بیایید حال کنیم!

بیایید حال کنیم!

سراج24،محمدمهدی‌ادیبی/ امروز یکی از عکس‌های سیاه‌ و سفید قدیمی را برای بارِ چندم نگاه می‌کردم. با هر نگاهم، خاطره‌های ریز و درشت جلوی چشمم می‌آمد و بدون این‌که کسی بفهمد، لبخند می‌زدم. ناخودآگاه به ذهنم رسید که قدیم‌ها چقدر "عکس" مهم بود. همین عکسی که جلوی چشمم است و امروز چندین بار نگاهش کردم را با دردسرهایی پیدا کرده بودم و به سختی نگهش داشتم.
این روزها به برکت گوشی‌های همراه چند منظوره؛ تعدادِ عکس‌ها با ظرفیت گوشی‌ها سنجیده می‌شود و تعدادشان آنقدر زیاد شده که کارت‌های حافظه‌مان را هم پُر کرده؛ اما کمتر پیش می‌آید که رجوعی به این عکس‌ها داشته باشیم و ساعت‌ها پای آن‌ها بنشینیم و خاطراتمان را دوره کنیم.
با تمام این احوال امّا، ما باز هم عکس می‌گیریم؛ شاید چون می‌ترسیم! شاید می‌ترسیم که منظره‌ها، زیبایی‌ها و احساسات خوب برآمده از آن‌ها را از دست بدهیم؛ پس عکس می‌گیریم. آنقدر عکس می گیریم که اصلا نمی‌توانیم درکی از آن منظره و صحنه‌ی زیبا داشته باشیم.
زمانی که در آن لحظه هستیم، قدرش را نمی‌دانیم و صرفاً می‌‍خواهیم آن صحنه را جایی ثبت کنیم. فارغ از این که بهترین زمانی که باید بهره و حظّ بصری از آن فضا ببریم و آن را با تمام وجودمان درک کنیم؛ در حالِ ترسِ از دست دادن فرصت؛ مشغول ثبت آن هستیم. 
یادمان رفته که قرار است در "حال" زندگی کنیم. قدیم‌ترها که جمع‌ها جمع می‌شد و دورهمی تفریحی می‌کردند؛ اگر امکانی بود و شرایط میسر می‌شد، در پایان عکسی به یادگار می‌گرفتند تا هر زمان که به آن نگاه کردند؛ کلّ ماجراهای آن بُرهه را به خاطر بیاورند و سال‌ها بعد هم آن حسّ خوب را از آن دریافت کنند.
الان امّا زمانِ حالی که در آن زندگی می‌کنیم را بدون بهره‌ی کامل می‌گذرانیم و تصاویر و حسّ و حالی که خودمان نتوانستیم درک کاملی از آن را در ذهن و روحمان ثبت کنیم؛ سعی داریم با گوشی هوشمندمان برای آینده‌ای موهوم حفظ کنیم و احتمالاً اگر هم در آینده رجوعی به آن داشته باشیم (که معمولاً نداریم)؛ هیچ درک واضحی از آن نخواهیم داشت.
شاید این عبور شتاب‌ناک زمان و ترس از گذر عمر، عامل این نگرانی و بی‌تابی ما شده است. شاید هم  اسیر مُدِ روز شده‌ایم و واقعاً خودمان هم نمی‌دانیم چه می‌کنیم.
اما علت این رفتار ما هرچه که باشد؛ این نکته واضح است که ما "حال" را داریم از دست می‌دهیم و این خوب نیست.
پیشترها مفهوم خوبی وجود داشت که به ما توصیه می کرد "اکنون" را دریابیم و خودمان را اسیر گذشته‌ای که گذشته و آینده‌ای که نیامده، نکنیم. «حال کردن» اصطلاحی برآمده از همین مفهوم است که کمتر به معنای درستِ آن توجه می‌کنیم.
بخشی از عمرمان صَرف حسرت گذشته می‌شود و بخش دیگری را هم در نگرانیِ آینده تَلَف می‌کنیم. تنها چیزی که می‌توانیم از آن بهره ببریم و بر آن اثرگذاری داشته باشیم، "زمان"ی است که در آن حضور داریم.
همین الان؛ در هر مکانی که هستید؛ فکر و ذهنتان را از گذشته و آینده فارغ کنید و بر همین لحظه‌ای که در آن هستید متمرکز شوید. هیچ چیزی به اندازه‌ی این لحظه اهمیت ندارد. بهترین برای شما، «همین لحظه» است. سعی کنید در لحظه لحظه‌ی عمرتان "حضور" داشته باشید تا بتوانید بهتر زندگی کنید.

انتهای پیام/

اخبار مرتبط

راز درمان

کم هزینه؛ امّا پُر ارزش

این آخرِ سالی

0 نظر

ارسال نظر

capcha