اسرار احکام الهی در کلام آیت‌الله جوادی آملی

 اسرار احکام الهی در کلام آیت‌الله جوادی آملی

 

به گزارش «سراج24»، عبادت که هدف آفرینش انسان است، اسراری دارد؛ اسرار عبادت غیر از آداب و احکام آن است. احکام عبادت، همین واجبات است که در کتاب‌های فقهی بیان شده است، مانند واجبات و ارکان نماز.
 
آداب نماز مانند آهسته دعا کردن، پاره‌ای از این آداب در کتاب‌های فقهی آمده است و برخی در کتاب‌های اخلاقی، اما اسرار عبادات ارواح و باطن‌های عبادت است که با باطن انسان در ارتباط است و انسان با باطن عبادت محشور می‌شود، این گونه بحث‌ها در کتاب‌های عرفانی بیان شده است.[1]
 
آیت‌الله عبدالله جوادی آملی می‌فرماید: عبادات ظاهری دارند و باطنی و سری، به ما گفته‌اند که آن اسرار را فرا گیریم و بدان‌ها عمل کنیم، نماز خواندن و روزه گرفتن و وضو گرفتن و دیگر تکالیف جز احکام الهی است، هر یک از احکام برای آن است که انسان به اسرار آن‌ها پی ببرد و آزاد شود.[2]
 
از این پس، در چند شماره، برخی از این اسرار را مورد واکاوی قرار خواهیم داد.
 
*لذت مناجات
 
نمازگزاری که با خدای خویش به نجوا می‌پردازد، خود را به زیور نماز می‌آراید، و با صورت آن شکل می‌گیرد، نماز جز با مناجات با پروردگار و برای مناجات، حقیقتی جز وجه پایدار خدا نیست، لذا معصوم(ع) فرمود: قوام درونی نماز نجواست؛ زیرا «نمازگزار با پروردگارش مناجات می‌کند».[3]
 
پس برای نمازی که نمازگزار با آن عجین شده سهمی جز مشاهده وجه الله نمی‌ماند؛ وجه اللهی که شعاع آن همه حدود داخلی و حواشی خارجی نماز را زیر پوشش گرفته است، چنین نمازگزاری مدعی است که «اِنَّ صَلاَتِی وَنُسُکی وَمَحیایَ وَمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ العالمین».[4]
 
این بنده شایسته جز به «وجه الله» اهتمام نمی‌ورزد، زیرا او روح خداست، چنانچه پیامبر(ص)  فرمودند: «من أصبح من أمّتی و هَمُّه غیر الله، فلیس من الله»[5].
 
این حدیث دلالت دارد، هرکه آهنگ او خدا باشد او از خداست، یعنی از وجه خاص اوست.
 
پس این گفته معیاری دارد که هر سالکی باید خویش را با آن بسنجد تا بر او روشن شود از خداوند «باقی» است تا پایدار بماند یا از غیر او و فانی شدنی است؟
 
این میزان، همان سخن امام صادق(ع) که فرمودند: «من أراد أن یعلم ما له عندالله فلینظر مالله عنده»؛ آنکس که می‌خواهد بداند برای او چه چیزی نزد خداوند است، باید بنگرد چه چیزی برای خدا نزد اوست.[6]
 
چرا که دل، آینه حضرت «مقلب القلوب» است، چنانکه او نیز آینه دل، بلکه برای همه کس جز خویش آینه است، چون تنها با خداست که هر آنچه غیر اوست، کشف و نمودار می­شود.
 
قلب مومن آینه خداوندی است که دارای اسماء شریفه مؤمن [المؤمن مرآة المؤمن]، مهیمن، عزیز، جبار و متکبر است، پس در آینه دل او هر آنچه در آینه پروردگارش تجلی یافته، منعکس می­شود و با این مقیاس و میزان پی می­برد که آیا شأن و مقامی دارد و نزد او آبرومند است یا نه؟
 
بنابراین دل مومن آینه صدق و راستی است، سالک با این آینه صفات خداوند را که نزد اوست می­بیند و صفات خود را نیز که نزد خداست می­نگرد، اینجاست که عشق به نماز و گفتگو با حضرت معبود، معیار سنجش قدرِ آدمی نزد خدا قرار می­گیرد که آگاهی از اسرار این عبادت که راز خلقت انسان بدان بستگی دارد، بلکه سرّ اعلای آن برابر با انسان کامل است.

اخبار مرتبط

شهیدی که به تنهایی یک گردان بود

تفاوت امر به معروف با تبلیغ و ارشاد

هنر صادق را از هنر کاذب جدا کردن کار هنرمندان الهی است

0 نظر

ارسال نظر

capcha