«سراج 24» گزارش می‌دهد؛

سیر فرآیند سیمای زن در سینمای ایران/ بی‌توجهی سینما به الگوسازی برای زنان/ از مفسده سینمای پیش از انقلاب تا کاراکتر مرد ستیز در سینمای پس از انقلاب!/ استفاده تزئینی از زن در سینما

سیر فرآیند سیمای زن در سینمای ایران/ بی‌توجهی سینما به الگوسازی برای زنان/ از مفسده سینمای پیش از انقلاب تا کاراکتر مرد ستیز در سینمای پس از انقلاب!/ استفاده تزئینی از زن در سینما

گروه فرهنگی «سراج24»- مرتضی اسماعیل دوست: در گذر از ایامی گرانقدر از میلاد جوهرة العزة و الجلال و با عنوان عزیز مادر و همقرین با هفته گرانقدر زن خوب است نگاهی به سیمای زن در سینمای ایران بیفکنیم و در این مسیر تحلیلی به بازنمایی نقش زنان پایدار ایران اسلامی در سال های خون و قیام و دفاع بر پرده نقره ای سینما بپردازیم. سینمایی که در بزنگاه دردناکی از بیم و امید قرار دارد و هر آن انتظار می رود که در دایره غمین زده ای از سقوط قرار گیرد و حضور برخی آثار و اتفاقات نیلگون، دریای پُرتنش آن را به آبی بیداری می رساند. از زن گفتیم و نقشی که در سال های مختلف دوران این کشور اسلامی داشته است و از مرثیه سوزناک سینمایی که این نقش را نادیده گرفت. چرا که سال های پیش از انقلاب شکوهمند اسلامی براساس درک جنسی از این گوهر گرانقدر، نقش مفسده برانگیزی بر سیمایش به تقلید از سینمای غرب دوخت و پس از انقلاب، پرسوناژی دورافتاده و نقشی تزئینی در تکمیل مرد به آن صورت داد و سال ها گذر کرد و زن ها این بار در چرخشی به ظاهر کامیابانه اما گمگشته به سودای احقاق حقی تاریخی به شکل و شمایل زنانی فمینیستی درآمدند و بغض ها جای خود را به چاقوهای ضامن دار و الگوپذیری بی ساز و برگ از هالیوودنشینان دادند! اما پرسش اساسی از اهالی فرهنگی و دست اندرکاران دخیل در سینمای سرزمین اسلامی ایران این خواهد بود که دلایل مغایرت سینما با اصالت زن در حکومتی اسلامی چیست؟ و چرا سال ها نتوانستیم الگویی موثر در تار و پود تصویر را برای دختران و زنان ایران ایجاد نماییم؟ و در میان انواع روایت های پایدار و ناپایدار واقعیت و خیال در آثار تولید شده، چشم بر روی نگاهی درست و قابل ارزش بر سیمای زنان ایرانی بسته ایم؟

برای نگاهی گذرا به سیر اتفاقات رخ داده در تاریخ سینمای ایران لازم است نگاهی به تاریخ فیلم های ایرانی داشته باشیم که «دختر لر» به عنوان اولین فیلم ناطق ایرانی بر محوریت زنی با نام گلنار شکل گرفت که در رقاص خانه های مختلفی زندگی می گذراند! و همین پایه ناراستا که به تقلید از سینمای هند و مصر آن زمان بود، در سال های دیگر به شکلی پُر رنگ تر در آثار فیلمفارسی به اشکال مختلف و بدون هرگونه همراستایی با فضای جامعه ایران ادامه یافت چنان که فیلم «توفان زندگی» درباره زنی است که نگاهی روشنفکرانه داشته و یا فیلم به ظاهر روشنفکرانه «خشت و آینه» نگاهی به خودفروشی یک زن دارد و این نوع نگاه ها تا سال های انقلاب در فیلم هایی از جنس کاباره ای ادامه یافت و فهم ابزاری به زن به تبعیت از سینمای آمریکا محور حرکتی سینما شد. اما با پیروزی انقلاب اسلامی و پس از گذر از 4 سال اولیه که هنوز عوامل و نگاه پیشین سفره اش را پهن داشت، سینمای جدید با افق دورنمایی از سینمایی شریف و انسانی نگاهی متفاوت را در پیش گرفت اما به دلیل نبود مولفه های موثر باورپذیری زن در سینما شاهد کاراکترهایی بی نام و نشان از حقیقت وجودی زن بودیم و در این میان برای جبران وضعیت اسفناک گذشته به جای تغییر وضعیت و نگاهی ژرف اندیشانه به موقعیت زن در آثار داستانی، در واقع صورت مساله را حذف کرده و به کل این شخصیت را نادیده پنداشتند!

در بررسی سینمای پس از انقلاب که با نگاهی برآمده از خورشید نورانیت اسلام برافراشته شده و طبق حکم گوهرمند معمار انقلاب با در نظر گرفتن ارزش های هنر در فکر پیراستن از ظواهر گمراهانه بود، باید به آثاری مختلف با نگره هایی برآمده از فیلمسازان متنوعی از نسل های مختلف نظر انداخت که در آثاری با گونه های دفاع مقدس و اجتماعی و با گرایش های ملودرام، زنان همیشه در گوشه ای از صحنه توجه قرار داشتند و قافله را به مردان باختند و این مساله حتی در آثاری با نام و محوریت زنان هم به شکلی کم و بیش وجود داشت، چنان که در آثار زنانه داریوش مهرجویی مانند «لیلا»، «پری»، «سارا»، «بانو» و «بمانی» فیلمساز به شکلی محتاطانه اقدام به شخصیت پردازی از زن کرده است. اما مهم ترین غفلت صورت یافته درباره زنان در سینمای ایران مربوط به سینمای ارزشمند دفاع مقدس بوده که جای خالی رشادت ها و عمق نگاه زنان در این سینما نادیده گرفته شده و زن به کناری از قاب توجه قرار گرفت و این در حالی است که در دوران 8 ساله دفاع مقدس و تا سال هایی که به امروز هم رسیده است و همچنان ادامه دارد، وجود زنان به عنوان شیرمردان قافله صبوری، انتظار و مقاومت غیر قابل انکار می باشد اما به دلیل نبود نگاهی موثر و نادیده انگاری فیلمنامه نویسانی که تهی از تحقیقی واقعی بودند، نقش های دسته چندم و نماهایی مدیوم از زنانی که حضوری کلوزآپ وار در صحنه هایی سرنوشت ساز داشتند، روی داد!

اما شکاف مهم روی داده در شخصیت پردازی زنان در سینمای ایران پس از دوران اصلاحات و با ایجاد فضای تغییری گسترده در سیاست و اجتماع رنگی گمراه کننده یافت و همچون پُتکی سنگین بر مغز سینمای ایران نشست و به جای بهبودی، تن رنجور سینمای ایران را به شکلی متلاشی شده درآورد. در این سال ها شکل دیگری از ابزارگزینی زن با عاشقانه های آرام و ناآرام! فیلمسازانی گیشه پسند به کار آمد و همه چیز رنگ شعارزده ملودرام به خود گرفت و فضای روایت با ساز و دختر و پسری جوان بزک شد! و برخی فیلمسازان موج زده! هم در راستای خدمات رسانی به سینما و جامعه و براساس نگاه دورافتاده خود به سمت سینمایی داعیه دار زنان در عرصه اجتماعی شتافتند که انواع ساخته های تهمینه میلانی و رخشان بنی اعتماد نمونه هایی مشخص از این نگاه هستند که زنان در آن ها در فکر انتقام از جامعه ای مردانه برآمدند!

در این سال ها انواع نگاه های لیبرالیستی و فمینیستی و اومانیستی از زنان به تقلید از غرب رخ نمایی کرد و برخی از بازیگران هم در راستای «چگونه در یک شب ستاره شویم!» هر بزک دوزکی در شبکه های اجتماعی برای بازارگرمی کردند و خود را بازیچه دوربین های زردنگار رسانه هایی فرصت طلب کرده و برخی نیز با دوز بالای شهرت پرستی! راهی دیار فرنگ برای عرضه اندام بیشتر جنسی شدند! و افسوس که نگاه راستین اسلام و نگاه ارزش گرای زن ایرانی در این میان نادیده انگاشته شد.

البته نباید از نظر دور پنداشت که در این سال ها بودند آثاری که نگاهی نزدیک و حقیقی از زن و مادر را به نمایش گذاشتند و از فیلم خاطره انگیز «مادر» ساخته شادروان حاتمی تا «شیار 143» نرگس آبیار که تصویری مناسب از زنان صبور عشق را نشان داد می توان چنین فضایی را ردیابی کرد. این مساله چنان مهم می باشد که اگر نویسندگان و سازندگان آثار سینمای ایران به نقش گوهرمند زن در اسلام و نقش تعیین کننده ای که در دوران مختلف ایران داشتند، نظری داشته باشند می توان به سینمایی متناسب و فضایی مانوس برای مخاطب اصیل ایرانی رسید. برای این نگاه می توان آثار مکتوب بسیاری را مورد مطالعه قرار داد؛ از کتاب «نظام حقوق زن در اسلام» شهید مطهری تا کتاب «زن و بازیابی هویت حقیقی» که گزیده ای از بیانات مقام معظم رهبری است. آری برای رسیدن به مرزی درست باید از نو شناخت زن را و سینمای کشوری را که نقش و نگار عاشقی در آن بر پایه معنای وجودی است نه اشکالی ظاهری!

اخبار مرتبط

کامبیز دیرباز در نقش «شهید عبد الرسول زرین»

تحلیل 6 سیره کاربردی امام حسن مجتبی(ع)

جشنواره فیلم مقاومت تنها میدان برای دیده‌شدن سینمای دفاع‌مقدس است

0 نظر

ارسال نظر

capcha