قیمت سکه و ارز
۱۳۹۱/۱۱/۰۷ - ۱۷:۴۲
چشم طمع "رسوایی" به جوایز جشنواره فجر سی و یکم

ده نمکی قلب سیمرغ را نشانه گرفت!

کافی است به دریچه و قاب بندی کارگردانش توجه کرد که با چه زاویه ای و از چه متدی برای تصویرش استفاده کرده و شکل و شمایل قصه اش چه ابتکار عملی به خرج داده است.

  ده نمکی قلب سیمرغ را نشانه گرفت!

 

 
 
 به گزارش گروه فرهنگی «سراج24»؛ کافی است به دریچه و قاب بندی کارگردانش توجه کرد که با چه زاویه ای و از چه متدی برای تصویرش استفاده کرده و شکل و شمایل قصه اش چه ابتکار عملی به خرج داده است. به هرحال مخاطب حتی قصه دلخواهش هم که باشد، را علاقه مند است با نوآوری و به دور از حکایت های همیشگی ببیند. داستان هایی هستند که همه برای دیدنش علاقه مندند و جز زندگی آنان است و تفاوتی نمی کند در چه برهه ای به سر می بریم.
 
 محسن غلامی منتقد سینما نوشت: زمانی که به آثار سینمایی این چند ساله نگاهی حتی گذرا بیندازیم، نکته ای که بیشتر از همه به چشم آمده و به اصطلاح گل درشت بوده، همین فیلم های شبیه به همی است که قصه هایشان یا کهنه شده اند و یا اینکه با وجود به روز بودنشان اما چندان به مذاق به من و توی مخاطب امروزی دلچسب نیست.
کافی است به دریچه و قاب بندی کارگردانش توجه کرد که با چه زاویه ای و از چه متدی برای تصویرش استفاده کرده و شکل و شمایل قصه اش چه ابتکار عملی به خرج داده است. به هرحال مخاطب حتی قصه دلخواهش هم که باشد، را علاقه مند است با نوآوری و به دور از حکایت های همیشگی ببیند. داستان هایی هستند که همه برای دیدنش علاقه مندند و جز زندگی آنان است و تفاوتی نمی کند در چه برهه ای به سر می بریم.
همه این مقدمه چینی ها نوشته شد تا اینکه "رسوایی"؛ تازه ترین ساخته مسعود ده نمکی خطابه قرار گیرد. البته از همان دریچه که گفته شد یعنی سوژه ای از دل همان مضامینی که تازگی خود را حفظ کرده و مقبول بیننده است. روایت داستانش هرچه هست، باشد؛ مهم خط اصلی تم معرفتی اش مدنظر است که کارهای سینمایی چندان نتوانسته اند در بسط و القایش مثمرثمر باشند.
امان از شعارزدگی و استفاده از المان هایی که هر مخاطبی را هم از آن فرار و دلزده می کند. به قولی فیلم با ادا و اطوارهای افراطی و چند واژه، نه دینی می شود و نه ضد دینی!
"رسوایی" اما حداقل های این نکته را رعایت کرده، شاید به سمت دام و افتادن در این شعارزدگی برود اما خوشبختانه توانسته با کات بندی های داستانی و پریدن به موقع به گوشه های مختلف تک قصه اش، ثابت قدم بماند و ریتم را نیز حفظ کند. پس مشکلی بابت ریتم مشهود نیست. اگر هم هست به مقدمه کمی طولانی آن برمی گردد که می توانست بازه روایتش را کمتر و بنابراین زودتر به درون اصل و تم قصه پرت بشود.
لحن کار از ابتدا با کمی کندی شروع شده ولی با مقدمه چینی توانسته خودش را به کلیت روایت، وصل کند. بنابراین زمان بری شروع تا حدودی جای نقد دارد آن هم در فیلمی سینمایی که تایم محدود دارد. اتفاقی که در "رسوایی" برعکس اکثریت آثار خنثی ما، به چشم آمده همان لحن انتقادی و البته نگرش مثبت به داستان پردازی است که در حین رعایت قصه گویی و سرگرمی، تأثیرگذاری برای طیف مخاطبش نیز دارد. "نماسازی" و استفاده از رنگ در فیلم رعایت شده و ظاهر را برای بیننده عادی و مطلوب کرده است.
از طرفی شخصیت پردازی کارکترها بُلد شده و براحتی می توان اکبر عبدی(حاجی) و الناز شاکردوست(افسانه) و دیگر آدم های حاضر –به جز برخی کارکترهای فرعی- را دور و بر خودمان هم حس کنیم، ببینیم و شاید خودمان تجربه آن را داشته باشیم. همین اصل از زنده بودن و طراوت کار نشأت می گیرد. کارکترها، همان خودمان هستیم که درون کادر دوربین قرار گرفته ایم. این امتیازی است که همذات پنداری هر بیننده ای را هم فراهم می کند.
حواس مخاطب را پرت نمی کند، درگیر و همراه رگه اصلی داستانی پیش می برد. کارگردان مواظب است که در چاله روایت های کرخت و نخ نمای تم اخلاقی نیفتد. با همین شگردهاست که نشان می دهد فیلم، هدف دارد و برای رسیدن از ابتدای کار به انتها پیریزی، -نه در حد عالی اما در حد مقبول- خوبی داشته است. اما چطور؟
المان های حاضر در طراحی صفحات فیلم از جمله میزانسن ها جفت و جور یکدیگر گام برمی دارند و دقت لازم را در طراحی صحنه و حتی صداگذاری شاهد هستیم. نمونه آن هم با تیتراژ خوب و تازه ای است که حتی قرآن و صدای اذان را هم همراه دارد اما اصلا کلیشه ای، ضدداستانی و از همه مهتر شعاری نیست. ابتکار عملی است که از همان ابتدا مشخص کرده که قرار است با چه فیلمی روبه رو شویم.
کادربندی دوربین قابل تأمل و جالب را توجه کنید؛ حداکثر تلاش فیلمساز را می بینیم که حداقل متوجه این معیار هم بوده که مخاطب من قرار است فیلمی امروزی ببیند و جزئیات باید مدنظر باشد. چارچوب تصویربردار چون فضاهای شلوغی همچون بازار، مسجد و کوچه و خیایان را مجبور به استفاده داشته، دقت را چاشنی کار کارگردان کرده تا حواسش به بیرون گود قصه هم باشد؛ از لوکشین طبیعی استفاده کند حتی اگر به شکل سخت تر و کلوذآپ باشد که موفق نیز بوده است- به معنی دیگر- افعال و طیف مردمی که قرار نیست بازیگر باشند اما به خودی خود شکل کارکتر طبیعی کار را داشته اند.
حتی وقتی پرونده آثار این ژانر را باز می کنیم، مسلما انتظار به حقی است که در روایت تم دینی و اخلاق گرا، کار به سمت سجاده آب کشیدن نرود و توی ذوق نزند. اتفاقا "رسوایی" روایت را به بطن داستان برده و رو کار نکرده و دست از سر این تزویرات همیشگی و عبارت های تکراری مثلا دینی، برداشته است. نکته خوب فیلمنامه است که دیالوگ ها کارایی دارند و اثرگذاری. گرچه در سکانس هایی حیاتی گاها در مرحله سقوط هم رفته و احساسی شده تا منطقی(برهه نقل شده در بیمارستان).
حرف و نصیحت و حتی شعار در سینما هم زمانی به دل می نشیند که از شخصیت گفته شود؛ یعنی از تیپ رها یافته و کارکتری بشود که بازی اش به نقشش مطابقت کند، حس و حرف را به تجربه بگذارد. کاری که حداقل در مورد بازی "اکبر عبدی" و سپس "الناز شاکردوست" صادق است و خب هرچه به نقش های حاشیه ای کشیده می شود متأسفانه در کار ده نمکی رنگ می بازد. انتظار از داستانک های نقش های حاشیه ای را عقیم می گذارد گرچه به اصالت فیلمنامه ضربه نمی زند.
با همه این اما و اگرها مسلما قرار نیست هر فیلم سینمایی عاری از ضعف و اصل جنس بشود و یا اینکه خیلی ریزبین و نکته سنج در ترازو قرار بگیرد. به هرحال فیلم است و نمایشی از یک واقعیت و نه عین آن. هرچه این مدیوم سینما بتواند این مرز تصنع و حقیقت را پس بزند، موفق خواهد بود.
منصفانه اگر نگاه کنیم برخلاف بسیاری از ژانرها، در سینمای اجتماعی-دینی دشوار است که هم قصه داشته باشی و هم لحن را بلد بود تا تماشاگر کاری با فرمی و محتوایی منطبق برهم را به تماشا بنشیند، دم از شعار نزند، به قولی به کسی برنخورد، واقعیت را بیان کند و در نهایت نیز موثر باشد. در مورد "رسوایی" ادعایی با این هیبت تمام و کمال نمی شود اما توانسته برخی خصیصه های لازم را ملاک کار قرار دهد که مخاطب را راضی نگه دارد.
بنابراین یک نگاه دایره وار به کار تازه ده نمکی، به این برداشت منتج می شود که "رسوایی" با منطق و برحسب فیلمنامه ای قصه گو و زنده در یک ضرب آهنگ نسبتا یکسان، راه رفته و گوشه ای از این روزهای آدم هاست. فیلمساز می توانست با تقلیل طنز خفیف متن، عملکرد واقعی تر چهره پردازی و کارایی نقش های حاشیه ای به چفت و بست فیلم کمک بیشتری کند؛ با این حال این ضعف های جزئی فیلمنامه را پرت نکرده و با فینال نسبتا مطلوبی به سرانجام رسانده است.
"رسوایی" را باید به دور از هر برچسب جناحی و تنگ نظرانه به کارگردانش، در قاب سینما دید، منصفانه سنجید و نقد کرد و حتی مطمئن شد که کارنامه این کارگردان را پربارتر کرده است.
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۱۵
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••