«سراج 24» گزارش می دهد

مرز میان سینمای شریف و سینمای مبتذل/ از لودگی و هرزگی تا رسیدن به اصالت و نبوغ/ تفاوت میان فیلم سرگرم کننده و فیلم گمراه کننده

مرز میان سینمای شریف و سینمای مبتذل/ از لودگی و هرزگی تا رسیدن به اصالت و نبوغ/ تفاوت میان فیلم سرگرم کننده و فیلم گمراه کننده

گروه فرهنگی «سراج24: درباره ابتذال در هنر و دیگر عرصه ها بسیار شنیدیم و هر بار که فیلمی سخیف به پرده در می آید و نگاهی مبتذل در حوزه های تجسمی و تئاتر و موسیقی و ادبیات سرباز می کند، به زبونی اهالی هنر مبتذل و عدم مدیریت متولیان کلید دار فرهنگ می رسیم. ناکار آمدی هدایت هنر به جایگاهی شایسته و سوء استفاده افراد به ظاهر هنرمندی که جهت رسیدن به بازار آلوده تجارت خود، چهره هنر را آلوده کرده و در واقع هنر برایشان دست آویزی است برای رسیدن به مرز کامیابی های ثروت و قدرت و ...

 در این میان مرزی باریک میان هنر شریف که مایه تعالی آدمی است و هنر سخیف که مسیری رو به گودال حقارت است، وجود دارد و حتی برخی به بهانه نقد جامعه و وقایع و با ادعای چشم اندازی رو به اصلاح شرایط ناگوار، مایه های فریبنده ابتذال را به پا می دارند و حتی تحت مضامینی به ظاهر انسانی و اخلاقی، بی اخلاقی را رواج می دهند که شرح حدیث این گونه آثار و نیت مفسده ای که برخی بی هنران در سر دارند، بسیار است.

اکران فیلم های سخیف و با مایه های غلیظ ابتذال در اکران سینماهای امسال که با عنوان جعلی سرگرم سازی مخاطب و ایجاد حسی سرخوشانه در تماشاگر هر گونه مسائل خلاف منزلت انسانی و شرعی را بیان می دارند نمونه ای از گرایش سینمای ایران و همراهی متولیان امر در تولید و عرضه چنین آثار مبتذلی است. فیلم هایی که همراه با خانواده نمی توان تماشا کرد و اگر نادانسته خانواده ای اصیل برای تماشای این فیلم ها به سالن سینما ورود یابد، یا باید صحنه را ترک گفته و یا با شرمساری روی صندلی چرمی سینما عذاب را تحمل کند. فیلم هایی که می خواهند به هر بهانه ای فضای بی ریشه ضدیت با اخلاق را با انواع نمادها و نشانه های جنسی و رفتارهای هتاکانه و روابط بی قید و بند اخلاقی نشان دهند.

 تهیه کننده ای که با چند چرتکه انداختن به این نتیجه رسیده که سینما می تواند محل کاسبی هایش باشد و از این رو به جای خراب کردن ساختمان ها و شغل شریف ساخت و سازی! به دنبال ساخت اسکله ساختمان فکری برای مخاطب آن هم با پایه های توخالی و غیر مستحکم است و به طور حتم شکنندگی انسان بسیار بیشتر از همان ساختمان بی پایه و اساس خواهد بود و کارگردانی که توهم قرار گرفتن در مرز میلیاردی های پُرفروش را در راستای صف کشیدن تهیه کنندگان جلوی درب منزلش برای آثار آتی دارد و می خواهد تا جایی که ممیزان بیدار و خواب زده اکران اجازه می دهند انواع تصاویر و دیالوگ های زننده و بی شرم و حیای خود را در فیلم بگنجاند.

برای نمونه هایی از آثار سخیف سینمای ایران می توان به همین اکران امسال نظر انداخت که آغازش با فیلمی بی مایه و مبتذل چون «من سالوادور نیستم» بود که افتخار سازندگانش شکستن رکورد سینمای ایران با بیش از 14 میلیارد تومان شد و نگران از این که چرا شورای صنفی نمایش اجازه نداد تا بیش از مدت زمان قانونی اکران در سینماها باقی بماند و رکوردهای تازه تری را جابجا کند! آن ها در نامه ای سرگشاده حتی در راستای سیاسی کردن قضایا عدم ادامه یافتن فیلم «من سالوادور نیستم» را هراس از شکستن مبلغ فروش فیلم «محمد رسول الله(ص)» دانسته و به شکلی حق به جانب نسبت به اکران فیلم سخیف خود برخورد کردند، فیلمی که داستانش در سواحل برزیل و پیرامون تمسخر اقشار مذهبی و با تعقیب و گریز زن برزیلی با کاراکتری که عطاران بازی می کرد، بوده است!

فیلمی دیگر با نام «50 کیلو آلبالو» که حتی موجب پشیمانی و عذرخواهی وزیر هم شد با انواع صحنه های نامتعارف و روابط چند همسری و آرایش های غلیظ کاراکترهایش رکوردی دیگر زد تا دل مسئولان سینما مبنی بر رونق سینمای ایران در دوره پسابرجام خوش باشد!

فیلم دیگری که در حال اکران است و «بارکد» نام دارد، عنوان نخستین فیلمی همجنس گرای سینمای ایران را یدک می کشد و سرشار از انواع لودگی های کاراکترها و شوخی های جنسی و گستاخانه ای بوده و تنها به دنبال نشانه های حرمت شکنانه می باشد. البته چندان هم چنین رویه ای دورافتاده نیست، چرا که برخی بازیگران همین فیلم با پوششی نامتعارف در اکران «بارکد» در آلمان و هلند عکس یادگاری می گیرند و یکی از بازیگرانش بعد از اعلام قانون آزادی ازدواج همجنس بازان در آمریکا در صفحه شخصی خود نوشت: «رای دیروز دیوان عالی امریکا در قانونی اعلام کردن ازدواج همجنسگراها اتفاقی تاریخی بود، شاید به اندازه لغو برده داری… از لینکلن تا اوباما...» جالب این که فیلمساز «بارکد» مدعی شده که فیلم ساخته شده اش در پی نقد افراد همجنس باز بوده و با این ادعای مصطفی کیایی که نزدیکی های بسیاری به توهمات برخی مسئولان فرهنگی دارد، باید از این پس انواع فیلم های زننده ای را که درباره موضوع مشخص و ناهنجار عرفی و اخلاقی است به عنوان نقد آن مساله به شمار آورد و مثلا رضا عطاران که فیلم سخیف و بی بهره «دراکولا» را با تمرکز به آموزش انواع مواد مخدر اعم از سنتی و صنعتی در اکران دارد می تواند این ادعا را داشته باشد که برای نقد جامعه معتادان و زیر سوال بردن ارزش های بی بنیان اعتیاد این فیلم را ساخته است!

با سیری به آثار نمایش یافته در سال 95 و انواع وضعیت ناهنجار عرصه های دیگر هنری باید فکری به حال تعریف سینمای شریف و سینمای سخیف نزد مسئولان و سینماگران امروزی داشت تا دانسته یا نادانسته ادعاهای واهی نداشته باشند و بدون رودر بایستی عنوان کنند که هدفشان از فیلمسازی دنبال کردن سینمای اصیلی نیست که در عین جذابیت واقعی دارای ارزش های پایدار اخلاقی باشد؛ سینمایی که نور و روشنی را برای دیده ها به جا خواهد گذاشت و همراه با حقیقت راستین چگونه انسان شدن است. البته با توجه به وضعیت فکری برخی فیلمسازان بی هویت اصلا بعید نیست که آن ها از همین وضعیت ولنگار فرهنگ و هنر هم ناراضی باشند و میل به انواع هرزگی های دیگر داشته باشند، همانند آن چه یکی از مدیران انجمن صنفی موسسات ویدیویی در سال 88 در یادداشتی انتقادی نوشت که «چرا هم آغوشی زن و مرد نامحرم را سانسور می کنید؟!»

اخبار مرتبط

فیلم «دختر»؛ دوگانگی در چالش میان سنت و مدرنیته/ وقتی جهان قصه گوی فیلم دچار تشتت آراء می شود/ سینمایی آلوده در دامان غرب!

0 نظر

ارسال نظر

capcha