گزارشی از فعالیت ایستگاه صلواتی جوانان غدیر قزوین؛

چند ساندویچی که تبدیل به ۴۰۰۰ پرس غذا شد! +عکس و فیلم

چند ساندویچی که تبدیل به ۴۰۰۰ پرس غذا شد! +عکس و فیلم

به گزارش سراج24، جمعی از جوانان و خادمان شهدا در شهر قزوین در روزهای منتهی به عید بزرگ غدیر اقدام به راه‌اندازی ایستگاه صلواتی جوانان غدیر کردند. این خادمان با فعالیت گسترده در فضای مجازی تواستند اعتماد بانیان زیادی را به خود جلب کرده و کمک‌های نقدی و غیرنقدی قابل‌توجهی را جمع‌آوری کنند. جالب آنکه طبق گفته این خادمان که اغلب آنها را جوانان تشکیل داده‌اند، ابتدا قرار بوده تحت عنوان «اطعام غدیر» چندین پرس غذا و ساندویچ میان محبین امیرالمونین توزیع شود اما به برکت کمک‌های دریافت شده، وسعت فعالیت آنها بسیار گسترده‌تر شده به گونه‌ای که از رفتگرهای زحمتکش گرفته تا زندانی‌ها و عابرین و مسافرین و خانواده‌های بی‌بضاعت و مغازه‌دارها و بچه‌ها و بزرگترها مهمان این سفره شدند.

علاوه بر توزیع چهار هزار پرس غذا تحت عنوان «اطعام غدیر»، خادمان این ایستگاه صلواتی نسبت به تهیه و توزیع بیش از ۳۰ هزار لیوان شربت و شیرینی، استقبال بیش از هزار کودک از ایستگاه نقاشی در دو روز، توزیع هزاران بسته و هدیه فرهنگی با اولویت توزیع لوازم‌التحریر ایرانی، برگزاری مسابقه پیامکی در قالب توزیع هزاران بروشور غدیری، اجرای برنامه‌های متنوع مثل نماز جماعت، اجرای گروه سرود، قصه‌گویی غدیر، نذر کتاب و غیره اقدام کردند و فضای متفاوتی را در شهر قزوین ایجاد کردند.

نکته مهم دیگری که درباره رونق گرفتن این ایستگاه صلواتی که برای اولین بار به مرحله اجرا رسیده بود این است که عمده فعالیت این ایستگاه صلواتی در فضای مجازی، در کانال و صفحات کتاب «یادت باشد» انجام شد و بسیاری به واسطه آشنایی با این کتاب، که به معرفی شهید حمید سیاهکالی مرادی می‌پردازد، تصمیم گرفتند نذورات خود را به این ایتسگاه صلواتی اختصاص دهند.


* جوانان غدیری چگونه گرد هم آمدند؟
اگر برای شما هم سوال پیش آمده است که ایستگاه صلواتی جوانان غدیری قزوین چگونه شکل گرفته و در واقع این خادمان چگونه دور هم جمع شده و چنین تصمیمی گرفتند، بهتر است دلنوشته‌ای که در ادامه آمده است را بخوانید تا پاسخ سوالتان را دریافت کنید:

«همه چیز از چند پیام شروع شد، اینکه امسال دور هم برای جشن ولایت اقایمان کاری کنیم، در حد چند ساندویچ یا نهایتا چند پرس غذا. ولی قصه دلتنگی های ایوان نجف کار دستمان داد، یک عده دور هم جمع شده بودیم که خیلی هایمان همدیگر را نمیشناختیم ولی برای این جشن پدری همدل بودیم، کمی بعد گفتیم حالا که ما دلمان این همه برای جشن پدرمان میتپد چرا دیگران را در این حس خوب شریک نکنیم، ظرفیت رسانه ای را پای کار اوردیم و چهره به چهره، گروه به گروه، کانال به کانال شدیم گدازه های گداخته ای از اتش عشقی که امیرالمومنین در جان ما انداخته بود.

کم کم دست رحمت علوی ما را گرفت، همین نیت های کوچک شد یک پنجره رو به دریا و بیش از هزار نفر به ایستگاه جوانان علوی کمک کردند. حتی از شهرهای خیلی دور. گاها پیامهایشان که میگفتند پول ما خیلی کمه ولی میخوایم فقط در حد نمک این سفره سهیم باشیم دلمان را هوایی میکرد. یا همان هایی که پنج هزار تومن پول واریز کردند و پیام دادند و گفتند چند ماه است زندگی سختی داریم ولی میخواهیم قطره ای باشیم در این دریا و اینها همه جمع شد تا ما از همان چند ساندویچ رسیدیم به یک شعار: شهر را غدیری می‌کنیم!

و شهر ما به همت همه خادمان غدیری شد، توزیع چهار هزار پرس غذا، سی هزار لیوان شربت و شیرینی، هزاران بسته فرهنگی، نزدیک به هزار کودکی که در ایستگاه نقاشی کودکان حاضر شدند و به عشق امیرالمومنین ساعتی را گذراندند برگزاری نمازهای جماعت با شکوه در یکی از پرترددترین خیابان های شهر، توزیع شربت و غذا و بسته های فرهنگی در بین ماشین ها و مناطق محروم همه و همه یک چیز را به ما ثابت کرد که کار برای امیرالمومنین شاید سخت باشد ولی انقدر با برکت است که شیرینی لحظه به لحظه اش فراموش نشدنی است.

حالا به ظاهر همه چیز تمام شده، ولی دلمان گواهی میدهد همه چیز شروع شده، از حالا میخواهیم برای غدیر سال بعد دست به دست هم دهیم، ان شاالله اقا ما را ببیند، خوب میدانیم اگر ما همه با هم باشیم میشود کارهای بزرگ کرد.

شاید بزرگترین نقطه قوت این کار بزرگ خلوص نیت، حضور با صفا و حس سرشار خادمانی بود که در لحظه به لحظه این حرکت از عمق وجودشان مایه گذاشتند. خادمانی که به جای اینکه از کار بدزدند کار را از هم میدزدیدند، سبقت داشتند در انجام کار خیر، مسابقه بود که هرکس در حد توان و وقت و وسعش گوشه ای از بار را بردارد. جمعی که همدیگر را حتی به اسم هم نمیشناختند اما خالصانه، دوستانه، بی ریا کاری کردند کارستان، جوری که ادم دلش برای این فضا تنگ میشود، جوری که امشب حس میکنی یک چیز گم  کرده ای جوری که دلت میخواهد تک به تک به خادمها زنگ بزنی و ساعت ها صحبت کنی شاید بار این بغض، این دلتنگی کمی سبک شود، چقدر زود همه چیز تمام شد، چقدر دلمان نوازش پدرانه اقا را میخواهد، چقدر این چند روز بوی سربازی اقا امام زمان را گرفته بودیم واقعا این خادمهای بی نشان بودند که گل کاشتند.

اقا جان! ما به وعده اربعینی مان عمل کردیم، میدانیم قرار ما این نبود که کار این همه گسترده باشد، ته دلمان مطمئنیم ما همه هیچ کاره بودیم، هرچه بود و هرچه گذشت دست رحمت شما بود که ما هیچ بودیم و هستیم در کنار خورشید درخشانت، به حق دلهای شکسته همه کسانی که دلشان را به ایستگاه صلواتی جوانان غدیری سپردند هوای ما را داشته باش، ما را این چند روز بدجوری شرمنده کردی، ما بدجور نمک‌گیر محبتت شدیم، ما را همین طور که این چند روز خریدی بخر.

لحظه های اخر کشیدن غذا حال و هوای اشپزخانه ما بوی محرم گرفته بود، تا حالا گفتیم علی، از امشب میگیم حسین و همین یک جمله باعث شده بود غذاهای ما هم رزق علوی باشد هم متبرک به اشک حسینی و این چند روز ما چیزی جز زیبایی ندیدیم.


راستی اگر جشن غدیر این همه زیباست، این همه دل ما را میبرد رنگ جشن ظهور چقدر باید زیبا باشد؟ یعنی میشود روزی همین جمع باصفا دور هم برای ظهور اقایمان ایستگاه صلواتی راه بیندازیم؟ غدیر امسال خیلی بوی ظهور میداد، حتی همان لحظه ای که در ساعت پایانی سه شنبه مهدوی همه چیز تمام شد، سکوت شب و پرچم مانده در دست باد و دلتنگی فرصت خادمی که مثل ابر بهار گذشت به ما میگفت وعده امدن اقا و این جشن واقعی نزدیک است، شاید این جشن های غدیر رزمایشی برای امادگی برگزاری جشن ظهور اقای ماست.

غذاهایی که شماها نذر کرده بودید به دست خیلی ها رسید، از رفتگرهای زحمت کش گرفته تا زندانی ها و عابرین و مسافرین و خانواده های بی بضاعت و مغازه دارها و بچه ها و بزرگترها، جوری که انگار خود امیرالمومنین دارد رزق معنوی غذای جشن ولایتش را پخش میکند.

دلخوشیمان فقط یک چیز است که اقا امام زمان هم طعم غذای ما را چشیده باشد، شاید هم گوشه کنار این شهر غدیری اقا سری به ایستگاه ما زد و ما ندیدیمش، که اقا اگر امدی ببخش نشناختیمت.

از حالا برای غدیر سال بعد کار کنیم به امید خدا نه فقط شهر، جهان را غدیری میکنیم...»

* ارائه گزارش فعالیت‌ها و هزینه‌ها به بانیان
یکی از اقدامات قابل‌تقدیر خادمان ایستگاه صلواتی جوانان غدیر قزوین این بود که با گذشت چند روز از پایان فعالیت‌های ایستگاه صلواتی، اقدام به انتشار ریز اقدامات و هزینه‌های انجام‌شده کردند و با انتشار آن در فضای مجازی، بانیان را در جریان هزینه‌های انجام شده قرار دادند. «شفاف‌سازی هزینه‌ها» موضوعی است که شاید هنوز در بین عموم هیئات مذهبی و مجموعه‌های مردمی فرهنگی-مذهبی فراگیر نشده است و به همین جهت می‌توان این حرکت خادمان ایستگاه صلواتی جوانان غدیر قزوین را مورد تقدیر قرار داد.

در ادامه تصاویری از فعالیت‌های خادمان «ایستگاه جوانان غدیری» آمده است:

اخبار مرتبط

وزیر ارشاد: کمبود کاغذ مانند کمبود مواد غذایی اختلال ایجاد می‌کند

غذایی مفید برای کاهش وزن

کمک چشمگیر مردم استان قزوین به پیاده روی اربعین

0 نظر

ارسال نظر

capcha