نقش زنان فلسطینی در مبارزات ضدصهیونیستی

نقش زنان فلسطینی در مبارزات ضدصهیونیستی

به گزارش سراج24، زنان همواره بیش از مردان متحمل رنج و ستم میشوند. به ویژه زنان فلسطین که با مشکلاتی چون اشغال کشورشان و مشکلات عدیده سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی روبه رو هستند.
مردم فلسطین با استواری هر چه تمامتر با توطئه ها و مقاصد خرابکارانه برای بیرون راندن دشمن از سرزمین خود و نادیده گرفتن حقوقشان مبارزه کرده اند. هجوم صهیونیستها به مناطق بیشتری از فلسطین در سال ۱۹۴۸ بر طبق طرح از پیش برنامه ریزی شده ای بود که به منظور گرفتن بخشهای وسیعتر و بیرون راندن ساکنان اصلی این سرزمینها انجام شد.
هدف اصلی این سیاست، تخریب زیربنای اقتصادی فلسطین و محدود کردن صنعت، کشاورزی، تجارت و آموزش بود. در این راستا قوانینی به تصویب رسید که جلوگیری از تاسیس سازمانهای ملی و منحل کردن سندیکاهای موجود را در پی داشت. پس از آن، همین سیاست برای بخشهای باقی مانده فلسطین که در سال ۱۹۶۷ اشغال شدند نیز اجرا شد.
مقابله با این مشکلات وتوطئه ها مستلزم متمرکز کردن و بسیج همه پتانسیل مردم فلسطین اعم از زن و مرد است. مشارکت زنان فلسطین نیز از اهمیت خاصی برخوردار است، چرا که آنان از هیچ کوششی برای خدمت به مردم کشورشان و رسیدن به اهداف ملی دریغ نمیکنند.
مبارزه زنان فلسطین به عنوان بخشی از مبارزه عمومی، از سه مرحله زیر تشکیل شده است:
۱) شروع تهاجم رژیم صهیونیستی به فلسطین تا تشکیل سازمان صهیون در سال ۱۹۴۸
۲) از سال ۱۹۴۸ تا ژوئن ۱۹۶۷
۳) همزمان با انقلاب ملی فلسطینیان
● زنان فلسطین پیش از تشکیل سازمان صهیون
در سال ۱۸۸۴ زنان فلسطین بخشی از روستائیانی بودند که برای تخریب اولین دهکده ای که صهیونیستها نزدیک «افوله» ساخته بودند، تلاش میکردند. این، اولین نشانه آگاهی و فعالیتهای سیاسی زنان بود. پس از آن، جنگ جهانی اول و متعاقب آن پیمان «اسکایز – پایکت» و سپس «بیانیه بالفور» در دوم نوامبر ۱۹۱۷ آگاهی زنان فلسطین را افزایش داد.
در سال ۱۹۲۰ زنان به طور گسترده ای در اعتصاب و اعتراض به نقشه های استعماری علیه مسلمانان فلسطین شرکت کردند. آنها در سال ۱۹۲۱ اولین اتحادیه زنان مبارز پیشرو را تشکیل دادند که توسط پیشکسوتانی چون «ملیه سکاکین»و «زلیخا شهابی» رهبری می شد.
این اتحادیه نقش اساسی در سازمان دادن کوشش های زنان ایفا کرد. در سال ۱۹۲۸، سازمان مشارکت زنان عرب، دوشادوش مردان در مبارزه عمومی علیه رژیم صهیونیستی شرکت کرد. موسسان این سازمان «خدیجه حسین» ، «تاراب عبدل هادی»، «زکیه بودیری» و «ودیعه خالیدی» بودند که با فعالیت های مستمر خود گام مهمی در به قدرت رسیدن و اعتبار این موسسه برداشتند.
در شورش سال ۱۹۲۹ زنان فلسطینی نیز حضور داشتند که منجر به شهادت تنی چند از آنان از جمله «جمیله آزار» و «عایشه ابوحسن» شد.در اکتبر ۱۹۲۹ کنفرانس زنان در اورشلیم برگزار شد که صدها زن در آن شرکت کردند و اقدامات سرکوبگرانه انگلیس را محکوم کردند.
کنفرانس، تلگرافی به پادشاه بریتانیا و ایالات متحده فرستاد و هیأت نمایندگانی شامل چهارده زن شکل گرفت که با نماینده اعظم انگلیس ملاقات کرد و خواستار لغو «بیانیه بالفور» و توقف تجاوز و حمله به فلسطینیان شد.
در سال ۱۹۳۶ نبرد زنان شکل دیگری به خود گرفت؛ اعتصاب عمومی ای که شش ماه به طول انجامید. آنان شروع کردند به جمع آوری کمکهای مادی و نقدی برای کمک به شورشیان، خانواده شهدا و زندانیان دربند.
آنها لباس می دوختند، خرید و انتقال اسلحه را به عهده م یگرفتند و آب و غذا به کوه های محل استقرار شورشیان می بردند.
«فاطمه غزال» اولین زن فلسطینی بود که در ۲۵ ژوئن ۱۹۳۶ در جنگ با سربازان انگلیسی به شهادت رسید. در سال ۱۹۴۲ شاخه های زنان مبارز در شهرهای اصلی شکل گرفت و به مبارزه عمومی ملحق شد. در سال ۱۹۴۷ براساس تصمیم سازمان ملل برای ایجاد دیوار حائل، زنان در کنار مردان شروع به سنگرسازی و حفر گودال کردند.
علاوه بر آن، به انتقال تسلیحات و تشکیل سازمان های بیشتری مانند «گل مروارید» در «جافا» پرداختند. وظیفه این سازمان رساندن آب و غذا به صحنه های نبرد و مراقبت های پزشکی بود. اعضای این سازمان شامل «یسری توکان»، «یوحنا خورشید»، «عربیا خورشید» و «فاطمه عبدالهادی» می شد.
الحاق زنان به صف مبارزان همچنان ادامه داشت. بسیاری مانند «ژولیت زکاء»، «جمیله احمد» و «حلوه زیدان» در این راه شهید شدند. «زیدان» پس از شهادت همسر و پسرش، اسلحه آنان را گرفت و به تیراندازی به دسته های صهیونیست، تا هنگام شهادتش در ۹ آوریل ۱۹۴۸ ادامه داد.
در ۱۰ آوریل، «حیت بلبیسی» که در مدرسه ای در «دیر یاسین» تدریس می کرد، پس از شنیدن صدای گلوله باران، خانه اش را ترک کرد و به سرعت به سمت دهکده دوید. او در حال کمک به مردم و محافظت از بچه های مدرسه در مقابل تیراندازی وحشیانه صهیونیست ها به شهادت رسید.
مبارزه زنان، مانند جنبش آزادی کامل فلسطین دوران رکود خود را پس ازسال ۱۹۴۸ طی می کرد. دلیل آن واضح بود: جداسازی فلسطین به همراه اشغال قسمت های بیشتر. قسمت غربی به اردن ملحق شد و نوارغزه تحت حکومت مصر درآمد. دلایل این رکود می تواند نوع رهبری ملی فلسطینیان باشد که علاقه به ارتباط مستقیم با حکومت اردن یا مصر داشتند.
ویژگی دیگر این مرحله شروع فعالیت ها و جنبش های سیاسی زنان بود که البته محدود به اشخاص دارای تحصیلات عالیه می شد. به طور کلی زنان در این دوره به امور خیریه و اجتماعی و فعالیتهای سیاسی سطحی می پرداختند.
صهیونیست ها برای بی اطلاع گذاشتن و بیسواد ماندن اعراب فلسطین تلاش گسترده ای کردند. فعالیت های اجتماعی موسسات و سازمان های ملی توقیف و امکان ادامه تحصیل وجود نداشت. همین سیاست به اشکال مختلف توسط حکومت اردن در قسمت غربی نیز اعمال شد.
در سال ۱۹۴۸ زنان فلسطین با شرایط سخت اقتصادی مواجه شدند. آنها اجازه فعالیت نداشتند و از تحصیلات عالیه محروم بودند. بنابراین به کشاورزی و فعالیت های حاشیه ای روی آوردند. اما پس از آن موسسه «العرد» تا حدی موجبات استقلال سیاسی فلسطینیان را فراهم کرد و زنان با الحاق به این سازمان، تحصیلات عالیه را بار دیگر پیش گرفتند.
در نوار غزه نقش زنان به دلیل عقب افتادگی سیاسی و اقتصادی کمرنگ تر بود. در فوریه ۱۹۵۵ مردم به گردآوری فلسطینیان در «صحرای سینا» و حمله صهیونیست ها به راه آهن غزه اعتراض کردند. پس از آن در ۱۷ مارس ۱۹۵۷ زنان دریک اعتصاب یک هفته ای که در اعتراض به تفکیک نوار غزه شکل گرفته بود، شرکت کردند.
در این دوره آنان در اعتصاب بزرگ تل غربی به منظور مقابله با نقشه های امپریالیست برای تشکیل «معاهده بغداد» شرکت کردند. این اعتصاب که مورد حمله بیرحمانه رژیم اردن قرار گرفت، منجر به شهادت بسیاری از زنان مانند «رجاء ابوعماشه» شد و همچنین بسیاری دیگر از زنان مانند «ولاد قمری»و «نهلی هویده» بازداشت شدند.
در نوار غزه، متعاقب تصمیم حکومت مصر در مورد آزادی تحصیل، زنان به تحصیلات عالیه روی آوردند. بنابراین امکان بهبود تدریجی موقعیت آنان به عنوان معلم، دکتر یا مهندس فراهم شد و این امر به زنان شانس ملحق شدن به مبارزه ملی در کنار مردان را داد.
در سال ۱۹۶۴ اتحادیه اصلی زنان فلسطین شکل گرفت که فرصت شرکت هر چه بیشتر زنان را در فعالیت های مختلف به وجود آورد و توسط این اتحادیه عده ای از زنان، انجمن ملی فلسطین را در اورشلیم دایر کردند.
اتحادیه اولین کنفرانس را در اورشلیم در سال ۱۹۶۵ برگزار کرد و سنگرها و استحکامات در بسیاری از شهرها و دهکده ها در تل غربی ایجاد شد. در سال ۱۹۶۶ پس از تصمیم حکومت اردن برای بستن همه سازمان های آزادیخواه، این موسسه نیز تعطیل شد. اما فعالیت های خود را به صورت مخفیانه ادامه و کمک های خود را به شکل مراکز خیاطی، دوره های پرستاری و اجلاس های سیاسی و فرهنگی ادامه داد.
● همزمان با اشغال و انقلاب
پس از اشغال بخش های باقی مانده فلسطین، صهیونیست ها قوانینی به منظور تخلیه مناطق اشغالی از ساکنین بومی وضع کردند که منتهی به مهاجرت از خانواده ها به کشورهای عرب همسایه شد. فعالیت های سیاسی، اجتماعی و ایدئولوژیکی برای فلسطینیان ممنوع شد.
از دیگر اقدامات رژیم صهیونیستی بی اطلاع نگاه داشتن مردم، دخالت در تحصیل، ممانعت از ایجاد فرصت های شغلی، تحت فشار گذاشتن فلسطینیان برای مهاجرت و کوشش برای چپاول و تحریف میراث ملی بود. دانشجویان پیش از امتحانات سالیانه توفیف و بازداشت شدند، معلمان اخراج و دانشگاهها بسته شد. سپس نهادهای ملی و شهرداری ها مورد تهاجم قرار گرفت.
با این وجود زنان در این دوره نقش موثری در ادامه فعالیت های پیشین خود داشتند. اکنون انگیزه ملی، مسئله حیاتی موجودیت تمام فلسطین و مبارزات و قیامهای سازمانهای مقاومت مردمی، الهام بخش فلسطینیان بود. در این مرحله، مبارزه زنان تحولاتی را پشت سر می گذاشت:
▪ شرکت زنان در همه زمینه های سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی، آموزشی و فرهنگی.
▪ شرکت وسیعتر به همراه افزایش تعداد زنان در فعالیتهای مختلف، در حالی که پیش از این عملیات مبارزاتی تنها محدود به زنان پیش کسوت می شد. خصوصا در سال ۱۹۴۸، در مناطق اشغال شده، زمانی که مبارزه حالت سراسری و عمومی به خود گرفته بود.
▪ رهبری عملیات، حکم به تحصیل و فعالیت زنان طبقات متوسط و پایین جامعه داد.
▪ ارتقای انگیزه زنان.
▪ مشارکت وسیع تر زنان مناطق روستایی که مقابله شدیدتری از خود نشان می دادند.
▪ توجه کردن برخی سازمان های چپگرا به مؤسسات و مشارکت زنان و حمایت بیشتر آنها از مسائل عمومی و اجتماعی.
مشارکت زنان در این دوره به اشکال مختلفی صورت میگرفت که شامل فعالیتهای نظامی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بود.
● فعالیتهای نظامی
فعالیتهای نظامی غالبا محدود به زنان پیشروی مبارزات میشد که عملیات ذخیره سازی و انتقال تسلیحات را نیز به عهده داشتند. در اکتبر ۱۹۶۷«فاطمه برناوی» پس از کار گذاشتن بمبی در سینمای «تل آویو» بازداشت شد. در ۲۱ نوامبر ۱۹۶۷ «شدیه ابوغزاله» هنگامی که در حال آماده سازی یک بمب زماندار بود به شهادت رسید.
در فوریه ۱۹۶۹ تعدادی از زنان بازداشت و به برنامه ریزی برای اجرای ۲عملیات بزرگ نظامی همزمان متهم شدند. همچنین بسیاری از زنان هنگام انتقال اسلحه توقیف شدند، مانند «علبا طاها» آنها در حملات به ایستگاه های گشت اسرائیل با پرتاب کوکتل مولوتف و سنگ شرکت میکردند.
در جولای ۱۹۶۸ زنان بسیاری در تل غربی و نوار غزه به جرم کمک به مبارزان دستگیر و بازداشت شدند، از جمله «هری عبل-هادی»،« علبا طاها» و «نوال طیتی» و همچنین زندانیان در معرض شکنجه های شدید جسمی و روحی قرار میگرفتند.
● فعالیتهای سیاسی
زنان در این مورد فعالیت بیشتری از خود نشان دادند و به سازمانهای امدادرسان ملحق شدند. آنها با تشکیل انواع اتحادیه ها و سندیکاها و کمیته ها عقاید خود را صریحتر از پیش ابراز میکردند. مهمترین مورد در اینباره، اعتراض زنان سیاهپوش به تشکیل نمایشگاه تجهیزات نظامی اسرائیل بود که در آوریل ۱۹۶۸ در اورشلیم برگزار شد.
زنان همچنین در متمرکز کردن شورشها و حملات، با توزیع نشریه های سیاسی و شعار نویسی بر روی دیوارها نقش خود را ایفا می کردند. آنان برای ابراز وحدت با زندانیان سیاسی و اعتراض به کشتار صبرا و شتیلا دست به اعتصاب گستردهای زدند که نتیجه آن شهادت بسیاری مانند «لیندا نابلسی» ، «الهام شهباری» و «عزیزه حسین» و زخمی شدن عدهای دیگر بود. در شورش ها و حملات بزرگ در فاصله بین ۱۲مارس تا ۱۲آوریل ۱۹۸۲ ، شصت تن از زنان مجروح و ۱۵۰تن زندانی شدند.
● فعالیتهای اقتصادی
تعداد زنان فعال در این زمینه در ۱۰ سال اخیر افزایش یافت و به ۱۷ درصد رسید. بخش بزرگی از امورات کشاورزی به عهده زنان بود. افزایش علاقه زنان به تحصیلات عالیه فرصت فعالیت بیشتری به آنان می داد و باعث ایجاد انگیزه برای دستیابی به حقوق مشابه می شد. درصد زنان دکتر، مهندس، معلم و دیگر مشاغل حرفه ای و مشارکت آنها در انجمن ها و مؤسسات اقتصادی افزایش یافت و نیز باعث ایجاد تشکلهای جدیدی ، مانند کمیته کار زنان، انجمن زنان کارمند و زنان مبارز فلسطین شد.
● فعالیتهای اجتماعی
زنان سنتهای قدیمی را با الگوهای جدید ادغام و حجاب خود را در حین آراستگی ظاهر حفظ میکردند. آنها فعالیت خود را در مراکز گردهمایی جوانان، باشگاهها، اردوهای تابستانی، مهد کودک ها، انجمن های سوادآموزی، مراکز پرستاری و کمکهای اولیه گسترش دادند، نیز توجه زیادی به خانواده شهدا و زندانیان داشتند و مؤسسات چندی به منظور کمک به این افراد تاسیس کردند.
پدیده چشمگیر این دوره، ازدواج میان فلسطینی های تل غربی و نوار غزه و امتناع از ازدواج های خارج از روابط اصولی بود. آنان ترویج شیوه طرح مسائل مهم اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را به شایعه پراکنی و صحبت در مورد موضوعات روز و مدهای جدید ترجیح می دادند.
● فعالیتهای فرهنگی
زنان نقش اساسی در بالا رفتن آگاهی فرهنگی و حفاظت از میراث ملی داشتند. کمیته های بسیاری برای حفاظت از صنایع دستی و سنتی شکل گرفت و مجلاتی مانند جامعه و میراث ملی چاپ شد. زنان اداره امور تشکیلات سوادآموزی را به عهده گرفتند، داستان و شعر نوشتند و در خبرگزاری ها مشغول به کار شدند.
از دیگر فعالیتهای فرهنگی آنان، تشکیل گروه های تئاتر و شرکت در مراسم محلی و سرودهای گروهی بود. در این دوره، توجه بیشتری به سازمان دادن به کتابخانه ها و تحقیقات تاریخی و اجتماعی مبذول شد. پس از بررسی مقدماتی و باتوجه به موضوعات ذکر شده، می توان وضعیت مبارزه زنان فلسطینی را اینگونه جمع‌بندی کرد:
▪ مبارزه زنان مستقیما در پیوند با موقعیت عمومی و انگیزه های انقلابی مردم فلسطین است.
▪ زنان، تحصیلات حرفه ای آکادمیک را مورد توجه بیشتری قرار داده اند.
▪ تعداد زنان فعال در سندیکاها، نهضت ها و سازمانهای مختلف روبه افزایش است.
▪ رهبری جنبش آزادی، از طبقات متوسط بومی به افراد تحصیلکرده سیاسی و زنان فعال در این رشته منتقل شده و در رابطه با آن، نوع فعالیت بانوان از کمک های خیرخواهانه و نوع دوستانه به مبارزه گسترده تری در راه عقیده شان تبدیل شده است.
▪ با وجودبرخی سازمانها و حمایت آنان از مبارزه زنان، اقدامات ناکافی و کمی درباره استحکام بخشیدن به جنبشها و فعالیت آنان و بررسی مشکلات و مسائل زنان و رفع آنها انجام شده است. در حالی که رونق این فعالیتها باعث ایجاد تاثیرات مثبتی در نهضت آزادی فلسطین خواهد شد.
▪ نیروی انسانی و پتانسیل موجود در میان زنان فلسطین به صورت پراکنده و نامتمرکز وجود دارد.
▪ انقلاب مردم فلسطین به طور کلی و زنان به طور اخص،اهداف خاصی را به منظور ترویج و پیشرفت مبارزه زنان در مناطق اشغالی ایجاب می کند:
▪ متحد کردن تلاش ها و همسو کردن فعالیتهای گوناگون برای پرهیز از اختلاف های سیاسی میان سازمانهای بزرگ و رجحان کیفیت بر کمیت، هنگام ایجاد نهادها و تشکلهای مختلف.
▪ توسعه پروژه های موجود و ایجاد پروژه های تولیداتی که از بیکاری و مهاجرت نیروهای انسانی میکاهد و نیز به خدمت گرفتن زنان بیشتری به عنوان نیروی کار.
▪ پیوند مسئله زنان به مقوله جنبش ملی، بر پایه جهت گیری پیشرو و تحت فشار گذاشتن نیروهای بومی و سنتی برای اختصاص دادن توجه هرچه بیشتر به مشکلات و مسائل زنان.
▪ متمرکز کردن تلاش ها و اقدامات مختلف به منظور افزایش مشارکت زنان مبارز در مبارزات علیه دشمن صهیونیست.
▪ ایجاد برنامه ها و طرح هایی براساس مطالعات حول محور زنان، تا موقعیت مناسبی برای فعالیت های خانه داری و مراقبت از کودکان و استفاده توأم آنان از فرصتهای شغلی بالأخص در زمینه های موثر و آموزش کادر زنان فراهم شود.

اخبار مرتبط

پایه‌گذاری سنّتی زیبا توسط رهبر معظم انقلاب/ خدمت به مردم بهترین راه شاد کردن آنهاست

مجموعه مقالات پیرامون ماهیت، ابعاد و آینده داعش منتشر شد

سرلشکر سلامی: جغرافیای مقاومت، آرمان‌های بلند رمضان عبدالله را فراموش نمی‌کند

0 نظر

ارسال نظر

capcha