معرفی کتاب؛

«قلندر و قلعه»

«قلندر و قلعه»

سراج24، محمدمهدی ادیبی/ شاید شما هم زمانی به این فکر کرده باشید که چه خوب بود کتاب‌هایی از زندگی اندیشمندان و بزرگان، به زبانی جذاب، گیرا و همه فهم نوشته می‌شد تا عموم مردم هم بتوانند با شِمّه‌ای از زیستِ این دانشمندان آشنا شوند.
کتاب‌های محدودی از این دست وجود دارند که در عین سادگی، از جذابیت و گیراییِ مناسبی هم برخوردار باشند.

«قلندر و قلعه»؛ داستان زندگی شیخ اشراق، شهاب الدین یحیی بن حبش سهروردی از حکما و عرفای بزرگ قرن ششم هجری ایران؛ یکی از همین کتاب‌ها است که در این نوبه، به معرفی آن می‌پردازیم.
خوب است بدانید که منابع تاریخی چندانی درباره زندگی و شخصیت سهروردی وجود ندارد و تنها آثار معدودی به مکان و نحوه‌ی زندگی او اشاره داشته‌اند.
«سید یحیی یثربی» نویسنده‌ی توانمندِ کتاب «قلندر و قلعه»؛ از اساتید شناخته شده‌ی دانشگاهی است که با ذوق خاصی به تحریر این کتاب پرداخته است.
وی در مصاحبه‌ای در خصوص این کتاب می‌گوید: «در واقع کتاب "قلندر و قلعه" نتیجه مطالعات من در حوزه عرفان و بهره‌گیری از آثار خود سهروردی است که البته با به‌کارگیری تخیل داستان‌نویسی همراه شده است؛ البته این کتاب را نمی‌توان با اصول و مبانی داستان‌نویسی تطبیق داد، چرا که من داستان نویس نبوده و نیستم، اما زندگی شیخ شهاب‌الدین یحیی سهروردی به صورت شعری در دل و زبان من جاری شد».
شما هم با مطالعه‌ی این کتاب؛ احساس فوق العاده‌ای که در سراسر این کتاب جریان دارد را می‌توانید درک کنید.

سید یحیی یثربی می‌گوید: «از زمان انتشار این کتاب، دوستان و عزیزان بسیاری می‌پرسیدند که من هنگام نوشتن این اثر چه حالی داشتم، باید بگویم با اینکه روایت داستانی این اثر را بر اساس تخیل و خیال‌پردازی‌های شخصی‌ام بود، اما آن را با اشک و آه می‌نوشتم. مانند شاعری که چند بیت ظریف می‌گوید و خود نیز تحت تأثیر آن قرار می‌گیرد».
نکته ی جالب این جاست که زمانی که «کنعان چومورچو» (مترجم کتاب به زبان ترکی)، کار ترجمه کتاب را به پاین رساند؛ گفت: «با اشک و آه ترجمه‌اش را به پایان بردم».
داستانِ کتاب، از آن جا آغاز می‌شود که کودکی در رؤیای خود می‌بیند که می خواهد پرواز کند، امّا تنها یک بال روی شانه‌اش دارد. او در جستجویِ بالِ دیگر؛ آن را نزد پیرمردی می‌بیند که در دوردست ایستاده است. یحیی در پیچ و تابِ رسیدن به بالِ دیگرش، از خواب می‌پرد و این رؤیا، در شب‌های دیگر هم تکرار می‌شود.
تعبیرِ خوابِ یحیی و دنبال کردنِ آن در دنیای واقعی؛ داستان زندگی او را شکل می‌دهد که در این کتاب به بیان زیبایی روایت می‌شود.
در مقدمه‌ی بسیار کوتاهِ کتاب آمده است: «...گرچه این نوشته بر اساس آثار عربی و فارسی شیخ شهاب الدین سهروردی رقم خورد، اما به اقتضای طبیعت داستان، خیال هم مجالی داشت».
«قلندر و قلعه» یک کتاب با جنبه‌های تاریخی نیست؛ بلکه داستانی است که در آن تا حدی دیدگاه‌های فلسفه‌ی سهروردی به زبان ساده آمده است و اساس آن، راه و رسم سلوکی اوست که میراث حکما، علما و به ویژه فرزانگان است.

سهروردی، دانشمندی است که دلبستگی به دنیا و زرق و برق آن ندارد و بیش از همه چیز به دنبال کسب دانش و یافتنِ گمشده‌ی خویش است. او در همه‌ی ملاقات‌ها و مواجهه‌های زندگی‌اش، بی هیچ چشم‌داشتی، مقصود خودش را دنبال می‌کند.
دانش و شهرتِ سهروردی، اسباب سوء‌استفاده‌ی برخی، و حسادت برخی دیگر را فراهم می‌آورد. کار به جایی می‌رسد که یکی از دل‌سوزان او، این گونه به نصیحتش می‌پردازد:
«...شهاب الدین! من مردی دنیا دیده‌ام. سرد و گرم روزگار چشیده‌ام. با اُمرا و علما نشسته‌ام. حاصل تجربه‌هایم را در دو نکته ره توشه راهت می‌کنم: یکی این که اکنون که تو به این پایه از شهرت رسیده‌ای، اُمرای مناطق مختلف به دنبالت می‌فرستند، بدان که اعزاز و اکرام آنان نسبت به یک دانای تازه به دوران رسیده غالباً به خاطر رضای الهی و دوستی دانش نیست، بلکه می‌خواهند از او به عنوان رقیب بهره گیرند تا هیمنه و شکوه علما و فقهای نامداری را که به اوج شهرت رسیده و به خاطر نفوذشان در توده مردم خود را همپایه امیران و گاهی برتر از آنان می‌دانند، درهم شکنند. به هوش باش که اگر تو را بزرگ داشته و به میدان می‌فرستند، برای تکریم تو نیست. و دیگر این که ما علمای دین تا آن جا طرفدار ترویج و تبلیغ دین هستیم که جایگاه خودمان آسیب نبیند. بنابراین اگر کسی با یک آسمان دانش و معرفت به میدان آید و علمای دین بدانند که او اعجاز خواهد کرد و همه مردم جهان را از کفر به ایمان خواهد آورد، اگر احساس کنند که به حشمت و سروری و رهبری آنان آسیب می‌رسد، حتّی اگر عصا و نور به یک دست او باشد و با دست دیگرش شق‌القمر کند، او را قربانی توطئه و کینه‌توزی خود خواهند کرد...»
سهروردی امّا مردی بی‌باک است که جز به وظیفه‌اش عمل نمی‌کند و اگرچه جسمش در این دنیا است؛ ولی روحش در عالم دیگری قدم می‌زند.

او در سفرهایش با آدم‌های مختلفی روبرو می‌شود و با برخی از آنان، مدتی زندگی می‌کند. او شیفته‌ی اشراق است و در همین سفرها است که اتفاقات جالب کتاب شکل می‌گیرد. موقعیت‌ها و مکاشفات خاصی رخ می‌دهد، عاشق می‌شود و... .
«قلندر و قلعه» کتابی حدوداً 300 صفحه‌ای است که به همت «نشر قو» تا کنون چهارده بار تجدید چاپ شده است.
امیدوارم از مطالعه‌ی این کتاب لذت ببرید.

انتهای پیام/

اخبار مرتبط

با کفش های دیگران راه برو

حاج آخوند

نونِ نوشتن

0 نظر

ارسال نظر

capcha