تحلیل «سراج24»؛

چه کسی قرار است اقتصاد مقاومتی را اجرا کند؟/ در اقتصاد مقاومتی هیچکس نباید منتظر دیگری بماند/ ضرورت تبدیل اقتصاد به مسئله اجتماعی

چه کسی قرار است اقتصاد مقاومتی را اجرا کند؟/ در اقتصاد مقاومتی هیچکس نباید منتظر دیگری بماند/ ضرورت تبدیل اقتصاد به مسئله اجتماعی
به گزارش سراج24 همه مسائلی که ما به طور روزمره با آنها مواجهه می کنیم، با هر جنبه غالبی اعم از اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ، اجتماعی اند. یعنی مسئله ای هستند که علاوه بر ما دیگرانی نیز با آنها برخورد دارند. به عبارت دیگر تحلیل مهمترین مسائل اقتصادی و فرهنگی و سیاسی از منظر اجتماعی، فهم آن مسئله توسط عامه را تسهیل می بخشد. مسائل و مباحث مربوط به اقتصاد، همواره از اجتماعی ترین مسائل و مباحث بوده اند. مردم اگرچه دانشمند علوم اقتصادی نیستند، اما اقتصاد را راحت تر از فرهنگ و سیاست تحلیل می کنند. مکالمات شفاهی روزمره بیشتر و بیشتر از سایر مباحث حول اقتصاد می چرخد. چرا که مفاهیم پرکاربرد اقتصادی راحت تر از مفاهیم سیاسی و فرهنگی ، تعریف می شوند. تورم با گرانی تعریف می شود. عادی ترین تعریف رکود نیز با بیکاری معنا می یابد و ... . با همه آنچه پیرامون اقتصاد می گذرد، اما اقتصاد، خود، کمتر به مسئله اجتماعی تبدیل شده است. راهکاری که چندی است به عنوان اقتصاد مقاومتی و برای درمان اقتصادنفتی و وارداتی پیشنهاد می شود، نیز به واسطه اجتماعی نشدن، به درستی درک نشده است.به عبارت دیگر اگر مشکلات اقتتصادی به معنای دقیق کلمه تبدیل به یک "مسئله اجتماعی" می شد، حل آن تسهیل می گشت. این یک ادعا است که در ادامه ان را توضیح خواهم داد. اولین ویژگی برای اینکه ما امری را یک "مسئله اجتماعی" بنامیم، آن است که در ادراک عام، آن امر یا شی ، "اشتباه" و "ناظر بر شرایط منفی" باشد. در حالی که روندهای اقتصادی غلط در کشور اگرچه نتایج منفی و مخربی داشته اند، اما هیچ گاه مورد تقبیح قرار نگرفته اند و اشتباه دانسته نشده اند، از سوی مردم روندی که "ناظر بر شرایط منفی" باشد، تلقی نشده اند و حتی مردم در فرآیندهای متعدد که عادی ترین آن مشارکت در نظام بانکی است، این روندهای اقتصادی را تایید کرده اند. دومین ویژگی مسئله اجتماعی آن است که ناظر بر شرایط شایع و گسترده ای باشد، بدین معنا که گروه زیادی را دربرگیرد که به طور ملموس جدی بودن و سختی آن را حس می کنند. در ایران اما رشد طبقه متوسط طی سالهای گذشته، برای بسیاری از مردم، شرایطی را مهیا کرده است که زندگی شان فاقد دغدغه های اولیه اقتصادی است. دغدغه بهتر شدن اوضاع به طور طبیعی در اکثریت قریب به اتفاق جامعه وجود دارد، اما نه آنقدر که چسبندگی به شرایط عادی طبقه متوسط را دچار خدشه کند. تا آنجا که برخی حتی برای "درآمد بیشتر" نیز راضی به "کار بیشتر" نیستند! چرا که زمانی که برای اموری غیر از کار اختصاص داده شده- برای هر ایرانی – و بر اساس مستندات مرکز آمار رو به افزایش است. حتما باید اشاره کرد که جمعیت قابل توجهی نیز وجود دارند که به طور محسوس، جدی بودن و سختی مشکلات اقتصادی را لمس می کنند، اما غیر منسجم اند و هیمن عدم انسجام تصور غیرشایع بودن و غیر گسترده بودن را درباره امور اقتصادی حتی در میان برخی تصمصم گیران و مسئولین اجرایی به وجود آورده است. تا آنجا که به راحتی و به دلیل عدم فشار اجتماعی قادرند از مسائل اقتصادی به سمت مسائل سیاسی و بعضا فرهنگی شیفت کنند. بعد سوم یک مسئله اجتماعی، وجود تصور خوشبینانه ای برای حل و رسیدگی به آن است. به این معنا که مخاطبان و ناظران و دربرگیران مسئله اجتماعی امیدوار باشند که مثلا مسئله اقتصادی قابل حل است. اما از آن جهت که اقتصاد در یک کلام با گران شدن و ارزان شدن، در عامه تعریف شده است، و این جمله که "هرچیز گران شد، دیگر ارزان نمی شود" یکی از پرکاربردترین اظهار نظرهای اقتصادی است، مسئله اقتصاد ،به اشتباه، غیر قابل حل تصور می شود. بعد چهارمی هم برای امکان تبدیل یک امر به "مسئله اجتماعی" اخیرا در نظر گرفته می شود و آن "بدیهی درنظر گرفتن توافق جمعی برای حل آن مسئله است". یعنی اینکه گفته شود: "مشکلات اقتصادی باید حل شود" و همه این گزاره بدیهی را بپذیرند. چرا که وقتی یک مسئله اولا "اشتباه و ناظر بر شرایط منفی" است و ثانیا"گسترده و شایع" است و ثالثا"قابل حل" نیز هست، بدیهی است که "باید" حل شود. بنابر این رکن چهارم در تعریف مسئله اجتماعی از همه مهمتر است. توافق جمعی برای حل مسئله اقتصادی. بنا بر آنچه گفته شد، در شرایط کنونی و برای آنکه گامی جدی به سوی آینده برداشته شود، ضروری است، خود اقتصاد در ابتدا به عنوان یک "مسئله اجتماعی" شناخته شود، تا درمان مهم و ضروری تر "اقتصاد مقاومتی" به اقدام و عمل برسد. از این رو تاکید مهم رهبر معظم انقلاب درباره اقتصاد مقاومتی از سوی صاحبنظران، رسانه ها و به عبارت آکادمیک "ادعاسازان" – گروههایی که اهمیت و فوریت یک مسئله اجتماعی را برای مخاطبان تشریح می کنند- باید به طور جدی و با پیش زمینه تبدیل مسئله اقتصاد به یک مسئله اجتماعی دنبال شود. لازمه ساخته شدن "مسئله اجتماعیِ اقتصاد"متقاعد شدن مسئولان و مردم از این وجوه است که اولا مشکلات اقتصادی به طور جدی وجود دارد، ثانیا این مش کلات ناشی از اشتباهات عاملیتی و ساختاری است و گسترده و شایع است، ثالثا شرایط اقتصادی می تواند تغییر یابد(با راهبرد اقتصاد مقاومتی) و رابعا باید تغییر یابد، چرا که پس از تبدیل شدن اقتصاد به یک مسئله اجتماعی حتما توافق جمعی برای حل آن نیز به وجود خواهد آمد. در این مسیر بر اساس مقدمه ذکر شده تلاش برای آگاه سازی عمومی است. فهم دقیق این که اقتصاد نفتی چه آینده خطرناکی را برای کشور به وجود خواهد اورد، واردات و اقتصاد متکی به خارج و نگاه به بیرون چه بلایی بر سر تولید کشور می آورد، کاهش تولید و تعطیلی کارخانه ها چه میزان از جوانان کشور را بیکار می کند و رکود چه اندازه خطرناک است و قس علیهذا ... . طبیعی است آگاهی یافتن مردم از آنچه که از آن به عنوان مسئله اجتماعی یاد شد، ضروری و ابتدایی ترین و مهم ترین گامی است که رسانه ها، صاحبنظران و ادعاسازان باید آن را جدی بگیرند.

اخبار مرتبط

صوت/استیضاح؛ مشکل‌ساز یا گره‌گشا؟

عدم ثبات اقتصادی نتیجه مذاکره با آمریکاست

مجلس انقلابی باید پاسخگوی مطالبات مردم در خصوص تبعیض باشد

0 نظر

ارسال نظر

capcha