابل توجهی از حاضران در تجمعات اخیر را جوانان ۱۷ تا ۲۵ ساله تشکیل میدهند؛ نسلی که غالباً نیت خشونت ندارد، اما هدف اصلی سوءاستفاده شبکههای سازمانیافته است. هشدار فرمانده انتظامی کشور به خانوادهها دقیقاً ناظر بر همین خطر است؛ کشاندن جوانان به صحنهای که طراحان آن خود در پشت صحنه ایستادهاند و هزینهها را دیگران میپردازند.
آنچه امروز در برخی نقاط کشور جریان داشت، نه یک جنبش اعتراضی خودجوش، بلکه تلاقی اعتراضات محدود با یک پروژه امنیتی برونزا است. تفکیک میان معترض و اغتشاشگر، شرط عقلانیت و شرط حفظ سرمایه اجتماعی است. در عین حال، مماشات با خشونت سازمانیافته، بهمعنای باز کردن دروازه ناامنی است؛ موضوعی که با توجه به فرمایشات اخیر رهبر معظم انقلاب، بهصراحت پایانیافته تلقی میشود.
امنیت ملی، محصول هوشیاری همگانی است. اعتراض حق مردم است، اما اغتشاش ابزار دشمن؛ مرزی که اگر مخدوش شود، نخستین قربانیان آن، خود مردم و بهویژه جوانان خواهند بود.



