کاخ سفید در حال چیدن میوه های بحران تازه در خلیج فارس

کاخ سفید  در حال چیدن میوه های بحران تازه در خلیج فارس

به گزارش سراج24، عباس پرورده| هنوز سرو صداهای رسانه ای ساقط شدن پرنده جاسوس آمریکایی توسط ایران فروکش نکرده، مقامات کاخ سفید بلافاصله در حال چیدن میوه های بحران تازه در خلیج فارس شدند. متعاقب دور تازه فعالیت های منطقه ای حلقه اطرافیان ترامپ از جمله سفر پمپئو به ریاض، خود وی به محمد بن سلمان گفته "این عملیات بسیار گرانی است و شما و دیگر کشورهایی که از آنها محافظت می‌کنیم، باید پول بدهید". ترامپ رئیس جمهوری است که با صدای بلند فکر می کند و از اینکه بدون توسل به بهانه های حقوق بشری یا ادعای گسترش دموکراسی و آزادی در جهان از منافع ایالات متحده دفاع کند، ابایی ندارد. وی همین چند روز پیش حقیقت بسیار مهمی را گفت که چندان هم مورد توجه تحلیلگران قرار نگرفت. ترامپ به عنوان اولین مقام ارشد آمریکا اظهار داشت "خلیج فارس اهمیت گذشته را برای آمریکا ندارد". این گفته ریشه در تحولاتی دارد که طی سه دهه گذشته به خاطر استخراج نفت شیل، تنوع بخشی به منابع انرژی با هدف کاهش وابستگی به نفت و همچنین جابه جایی وابستگی آمریکا و چین در سال های اخیر به نفت خاورمیانه صورت گرفته است. واقعیت این است که آمریکایی ها مثل دهه هفتاد و هشتاد میلادی نگران قطع جریان نفت از خلیج فارس نیستند و به جای آن امروز دنبال دریافت پول نقد از کشورهای نفت خیز منطقه هستند.
اما پس از هدف قرار گرفتن پهپاد آمریکایی، در میان گلایه گذاری های سعودی ها از اینکه چرا آمریکا یک تهاجم نظامی جانانه علیه ایران انجام نداده، مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا در چارچوب تلاش کشورش برای تشکیل ائتلاف علیه ایران، دوشنبه سوم تیرماه با هدف گفت وگو با شاه سلمان و ولی‌عهدش وارد عربستان شد. اگرچه نمی توان باور کرد که پمپئو برای ایجاد اجماع علیه تهران به ریاض سفر کرده، چون ریاض که در دشمنی با ایران سنگ تمام گذاشته و نیازی به تشویق و ترغیب ندارد، بلکه بیشتر به نظر می رسد وزیر امور خارجه آمریکا برای دلجویی از عدم واکنش نظامی علیه ایران که به شدت سعودی ها خواستار آن بودند، به عربستان سفر کرده است. متعاقب آن هم ترامپ در رسانه ها به ذکر محتوای گفت‌وگوی تلفنی‌اش با محمد بن سلمان پرداخت که گفته بود "این عملیات بسیار گرانی است و شما و دیگر کشورهایی که از آنها محافظت می‌کنیم، باید پول بدهید..." و او، ولیعهد هم پاسخ داد "بله. " رئیس جمهوری صریح اللهجه آمریکا در این مصاحبه که با شبکه ان‌بی‌سی انجام شده بود، محافظت از عربستان سعودی در ازای دریافت پول را یکی از دلایل حضور آمریکا در غرب آسیا برشمرد و گفت بر خلاف گذشته که واشنگتن در قبال این حفاظت چیزی دریافت نمی‌کرد، حالا از این محافظت منفعت مالی می‌برد و عربستان چهارصد میلیارد دلار از ما خرید می‌کند. این ها شواهدی هستند از اینکه آمریکایی ها بیش از آنکه نگران گسترش قدرت ایران باشند، درصدد افزایش ایران هراسی و دوشیدن مالکان چاه های نفت خلیج فارس هستند و در واقع، چه جنگ شود و چه نشود تنها بازندگان بازی بحران در خلیج فارس، بر طبق چیدمان آمریکا همان کشورهای این منطقه هستند و آمریکایی ها فقط میوه چینان بحرانند. تحریم ها از نظر آمریکایی ها یک بازی برد برد است، چون از طرفی اقتصاد ایران را هدف می گیرند و از طرف دیگر با بالا گرفتن بحران، پول بیشتری از اعراب منطقه بابت خرید سلاح و سایر مبادلات تحمیلی به جیب واشنگتن می رود. در صورت جنگ هم ایالات متحده فقط چند ناو جنگی و پایگاه نظامی دارد که برای همین جنگ ساخته شده اند و بقیه چیزهایی که نابود خواهند شد، زیرساخت های اقتصادی و عمرانی کشورهای منطقه هستند که تازه نابودی آنها هم به سود آمریکا و متحدانش تمام خواهد شد، چون در نهایت این شرکت های غربی هستند که برای بازسازی پس از ویرانی قرارداد های کلان خواهند بست.
آمریکایی ها البته از چاشنی ایران هراسی برای افزایش فایده و کاهش هزینه استفاده ابزاری می کنند. پس از سرنگونی پهپاد جاسوسی، فاکس نیوز، یکی از ضد ایرانی ترین شبکه های خبرپراکنی آمریکا، به ناگهان در مطلبی به نقل از "میگوئل میراندا"، یک تحلیل‌گر فناوری نظامی نه چندان شناخته شده زبان به تمجید از قدرت نظامی ایران گشود و نوشت "از سال ۱۹۹۰ تاکنون صنعت نظامی ایران پیشرفت‌های مداومی در بخش‌های به خصوصی داشته و اکنون در کنار اسرائیل و ترکیه در زمینه سامانه‌های بدون سرنشین، تسلیحات کوچک و سبک، توپخانه و موشک‌های بالستیک و دیگر جنگ‌افزارهای هدایت‌شونده، پیشتاز منطقه‌ است. این در حالی است که پس از سرنگونی پهپاد آمریکا، اگرچه طبق سنت شناخته شده ایالات متحده همه انتظار حداقل یک تهاجم محدود به مراکز نظامی ایران را می کشیدند، اما خودداری آمریکا از واکنش نظامی تا این لحظه گذشته از پیش بینی ناپذیری دامنه بحران پس از تهاجم و واکنش ایران، بیشتر به خاطر نبود یک مشروعیت حداقلی جهانی از طریق اجماع علیه ایران بوده است. مهمترین شرکایی که واشنگتن تاکنون توانسته علیه ایران رسما بسیج کند، عربستان و امارات با همراهی نتانیاهو هستند که در دشمنی دیرینه با تهران انگشت نما هستند و فعلا اتحاد با آنان علیه ایران در افکار عمومی بین المللی چندان دندان گیر نیست. پس باید به نقش دیپلماسی چند ساله ایران پس از برجام و آنچه ایران تحت عنوان صبر استراتژیک می داند، در ناکامی آمریکایی ها جدی تر نگاه کرد. دستاورد آن هم اینکه آمریکا، انگلستان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی در بیانیه‌ای مشترک ایران را به برهم زدن ثبات منطقه متهم می کنند و حوثی های یمن را به توقف حملات به عربستان سعودی فرا می خوانند.
در نهایت آنچه از تحریم و تهدیدهای زیگزاگی ترامپ و اطرافیانش می توان فهمید، اینکه دشمنی با ایران را باید از نگاهی دیگر هم بررسی کرد. با تحولات بین المللی در حوزه انرژی و کاهش اهمیت تولید و انتقال نفت در خلیج فارس برای ایالات متحده، نگاه واشنگتن به رقابت های درون منطقه ای کشورها نیز تغییر کرده و آمریکایی ها بدون نگرانی خاصی از تشدید تنش در منطقه، به دنبال کسب سودهای کلان هستند. آمریکایی ها بر خلاف آنچه در ظاهر که خود را مقید به حفظ امنیت خطوط عبوری انرژی از منطقه نشان می دهند، اما به دلیل اینکه دیگر چندان وابستگی استراتژیک به منابع انرژی خلیج فارس احساس نمی کنند، به عنوان بازیگری فرامنطقه ای درصدد سوء استفاده از رفتارهای رقابت آمیز بازیگران منطقه ای هستند.

انتهای پیام/

اخبار مرتبط

فیلم| ایرانی ها دو روز هم نمی توانند تحمل کنند

فیلم| چرا ایرانی را آتش میزنی؟؟؟

فیلم| بلیط تا اسرائیل

0 نظر

ارسال نظر

capcha