خودم می‌توانم از پس حفظ خانه و خاکم برآیم

خودم می‌توانم از پس حفظ خانه و خاکم برآیم

« مقاومت برای خاک » عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد نوشته عالیه شکربیگی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
مردمان جنوب در جنگ هشت‌ساله به شیوه‌های مختلف به زندگی‌شان ادامه دادند و مرارت‌های بسیاری را از سر گذراندند، یاد گرفته‌اند که در برابر حوادث و مشکلات به توان خودشان نگاه کنند. یاد گرفته‌اند به آنچه خودشان در توان دارند تمسک بجویند و این یک مقاومت درونی را در آنها ایجاد کرده است و ...
این باور را در آنها به وجود آورده که می‌توانم خودم از پس حفظ خانه و خاکم برآیم و مشکلات را به سامان برسانم. این مردم یک روحیه جمعی بسیار قوی دارند که باعث می‌شود خودشان به جنگ با مشکلات بروند. فقط امکاناتی را می‌خواهند که در نزدیکی منطقه خودشان از آنها استفاده کنند.
تاریخ این کشور هم گویای این است که مرزنشینان ما همواره مردمانی بوده‌اند مقاوم و پایدار و دوستدار صلح و همبستگی. از این طرف خوزستان را داریم و از آن سمت کرمانشاه و کردستان و ... در حالات عادی زندگی روزمره‌شان در جریان است اما زمانی که رویدادی یا حادثه‌ای پیش می‌آید این خصوصیات بروز و ظهور پیدا می‌کند. این روحیه مقاومت و دفاع را مردم این مناطق هم در میان خودشان نشان داده‌اند و هم در برابر نیروهای مهاجمی که می‌خواسته‌اند کلیت سرزمین ما را تهدید کنند. همین‌گونه و با این روحیه بوده که توانسته‌اند همیشه از مرزها دفاع کنند.
هنگام مواجهه با صحنه‌های ماندن مردم در شهرهای سیل‌زده خوزستان نباید فراموش کنیم که اولین دلیل برای این مقاومت و ماندن احتمالا مساله اعتماد است.
وقتی حادثه‌ای مانند سیل پیش می‌آید باید اطمینان خاطر و اعتماد کامل داشته باشد تا وقتی به او می‌گویید می‌خواهم تو را دو ماه به نقطه دیگری منتقل کنم یا خانه آسیب‌دیده‌ات را چند ماه بعد تحویل می‌گیری، این حرف را باور داشته باشد. اما وقتی این اعتماد کامل وجود ندارد، مردم ترجیح می‌دهند با سختی‌های محیط و در شرایطی که آب دارد خانه‌اش را می‌برد و هیچ استراحتی نمی‌تواند داشته باشد سر کند و آسیب‌های بعدی را به جان بخرد. چنین آدمی نمی‌داند که اگر خانه‌اش یا روستا و شهرش را رها کند بعدا چه چیزی را می‌تواند به جای آن بگذارد. این اعتماد موضوع سرمایه اجتماعی را پیش می‌کشد. مسوولانی که از مردم می‌خواهند خانه و زندگی بحران‌زده‌شان را ترک کنند باید آنقدر نزد این مردم سرمایه اجتماعی بالایی کسب کرده باشند که به اعتماد حرف آن مسوول منطقه را ترک و قبول کنند که زندگی در بحران را ادامه ندهند، چون این نوع زندگی آسیب‌های جسمی و روانی را با خودش به همراه می‌آورد.
یک موضوع مهم هم این است که آدم‌ها از تجربه زیسته کسانی که دچار مشکل شده بودند درس می‌گیرند. زلزله سر پل ذهاب را ببینید که بیش از یک سال از آن گذشته است و بسیاری از مردم منطقه همچنان ساکن کانکس و چادر و مکان‌های موقت هستند. پس چه تضمینی هست که مردم مناطق سیل‌زده خانه‌شان را به سمت مقصد نامعلوم ترک کنند و ندانند با چه چیزی مواجه می‌شوند. مردم اگر چه خاموش هستند اما عملکرد مسوولان را در طی این سال‌ها ارزیابی کرده‌اند و بر اساس آن تصمیم می‌گیرند.
انتهای پیام/

اخبار مرتبط

پیوندی: یکصد و ۵۰ هزار نفر را در سیل اخیر اسکان دادیم

کمک‌های انسان دوستانه از پاریس با مساعدت هما به ایران انتقال یافت

ترور به دست گرفتن سلاح نیست، ترور نادیده گرفتن عواطف و احساسات است

0 نظر

ارسال نظر

capcha