قیمت سکه و ارز
۱۳۹۲/۰۱/۲۶ - ۰۲:۲۲
نگاهی تحلیلی به اوضاع سیاسی حاکم بر لبنان؛

چرا دولت در لبنان همیشه ضعیف است؟

انتخاب تمام سلام به عنوان نخست‌وزیر جدید لبنان می‌تواند اوضاع سیاسی لبنان را دگرگون کند؛ چرا که بحث موضع‌گیری این کشور در برابر سوریه چالش پیش روی وی است.

 چرا دولت در لبنان همیشه ضعیف است؟

به گزارش « سراج24 » در این مطلب بعد از بررسی علل ساختار ضعیف دولت در لبنان، استعفای میقاتی و دلایل آن بررسی می‌شود. سپس در ادامه انتخاب تمام سلام به عنوان نخست‌ وزیر جدید تحلیل و سناریوهای پیش‌روی وی ارائه خواهد شد.

با استعفای نجیب میقاتی در تاریخ2فروردین92 و روی کار آمدن تمام سلام به عنوان نخست‌وزیر لبنان، سؤالاتی پیش آمده مبنی بر این که این امر بر تحولات داخلی، انتخابات آتی این کشور و در نهایت در سطح منطقه‌ای، به وی‍ژه در خصوص موضع‌گیری لبنان در برابر بحران سوریه، چه تأثیراتی خواهد داشت؟ تمام سلام با پشتوانه‌ی کدام گروه‌ها و کشورها به قدرت رسیده است؟ سناریوهای پیش روی لبنان، متأثر از انتخاب ایشان، چه خواهد بود؟ و... به نظر می‌رسد اگرچه به دلیل ساختار ضعیف دولت در لبنان، تغییر دولت تأثیر چندانی در تحولات داخلی و منطقه‌ای نداشته باشد، ولی این امر به شکل محدود، تأثیراتی بر بحث انتخابات اخیر و شرایط پیچیده‌ی اوضاع سوریه خواهد داشت.

قبل از تحلیل اوضاع لبنان لازم است در مورد شکل و ماهیت سیاست و حکومت در این کشور توضیحاتی داده شود. کشور لبنان از لحاظ شکلی نوعی جمهوری است که قدرت خود را از پارلمان اخذ می‌کند و این پارلمان رؤسای سه‌گانه، یعنی رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر و رئیس پارلمان را معین می‌کند. تبیین‌های مختلفی از ماهیت سیاست در لبنان ارائه شده است. برخی کارشناسان این شکل از سیاست را بر اساس نظریه‌ی دمکراسی انجمنی[1] لیج فارت تبیین می‌کنند، ولی این تبیین به دلیل قدرت سنتی برخی خانواده‌ها و اشخاص و عدم امکان گردش نخبگان با مشکل اساسی روبه‌روست و به نظر می‌رسد نظریه‌ی دولت ضعیف و جامعه‌ی شبکه‌ای میگدال[2] از قدرت تبیین بیشتری برخوردار است. طوایف لبنان، به عنوان شبکه‌های قدرت، از تأثیرگذاری زیادی در عرصه‌ی سیاست برخوردارند.

از لحاظ ماهوی، قدرت سیاسی در اختیار رهبران سیاسی طوایف مختلف است و هر چه طایفه قدرتمندتر و متحدتر باشد، جریان سیاسی آن نیز قدرتمندتر است. لبنان دارای هجده طایفه است، ولی قدرت بین سه طایفه‌ی مسلمان شیعه، مسلمان سنی و مسیحی مارونی تقسیم شده است و دروزی‌ها نیز همواره به عنوان متوازن‌کننده‌ی این سه طایفه عمل می‌کنند.

همین ساختار تقسیم قدرت بین شبکه‌های مختلف دولت، موجب به وجود آمدن دولت ضعیف در لبنان شده طوری که از قدرت تأثیرگذاری آن به شدت کاسته است. این امر مانع ایجاد دولت فراگیر و اتخاذ سیاست خارجی متناسب در این کشور شده و به همین دلیل، جناح‌های سیاسی برای حفظ قدرت ، با قدرت‌های خارجی دارای ارتباطات زیادی هستند.

از دل این طوایف، دو جناح اصلی چهارده مارس و هشت مارس به وجود آمده که این مسئله ریشه در جهت‌گیری‌های منطقه‌ای در جنوب غرب آسیا دارند؛ به طوری که جریان هشت مارس کنار جریان مقاومت، شامل کشورهای جمهوری اسلامی ایران و سوریه و در مقابل، جناح چهارده مارس نزدیک به جریان محافظه‌کار، مثل عربستان سعودی و کشورهای دیگر حاشیه‌ی خلیج فارس در منطقه‌ی جنوب غرب آسیاست. جناح هشت مارس شامل حزب‌الله، جنبش امل، جریان آزاد ملی به رهبری میشل عون، جریان المرده به رهبری سلیمان فرنجیه و چند گروه و حزب دیگر و جناح چهارده مارس شامل جریان المستقبل به رهبری سعد الحریری، حزب کتائب به رهبری امین جمیل، حزب نیروهای لبنانی به رهبری سمیر جعجع و چندگروه و حزب دیگر است و حزب سوسیالیست پیشرو به رهبری ولید جنبلاط، گاهی در این جناح و گاهی در جناح دیگر چرخش می‌کند.

اختلافات این دو جریان در سطح داخلی نیز ریشه در خارج دارد. موضع‌گیری بر ضد سلاح مقاومت و نوع برخورد با مسئله‌ی فلسطین اصلی‌ترین موضوع اختلاف ایشان است و در حوزه‌های مختلف، از جمله سیاست، اقتصاد و تعامل با قدرت‌های بزرگ نیز گسترش می‌یابد.
در این حالت که حلقه‌ی دولت‌های همسایه‌ی خواستار تغییر نظام سوریه، تنگ‌تر شده است، اگر لبنان هم به دامنه‌ی کشورهای تحریم‌کننده‌ی سوریه بپیوندد، این کشور از تأمین کالاهای اساسی که به دلیل ناامنی راه‌های شمالی، از طریق لبنان وارد می‌شود، مشکلاتی را پیش خواهد آورد.
دولت نجیب میقاتی در 25 ژانویه 2011، بعد از استعفای دسته‌جمعی وزرای جناح هشتم مارس از کابینه‌ی سعد الحریری، که منجر به سقوط آن گردید، تشکیل شد. این دولت متشکل شده بود از جریانات و احزاب جناح هشت مارس، حزب سوسیالیست پیشرو به رهبری ولید جنبلاط و افراد مستقل، همچون شخص نجیب میقاتی و محمد صفدی. جناح چهارده مارس از پیوستن به کابینه امتناع کرد و در جایگاه مخالف دولت قرار گرفت.

دولت میقاتی در مدت فعالیت خود با هجمه‌های زیاد داخلی از طرف جریان چهارده مارس و گروه‌های خارجی، به خصوص در قضیه‌ی سوریه مواجه بود. اول مسئله‌ی تمدید کمک مالی به دادگاه وی‍ژه‌ی رفیق حریری مطرح بود که جناح هشت مارس، به عنوان بدنه‌ی اصلی کابینه، به کلی با این امر مخالف بود. مسئله‌ی بعدی بحث بر سر نحوه‌ی برگزاری انتخابات سال 2013 مطرح بود که هم‌اکنون هم در پارلمان این کشور در جریان است در واقع همین امر موجب استعفای میقاتی شد. اما باید گفت در موضوع انتخابات، میقاتی برای از دست ندادن وجهه‌ی خود در میان اهل سنت، موافق قانون انتخاباتی سال 1960 بود. این در حالی است که اکثریت جریان هشت مارس موافق قانون انتخاباتی ارتودکسی بودند و این امر برای میقاتی تناقض ایجاد کرده بود. ماندن با جناح هشت مارس به معنای جهت‌گیری به سمت خاصی در این اختلافات بود و ممکن بود اعتبار سیاسی مستقل‌مآبانه‌اش را، که سعی در ایفای آن داشت، خدشه‌دار کند.

در سطح منطقه‌ای نیز عربستان سعودی و غرب، به دلیل اینکه در تحلیل خود، این دولت را منتسب به حزب‌الله و جناح هشت مارس می‌دانستند، با دولت میقاتی تعامل مناسبی نداشتند و همواره در صدد ضربه زدن و ساقط کردن این دولت بودند.

عربستان سعودی امروز در تحلیل وضعیت خود در معادلات منطقه‌ای، در شرایطی قرار دارد که خود را در تعارض جدی با قدرت ایران می‌بیند و سعی در موازنه‌سازی قدرت با آن را دارد و موضوع سوریه و نتیجه‌‌ی آن، برای این کشور اهمیت استراتژیک دارد و بی‌طرفی دولت میقاتی یکی از موانع اصلی تحقق این استراتژی عربستان سعودی است. ریاض در همین راستا و با فشار داخلی و خارجی و سعی در رادیکالیزه کردن فضا بین دو جناح سیاسی لبنان، میقاتی را تحت فشار قرار داد. برای مثال، سفر ولید جنبلاط به عربستان در ماه‌های اخیر در همین راستا بود و دولت اگر سقوط هم نمی‌کرد، با عدم پشتوانه‌ی پارلمانی مواجه می‌شد و میقاتی با درک این مسئله، قبل از سقوط دولت، ترجیح داد که استعفا دهد.

با استعفای میقاتی، جناح چهارده مارس مخصوصاً با جلب نظر ولید جنبلاط در عربستان، این شانس را داشت که دولت جدید را بدون حضور جناح هشت مارس تشکیل دهد و در این شرایط، افراد تندرو متمایل به جناح محافظه کار و ضد جریان مقاومت و سوریه در دولت، قدرت می‌گرفتند. در همین راستا، با حمایت عربستان سعودی، اشخاصی همچون ژنرال اشرف ریفی، رئیس بازنشسته‌ی پلیس لبنان، محمد شطح، از اعضای برجسته‌ی المستقبل، فؤاد السنیوره، نخست‌وزیر سابق از المستقبل و خالد قبانی، امکان دستیابی به کرسی نخست‌وزیری در شرایط حساس کنونی، یعنی انتخابات آتی و بحران سوریه را داشتند.

اما این امر با موانعی همچون عدم تشکیل کابینه، که نیاز به آرای افراد مستقل داشت، با مشکل مواجه بود. در اینجا جناح چهارده مارس، با عقب‌نشینی از اهداف بلندپروازانه‌ی خود، با معرفی تمام سلام، که فرزند نخست‌وزیر سابق لبنان، یعنی صائب سلام و همچنین وزیر سابق فرهنگ و رئیس مؤسسه‌ی خیریه‌ی اسلامی مورد حمایت مالی برخی از افراد کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس با عنوان المقاصد بوده است، سعی دارد هرجند محدود به اهداف خود دست یابد. بر کسی پوشیده نیست که تمام سلام دارای روابط گسترده با عربستان سعودی است و از لحاظ سیاسی، نزدیک به جریان چهارده مارس است، ولی همواره سعی کرده است از ورود به مناقشات سیاسی دوری کند و از خود یک شخصیت مستقل و فعال اجتماعی نشان دهد.
ساختار تقسیم قدرت بین شبکه‌های مختلف دولت در لبنان، موجب به وجود آمدن دولت ضعیف در این کشور شده طوری که از قدرت تأثیرگذاری آن به شدت کاسته است. این امر مانع ایجاد دولت فراگیر و اتخاذ سیاست خارجی متناسب در این کشور شده و به همین دلیل، جناح‌های سیاسی برای حفظ قدرت ، با قدرت‌های خارجی دارای ارتباطات زیادی هستند.
وی در بین اکثر جناح‌ها، از احترام برخوردار است و به همین دلیل، از 128 رأی پارلمان، 124 رأی را کسب کرد. لازم به ذکر است جناح هشت مارس به خوبی می‌داند که تمام سلام گزینه‌ی عربستان سعودی و نزدیک به جریان مخالف است، اما ایشان با سیاستی مدبرانه، با تأیید تمام سلام برای نخست‌وزیری، موجب دستیابی فردی میانه‌روتر به قدرت شدند تا جلوی تندروهای احتمالی جناح چهارده مارس را بگیرند و با مشارکت در کابینه‌ی دولت تمام سلام، اهداف خود در انتخابات و سوریه را پیگیری کنند. سناریوهای احتمالی پیش روی لبنان متأثر از انتخاب تمام سلام را می‌توان این گونه بیان کرد:

1. موضع‌گیری دولت تمام سلام علیه نظام سوریه و سلاح مقاومت در همراهی با جریان محافظه‌کار و غرب: در این شرایط که بحران سوریه یکی از سخت‌ترین دوران خود را می‌گذراند، موضع‌گیری لبنان بر ضد آن، ولو اندک، تأثیرگذاری فراوانی بر سوریه دارد، زیرا در این حالت که حلقه‌ی دولت‌های همسایه‌ی خواستار تغییر نظام سوریه، تنگ‌تر شده است، ژئوپلیتیک خاص لبنان، به دلیل نزدیکی مرزهای این کشور با دمشق، پایتخت سوریه و شهرهای آشوب‌خیز همچون حمص و حماه، بر پیچیدگی اوضاع خواهد افزود.

اگر لبنان هم به دامنه‌ی کشورهای تحریم‌کننده‌ی سوریه بپیوندد، این کشور از تأمین کالاهای اساسی که به دلیل ناامنی راه‌های شمالی، از طریق لبنان وارد می‌شود، مشکلاتی را پیش خواهد آورد. از سوی دیگر، دولت ناسازگار با مقاومت، اگرچه توان رویارویی با حزب‌الله را ندارد، ولی می‌تواند موجب بروز مشکلات و قرار دادن حزب‌الله در شرایطی شود که هزینه‌ها را بالا می‌برد و تمرکز را از دغدغه‌ی اصلی خود، یعنی مواجهه با رژیم صهیونیستی، به مسائل داخلی منحرف کند که این مسئله از اهداف اصلی دشمنان حزب‌الله، همچون عربستان سعودی، ایالات متحده‌ی آمریکا و به ویژه رژیم صهیونیستی است.

2. تشکیل دولت وحدت ملی: یکی دیگر از سناریوهای محتمل، تشکیل دولت وحدت ملی است. جناح هشت مارس، با ورود به کابینه و تشکیل دولت وحدت ملی، می‌تواند مانع تغییر سیاست بی‌طرفی لبنان در قبال سوریه و مانع پیوستن این کشور به جمع کشورهای متعارض با سوریه شود و از سوی دیگر، مانع ایجاد مشکل برای جریان مقاومت و سلاح آن شود. معتدل شدن فضا و کم شدن هجمه علیه این جریان، در فضای انتخاباتی اخیر، از نتایج دیگر تشکیل دولت وحدت ملی است. در این شرایط، حضور حتی کم‌رنگ جریان همسو با مقاومت در کابینه‌ی دولت آینده، می‌تواند به عنوان مانع در برابر تندروهای احتمالی جریان همسو با جریان محافظه‌کار، در موضوع انتخابات آتی لبنان و همچنین مشکلات احتمالی برای نظام سوریه، مطرح شود.

در جمع‌بندی مباحث فوق باید گفت اگرچه تغییر دولت در لبنان، تغییر خاصی در معادلات منطقه‌ای در جنوب غرب آسیا ایجاد نمی‌کند، ولی به دلیل شرایط خاص منطقه و با توجه به دوره‌ی گذار تحولات بیداری اسلامی و همچنین طولانی شدن بحران سوریه، تغییر جزئی نیز منجر به تأثیراتی عمیق می‌شود که نباید از آن‌ها به سادگی گذشت. تحول اخیر در لبنان نیازمند دقت‌ نظر و تحلیل صحیح اوضاع، به ویژه از سوی جمهوری اسلامی ایران، به عنوان محور اصلی مقاومت، برای مقابله با تهدیدات احتمالی از سوی غرب و جریانات منطقه‌ای همسوی آن است.

پی‌نوشت‌ها:

[1]Arend Lijphart, Electoral Systems and Party Systems: A Study of Twenty-Seven Democracies: 1945–1990, Oxford: Oxford University Press, 1994.

[2] Joel S. Migdal, Strong Societies and Weak States: State-Society Relations and State Capabilities in the Third World, Princeton, NJ.: Princeton University Press, 1988.

حسین آجورلو/ کارشناس مسائل لبنان

 

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۲
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••