به امید نیم نگاهی از شش گوشه...

پیاده از درب منزل تا کربلا/ حکایت پر فراز و نشیب سفره 40 روزه سه لرستانی برای زیارت اربعین+تصاویر

پیاده از درب منزل تا کربلا/ حکایت پر فراز و نشیب سفره 40 روزه سه لرستانی برای زیارت اربعین+تصاویر

به گزارش سراج24؛  چند سالی بود که به هیجان مثبت معنوی در ابتدای ماه صفر عادت کرده بودیم و قطب نمای قلبمان تحت تاثیر مغناطیس عشق حسینی به تب و تاب می افتاد و با پای جان به دنبال تهیه مقدمات خاطره انگیزترین سفر تاریخ می افتادیم هجرت کوتاهی که شادی، حزن، هیجان، ایثار، ارادت، گریه، رفاقت، خاک نشینی، عروج، وحدت، بصیرت و همه و همه در هم با آمیخته بود تا جماعتی پر از اکسیر محبت به نام ملت امام حسین علیه سلام شکل گیرد.
ملت امام حسین علیه سلام مرز جغرافیایی نمی شناسند و گستره ای به اندازه جغرافیای کره زمین دارد.جماعت مشکی پوشان از مدینه و  مشهد و قم و دمشق و تهران و خرم آباد رهرو دارد تا لس انجلس نیویورک و لندن و پاریس؛ ضعیف و غنی و مرد و زن و از هر طیفی در این بزم آخرالزمانی سیاهی لشگر دارند از دورترین نقاط عالم تا نزدیکترین مسیرها به کربلا با وسیله و یا بی وسیله خود را به شش گوشه ترین قبله عالم می رسانند.
در این بین گروهی از زوار اربعین در ایران وجود دارند که نوع عزیمت خود را به کربلا خاص انتخاب می کنند و از درب منزل تا عتبات مقدسه ی عراق را با پای پیاده و با کمترین امکانات طی طریق می کنند. حال که به خاطر بلیه عالم گیر کرونا دو سالی است که از زیارت اباعبدالله الحسین علیه سلام محروم شده ایم برای زنده کردن خاطره های بی مانند سفر اربعین و عشق بازی با انوار منیره حسینی پای صحبت های زائری می نشینیم که توفیق آن را داشته که از درب منزل تا حرم سید الشهدا علیه سلام را با پای پیاده طی مسیر کند..
سجاد به همراه برادر خود و خادم حرم حضرت رضا علیه سلام  سه نفری پیاده از خرم آباد حرکت می کنند و در یک سفر پر فراز و نشیب و 40 روزه مشاهد مشرفه عراق را زیارت می کنند و به خانه بر می گردند.گفت و گوی ذیل چکیده جلسه چند ساعته با این کربلایی است.  
*ضمن معرفی کوتاه بفرمایید چه شد که شما تصمیم گرفتید پیاده از خرم آباد تا کربلا طی طریق کنید.
عرض سلام و خدا قوت دارم خدمت شما ؛ سجاد دولتشاهی هستم و نوکر کمترین و وصله ناجور مجلس و مسیر سیدالشهدا علیه سلام. مهندسی معماری خوانده ام و شغل آزاد دارم و البته مسئولیت مختصری هم در یکی از عرصه های فضای مجازی دارم. حقیقتش را بخواهید بنده هیج برنامه ای برای سفر پیاده از درب منزل تا حرم امام حسین علیه سلام نداشتم و برنامه ریزی متفاوتی هم از مدت ها قبل برای ایام اربعین انجام داده بودم اما همه چیز به یکباره انجام شد و تا به خودمان آمدیم دیدیم که مسافر طریق الحسین علیه سلام هستیم.
راوی کشوری حاج حسین یکتا یک جمله یادگاری و الهام بخش دارند که واقعا می تواند راهبرد زندگی ها باشد و آن این است که هر جا نسیم از فردوس وزیدن گرفت سعی کن به هر نحو ممکن خودت را همراه و هم جهت با این نفخه بهشتی کنید و الحمدالله این نکته در زندگی شخصیم به عنوان یک اصل پیاده شد و دوستمان آقای مردانی که خادم امام رضا علیه سلام است وقتی موضوع زیارت را مطرح کردند و خانواده مخالفتی نداشتند و شرایط هم کاملا مهیا بود به اتفاق برادرم مسافر این سفر خاطره انگیز شدیم.
البته این ظاهر ماجراست و حقیقت موضوع چیز دیگری است و بزرگان در این مورد جمله ای گفته اند که حقیر هم به آن اعتقاد صد در صد قلبی دارم و آن اینکه تا حضرات اهل بیت علیه سلام اراده نکنند محال است دعوت و بزمی و زیارتی در کار باشد و در مورد جور شدن مقدمات این زیارت پیاده، ناگفتنی هایی هست که بهتر است در سینه پر از گناهم بماند اما جان کلام را آن بزرگ در قالب یک شعر گفته اند  که تا که از جانب معشوق نباشد کششی    کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد.
درمورد تاریخ و مسیر انتخابی و مدت سفر توضیح بفرمایید
16 شهریور ماه  1398 برابر با ششم یا هفتم محرم بود که استارت حرکت زده شد و بعد از طی کردن مسافت تقریبا 300 کیلومتری و عبور از آزاد راه خرم آباد پل زال و عبور از شهرهای اندیمشک، شوش عبدالخان، بستان در نهایت به مرز چزابه رسیدیم و اگر اشتباه نکنم بخشی از مسافرت که مربوط به ایران می شد با احتساب یکی دو روز استراحت نزدیک به 12 روز طول کشید و در بخش عراقی مسیر هم به ترتیب از شهرهای شیب، مشرح، العماره، زینبیه، فجر، عفک، دیوانیه،کوفه و نجف و پیمودن تقریبا 400کیلومتر در طی تقریبا 17 روز به شهر مقدس نجف رسیدیم و البته در بین راه استراحت هم داشتیم  و کل مسیر رفت و برگشت 40 روزی به طول انجامید.
آقای دولتشاهی معمولا پیاده روی اربعین از درب منزل  تا کربلا در ایران مرسوم نیست و امکاناتی همانند موکب های متعدد خدماتی همانند کشور عراق هم در کار نیست آیا شما امکانات خاصی با خودتان داشتید و یا از طرف ارگان و یا اشخاصی با برنامه ریزی قبلی حمایت می شدید؟
ابتدای سفر از درب منزل یک سلام به امام حسین علیه سلام دادیم و گفتیم آقا داریم می آییم و با تنها کسی که هماهنگ کردیم ارباب بود و خدا شاهد و گواه است در طول سفر عنایت و نظر رحیمیه امام را با جان و دل نه یکبار بلکه صدها بار مشاهده کردیم و الان که با شما صحبت می کنم تداعی آن هم لطف و کرم  قلبم را جلا می دهد و دوست دارم یک دل سیر چشمانم را بارانی کنم.
ما از درب منزل که حرکت کردیم تا زمانی که حرم حضرت مسلم بن عقیل را در کوفه و حرم اقا امیرالمومنین علیه سلام را در نجف و ضریح شش گوشه امام حسین علیه سلام و حرم پر ابهت حضرت ابوالفضل العباس علیه سلام را زیارت کردیم و تا پا به منزل گذاشتیم با تمام وجود احساس می کردیم که امام حسین علیه سلام به ما توجه دارد البته نه اینکه خدایی نکرده این حرف های را حمل بر خودستایی کنید بلکه به عنوان سیاهه ای آلوده و وصله ای ناجور این حرف ها را میزنیم. به قول حاج منصور ارضی کسی نمی تواند نام ابولهب را در قرآن بدون وضو لمس کند حالا حقیر هم آلوده ای بودم در این مسیر که سیاه پوش امام و تحت عنایت ایشان. 
مسیر خرم اباد پل زال فقط چند روستای دورافتاده و 120 کیلومتر مسافت دارد خوب چگونه و با چه امکاناتی طی طریق کردید؟
مسیرهای پیاده روی این چنینی باید فقط چند قلم وسایل بسیار ضروری همراه خود داشته باشید وگرنه جایی حتما کم خواهید آورد و شما اگر پیاده روهای عراقی به ویژه ساکنان جنوب عراق را که مسافت زیادی تا کربلا را می پیمایند ببینید به جز یک کوله بسیار سبک چیزی همراه خود ندارند و ما هم این مدلی حرکت کردیم و امکانات خاصی به همراه نداشتیم اما به محض اینکه مردم پرچم امام حسین علیه سلام را می دیدند ترمز می گرفتند و هر آن چه در ماشین داشتند و نداشتند را در اختیار ما قرار می دادند و صحنه هایی از محبت خالص و مهربانی مردم دیده ایم که نمی توانیم با جملات بیان کنیم. 
یادم می آید خانم میانسال اما شکسته ای در کنار جاده به استقبال ما آمده بود و بعد از سلام و صلوات و خدا قوت گرم، بغچه ای که محتویات آن یک بطری آب سرد و مقداری نان و خیار بود را به ما تحویل داد و گفت از دور که شما را دیدم گفتم بیایم و سلامی عرض کنم، شرمنده هستم که بیشتر از این چیزی در خانه ندارم؛ همسرم علیل و در بستر بیماری است لطف کنید کربلا رسیدید حرم حضرت ابوالفضل العباس علیه سلام ما رو دعا کنید.
خلاصه کلام اینکه سوال فرمودید چطوری این مسیر بدون توشه و امکانات و موکب را داخل خاک ایران پیمودید فقط یک علت داشت و آن هم چیزی نبود جز محبت مردم به امام حسین علیه سلام؛ درست است که موکب ثابتی در مسیر وجود نداشت اما ما شاید چند هزار موکب سیار در جاده ها دیدیم و ایستگاه ها صلواتی بزرگ و کوچکی که چهار چرخ داشتند و سرعت بالای 100 کیلومتر، و هر زمان زواری را می دیدند ترمز کرده و هر آنچه امکانات داشتند و نداشتند را در طبق اخلاص می گذاشتند و در اختیار زائران پیاده قرار می دادند.
خیلی خودمانی لطف کنید بگویید برخورد مردم ایران با شما گرمتر بود یا عراق؟
خوب محبت امام حسین علیه سلام، ایرانی و عراقی و غیره نمی شناسد ما اربعین سال های قبل، لطف و محبت مردم عراق با زوار امام حسین علیه سلام را با جان و دل دیده بودیم و لمس کرده بودیم و خودمان هم الحمدالله همیشه سیاهی لشگر اهل بیت علیه سلام و بزرگ شده هیئات بودیم و می دیدیم که نوکران ایرانی سیدالشهدا علیه سلام هم چطور بذل مال و جان می کنند البته منکر این مسئله نمی شویم که برادران عراقی نوکریشان عیان و ملموس تر است اما تجربه ای که در این سفر پیدا کردم این بود که مردم ایران با هر دیدگاه سیاسی و مرامی و مسلکی حقیقتا امام حسین علیه سلام را خیلی بیشتر از تصور ما دوست دارند و به برکت پیاده روی زیارتی این موضوع برایم روشن شد.

همه روستاها و شهرهایی که از آن عبور کردیم می دیدیم مرد و زن و پیر و جوان به هر نحوی ارادت خود را به این بیرق سیاه نشان می دادند یکی با سلام و خدا قوت و روی گشاده دیگری با مواد خوراکی و آشامیدنی و خیلی از صاحبان وسایل نقلیه که به هر دلیلی نمی توانستند ترمز کنند با بوق زدن به این پرچم احترام می گذشتند و نکته دیگر اینکه در این مسافرت کوچکترین بی احترامی به این گروه سه نفره نشد و گویا تمام مسیر سفر تبدیل شده بود به عرصه ظهور و بروز این آیه مبارکه ادخلوها به سلام آمنین و فقط سلام بود و رحمت.
*گفتید که بیش از 100 خاطره از این مسیر دارید که هر کدام یک روضه مصور است لطف کنید و خاص ترین خاطره این سفر را بیان کنید.
پای من و برادرم در همان روزهای نخست سفر به شدت تاول زد و تاول پاشنه پای خودم به قدری بزرگ شد که در عمرم چنین چیزی ندیده بودم متاسفانه به خاطر این قضیه پاشنه پایم به شدت زخمی و دردناک شده بود به نحوی که جرات نمی کردم سنگریزه ها را از داخل تاول ترکیده خارج کنم و حد فاصل شهرهای شوش و الوان با درد و احتیاط و خونریزی حرکت می کردم و جراحت در حال تبدیل شدن به یک زخم عفونی بود. غروب که به شهر الوان رسیدیم باید سریع یک جراحی مختصر و پایم پانسمان می شد هنوز لحظاتی از ورودم به شهر نگذشته بود که مرد میانسالی فریاد زنان گروه را مورد خطاب قرار داد و نزدیک که آمد با چهره ای متاثر ما را با خواهش و التماس به منزل خود راهنمایی کرد بیشتر که با این مرد که نامش حسین بود هم کلام شدیم متوجه شدیم که این توفیق را پیدا کرده ایم که با خادمی از خدام اباعبدالله علیه سلام آشنا شویم که لنگه او را در محبت به زوار ندیده بودیم.
دیدن حسین همان و نزول رحمت و برکات امام حسین علیه سلام همان؛ حسین با دیدن پای مجروح به فوریت وسایل جراحی سرپایی را تهیه و با آشنایی که این سالها از جراحی و پانسمان پای زوار پیدا کرده بود تاول را برید و شن و سنگریزها را که داخل گوشت پایم فرو رفته بود را خارج و بعد پانسمان کرد و بعد هم مشغول پذیرایی و فراهم کردن وسایل رفاهی برای ما شد نکته متاثر کننده این بود که هر بار ایشان وارد اتاقی که استراحت می کردیم می شد و ما را می دید با چشمان پر از اشک فریاد یا حسین سر می داد و از اباعبدالله علیه سلام تشکر می کرد که زوار را مهمان خانه او کرده است. او و سه برادر دیگر به همراه پدر و مادر هر ساله در ایام اربعین به مدت 17 روز 400 وعده غذا در هر صبحانه ، نهار و شام آماده و تحت موکب اصحاب الکساء در اختیار زوار قرار می دهند.
رفتار محبت آمیز این نوکر با اخلاص اهل بیت علیه سلام و پای مجروح و پانسمان شده من سبب شد که مجاب شویم دو شب مهمان بزم حسینی حسین عبدالخان باشیم و خدا می داند چه قدر مجالست با ایشان دلپذیر و چه قدر فراق و جدایی از این عزیز خدا برای ما نارحت کننده بود و فقط طی طریق در مسیر اباعبدالله این هجران را برای ما قابل تحمل می کرد البته بعد از بازگشت از عراق، حسین را رها نکردم و ایشان بذل محبت می کنند و در سفرهای زیارتی و کاری به سمت قم و تهران مهمان کلبه درویشی حقیر و همسفرم آقای مردانی می شوند و الحمدالله یکی از برکات این سفر آشنایی با چنین شخصیت ممتاز حسینی بود.
*کمی از سفر خود در خاک عراق بگویید
اشکال کوچکی که سفر ما داشت این بود که 10 روز قبل از شروع پیاده روی مردم جنوب عراق وارد این کشور شدیم و هیچ کدام از سه هزار موکبی که از مرز چذابه تا شهر کوفه امتداد داشتند هنوز شروع به فعالیت نکرده بودند و اهیمت این موضوع به خاطر آن است که از شهر العماره تا دیوانیه که 300 کیلومتر است بیشتر مسیر بیابانی است و به جز چند شهر کوچک و چندین روستا هیچ، آبادانی وجود ندارد و فقط موکب بسته و غیر فعال وجود داشت.
باز نبودن مواکب کار را بعضی مواقع سخت کرده بود و جاده های مسیر پیاده روی در بسیاری از مکان ها، بسیار کم تردد بود و ما بودیم و گرمای سوزناک اوایل مهر ماه عراق و بیابان های بدون آب و علف؛ خوب مهر و محبت مردم عراق به زوار نیاز به تعریف حقیر ندارد و درست بود که مواکب بسته بودند اما الحمدالله به مدد شیعیان شهرهای جنوبی عراق با مشکل جدی برخورد نکردیم و بودند خانواده هایی که 5 روز کامل با ماشین به ما سرویس می دادند و آن هم در شعاع نزدیک به 80 کیلومتر؛ به این نحو که که غروب با ماشین سراغ ما می آمدند و شب مهمان بزم کرمشان بودیم و فردا صبح دوباره ما را سر همان نقطه دیروزی پیاده می کردند و این کار تا چند روز ادامه داشت تا مسیرهای پیاده روی به نقطه آباد و امنی ختم شود. 
*در کشور عراق با امثال حسین عبدالخان های ایران برخورد نکردید؟
اوایل گفت و گو خدمتتان عرض کردم که اگر بخواهیم از خاطره ها صحبت کنم حداقل 100 اتفاق شنیدنی در طول این  40روز سفر برای ما پیش آمد که گروه مستند سازی نبود که آن ها را ثبت و ضبط کند اما خدا و اهل بیت علیه سلام شاهد و ناظر هستند و حقیقتا در این فرصت محدود نمی توان یک دهم آن ها را بیان کرد که به یک نمونه از آن ها اشاره می کنم.
نزدیکی های شهر دیوانیه شخصی که سوار ماشین مدل بالایی بود وقتی ما را دید سرعت را کم کرد و نزدیک آمد و گفت، ایرانی؟  با اشاره گفتم بله؛ جلوتر از ما ماشین را پارک کرد وقتی پیاده شد جوانی چهارشانه و بلند قامت را زیارت کردیم  با صورتی بارانی، به آرامی و لطافت نزدیک آمد گفت، "انا محب الایران" "انا محب الزوار الحسین علیه سلام" "انا محب الحسین علیه سلام" و یکی یکی ما را در آغوش گرفت انگار که برادرهای
گمشده خود را پیدا کرده است و همچنان که اشک چشمانش جاری بود دست در جیب برد و اگر اشتباه نکنم 100 هزار دینار پول را کف دست خادم امام رضا علیه سلام آقای مردانی گذاشت و با زبان عربی که دقیقا متوجه نشدم چه بود با التماس خواهش و با نگاه صورت از ما می خواست که رد احسان نکنیم، بعد هم با سرعت سوار ماشین شد و در صفحه افق محو شد.

*شما آشنایی با زبان عربی عراقی نداشتید؟
خیلی کم در حد آشنایی با بعضی کلمه های عربی قرآنی
*نا آشنایی با زبان بومی عراق آن هم برای شما که تک و تنها بودید و به قول خودتان 10 روز زودتر از ایام مرسوم پیاده روی در این کشور حاضر بودید مشکلی برایتان ایجاد نمی کرد؟

خیلی از افراد و خانواده هایی که مهمان آن ها بودیم سعی می کردند هر طوری که شده کسی که به زبان فارسی آشنا باشد را در کنار ما داشته باشند و بعضی هم که "فارسی بلد" نداشتند دوستانی عرب زبانی از استان خوزستان داشتند و از طریق واتساپ تماس می گرفتند و مثلا به آن رفیق پشت خط می گفتند بگویید که چه نیازی دارید تا ما آن را برطرف کنیم و بعضی جاها هم که هیچ کدام از این امکان ها وجود نداشت بالاخره با ایما و اشاره و "عربی ناقص ما" و "فارسی نیم بند" آن ها ارتباط برقرار می کردیم اما حقیقتا همه زوار و نوکران و خادمان و عزادارن امام حسین علیه سلام یک زبان بین المللی دارند و آن عشق و مودت به سیدالشهدا علیه سلام است.
*خاص ترین خاطره شما از کشور عراق را لطف کنید و بیان کنید.
خاص ترین خاطره برای ما در این سفر زیارت امام المتقین حضرت علی علیه سلام بود. حقیقتا از درب منزل که حرکت کردیم تمام فکر و ذکر ما زیارت امام حسین علیه سلام بود و به قصد زیارت چهلم شهادت سیدالشهدا علیه سلام از منزل حرکت کردیم اما به شهر مقدس نجف نزدیک می شدیم گویا در محیط جاذبه حضرت امیرالمومنین علی علیه سلام ورود پیدا می کردیم و بیشتر دیوانه و سرگشته پدر یتیمان عالم می شدیم و حقیقتا اختیار قلب دست ما نبود و آنچنان در کمند محبت مولا قرار گرفته بودیم که زیارت اباعبدالله الحسین علیه سلام را فراموش کرده بودیم و چنینی محبتی را شاید قبلا این مدلی تجربه نکرده بودیم و معتقدم هدیه ای بود از خان کرم مولا علیه سلام، به قول مرحوم اسماعیل دولابی هر زمان که به یاد امام حسین علیه سلام می افتید تردیدی نداشته باشید که آن حضرت هم به یاد شماست و این در مورد سایر ائمه هم صدق می کند و حضرت علی علیه سلام آوارگی بیش از یک ماهه ما در بیابان های ایران و عراق را برای زیارت فرزندشان دیده بودند و این محبت دو طرفه چیزی نبود جز نظر شاه مردان به زوار فرزندش.
شما از درب منزل تا حرم امام حسین علیه سلام را پیاده پیمودید زمانی که برای نخستین بار در این سفر چشمانتان به گنبد و ضریح مطرح امام حسین علیه سلام و قمر منیز بنی هاشم افتاد چه حس و حالی داشتید.
راستش را بخواهید الان دقیقا یادم نمی آید اما شب اربعین که قرار بود فردایش کربلا را ترک کنیم را هیچ وقت فراموش نمی کنم. یادم می اید به خاطر کسالت قدیمی که برادرم داشت و در این مجال فرصت شرحش نیست خیلی فرصت زیارت را پیدا نکردم و رسیدیم به شب آخر حضور در عراق؛ خوب آن شب من هم خیلی حال روحی مساعدی نداشتم چرا که این مدت با وجود تمام سختی ها هر روزش برایمان خاطره بود به قصد زیارت وداع امام حسین علیه سلام بدون برادر و دوستم، موکبی را که ساکن بودم را ترک کردم و برای آن که حال زیارت هم پیدا کنم کمی خیابان های اطراف حرم چرخیدم و در دل به امام زمان متوسل شدم که امشب یک حال مضاعف عنایت کنند تا با خاطری خوش و دلی آرام کربلا را ترک کنم.
خوب از خیابان باب القبله به سمت حرم اباعبدالله علیه سلام حرکت کردم و نزدیکی های آستان مقدسه بود که متوجه صدای مداحی لری شدم که از باند یکی از هیئاتی که به سمت ورودی باب القبله حرکت می کرد پخش می شد. نزدیک رفتم و دیدم این جمع متعلق به بچه های خرم آباد است و بسیاری از دوستان هیئتی که سالها به اتفاق آن ها برای ارباب بر سر و سینه زده ام تحت هیئتی واحد با مداحی سنتی لری و لباس های گل مالی شده مشغول عزاداری هستند و بعد از ساعت ها نوبت آنهاست که وارد حرم شوند من هم از فرصت استفاده کردم و خودم را به این جمع عزادار کردم و لحظاتی اندکی نگذشته بود که سیل اشک امانم نداد و  داخل حرم با رفقای قدیمی مشغول عزاداری شدیم و آنجا به عنایت امان زمان عجل الله یکی از عجیب ترین حالات وصال روحانی به ثارالله را تجربه کردم. و با همان حال از حرم امام حسین علیه سلام خارج شدیم وارد بین الحرمین شدیم و روبروی حرم ابوالفضل العباس روضه تشنگی حضرت رقیه را خواندیم و بعد هم هروله کنان وارد حرم علمدار بی دست شدیم.
آقای دولتشاهی اگر بازهم چنین فرصتی پیش آید آیا دوباره حاضرید پیاده از درب منزل تا کربلا پیاده بروید
اگر اهل بیت ممد کنند و دعوتی در کار باشد دوباره که هیچ صدباره با جان و دل راهی رهین این مسیر خواهم شد انشاءالله
متشکرم از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید اگر صحبت پایانی دارید در خدمتیم
ممنون از شما صحبتی نیست، انشاءالله که عاقبت همگی شیعیان و محبان، حسینی باشد ولاغیر؛ یاعلی خدا نگه دار

اخبار مرتبط

بصیرت‌افزایی زائران پیاده در ایستگاه‌های قرآنی مسیر حسین(ع) + ویدیو

اقامه طولانی‌ترین نماز جماعت در مسیر به کربلای معلی

به یاد غواصان دریادلی که یک شبه ره صد ساله را پیمودند

0 نظر

ارسال نظر

capcha