یادداشت، ویژه انتخابات 1400؛

چرا باید رای بدهیم

چرا باید رای بدهیم

به گزارش سراج24؛ فاطمه سیفی: از سوالات اساسی و بنیادینی که این روزها بین مردم زمزمه می‌شود، این است که "چرا باید رای بدهیم؟"

برخی بر این باورند که در وضعیت فعلی کشور مشارکت فایده ای ندارد. هیچ مسیر روشنی موجود نیست. گویی به ما مردم اینگونه تلقین می شود که شما محکوم به تحمل شکست و پذیرش وضعیت موجود هستید.
به نوعی تمام امکانات و ظرفیت ها به کار بسته شده تا ما سرمایه ای گرانبها  به نام "امید" را از دست بدهیم. همان کلمه ای که از قضا محور شعار انتخاباتی دولت دهم و یازدهم بود!

قبل از رسیدن به پاسخ سوالی که در ابتدا مطرح شد؛ یعنی "چرا باید رای بدهیم؟" نگاهی کوتاه بر روند چگونگی از بین رفتن این سرمایه ارزشمند انسانی داشته باشیم.

همه ما بر این امر آگاهیم که مشکلات اقتصادی و وضعیت معیشتی یکی از اصلی ترین دلایل ایجاد این نگرش بوده است. می توان گفت اگر دولت تدبیر و امید در یک موضوع کاملاً موفق عمل کرده باشد آن توزیع گسترده احساس فقر و مشکل معیشتی میان اقشار مختلف مردم می باشد؛ به طوری که امروزه تقریباً درصد بسیاری از جمعیت با مفهوم فشار اقتصادی کاملاً ملموس و آشنا بوده و نیازی به تشریح مشکلات ندارند!

اما درست در همین وضعیت و شرایط بحرانی موجود بین اکثریت جامعه، ردپای رفاه و تامین مالی و آسایش بسیار بیشتری نسبت به ادوار قبل نیز برای معدود افرادی وجود دارد.

به نوعی می توان گفت هر چقدر سفره قشر مستضعف جامعه کوچک تر و بی رنگ تر شد، در عوض سفره ثروتمندان قلیلی نیز با عملکرد دولت پر بار تر و غنی تر شد.

به طوری که لابد آنها برخلاف ما از عملکرد دولت رضایت کامل داشته و به اصطلاح بار خود را بسته اند! همان‌هایی که ارزهای تصویب شده برای تامین کالاهای اساسی خانوارها به یکباره برثروت شان می افزاید.
مثلا سال 97 با دلار 4200 تومانی غذای سگ و گربه وارد میکنند! حال سهم ما مردم از این ارزها چیست؟
 دوسال بعد صف‌های طولانی مرغ. صف هایی که در آن خبری از نگرانی برای جانمان در برابر ویروس کرونا معنایی ندارد، اگر از مسئولین هم علت را جویا شویم، با این عتاب که کشور تحریم است و اگر ما نبودیم قحطی می‌شد، مواجه خواهیم شد.
 حال ممکن است این سوال مطرح شود خوب همه بر این مشکلات آگاهیم، مشارکت در انتخاباتی که در ابتدا به آن اشاره شد، چه تاثیری بر حل این مشکلات دارد؟
 این روزها پاسخ‌های بسیار فراوانی به این سوال داده می‌شود. اما ما در اینجا به چند مورد مختصر اشاره خواهیم کرد.

کسانی که در سایه بی‌تدبیری ها و سوء مدیریت ها و فساد مسئولین وقت به اندوخته خود رسیده اند، که خوب تکلیفشان با انتخابات مشخص است. حالا که تکرار تفکر مشابه تدبیر و امید مقبول اکثریت مردم نیست، پس مشارکت هم برایشان معنایی ندارد.

 اما در این بین ما مردم مانده ایم و آینده ای که پیش روی ماست. یک راه این است که تسلیم شویم و مسیر ناامیدی در پیش بگیریم. دست روی دست بگذاریم و بگوییم  چاره ای نیست!

 راه حل بعدی این است که از فرصت انتخابات استفاده کنیم. آن هم به نفع خودمان و برای تغییر وضعیت موجود. بله. اکنون کسی که از شرایط فعلی آسیب‌دیده ما مردم هستیم. همچنین این ما هستیم که باید به این  باور برسیم، تنها کسی که می تواند در تغییر وضعیت مان به ما کمک کند، هم تنها خودمان هستیم.

 چهل و دو سال است از روزی که تصمیم گرفتیم انقلاب کنیم و وضعیت جدیدی را برای سرنوشت مان انتخاب کنیم، هزار مشکل هم روبه روی ما قرار گرفته است. اما چه کسی جز خودمان از عهده حل آن بر آمده است؟
اگر فساد و تبعیض و نا برابری هست حال راه حل چیست؟ گوشه ای نشستن و کاری نکردن؟
وقتی با آماج تحلیل های این روزها توسط  رسانه های خارجی و گاها داخلی در مورد بی تاثیر بودن رای ما و یا بی اختیاری دولت مواجه می‌شویم، گذشته ای نه چندان دور همین ۴ سال قبل را به یاد بیاوریم.

خردادی را که این دولت با حمایت همین امثال  همین رسانه‌ ها توانست در انتخابات پیروز شود. چه منافعی پشت این حمایت‌ها بود و حالا چه دلیلی وجود دارد وقتی ماحصل عملکرد دولت مورد حمایتشان چیزی جز از بین رفتن سرمایه‌های ارزشمند ما یعنی امید نبوده ، شرایط چرخشی 180 درجه ای پیدا کند؟
 اکنون که مهلت انقضای مسیر انتخابی انها و تفکرشان با چنین نتیجه ای به پایان رسیده است، چگونه همان رسانه ها پرچمدار عدم مشارکت ما در انتخابات شده‌اند؟ اگر دولت بی اختیار و بی اراده بود پس آن همه هزینه و حمایت هزاران چهره ی سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و... به چه دلیلی صورت می گرفت؟ 

یعنی باور کنیم که  هیچ منافعی در پی آن حمایت ها نبوده و باور کنیم امروز هم عدم مشارکت ما منفعتی برایشان ندارد؟ یعنی صرفاً فی سبیل الله و از روی دلسوزی نگران آینده کشورمان بودند و هستند؟

چگونه به تحلیل هایشان در مورد عدم مشارکت اعتماد کنیم؟ آهم کسانی که یکبار دچار چنین اشتباه فاحشی در تصمیم سازی چهارساله شدند؟

چطور پای تحلیل کسانی بنشینیم که یک روز نسخه دولت تدبیر و امید را برای مان پیچیدند و وضعیت مان چنین شد. و امروز نسخه رای بی رای برای تنبیه حکومتی میدهند که روزی خودما مردم پایه گذارش بوده ایم!

تسلیم نشویم.

این بار مسئله این است که اگر هزاران راه  بر روی ما بسته شد، آنقدر توانا هستیم که راه جدید را ایجاد کنیم و بی شک با انتخاب فرد اصلح مسیر روشنی برای کشورمان باز خواهد شد و به سمت شکوفای دیگر حرکت خواهیم کرد.

اخبار مرتبط

روایت ماجراجویی آذربایجان با چاشنی تجزیه طلبی در ایران

پشت پرده فتنه رژیم صهیونستی در تنش اخیر ایران با آذربایجان

شیطنت اسرائیل در موضوع قوم گرایی و تجزیه کشورهاست

0 نظر

ارسال نظر

capcha