«سراج 24» گزارش می‌دهد؛

نماز جمعه‌ای که در پیام نوروزی امام(ره) بدان اشاره شد/ خطبه متفاوت آیت الله خامنه‌ای

نماز جمعه‌ای که در پیام نوروزی امام(ره) بدان اشاره شد/ خطبه متفاوت آیت الله خامنه‌ای

24 دیماه 1358 امام خمینی (ره) آیت الله خامنه‌ای را به امامت جمعه تهران منصوب کردند. تا 6 تیرماه 1360 که با انفجار بمبی در مسجد اباذر تهران به شدت مجروح شدند، این سنگر عظیم را حفظ کردند ولیکن شدت جراحات ناشی از ترور به حدی بود که تا چندماه نتوانستند در نماز جمعه شرکت کنند. در 24 اسفند (8 ماه بعد) امام‌جمعه‌ی محبوب تهران، به محراب نمازجمعه بازگشت تا چند سال بعد، ماندگارترین حماسه تاریخ نماز جمعه به نام حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای ثبت شود.

با به درازا کشیدن جنگ، عراق برای فشار آوردن بر ایران و تحمیل خواسته هایش، بمباران شهرها را آغاز کرد. جدای از بمباران، رژیم بعثی  گاها در اطلاعیه هایی مردم را تهدید به بمباران تجمعات و... می کرد. یکی از این تهدیدها به نماز جمعه 24 اسفند 1363 باز می گردد. رسانه های بعثی به نقل از صدام ملت را تهدید می کردند که نماز جمعه تهران، تبریز، اصفهان و... را بمباران خواهند کرد تا مردم از رفتن به این مراسم سیاسی- عبادی خود داری کنند.

اما بر خلاف محاسبات دشمن، این نماز جمعه جزو پرشورترین نماز جمعه های آن سال به شمار می رفت. در میانه خطبه های حضرت آیت الله خامنه ای، به ناگاه صدای انفجار هولناکی برخاست.

حجت الاسلام و المسلمین ناطق نوری وزیر کشور وقت در 25 اسفند 1363، در مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد: صدام تهدید کرده بود که نماز جمعه ی شهرهای تهران، تبریز و اصفهان را مورد حمله قرار خواهد داد و نمازگزاران با علم و آگاهی از چنین تهدیدی روز جمعه پر شورتر از همیشه در صفوف نماز جمعه حاضر بودند و از سوی دیگر امام جمعه ی محترم تهران آقای خامنه ای- رییس جمهوری- با احتمال خطر شرکت کردند، چرا که ایشان معمولاً دو هفته پی در پی تشریف نمی آوردند. ولی علی رغم تهدیدات صدام، ایشان تشریف آوردند و این پیوند و هماهنگی مردم با مسؤولان را می رساند که در همه ی صحنه ها مانند جنگ در کنار هم هستند. ما می بینیم از طرفی شهید مظلوم بهشتی و یا رییس جمهور ما رجایی در کنار مردم کوچه و بازار به شهادت می رسند و نکته ی دوم این است که انسان هماهنگی بین ضدِ انقلاب و حکومت عفلقی عراق را در گذشته لمس و احساس می کرد. اما نه به این حد که روز جمعه احساس شد و این ارتباط تنگاتنگ بود که حکومت بغداد احتمال می داد که نمی تواند نماز جمعه را به وسیله ی موشک و یا بمباران بزند، چرا که هم پدافند هوشیارانه عمل می کند و هم نیروی هوایی حضور فعال دارد و به این ترتیب احتمال موفقیت نمی داد و روی این اصل با مزدوران داخلی و ضدِ انقلاب عمل، رذیلانه انفجار روز جمعه را هماهنگ کرد و ضدِ انقلاب روز جمعه بمبی را در میان نمازگزاران عاشق که احتمال خطر را می دادند، منفجر کردند که 14 نفر را به شهادت رساندند و 88 نفر را مجروح کردند. از این 88 نفر در حدود 40 نفر مجروح سرپایی بودند و بقیه بستری شدند. جالب این که با این هماهنگی ضدِ انقلاب داخل و بغداد این حادثه رخ داد، دیدیم مردم نه تنها صحنه را ترک نکردند بلکه با شور و هیجان فوق العاده و با شعاری که می دادند، «ما به این جا آمدیم، بهر شهادت» ما را منقلب کردند و شاید در طول تاریخ سابقه نداشته باشد در اجتماعی هزاران نفر جمع شده باشند و انفجاری به این عظمت رخ دهد، این تعداد انسان را شهید و مجروح کند، اما مردم بمانند و خطیب خطبه را ادامه دهد و سخنرانی ادامه یابد. قراینی در دست داریم که نشان می دهد کار، کار منافقین است و به غیر از آن ها هم گروهک دیگری نمی تواند انجام دهد. البته ما پیش بینی می کنیم در اعلامیه هایشان این امر را انکار کنند و این جنایت را تکذیب کنند. اما با قراینی که در دست داریم، این جنایت کار منافقین است»

در جنایت مشترک رژیم بعثی و منافقان،14 نفر شهید و 88 نفر مجروح شدند. مقام معظم رهبری حضرت آیت‏اللَّه خامنه‏‌ای که در آن زمان در مقام ریاست جمهوری و امامت جمعه تهران در حال ایراد خطبه‌‏های نماز بودند، پس از انفجار بمب، با صلابت و بدون هیچ گونه تزلزلی به خطبه‏‌هایش ادامه دادند و این امر موجب تقویت روحیه ضداستکباری نمازگزاران و امت شهید پرور ایران گردید.  رژیم عراق که قبلاً اصابت موشک های دور برد ایران به شهرهای کرکوک و بغداد را انفجار بمب تجربه کرده بود، در یک هماهنگی ناموفق با عوامل ضد انقلاب داخلی، قصد داشت به هنگام انفجار بمب در صفوف نمازگزاران در دانشگاه تهران، هواپیمایش را در ارتفاع بالا به حریم هوایی تهران اعزام داشته و ادعا کند که صدای انفجار، ناشی از بمباران تهران بوده است. اما با تأخیر ورود هواپیمای عراقی به آسمان تهران و انفجار بمب، نیم ساعت قبل از آمدن هواپیما ها، این توطئه تبلیغاتی با شکست مواجه شد و هواپیماهای عراقی نیز با آتش به موقع و قدرتمند پدافند هوایی متواری شدند.

روزنامه کیهان در 25 اسفندماه 63 نوشت: بر اثر انفجار یک بمب دستی در محل برگزاری نماز جمعه تهران که در ساعت 29/12 دقیقه روز گذشته صورت گرفت، چند تن از نمازگزاران شهید و مجروح شدند. رژیم عراق که قبلاً اصابت موشک های دور برد ایران به شهرهای کرکوک و بغداد را انفجار بمب توصیف کرده بود، در یک هماهنگی ناموفق با عوامل ضد انقلاب داخلی، قصد داشت به هنگام انفجار بمب در صفوف نمازگزاران تهران در دانشگاه تهران ، هواپیمایش را در ارتفاع بالا به حریم هوایی تهران اعزام داشته و ادعا کند که صدای انفجار، ناشی از بمباران تهران بوده است. اما با تاخیر ورود هواپیمای عراقی به آسمان تهران و انفجار بمب، نیم ساعت قبل از آمدن هواپیما ها، این توطئه تبلیغاتی با شکست مواجه شد و هواپیماهای عراقی نیز با آتش به موقع و قدرتمند پدافند هوایی متواری شدند.

در این واقعه عده ای مجروح و عده ای به شهادت رسیدند. سید محمد شاه مرادی، سید مجید محمدی، لطفعلی عرفانی، ابراهیم سیاهی عروجی، سید مهدی رضوی نیا، محمد حاجی هاشمی، رجبعلی تلکانی، پرویز شعبانی، عباس رایگان، ذکریا فرجی بیگی، مهدی ابراهیمی،محمد غفاری، حاج مجتبی توانگر دهقان، علی احمد پور فیروز آبادی و محسن ظهیری از جمله شهدا بودند. مجروحان واقعه نیز به بیمارستان های مصطفی خمینی، فیروزگر، سمیه، سینا، امام خمینی و دکتر شریعتی منتقل شدند.

محمود مرتضایی‌فر، مجری برنامه‌ی ورود حضرت امام به ایران (وزیر شعار) درباره این واقعه می گوید:

آخرین جمعه‌ی سال 63 بود. روز پنج‌شنبه صدام اعلام کرده بود که فردا نمازجمعه‌ی تهران را منفجر می‌کنیم و این بین مردم پیچیده بود. برخلاف معمول که جمعه‌ی آخر سال به علت گرفتاری‌های روزهای پایانی سال، کمی خلوت‌تر است، جمعیت موج می‌زد. مردم عاشق و انقلابی تهرانی بدون توجه به تهدیدات صدام، کودکان خردسال خود را نیز به همراه آورده بودند.

این نمازجمعه نیز به مانند دیگر نمازهای جمعه با حضور پرشور و انقلابی مردم در ساعت مقرر با قرائت قرآن آغاز شد و مردم در صفوفی منظم نشسته بودند، با این تفاوت که به این مسأله علم داشتند که ممکن است شهید شوند. رهبر انقلاب اسلامی که خطیب نمازجمعه‌ی تاریخی سال 63 بودند، در حال ایراد خطبه‌ها بودند که انفجار صورت گرفت. من یک لحظه به اشتباه فکر کردم که منافقان ایشان را هدف قرار داده‌اند که خوشبختانه این‌طور نبود. موج و حرارت انفجار به جایگاه هم رسید، ولی خوشبختانه به ایشان آسیبی نرسید. با وجود این‌که صدای انفجار بسیار بلند بود و بر تمام فضای دانشگاه اثر گذاشته بود اما ایشان مکان سخن‌رانی را ترک نکردند. ایشان در عین حال اصرار داشتند که به صحبت خود ادامه دهند. من هم می‌ترسیدم مبادا حادثه ادامه داشته باشد و ایشان هدف سوء‌قصد قرار گیرند.
نمازگزاران با صلابت هرچه بیشتر و بدون هیچ وحشتی با مشت‌های گره کرده شعار " الله اکبر" را سر می‌دادند. از ایشان خواهش کردم اندکی به کنار جایگاه بیایند تا من مردم را به آرامش دعوت کنم؛ البته هدف دیگری هم داشتم. از قبل می‌دانستم که امام خمینی(ره) تمامی نمازهای جمعه تهران را به‌طور مستقیم از طریق رادیو گوش می‌کردند و اگر مشکلی هم بود تذکر می‌دادند. آن روز هم که این اتفاق افتاد، احساس کردم الآن امام(ره) گمان می‌کنند که حتماً برای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اتفاقی افتاده است. سریعاً در جایگاه قرار گرفتم و سه‌بار این جمله را بیان کردم که: "لطفاً توجه کنید! رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران، هم‌اکنون به خطبه‌های عالمانه‌ی خود ادامه می‌دهند.

 

 این سخن علاوه‌ بر این‌که آرامش را به نمازگزاران برگرداند، در واقع به امام(ره) هم این پیام را رساندم که آقا سالم هستند. نکته‌ی خیلی جالب در این خصوص این بود که چنین حادثه‌ای، حتی در صدای آقا هم تأثیری برجای نگذاشت و ایشان با صلابت همیشگی و با همان عظمت، ادامه‌ی خطبه‌ها را ایراد کردند؛ به نحوی که ظاهراً هیچ اتفاقی نیفتاده است. مردم هم از جای خود تکان نخوردند و نمازجمعه برگزار شد. در این حادثه 14 نفر به شهادت رسیدند. بعدها خانواده‌شان گفتند برخی از آن‌ها صبح به بهشت زهرا رفته بودند و از مجروحین در بیمارستان عیادت کرده بودند و با غسل شهادت به نماز آمده بودند.

حاج فضل الله فرخ از اعضای ستاد اقامه نماز جمعه در این باره می گوید:

«در آن زمان صدام هر هفته تهدید می­کرد که نماز جمعه تهران را می خواهد بمباران کند. هر وقت که این اعلان می­شد، نمازجمعه شلوغ‌تر می‌شد و حتی از شهرستانهای امن هم به نماز جمعه تهران می آمدند. جالب این که هر وقت که از شهرستان های امن نمازگزار داشتیم بمباران نبود. عده‌ای کفن‌پوش در نمازجمعه می‌نشستند و شعار می‌دادند که ما آماده‌ایم. آن هفته‌ای که انفجار پیش آمد، از همان هفته هایی بود که صدام گفته بود نمازجمعه را می‌زنیم. که ما هم البته منتظر بمباران بودیم. احتمال 80% و 90% هم می‌دادیم که موشک بزند. چون او که ترسی از این چیزها نداشت. بارها هم شده بود که هواپیماهایش هم اطراف نمازجمعه می‌آمد و ضدهوایی روی پشت بام ها و در میدان فلسطین و اطراف میدان انقلاب از نماز جمعه مراقبت می کرد. روز حادثه، روزی بود که صدام خیلی جدی گفته بود که ما نمازجمعه را می‌زنیم. من پشت جایگاه نشسته بودم یک دفعه صدای یک انفجار مهیب آمد. بلند شدم بالا را نگاه کردم دیدم که چیزهایی از بالا پایین می‌ریزد. اول خوشحال شدم. حدس زدم که قطعات هواپیمای دشمن است که پایین می ریزد. ولی وقتی روی زمین آمد، دیدم قطعات بدن انسان است و بمب چنان به شدت این بدنها را هوا برده بودکه به اطراف پخش می­شد. اما بلافاصله فهمیدیم که این انفجار ناشی از بمب گذاری در محل نماز بوده است. ما همیشه جلوی درهای ورود و خروج بازرسی کامل داشتیم. هیچ چیز را نمی­تواستند با خودشان حمل کنند بنابراین بمب را به صورت جانماز به داخل آوردند چون فقط آوردن جانماز مجاز بود. البته سعی بمب گذار بر این بودکه بمب را نزدیک جایگاه، که عده‌ای از مسئولین یا خود امام جمعه بود بگذارد که همگی صدمه ببینید.اتفاقاً امام جمعه آن هفته خود آیت الله خامنه‌­ای بودند. ایشان غالباً از جبهه یکسره به نمازجمعه می‌آمدند. چون بمب گذار از بازرسی دوم نتوانسته بود عبور کند و فاصله اش با جایگاه زیاد بود بمب را در قسمت انتهایی زمین چمن گذاشته بود. جالب است که آن روز کسی فرار نکرد و امام چند بار در صحبت هایشان به این مسئله اشاره کردند که من زمانی که تلویزیون را نگاه کردم، دیدم که با وجود این که بمب منفجر شد ولی یک نفر نرفت و همه نشستند و امام جمعه با صلابت صحبتهایش را ادامه داد و آهنگ صدایش عوض نشد. مردم هم سر جایشان نشستند. فقط شعار دادند: حسین حسین شعار ماست شهادت افتخار ماست. ما پس از انفجار به افرادمان گفتیم همه سر جایتان باشید. هیچ کسی دخالت نکند. فقط یک عدة خاصی شروع به جمع‌آوری شهدا و مجروحین کردند. مردم هم خطبه­ها را گوش کردند و نماز را خواندند. چهارده نفر آن روز شهید و عده زیادی مجروح شدند.آیت الله خامنه­ای فرمودند برای ختم شهدا حجت الاسلام فلسفی را دعوت کنید که از طرف ایشان مجلس ختمی در مسجد ارگ برگزار شد.»

یکی از شاهدان عینی که خود از کارکنان نیروی هوائی ارتش جمهوری اسلامی ایران است میگوید:« صدام خیلی تلاش کرد تا بتواند نماز جمعه تهران را ولو یکبار هم که شده بمباران کند تا مردم را از رفتن به این نماز دشمن شکن منصرف و نماز جمعه ها را خلوت کند، اما پوشش و گشت هوائی هوشیارانه خلبانان تیز پرواز نیروی هوائی ارتش جمهوری اسلامی ایران در آسمان تهران به ویژه روزهای جمعه و همچنین حلقه های پدافندی منظور شده در اطراف تهران که خود بنده هم در یکی از این مواضع اطراف ورامین برای مدتی مأمور بودم اجازه چنین کاری را به هواپیماهای متجاوز بعثی نداد وغیر از چند بار بمبارانهای کور که با استفاده از هواپیماهای MIG-25 و پرتاب بمبها از مسافت دور انجام شد در این خصوص توفیقی نداشتند و لذا صدام ناچار شد از عوامل خود فروخته منافقین استفاده کند و مواد منفجره را در زیر انداز بزگی جا سازی نموده و در وسط زمین چمن دانشگاه تهران در صفوف به هم فشرده نماز گزاران منفجر نموده و تعدادی را به خاک و خون بکشاند، من معمولاً در قسمت زمین چمن نماز می خواندم ولی آن روز دیر تر رسیدم و در محوطه جلو داننشکده ادبیات نزدیک مجسمه فردوسی نشسته بودم که بمب منفجر شد. شدت انفجار به حدی بود که تکه های نفجر شده بدن نماز گزاران به آسمان پرتاب شد و تکه ای که خیلی چرب بود و فکر میکنم تکه ای از مغز بود روی لباس من افتاد و بعد از چن بار شستن لکه چربی آن زایل شد. علیرغم شدت انفجار در حالیکه مقام معظم رهبری مشغول ایراد خطبه بودند و از شدت موج انفجار یکی دو قدم عقب تر رفتند و بلافاصاصله به پشت تریبون برگشتند و در بین شعار های کوبنده مرگ بر آمریکا و مرگ بر منافق نماز گزاران به ادامه خطبه پرداختند و بعد از اقامه نماز ما برای دیدن محل انفجار رفتیم که با فرو رفتگی حدود 30 تا 50 سانت به ابعاد حدود 1 در 5 متر مواجه شدیم، البته امداد گران و تعدادی از نماز گزاران تا آن موقع اجساد شهدا را جمع آوری کرده بودند».

ادامه خطبه ها از سوی حضرت آیت الله خامنه ای و همراهی مردم در این مسیر، باعث شد تا چند روز بعد امام خمینی (ره) در پیام نوروزی خود به این مساله اشاره کردند:" قصه روز جمعه را که آن طور باشکوه، با نورانیت، با استقامت گذشت. آن طور مردم با طمانینه ... مخصوصا نگاه می‌کردم ببینم در بین مردم چه وضعی هست ، ندیدم حتی یک نفر را که یک تزلزلی درش پیدا باشد. و آن وقت امام جمعه آن طور با آن طنین قوی صحبت کرد ، مردم آن طور گوش کردند ، آن طور فریاد زدند که ما برای شهادت آمدیم... با یک همچو ملتی کسی نمی‌تواند مقابله کند. ملتی که این طور است؛ آن روزی که اعلام می‌کنند که می‌خواهیم بمباران کنیم نماز جمعه را ، بیایند و بیشتر بیایند، حتی آنهایی که نمی‌آمدند برای نماز، (از) قراری که برای من نقل کرده‌اند، آنهایی که برای نماز جمعه هم نمی‌آمدند هفته‌های دیگر، این هفته آمده‌اند."

اخبار مرتبط

فیلم| رای دادن امام خمینی در روز 12 فروردین

فیلم| توجه ویژه به مستضعفین در ایام عید

فیلم| به من میگن دروغ میگی! بیاید بریم با هم ببینیم!

0 نظر

ارسال نظر

capcha