به گزارش سراج24؛ ترافیک در تبریز دیگر صرفاً یک مشکل روزمره نیست؛ بلکه به حکمرانی بیاختیار بدل شده است. خیابانهای شریانی این کلانشهر، از جمله ۱۷ شهریور، آزادی، گلگشت، شهید سلیمانی و محدوده مجتمع سلامت، هر روز شاهد صحنهای تکراری و ناامیدکننده از صفهای طولانی خودروها هستند. رانندگان ساعتها در ترافیک گرفتار میشوند، بدون آنکه چشماندازی برای گشایش و رهایی از این معضل دیده شود.
این حکمران بیاختیار ترافیک، ریشه در خلاهای عمیق قانونی دارد. قوانینی که بدون توجه به تبعات زیستمحیطی و شهری، اجازه سر برآوردن مطبهای پزشکان در دل محلات مسکونی و تأسیس مدارس غیرانتفاعی بدون رعایت ضوابط را صادر میکنند. نتیجه این سهلانگاری در قانونگذاری کاملاً روشن است: قفل شدن خیابانها، قربانی شدن وقت و اعصاب رانندگان، و عملاً دست بسته ماندن مدیریت شهری در مواجهه با این بحران.
اما پرسش اساسی و بغرنج، متوجه خانه ملت، یعنی مجلس شورای اسلامی است. چگونه ممکن است نمایندگان تبریز ـ کسانی که سابقه طولانی در مدیریت شهری داشتهاند یا به طور بالقوه از ارتباط نزدیک با مسائل آن برخوردارند ـ نسبت به این گرههای قانونی که نفس شهر را گرفته، بیخبر بمانند؟ علیرضا نوین، که خود دو دوره سابقه تصدی شهرداری تبریز را در کارنامه دارد، علیرضا منادی، رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، و روحالله متفکر آزاد، عضو هیئت رئیسه مجلس، بیش از هر کس باید صدای اعتراض و درد مردم تبریز را از ترافیک فلجکننده شهر بشنوند.
اکنون، دوگانه روشنی پیش روی این نمایندگان قرار دارد. گزینهها واضح و پیامدها قابل پیشبینی هستند:
اول، اصلاح قوانین موجود: نمایندگان میتوانند با همت و اقدام عملی، قوانین دست و پا گیر فعلی را اصلاح کنند. این اصلاحات باید اختیارات لازم را به مدیران شهری بدهد تا بتوانند از ایجاد کاربریهای غیرضروری، سفرزا و به تبع آن ترافیکزا در مناطق شهری جلوگیری کنند. این مسیر، راهی به سوی مدیریت پایدار و روانسازی عبور و مرور است.
دوم، سکوت و بیخبری: در مقابل، اگر نمایندگان همچنان بر مدار سکوت و بیعملی باقی بمانند، ناخواسته شریک بیخبری و استمرار این وضعیت خواهند بود. در این صورت، مردم تبریز همچنان زیر سایه سنگین حکمرانی بیاختیار ترافیک، روزهای ارزشمند خود را در ترافیک از دست خواهند داد و صدایشان شنیده نخواهد شد.
سرمقاله امروز، یک مطالبه ساده اما حیاتی دارد: مجلس باید پاسخ دهد. رانندگان و شهروندان تبریز دیگر توان تحمل غبار منفعتطلبیهای احتمالی و بیخبری مسؤولان را ندارند. صدای شهر بلند شده است؛ آیا مجلسیان آن را خواهند شنید و به وظیفه قانونی و اخلاقی خود عمل خواهند کرد؟



