چرا قانون‌گذار به تجرد قطعی دامن می‌زند؟

چرا قانون‌گذار به تجرد قطعی دامن می‌زند؟

به گزارش سراج24، به نقل از فرهنگ سار، قانون پیشین فرزندخواندگی مصوب سال 1353 بود که در سال 1383 مورد بازنگری قرار گرفت و قوه قضاییه و سایر دستگاه‌های ذیربط با همکاری سازمان بهزیستی کشور لایحه اصلاحی آن را تدوین و به مجلس تقدیم کردند.

در نهایت پس از گذشت سه دوره از مجلس، قانون حمایت از کودکان بدسرپرست و بی سرپرست در سال 1392 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید.

در قانون پیشین تنها زوجینی که فرزند نداشتند می‌توانستند نسبت به فرزندخواندگی اقدام کنند در حالی که در قانون جدید علاوه بر این زوجین، دختران مجرد و زنان بالای 30 سال و همچنین زوجینی که فرزند هم دارند می‌توانند نسبت به پذیرش فرزند از بهزیستی اقدام کنند.

براساس قانون جدید دختران مجرد می‌توانند سرپرستی کودکان مونث بالای شش سال را به عهده بگیرند، زیرا مسئولان سازمان بهزیستی براین باورند که داشتن یک خانواده تک سرپرست بهتر از نگهداری کودکان در مراکز شبه خانواده است.

مادر شدن بی‌تردید یکی از گرایش های فطری است که در نهاد هر زنی قرار داده شده است و شاید به جرئت بتوان گفت همه زنان بر اساس فطرت و ذات زنانه خود دوست دارند این حس را تجربه کنند، اما در این قانون شاهد تسلط اثرات منفی آن بر اثرات مثبت احتمالی خواهیم بود.

زنان و دختران در جامعه ما با چالش‌های متعددی مواجهند و یک دختر مجرد چه به لحاظ روحی و روانی و چه به لحاظ فرهنگ حاکم بر جامعه نیازمند حمایت خانواده است و فارغ از مقوله‌ای مانند زندگی انفرادی تعدادی از آن‌ها و دوری از خانواده خود و عدم‌تشکیل خانواده جدید، شاید کمتر دختر مجرد 30 ساله‌ای بتواند به آنچنان استقلالی برسد که سرنوشت و سرپرستی کودکی را بپذیرد در حالی که عدم شرط مسکن مستقل برای مادر و کودک نیز به خودی خود قابلیت انتقاد را دارد.

همچنین در قانون پیش بینی شده که متقاضی فرزندخواندگی باید تعهد دهد که یک سوم اموال خود را به کودک واگذار می‌کند و یا اینکه در وصیت نامه باید قید شود زیرا براساس قانون به فرزندخوانده ارث نمی‌رسد، علاوه بر این باید فرزند بیمه تامین اجتماعی، بیمه عمر و آتیه نیز داشته باشد و تامین هزینه‌های زندگی و تهیه مایحتاج اولیه فرزند از شروط عام فرزندخواندگی است.

این در حالی است که سازمان بهزیستی صلاحت معنوی این مادران رادر اعطای فرزند خواندگی در نظر نمیگیرد. پر واضح است که تنها صلاحیت مالی کافی نیست و باید بُعد معنوی و قوانین بازدارنده نیز در قانون مکتوب شوند

از طرف دیگر با بالا رفتن سن ازدواج برای دختر و پسر، ۳۰ سال سن تجرد قطعی تلقی نخواهد شد

اما دختری که یکی از بچه‌های بی‌سرپرست یا بدسرپرست بهزیستی را به فرزندی قبول کند به طور یقین شانس های ازدواج زیادی را از دست خواهد داد چون کمتر کسی حاضر خواهد شد با دختری که قرار است فرزندی را با خود به خانه بخت بیاورد ازدواج کند. حالت دیگر این است که فرد برای آنکه ازدواج کند ناگزیر شود کودک را به بهزیستی بازگرداند. در این صورت نیز بدیهی است هم دختری که کودکی را به فرزندی قبول کرده از نظر روحی آسیب می‌بیند و هم کودک مورد نظر با آسیب‌های فراوانی مواجه خواهد شد. به خصوص اینکه کودکانی که در پرورشگاه‌های بهزیستی زندگی می‌کنند در حالت عادی نیز با آسیب‌های متعددی روبه‌رو هستند و بدیهی است چنین روندی می‌تواند این آسیب‌ها را تشدید کند.

کودکان برای رشد مناسب فردی و اجتماعی نیازمند حضور در خانواده‌ای متشکل از پدر و مادر هستند و حضور یک مادر تنها که از قضا مجرد است و هیچ تجربه‌ای از زندگی مشترک ندارد نمی‌تواند تربیت مناسبی را برای این کودکان رقم بزند .

براساس آمارها بیش از یک میلیون دختر مجرد بالای ۳۵ سال در کشور وجود دارد و برخی از کارشناسان خانواده این قانون را به نفع دختران مجرد و به صلاح کودکان بی سرپرست نمی دانند.

فرشته روح افزا، معاون شورای فرهنگی اجتماعی زنان شورای عالی انقلاب فرهنگی در رابطه با پیامدهای منفی این قانون می گوید: «نقش حضور پدر در خانواده مهم تر از حضور مادر است و باعث قوام و استحکام خانواده می شود در حالی که دخترانی که ازدواج نکرده اند پناهگاه عاطفی ندارند و دچار خلا هستند و کودکانی که پدر و مادر ندارند هزاران خلا را در زندگی دارند.»

معاون شورای فرهنگی اجتماعی زنان شورای عالی انقلاب فرهنگی این قانون را اجحاف درحق کودکان دانست و خاطرنشان کرد: «در کشورهای غربی آماری ارائه شده است که بر اساس آن جامعه شناسان غربی اعلام کردند که زنانی که هرگز ازدواج نکرده اند در مقابل زنانی که تجربه ازدواج اعم از موفق و غیرموفق را دارند ۸۱ برابر آسیب پذیرتر هستند.»

وی با تاکید بر نظارت دقیق برای اعطای فرزندخواندگی به دختران مجرد گفت: «در جامعه ما دختران مجرد آسیب پذیرهستند و مشکلات زیادی دارند این افراد اگر بخواهند این فرزندان را در خانواده به همراه پدر و مادر بزرگ کنند ممکن است که از سوی خانواده مورد پذیرش قرار نگیرد و آسیب های فراوانی به این کودکان وارد شود. در مورد حضانت این کودکان باید سخت گیری کرد چرا که در صورت عدم پذیرش در خانواده ای مشکلات این کودکان دوچندان خواهد شد.»

روح افزا، ادامه داد: «دختر مجردی که همسر ندارد تمام مسئولیت اداره زندگی به عهده اوست در نتیجه باید تمام امور زندگی را رتق و فتق کرده و برای امرار معاش از صبح تاشب سرکار برود و این‌کودک را به مهد کودک بسپارد که باز هم خلا عاطفی برای این کودکان ایجاد می شود.»

معاون شورای فرهنگی اجتماعی زنان شورای عالی انقلاب فرهنگی، تجرد قطعی پیش رو برای این دختران را یکی دیگر از پیامدهای این موضوع دانست و گفت: «این دختر مجرد با قبول فرزندخواندگی یک کودک شانس ازدواج را از دست می دهند چرا که برخی از مردها و یا خانواده های آنها برای ازدواج حاضر به پذیرش و نگهداری این کودکان نیستند.»

وی با انتقاد از اینکه در رابطه با اعطای فرزندخواندگی به دختران مجرد پژوهش و تحقیق به درستی صورت نگرفته، گفت: «باید همه جوانب را در رابطه با این نوع قوانین در نظر گرفت. این قوانین باید به صورت دو جانبه باشد و مشکلات دختران مجرد و کودکانی که به فرزندخواندگی در می آیند را در نظر گرفت که دچار لطمه و آسیب اجتماعی نشوند.»

روح افزا، در پاسخ به اینکه آیا افزایش  سن دختران مجرد برای اعطای فرزندخواندگی به آنها صحیح است، اظهار داشت: «با افزایش سن و گذشتن سن باروری محبت مادری

کم رنگ می شود این در حالی است که برخی در این سن حوصله و توان نگهداری فرزند را هم ندارند، کودکی که به عنوان فرزند خوانده پذیرفته می شود چه گناهی کرده که باید با فرد میان سال زندگی کند. در نتیجه به نظر پیامدهای منفی اعطای فرزندخواندگی به دختران مجرد بیش از پیامدهای مثبت آن است.»

عدم کار پژوهشی و علمی دقیق از سوی مسئولان موضوعی بود که معاون شورای فرهنگی اجتماعی زنان شورای عالی انقلاب فرهنگی، به آن اشاره کرد و گفت: «این قوانین باعث گسترش مشکلات می شود متاسفانه ما مجلس دغدغه مندی نداریم که به مشکلات اجتماعی توجه جدی داشته باشد در حالی که در کشورهای دیگر قوانین حمایتی در مورد دختران مجرد وجود دارد ولی شعار نمی دهند و این قوانین عملیاتی می شود.»

همانطور که اشاره شد یکی از پیامدهای منفی این قانون کاهش چشم‌گیر شانس ازدواج دختران ۳۰ سال به بالا است که بیشتر کارشناسان بر روی این موضوع اتفاق نظر داشتند، معصومه آقا پور علیشاهی، عضو فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی در این رابطه می گوید: «با قضیه سن این دختران مشکل دارم. این سن باید تغییر کند و به بالای ۴۵ سال افزایش یابد چرا که مانع شانس ازدواج دختران مجرد می شود.»

عضو فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی بابیان اینکه سن ازدواج در کشور افزایش یافته است درحالی که این موضوع منجر به تجرد دختران بالای ۳۰ سال می شود، گفت: «این قانون باید برای دخترانی در نظر گرفته شود که از سن باروری آنها گذشته است و نباید منجر به جلوگیری از ازدواج آنها شود.»

از دیگر مشکلات موجود این است که کودکان ۶ سال به بالا با مفهومی از خانواده در ذهن‌خود مواجه و متصور اند که متشکل از پدر و مادر و گاها خواهر و برادر است

از طرف دیگر این کودکان در بهزیستی در محیطی جمعی زندگی میکنند ولی در خانواده ای تک والد با مادری مواجه اند که حجم زیادی از زمان خود را درگیر امرارمعاش است و در واقع وارد تنهایی مفرط خواهند شد و با تصویب قانون واگذاری اناث به اناث باید در نظر گرفت که وابستگی دختر به پدر، به دلایل ویژگی های فطری و ذاتی بیش از مادر است و این خلا اساسی در زندگی فرزند خوانده های تک والد وجود خواهد داشت و به صورتی است که تمام عمر محروم از محبت پدری خواهند شد.

حتی نبود نام پدر در شناسنامه و ثبت فامیلی مادر باعث ورود این‌کودکان‌ از خللی به خلل دیگر میشود.

سوالی که برای ما مطرح میشود این است:اگر روزی اتفاقی برای تک والد بیافتد و به هر دلیلی نتواند مراقبت لازم را از کودک انجام دهد، مسئولیت کودک با کیست و چه آسیب هایی به او وارد خواهد شد؟!

در این میاد باید بررسی هایی مبنی بر رضایت خود کودکان نیز انجام گیرد تا مشخص شود خانواده ای تک والد برای آنها اغنا کننده است؟!

زیرا نتیجه این نارضایتی ها منجر به عدم وفاداری فرزند خوانده ها و بازگشت انها به بهزیستی بعد از سن ۲۰‌سالگی خواهد شد که تاکنون بهزیستی بار ها شاهد این موضوع بوده است.

به گزارش . . . ، در نهایت انتظار می‌رود قانونگذاران و مجریان قانون در کنار توجه به واگذاری کودکان بهزیستی به تبعات چنین موضوعی هم توجه داشته باشند تا مبادا اجرای یک طرح آسیب‌های تازه‌تری را در سپهر اجتماع ایجاد کند.

انتهای پیام/

 

اخبار مرتبط

کودکان و آزارهای فضای مجازی

برگزاری همایش سه ساله‌های حسینی

کاهش جمعیت و افزایش سن ازدواج خطری جدی است

0 نظر

ارسال نظر

capcha