«سراج 24» گزارش می‌دهد؛

«50 کیلو آلبالو» چه نسبتی با فیلم فارسی دارد؟/ بازی با جهان تقدیرها و یا تیزخند!/ کنایه‌هایی سیاسی و فلسفه به روش آلبالویی!

«50 کیلو آلبالو» چه نسبتی با فیلم فارسی دارد؟/ بازی با جهان تقدیرها و یا تیزخند!/ کنایه‌هایی سیاسی و فلسفه به روش آلبالویی!

گروه فرهنگی «سراج24»-مرتضی اسماعیل دوست: فیلم «50 کیلو آلبالو» از آثار اکران شده در این روزهای نوروزی سینما است که همراه 4 فیلم دیگر این شانس را یافتند تا در بهترین فصل اکرانی که معمولا همراه با رقم های بالای نوروزی است، به پرده سینماهای کشور درآیند.

برای اعلام این دوران طلایی اکران باید سری به آمار فروش فیلم ها در سال های گذشته بزنیم تا دریابیم که مجموع فروش نوروزی در سال 1392 رقم 6 میلیارد و 600 میلیون تومان، در سال 1393 مبلغ 11 میلیارد و 110 میلیون تومان و سال 1394 در مجموع 5 فیلم نوروزی به مبلغ 6 میلیارد و 890 میلیون تومان رسیده است و تنها 5 فیلم در این 3 سال اخیر به رقم فروش زیر 1 میلیارد تومان رسیده اند. از این رو باید شانس زیادی برای فیلم «50 کیلو آلبالو» به همراه آثار «بادیگارد»، «ابد و یک روز»، «خشم و هیاهو» و «کفش هایم کو؟» در اکران نوروزی امسال متصور شد که به همراه فیلم سخیف «من سالوادور نیستم» روی پرده این روزهای سینماها هستند.

اما فیلم جدید مانی حقیقی تحصیلکرده در رشته فلسفه دانشگاهی معتبر در خارج از کشور برخلاف تصور اولیه اثری است در مایه های سینمای جفنگی که این سال ها تعداد بالایی از سینمای جهان و ایران را اشغال کرده است و تعجب وارده به مخاطب پیگیر و دلبسته سینما وقتی افزون می شود که در فاصله ای نزدیک با اثر شگفت انگیز «اژدها وارد می شود» در جشنواره فیلم فجر به تماشای آب آلبالوی جناب فیلمساز بنشیند! اثری که سعی دارد آشکارا از مولفه های سینمای عامه پسندانه برای جذب حداکثری مخاطب استفاده کند و از این طریق استفاده از بازیگران کمدی کار تلویزیونی از قبیل علی صادقی، پژمان جمشیدی، بهنوش بختیاری، سروش صحت و گرایش به موقعیت های آشنای فیلمفارسی به دنبال ایجاد فضایی طنازانه می باشد، اما مشکل این جا است که در این جهان دمی خوش باش! فیلمساز که عملا بی منطقی محض بر رخدادها و شخصیت ها خیمه زده است، نمی توان به فرآیند منظمی از چارچوب های نگارش فیلمنامه رسید و به جای بال و پر دادن به موقعیت های طنازانه به شخصیت هایی ناشناخته برای مخاطب خواهیم رسید.

فیلم «50 کیلو آلبالو» درباره آشنایی اتفاقی 2 جوان با نام های داود(ساعد سهیلی) و آیدا صوفی(هستی مهدوی) در یک مراسم به هم ریخته شده عروسی است، چرا که در لحظه انتظار برای بله گفتن مرجان که دوست آیدا است، مشخص می شود که داماد خلافکار بوده و قصد اخاذی داشته است. در این میان ریختن 50 کیلو آب آلبالو! به روی داود خان و هم اتاق شدن وی با آیدا خانم آن هم به شکلی فجیع که با کنایه تختخوابی! نویسنده هم شکلی دیگر سو به خود گرفته است، در نهایت منجر به عاشق شدن آن ها در فرآیندی از ازدواج اجباری به دلیل دروغ بیان شده تا عدم علاقه برای طلاق اجباری شده اما چیزی که در این میان کاملا خالی است و در میان اتفاقات طنازانه فراموش شده است، چرایی و چگونگی این دلدادگی ها است.

جدیدترین ساخته مانی حقیقی از جنس آثاری است که می توان به آن فیلم های سرخوشانه و به تعبیری فیلم های با حال! اطلاق کرد و از فیلم های ساخته شده توسط بیلی وایلدر تا کمدی رمانتیک های هاوارد هاکس و از آثار موخره مانند «فرانسیس ها» ساخته نوا بامباک از فیلمسازان جدید سینمای مستقل می توان به عنوان نمونه هایی ارزنده از این نوع سینما نام برد که گرایشاتی هم به هنر ابسورد داشته که نمونه های درخشان آن را می توان در تئاتر و در نمایشنامه های اوژن یونسکو و مارتین مک دونا ردیابی کرد. این نوع آثار مختصات خود را داشته و پرداخت به آن همچون حرکت در لبه تیغی است که یک سرش لودگی سخیف بسیاری از ساخته های کمدی تجاری هالیوود و ایران است و سهم دیگرش شامل آثار ماندگار و خاطره انگیز سینما خواهد شد.

اگر چه این نوع سینما به دلیل فضای بی قید و شرط مناسبات روزمره چندان مقید به نوع روابط سینمای رئالیستی نیست و به جهت نوع نگرش شوخ و شنگی که نسبت به شخصیت ها و اتفاقات دارد باید منتظر هر نوع وضعیت نامتجانسی بود اما نمی توان این نوع آثار را فاقد در نظر گرفتن هر گونه چفت و بست سینمایی دانست و به طور حتم سینمای سرخوشانه در لحن این نوع ویژگی را داشته و در بیان مانند هر نوع سینمای دیگری باید تابع قواعد و زیر و بم های درام پردازی باشد و بتواند شخصیت ها را به شکل ملموس و شیرینی به دیده مخاطبان درآورد که فیلمساز با اصل و نسب سینمایی چون مانی حقیقی نتوانسته به آن پایبند باشد و ظرافت های فیلمنگاری را با اجرایی جذاب پوشانده است تا در این میان حضور کاراکترهایی چون داود، آیدا به انضمام والدین شان و نیز اسفندیار نیک روش(مانی حقیقی) در نقش پزشکی مشنگ و شیاد و اروشا(آزاده صمدی) در نقش دختری که دختری هفت خط با برجستگی های جانی بودن است، نادیده گرفته شود و تنها بُعد بیرونی از آن ها بروز یافته و فاقد تعاریف مشخص پرداخت شخصیت در وجوهی درون نگر باشند. از این رو مشخص نمی باشد که دلیل نوع رفتار اروشا و دورنگی مانی(پژمان حقیقی) که می خواهد همسر آیدا باشد، چیست؟ و تناسب رفتارها با نشانگان شخصیتی پرسوناژها نامشخص می باشد.

پُر واضح است که نوع روابط علی و معلولی آثار سرخوشانه کمدی رمانتیک که «50 کیلو آلبالو» در این دسته می باشد کاملا متفاوت از فیلم های واقع گرایانه و آثار ژانرهای مختلف سینمایی است اما نمی توان این دسته از آثار را بی پشتوانه از نوع پرداخت های استاندارد سینما دانست و باید قواعد درام پردازی، شخصیت سازی، موقعیت و فضا نمایی را در آن ها هم لحاظ کرد اما آن چه پیدا است در آثاری از این دست تنها اتفاقات نقش تعیین کننده یافته و هر گونه قابلیت های فیلمنگاری در آن ها نادیده گرفته می شود و از این رو این نوع سینما را می توان به آثار سطحی فیلمفارسی در طول تاریخ نزدیک دانست. فیلم ساخته شده توسط مانی حقیقی نیز در عین داشتن برخی موقعیت های بامزه مانند حضور عاقدی پیر و رو به مرگ با سرم به مجلس عروسی و دو روی شخصیت دختر و پسرها در پیش از قرار گرفتن در موقعیت میدان مین تا پس از آن که البته سرکاری! از آب درآمد، دارای برخی سکانس های کنایه ای از نوع جنسی و سیاسی بوده که از بارها دست به دست شدن عروس در نگاه اطرافیان تا مرگ بر آمریکا گفتن های مدعوین به مراسم عروسی می توان نمونه آورد. از سویی بازی گرفتن تقدیر و اصولا بازی بودن زیستن که در نگره ای کلی تر به زیرشاخه های باده گساری و یا پوچ گرایی قابل تعمیم است، از جمله فرآیندهای فکری فیلم «50 کیلو آلبالو» می باشد که آن را به سمت سینمایی متمایل به نیست انگاری قرار خواهد داد. همچنین سکانس های بیهوده ای که تنها در شمایل سینمایی تجاری و بی در و پیکر قابل شناسایی است در فیلم جدید مانی حقیقی هم قابل ردیابی است که از جمله سکانس مدل پوشی! کاراکترهای داود و آیدا است.

در تحلیلی کلی باید اذعان داشت که فیلم «50 کیلو آلبالو» به دلیل گرایش تمامیت خواهانه فیلمساز به سینمای عامه پسندانه از نوع «تنها گیشه»! سقوط یافته که می تواند به منزله تعویض سیمای فیلمسازی باشد که همیشه به سینمای روشنفکرانه و برج عاج نشین معروف بود و حال این فیلم، تغییری 180 درجه ای به رنگ آلبالو را برای فیلمساز فلسفه خوانده به همراه خواهد داشت.

اخبار مرتبط

«شفافیت مالی سینما» در کما

حاشیه‌ها می‌آیند و می‌روند، اما...

هشدار محمد خزاعی درباره تصویر «ایران» در سینما/ میلی نباشیم!

0 نظر

ارسال نظر

capcha