میرباقری برای ساخت «سلمان فارسی» کدام کتاب را بخواند؟

میرباقری برای ساخت «سلمان فارسی» کدام کتاب را بخواند؟

به گزارش سراج24، حجت الاسلام احسان بی آزار تهرانی، مدیر آستان صالح ابن موسی الرضا که مهمان مهیار عبدالهی در برنامه «روبه راه» شبکه قرآن بود، در ابتدا گفت: ماه صفر عقبه و پایانی دارد که اگر به آدابش نگاه کنیم و امشب به یک ادب برسیم کار تمام است. اشک تصفیه سازی و تلطیف می کند. سوختن برای سیدالشهدا ساختن کنه وجود و افضل قربات است. حالا بعد از این سیر عاشقانه، عاشقان ارباب روز خود را با یک سلام عاشقانه شروع کرده اند. نوکری به آستان به یک مثلثی از نور رسیده است که صفر می تواند ظفری برای ما باشد که از خودمان تا به خدا سفر کنیم. یعنی کنده شده از تاریکی ها با اتکا به همه لطف. سه ضلع آخر سفر اتصال به لطف است.

وی افزود: آقای مهربانی که به او سنگ می زدند و می گفت خدایا اینها به آیینه جمال تو سنگ می زنند. ندانم کار هستند. بر اینها سخت نگیری. بچه ها را برای اهانت به ساحت پیامبراکرم(ص) تهییج می کردند. گوی های گلی درست می کردند و درون اینها خار می گذاشتند و جلوی آفتاب می گذاشتند تا خشک شود. بعد پرتاب می کردند و تیغ درون اینها رسول خدا را آزار می داد. برخی از اینها در تابش سفت تر شده بود و عمل نمی کرد. رسول خدا(ص) اینها را برمی داشتند. می گفتند این هنوز سالم است. دوباره دست به خار نزنید که اذیت شوید. اینها را برای دفعه بعد ببرید. این معنایش این نیست که پیغمبر ما بشارت مطلق بوده اند. از القاب خاص پیامبر منذر است. این برای کسانی است که قصور دارند و جاهل مقصر هستند. عامدانه و عالمانه عمل نمی کردند.

مدیر امامزاده صالح یادآور شد: همین پیغمبر مهربانی است که برای جلوه جلال الهی وارد عرصه های رزم و جهاد می شوند. رحمت پیامبر صحبت از اسلام رحمانی نیست که امروز برخی ها مطرح می کنند. اسلام ما رحیمیه است. بِالْمُؤْمِنِینَ رَئوفٌ رَّحِیمٌ این صفت پیغمبر است و به طور ویژه برای مومنان مهربان هستند. راس این مثلث نور پیغمبراست. هر چقدر بخواهیم از مهربانی این آقا بگوییم کم گفته ایم. امشب هر کسی می خواهد پیغمبردعایش کند مدح و ثنای امیرالمومنین را بگوید. این فقط یک رسم و آداب زیارتی در عراق نیست، بلکه مبنای سنت و توسل و تمسک ما است. به نقلی در شب شهادت رسول گرامی اسلامی زیارت امیرالمومنین اولا است. علی نفس پیغمبر است.

حجت الاسلام بی آزار بیان کرد: رسول خدا(ص) از جایی می گذشتند دیدند دخترک کنیز جوانی با حال منقلب نشسته است و گریه می کرد. پیامبر از علتش پرسیدند. گفت آقا جان مالی را مولای من به من سپرده بود و گم کرده ام. می خواهم برگردم خانه رویم نمی شود. پیامبر(ص) گفت بلند شو و پول به او داد. باز هم دختر منقلب بود. آقا فرمودند چرا نمی روی. گفت سرمایه ام را دادید اما برای تاخیر دیر رفتنم چه بگویم. این را نمی پذیرد. رسول خدا گفت من خودم ضمانتت را می کنم. به در خانه رفتند و به اهل خانه ای که دخترک کنیز بود سلام دادند. برای بار دوم و سوم سلام دادند و مولا با بی قراری آمد و گفت آقا جان این تاخیر بی ادبی نباشد. باورمان نمی شد صدای رسول خدا در منزل ما شنیده شود. رسول خدا فرمودند این دختر تحت لوا و نظارت من بوده است. بر من بپذیرید تاخیر او را و او را به داخل بپذیرید. صاحب خانه نگاهی کرد و گفت آقا جان به برکت نگاه شما او را آزاد کردم. رسول الله ما هم در این عالم خاک نشین هستیم. سرمایه مان رفته است و هیچ کاری نکرده ایم. تاخیر هم داشته ایم. بسیار امروز و فردا کرده ایم. شب های قدر قول داده ایم و بعد زیرش زده ایم. امشب اگربا رسول خدا برویم ما را می خرد. امشب حق تعالی می گوید بروید به برکت حبیبم از آتش جهنم آزادتان کردم. رسول خدا رکن رحمت است و هرچه نگاه می کنی آقایی، مهربانی و رحمت است.

او توضیح داد: طلب امضا باید داشته باشیم و از سه رکن رحمت، کرامت و رافت امضا بگیریم. در منابع روایی برای ما روشن است که حضرت رسول هوای ما ایرانی ها را دارند. در چشم انداز این حقیقت را دیده اند. محدث نوری کتابی دارد به نام «نفس الرحمان فی فضائل سلمان»، کتاب مستند و دقیقی است که فکر می کنم آقای میرباقری اگر قرار باشد سلمان فارسی را در هنر زیبای خود نمایان کنند قطعا یکی از منابع اصلی این کتاب باشد. در این کتاب اشاره شده است که وقت هایی برخی از آنهایی که نگاهشان، نگاه خاص بود گفتند آقا چرا این سلمان را تحویل می گیرد. او عجم است. پیغمبر گفت شما را چه می شود. شما چه می دانید سلمان چه کسی است. در قاطبه مواردی که خدا جبرئیل را می فرستد، جبرئیل سلام خدا را برای سلمان فارسی می آورد. گفتند سلمان چه دارد. پیامبر فرمود سلمان یک ویژگی دارد که او را به اعلا درجات ایمان رسانده است. سلمان همه وجودش پر از علی شده است. این تفاوت اوست. تبعیت او باعث این تفاوت شده است. او جا پای رسول خدا می گذاشت. دیر هم آمده بوده است. مدت ها زرتشتی بوده است. به منطقه شامات سرویه فعلی می رود و مسیحی می شود. چند اسقف عوض می کند. یکی از آنها باوفا، باصفا و اهل بوده است. می گوید آقا اینجا دست خورده و تحریف شده است. اساس کمال جزیره العرب است. اگر می خواهی به کمال برسی آنجاست. ختم المرسلین آمده است. به آنجا می رسد و دیر هم آمده است اما زود به مقصد می رسد.

وی ادامه داد: پیامبر خدا چنان جناب سلمان را تکریم کردند که سیدمحسن امین می گوید در حیات طیبه پیامبر(ص) سلمان که با یک عده از اصحاب صفه راه می رفت می گفتند او شیعه علی است. کلمه شیعه برای آل بویه و آل صفویه نیست، حتی در دوره حجت خدا امام صادق(ع) نیست. شیعه از زمان حیات طیبه پیغمبر است. پیامبر دستشان را روی شانه سلمان گذاشتند و گفتند اسلام اینجا طلوع کرد. اما کمال آخرالزمانی این دین و پرچم اصلی اش روی دوش هم کیشان سلمان و همراهان مسلمان سلمان در عجم خواهد بود. ما نگاه و دعای خیر پیامبر را این چنین بدرقه راهمان داریم.
مدیر آستان صالح ابن موسی الرضا(ع) در ادامه گفت: ما یک سلمان را فرستادیم و مدینه امام رضا(ع) به ما دادند. اینها کریم هستند و جبران می کنند. اگر یک دانه قدم برداری هزاران قدم به سوی تو برمی دارند. پاره تنش به جبران آمده است. امام رضا 52 سال مدینه بود. سه سال میهمان ما ایرانی ها شده است. حواستان باشد خداوند چک سفید امضا نداده است. اگر از آرمان های خودتان فاصله بگیرید خداوند قوم دیگری را جایگزین می کند. فرهنگ اسلام عرب و عجم ندارد. با آقایی طرف هستیم که هر موقع در خانه شان بروی جوابت را می دهند. در فرهنگ دهخدا نوشته است بالای سرخانه امام حسن(ع) چراغی روشن بود. 24 ساعت روشن بود و یک خادم مسئول این چراغ بود. به آن نار القرا می گفتند. فقط سردر خانه حاتم طایی بود. این چراغ نباید خاموش می شد. نماد بود و هر کس چشمش به این چراغ می افتاد می فهمید صاحبانه این نماد را گذاشته است تا هر کس در هر شرایطی و هر وقتی بیاید، او با در گشاده در را باز می کند. کرامت امام حسن مجبتی اجازه نمی دهد امشب چیزی بخواهیم و امضا نگیریم. ازامام حسن پرسیدند تمام کرامت چیست. ایشان فرمودند دفع منکر با معروف. اینکه بدی ها را با خوبی پس بزنیم. اینقدر عیار خوبی ها را بالاببر که بدی ها کنار بروند. قرآن می گوید اگر کسی برای شما یک قدم برداشت و مهربانی کرد عیارش را بالاببرید وبهتر جبران کنید.
حجت الاسلام بی آزار اظهار کرد: گریه دوری مردم در اربعین دسته گل هایی بود که تقدیم کردیم. هر شب جمعه همه هستی معطوف کربلا است و هر کسی زائر آنجا شود به فوق عرش می رسد. هرچه امام حسین (ع) را داریم از برکت امام حسن مجبتی است. می گویند خود امام حسین و همه هستی در شب جمعه کربلا هستند. اما خود ابی عبدالله تا وقتی مدینه بودند هر شب جمعه کارشان رفتن کنار حرم امام حسن بود. او زائر شب های جمعه امام حسن بود. می گوید افتخارم این است که مرید امامی مثل امام حسن(ع) بوده ام. ما ایرانی ها همه مدیون امام رضا هستیم. در زندگی هایمان به یک مقطع هایی رسیدیم و گفتیم دیگر نمی شود و همه گفتند نمی شود. از همه بریدیم و بعد گفتیم نه من یک درگاه می شناسم. خدمتش می رویم و جواب می گیریم. من خودم آزاد شده این آقا هستم. در هشت سالگی پایم باید قطع می شد اما امام رضا آن را به من برگرداندند. رافت ایشان حسی است.

وی تاکید کرد: پیغمبر(ص) ضمانت کرده است که هیچ گرفتاری نیست که به زیارت امام رضا(ع) برود، الا اینکه گرفتاری اش مرتفع شود. هیچ گناهکاری نیست به حریم او پناه ببرد و بخواهد از نو شروع کند و بخشیده نشود. بین خورشیدهای فراوان یکی را شمس الشموس نامیده اند. این تلالو برچه اساسی است. همه ائمه برنورواحد هستند. اما یکی از مطهرات خورشید و آفتاب است. کسانی که بارتان روی زمین افتاده است و حس سنگینی و ناامیدی می کنید اگر خودتان را درمعرض نور امام هشتم قرار بدهید زودتر پاک می شوید. در روزگاری که مشکلات فراوان است و این بیماری منحوس ما را خانه نشین کرده است شاکر بودن امام رضا(ع) باشیم. مثل پیرغلامان امام حسین(ع) که ارباب آنها را خریده است ان شاءالله پناه داریم و ما را هم می خرند.

همچنین در ادامه برنامه سیدمحمود علوی، ذاکر اهل بیت مهمان «رو به راه» بود و گفت: شناختن پیرغلامان اهل بیت سخت است. شناختن ظاهری البته آسان است. حاج آقای آهی، حاج مرزوق، حاج آقا کافی، حاج مجیدسیب سرخی را به چهره می شناسم. اما فکر می کنم شناختن باطن اینها سخت است. مردم امام زمان و دعای ندبه را با حاج آقا کافی می شناسند. در ماه مبارک در ایام کرونا برای تلویزیون دعای ندبه داشتم. خیلی ناراحت شدم. مهدیه همیشه مملو از جمعیت بود. اما آن روز کسی نبود و برنامه از تلویزیون پخش می شد. گفتم مردم چه نفس هایی اینها خورده است. مرحوم کافی چه خون دل هایی اینجا خورده است و همیشه این جمله اش را که می گفت آقا جان دیگر بچه ها نوجوان شدند. نوجوان ها جوان شدند. جوان ها پیر شدند و پیرها هم رفتند و ندیدند، فراموش نمی کنیم.

وی افزود: چیزهایی که می شنویم گاهی با عملمان فاصله دارد. پیرغلامان از خود گذشتگی بسیاری داشتند که وقتی می شنویم برایمان جای تعجب دارد. یکی از این پیرغلامان را به شهرستان ها دعوت کردند. رفت و خیلی بد خواند. همه گفتند حاج آقا ما اینقدر تعریف کردیم که می خواهیم فلانی را بیاوریم. گفت من یک جلسه پیش شما آمده ام. دیدم مداحی دارید و سنش هم بالا است و در مسجدتان می خواند. گفتم اگر من بخواهم خوب بخوانم دیگر کسی خواندن این مداح اصلا به چشمش نمی آید. گفتم من یکبار می خوانم اما نخواستم که بد بخوانم جلسه را خراب کنم. خواندن همیشگی خودم را نداشتم. گفتم اینطوری تا ابد می گویند خدا پدر مداح خودمان را بیامرزد. اینکه اینهمه اسم و رسم داشت اینطوری خواند. این پیرغلامان با این دید در دستگاه سیدالشهدا بودند که ماندگار شدند. شعرهایشان یک بار مصرف نبود و خواندنشان مثل خواننده ها نبود که گاهی بالا و گاهی پایین هستند. اینها همیشه بالا هستند و تازمانی که بساط نوکری سیدالشهدا را داریم اینها هم هستند.

علوی بیان کرد: مادر غذای بچه ای که نیامده است را کنار می گذارد و بیشتر هم کنار می گذارد. امیدواریم حضرت زهرا(س) هم سهم اربعین امسال ما را کنار بگذارد. شهید غلامعلی رجبی شعری گفت که شاید از لحاظ ادبیات آنقدرها فاخر نباشد اما به دل می نشیند و تا دنیا دنیاست ماندگار خواهد بود. او زمانی غلامعلی شد که به هیئت دیر می رفت و رفیقش به او گفت یک کمی زودتر به جلسه بیا. گفت یک روز دنبالش رفتم تا ببینم کجا می رود که دیرمی آید. رفتم دیدم در هیئتی که بچه ها با چادر مادرهایشان هیئت زده اند نشسته است و همانطوری که در هیئت ما می خواند در آنجا هم می خواند. اینطور می شود که او غلامعلی رجبی می شود.

«رو به راه» با تهیه کنندگی و اجرای مهیار عبدالهی کاری از گروه علوم قرآنی شبکه قرآن و معارف سیما است که هر هفته پنجشنبه ها ساعت 24 تقدیم ارادتمندان به ساحت اهل بیت (علیهم السلام) می شود.

اخبار مرتبط

رواق کتاب در حرم امام رضا (ع)

«نان سال‌های جنگ» به چاپ دوم رسید

انسان با انجام تکالیف به تقوای قلب می‌رسد

0 نظر

ارسال نظر

capcha