«سراج 24» گزارش می‌دهد؛

از عدم پذیرش جایزه نوبل توسط هنرمندی غربی تا آرزوی کسب جوایز توسط غربزده‌های ایرانی!/ چگونه می توان هنر را برای جامعه و به حقیقت هنر خواست؟

از عدم پذیرش جایزه نوبل توسط هنرمندی غربی تا آرزوی کسب جوایز توسط غربزده‌های ایرانی!/ چگونه می توان هنر را برای جامعه و به حقیقت هنر خواست؟

گروه فرهنگی «سراج24»: بعد از انتخاب باب دیلن به عنوان برنده جایزه نوبل ادبی اظهارنظرهای مختلفی میان جامعه ادبی و رسانه ای در حوزه فرهنگ و هنر شکل گرفت که اصولا چنین انتخابی برای یک ترانه سرا که بیشتر به عنوان خواننده در نزد اذهان عمومی شناخته می شود، کار درست و سنجیده ای بوده است؟ انتخابی متفاوت که برای افراد ناآشنا با هنرمند قدیمی آمریکایی و نیز نزد طرفداران سینه چاک نویسندگانی که اخیرا بدجور مُدشان را گرفته اند! خوشایند نمی باشد. فارغ از بررسی صلاحیت فرد منتخب نوبل ادبی آن چه می تواند به عنوان نکته ای قابل تامل نزد هنرمندان مختلف از نوع داخلی و خارجی و نزد اهالی قلم و نقد و نظر مورد توجه قرار گیرد، نوع واکنش برنده جایزه نوبل ادبی امسال نسبت به این اتفاق مهم سالانه است. مساله ای که تاکنون به جز قالب خبری، همراه با نگاهی تحلیلی و بازگویی نکاتی تامل برانگیز در میان رسانه های داخلی نبوده و لازم است قدری آن را مورد موشکافی قرار دهیم.

در خبرها آمده که چند روزی است تمامی تماس های به عمل آمده توسط اعضای اجرایی آکادمی نوبل با باب دیلن همراه با عدم پاسخ دهی بوده است! به طوری که یکی از اعضای آکادمی نوبل، این رفتار باب دیلن را مصداقی از بی ادبی دانست! اتفاقی جالب توجه و تامل برانگیز در عرصه فرهنگ و هنر که ابعادی بسیار فراتر از خبری زود گذر و یا در نهایت همراه با پوزخند داشته و نیاز به دقت بیشتری خواهد داشت. بر این اساس لازم است کمی درباره زندگی هنری باب دیلن بدانیم و این که چگونه می شود که جایزه ای به ارزش و اعتبار «نوبل» به شخصیتی تعلق گیرد و او هیچ نوع واکنش معمولی که نشان از شوق دریافتش باشد، نشان ندهد؟! آیا این یک نوع ژست هنری از نوع دغل بازی است و یا از باورهای هنرمندی چون باب دیلن برآمده است؟!

قرار است که مراسم اعطای جوایز نوبل امسال طبق برنامه ریزی های قبلی روز دهم دسامبر مصادف با 20 آذرماه در استکهلم سوئد برگزار شود و برندگان رشته های مختلف جوایز خود را از پادشاه این کشور دریافت کنند. یک برنامه طراحی شده که ظاهری روشنفکرانه داشته اما از پس آن ژست همراهی هنرمندان و ادیبان و صلح طلبان برگزیده جهانی با سیاستمداران را می توان یافت که اتفاقا در عالم واقع برخلاف اصول و آرمان هایی انسانی رفتار می کنند. اعضای داوری جایزه نوبل ادبی دلیل انتخاب باب دیلن را «خلق تعابیر جدید شاعرانه در سنت شعر آمریکایی» دانستند. جدا از کیفیت و چگونگی پرداخت ترانه های این شاعر و خواننده که می تواند به شکلی جزئی مورد نقد و بررسی قرار گیرد، آن چه مهم می باشد اعتقاد هنرمند در شکل بخشی به باورهایش در نوع زیست و نحوه فعالیتش خواهد بود. امری مهم که ما در کشورمان به عنوان «تعهد» می شناسیمش و بارها درباره اش ادعاها، شعارها و نظرگاه ها برافراشته شده است.

 البته قصد خدشه وارد ساختن به ساحت هنرمندان پاک و متعهد ایران زمین را نداشته و در مقام مقایسه بر نمی آییم که بودند هنرمندانی از جنس حسین علیزاده که آگاهانه جایزه شوالیه را از فرانسوی ها دریافت نکرده و هنرش را تنها متعلق به مردمانش دانست اما به راستی در فرهنگ و هنر کشورمان در این روزها به غیر از عده ای که واقعا دغدغه «تعهد در هنر» داشته و این ترکیب را در هیچ حالتی منفک شده از هم نمی دانند، چند درصد هنرمندان ما در قلب و در عمل چنین می کنند؟!

یادمان نرفته و می توان نمونه ها آورد از دل تاریخ این سرزمین که هنرمندان و ادیبان بسیاری بودند و هستند که با کوچکترین جایزه در فلان کشور خارجی تا انواع جوایز طلایی از نوع نخل و خرس و شیر و غیره چگونه دل و جان داده و از سر شوق یارای تحمل نداشتند و هنوز جایزه به دستشان نرسیده از طریق شبکه های مویرگی رسانه ای در داخل برایشان تیترها و عکس ها آماده شد! به راستی برای کسی که سال ها آثار هنری را مورد بررسی قرار داده به روشنی پیداست که بسیاری از نقش و نگارهای شکل یافته هنری نه برای جامعه ایرانی و در راستای انعکاس دغدغه های مردمانش بلکه جهت ربایش روح و قلب مدیران جشنواره های خارجی بنا شده و چه کسی نمی داند که دست های پشت پرده این جشنواره ها کمی آن سوتر در میان سردمداران قدرت طلب و در میان نهادهایی است که به دنبال ترویج نگره زیست غربی نزد جهانیان هستند.

متاسفانه در داخل کشورمان خیلی ها را می شناسیم که به شوق کسب مجسمه اسکار، فرمان آثارشان را در شکل و شمایل روایی جهان داستانی به سمت دنیایی غرب زده می چرخانند و در آن جا هنرمندی با سابقه ای طولانی و شناخته شده چون باب دیلن بی توجه به مهم ترین جایزه ادبی سال که معادل اسکار در حوزه ادبیات است، حتی علاقه ای ندارد که یک کلمه پاسخ به تماس های مکرر مدیران آکادمی داشته باشد، چرا که آن چه پیداست وی این جایزه را مغایر با نگاهی می داند که در ترانه های معترضانه اش نسبت به سیاست ها و برنامه های غیرانسانی در غرب سروده و به اجرا درآورده است.

این رویکرد دقیقا متاثر از همراهی اندیشه و رفتار هنرمند در برخورد با پدیده ها است در حالی که بسیاری از هنرمندان داخلی در گفتار دم از شعارهایی بسیار زیبا در مخالفت با جریان هایی مسموم و همراهی با نگاهی ارزشمدار زده اما در عمل هنگامی که با اولین چراغ سبز جماعت مقابل مواجه می شوند با شتابی بسیار آغوش خود را به رویشان می گشایند! پس نیک است بدانیم که عدم توجه به جایزه نوبل توسط باب دیلن در راستای همان ترانه های انتقادی است که به سبک محلی برای مخاطبانش سرود و اجرا کرد، ادامه ای بر زیر سوال بردن کمیته آزادی‌های مدنیِ آمریکا است و ادامه ای بر ترانه های معترضانه دهه 60 او تا امروز است، در واقع بی توجهی به نوبل اعتراضی ترین ترانه سروده شده توسط این هنرمند معترض و آگاه می باشد.

اخبار مرتبط

تحلیل‌ ناظران داخلی و خارجی از نمایش وحدت ملت ایران در تشییع یار دیرین انقلاب ادامه دارد/سهم هنرمندان در خلق جلوه بزرگ وحدت در این عزای ملی چه بود؟

نماینده فستیوال برلین و اثبات نگاه سیاسی جشنواره های خارجی/ فیلم های مساله دار ایرانی در چمدان خانم آلمانی!/ توجه هنرمندان به تولید آثاری هویت مند برای مردمان سرزمین ایران

مدیر عاشق در سینما نداریم و مدیران بیشتر دنبال حفظ پست و مقام خود هستند/فیلمسازان نباید فقط به دنبال جایزه جهانی باشند

0 نظر

ارسال نظر

capcha