«سراج 24» گزارش می‌دهد؛

نگاهی به سیمای سینمای ایران در سال 1394/ از کلید واژه امید تا درب‌های بسته سینمای ارزشی/ برجامی که چراغ سینما را روشن نکرد

نگاهی به سیمای سینمای ایران در سال 1394/ از کلید واژه امید تا درب‌های بسته سینمای ارزشی/ برجامی که چراغ سینما را روشن نکرد

گروه فرهنگی «سراج24»- مرتضی اسماعیل دوست: اگر به پیکر فرهنگ و هنر در سال سپری شده 1394 در گذر از زمستان به بهاری دوباره نظر بیفکنیم، به خرده شیشه هایی از قابی شکسته از انتظار می رسیم که هر تکه از قاب آرزوها را به گوشه ای از دل شکسته اصالت هنر و فرهنگ این دیار گسیل داشت! از وضعیت ناهنجار نشر کتاب تا بی بند و باری اجراهای تئاتر، از بی هویتی آثار به نمایش درآمده در بخش تجسمی تا ساز ناکوک موسیقی که انواع و اقسام گروه های ناکارآمد با انواع اشعار و سبک های بیگانه مجوز گرفته و آلبوم های رنگارنگ و تهی از لحاظ موضوع را به گوش ها حواله داشتند، نکته ها بسیار است و هیچ نگاه متعهدانه ای نیست تا در جایگاه متولی امر به این جریانات ناروا سرو سامانی ببخشد.

 از ماه تماشا به رخسار هنر هفتم غافل نشویم که در ابتدای سال سرشار از وعده های مرد اول مسئول در سینمای ایران بود و جناب حجت الله ایوبی در همان اولین روزهای فروردین 94 سرخوشانه و با کلید واژه امید که در این سال دست بسیاری از دولتمردان سیاسی و فرهنگ نمایان دولتی دست به دست می شد! به وعده سالی نیکو در سینمای ایران سخن راند و چه وعده ها که گفته و چه ثمره ها که در پایان سال نهان شد! از سر و سامان بخشی به شبکه نمایش خانگی که عصاره اش تغییر مدیر مربوطه و انتقال سمتش به عنوان مشاور سازمان بود تا رنگ بخشی به بخش بی رنگ انیمیشن که دیدیم چگونه با 8 اثر منتخب جشنواره فیلم در این حوزه به شکلی ترحم برانگیز و در خارج از سیمرغ های به پرواز درآمده در فجر رفتار شد!

از انواع سخنان آتشین مسئولان سینمایی که با وعده هایی رو به افق، دست های شادی بخش عده ای سینه چاک دولتی در حوزه رسانه ها را برافراشت، بسیار می توان نوشت و از حداکثر مسرت رخ داده نزد مسئولان پس از توافقات برجام سخن به میان آورد! و دوره کرد به این که چگونه شخص اول سینما در آن ایام از پنجره های باز رخ داده سخن گفت: « مطمئنم با این اتفاق بزرگ و تاریخی که آن را مدیون خیلی چیزها از جمله مقاومت مردم و سیاست های درست اقتصادی دولت هستیم، وضعیت هنرهای ما در دیگر کشورها تغییرات مثبتی خواهد داشت.»

اما برجام رخ داده چراغی از سینمای ما را روشن نکرد و سوال این جا است که چگونه می شود که متولی سینمای کشور در لباس دیپلماسی به واکاوی نتایج بر جام بپردازد؛ حدیث پُر رمز و رازی که پاسخش را باید نزد ابراهیم حاتمی کیا، سینماگر متعهد سینمای دفاع مقدس سراغ گرفت که پس از حذف تعجب برانگیز فیلمش از نامزدی جشنواره فجر چنین گفت: « برای این آقایان متأسفم که با کلمات بازی می کنند و با زبان دیپلماسی و وزارت خارجه حرف می ‌زنند نه زبان فرهنگ!». حاتمی کیا حال امروز مدیران عرصه فرهنگ و هنر هفتم را برآمده از غرض خود در فیلم «بادیگارد» دانسته و گفت:« وقتی می‌بینم سکان جریان فرهنگی و جشنواره با جهالت جواب می‌ دهند و پاسخگو نیستند متوجه این امر که بیشتر مدیران بادیگارد هستند تا محافظ می ‌شوم!» در این میان انواع سهل انگاری در برخورد با پدیده هایی مسموم در تولید آثار تا سرنخ های بی توجهی به آثار ارزشی و سینمای با هویت انقلاب و دفاع مقدس را می توان نشانه های انحراف در خط حرکتی سینما در این سال به دنباله دوران اخیر دانست.

البته پنجمین روز شهریورماه بود که سپیده روشنایی همراه با کاروان عشق از راه رسید و مجموعه ای چند ساله از تحقیق و نگارش تا اجرا در این روز به اکران درآمد. فیلم «محمد رسول الله(ص)» طلوع نوری تابناک در سینمای خفته ما بود که شورانگیزی اثر موجب جذب بیشترین تماشاگر تاریخ سینمای ایران با بیش از 18 میلیارد تومان در سال 94 بود که البته این افتخار نه از آن دولت یازدهم و نه تدبیر مسئولان سینمایی امروز بوده و اثر معرفتی ما در فرآیندی چند ساله چشم ایران و جهانیان را از مونترال کانادا تا قلب عراق به خود دوخت. اکران ویژه این اثر در کنار فیلم انیمیشن ارزنده ای چون «شاهزاده روم» که درباره زندگی درس آموز نرگس خاتون، مادر امام عصر(عج) بود، ترازوی سینمای ایران را در نیمه دوم سال 94 به شکل بارزی رو به بالا برد تا این 2 اثر دینی در کنار توجه خاص مردم در اکران به همراه فیلم های شریفی چون «قندون جهیزیه» و «در مدت معلوم»، وضعیت مناسبی را در سینمای ما رقم بزنند.

اما در کنار چند اثر شریف و آبرومند سینمایی بودند فیلم هایی که در نگره ای متضاد با اخلاق گرایی و تنها با نیت رسیدن به رکورد فروش در گیشه هر چه می توانستند بزک کردند که این خط کج و معوج بی هویتی یک گوشه اش در اکران نوروزی سال 94 به فیلم مبتذل «نهنگ عنبر» می رسد که صاحب دومین فیلم پُرفروش با رقم کلی 7 میلیارد و 550 میلیون تومان شد و سر دیگر آن به فیلم مستهجن «من سالوادور نیستم» در آخرین روزهای سال 94 شده که با انواع جاذبه های هوس آلود به دنبال مشتری بوده است! و در این میان انواع دشنام گویی ها و سبک زندگی وارونه و نگاه های تحقیرآمیز و هرزه نگاری به عرصه تماشا در آمد!

از سفر برخی از هنرمندان گمگشته که به سودای شهرت های آنی جذب شبکه های غیراخلاقی ماهواره ای شدند تا تبلیغ برخی از آثار در حال اکران از این شبکه ها که در نهایت مشخص نشد که چگونه به فرجام خواهی دست اندرکاران امر و نوشتن نامه ای شکایت آمیز از چرایی پخش این آثار در آن سوی مرزها رسید! می توان به شکلی جزئی نگر نوشت. در سالی که مرد اول اعتراض به سینمای مفسدانه در ایران از آسمان زندگی به آن سوی جاودانگی پَر کشید تا در غیاب فرج الله سلحشور خیلی ها به اصالت گفته هایش در خلوت خود پی ببرند.

 

اخبار مرتبط

نمایش بزرگ «محشر» به صحنه می‌رود

بودجه جشنواره مقاومت از یک فیلم سینمایی معمولی کمتر است

اما و اگرهایی درباره برگزاری نمایشگاه مجازی کتاب

0 نظر

ارسال نظر

capcha