«سراج24»گزارش می دهد:

تحلیلی از انحراف شکل یافته در آثار تصویری/ترویج تئوری تضاد مارکسیستی در سریال «پشت بام تهران»/ جای خالی مبانی اسلامی در فیلم‌ها و سریال‌ها

تحلیلی از انحراف شکل یافته در آثار تصویری/ترویج تئوری تضاد مارکسیستی در سریال «پشت بام تهران»/ جای خالی مبانی اسلامی در فیلم‌ها و سریال‌ها

گروه فرهنگی «سراج24»: پخش سریال «پشت بام تهران» به نویسندگی سعید نعمت ‌الله و کارگردانی بهرنگ توفیقی در تلویزیون آغاز شده و قرار است در۳۰ قسمت ۴۰ دقیقه ‌ای به روی آنتن رود. اگر تاملی بر این اثر و ساخته هایی که چنین ساختاری را در نگاه روایی خود دنبال می کنند، داشته باشیم پی به لایه های پنهان مانده ای از نوع تفکر غیراسلامی خواهیم برد.

شاید عجیب باشد ذکر این نکته که بسیاری از آثار سینمایی و تلویزیونی ما که نگاهی به ظاهر در راستای معرفت دارند، در لایه های زیرین خود پنداری خلاف بر نگاهی چنین ارزشمند را طی می کنند و حتی می توان با صراحت عنوان کرد که رویه در پیش گرفته از سوی آن ها به شکلی ناآگاهانه تمایل به نگره های مارکسیستی دارد.

برای رفع هرگونه سوء تعبیر باید کمی به وارسی این ادعا پرداخت. آن گاه که در پسِ بسیاری از موضوعات و نوع شکل گیری روابط و نحوه پیشنهاد نویسنده برای رفع تنگناها روش هایی غیر از نگاهی اسلامی رخ می دهد. از دوران سینمای گذشته به یاد داریم که در جلوه آثاری به ظاهر لوطی مسلک شاهد ترویج نگاهی از خشونت بودیم و در آن آثار، قهرمان فیلم ها که معمولا هم جنوب شهری بود، در جهت نگاه داش مشدی وار! خود با چاقویی ضامن دار به مقابله با توطئه ها و دردسرها می پرداخت. تولید انواع «قیصرها» در بطن چنین نگاهی رخ داد و تعبیری به ظاهر در دفاع از ناموس پرستی هم ضمیمه آن شد و متاسفانه این نگاه که ریشه در سیمای فیلمسازش داشت در ادامه سینمای وی و پس از انقلاب تا هنوز هم ریشه دارد و دوستان و شیفتگان دیروز و امروزش هم به شکلی خودآگاه یا ناخودآگاه ره به این مقصود برده اند که خلق پرسوناژهایی با سیمایی قیصری و تولید روایاتی از تقابل طبقات فرودست و فرا دست می تواند موجب دلدادگی مخاطب شود! اما این مسیر خارج از نگاه رئوفانه و همراه با رحمت و مهر الهی و خاتم پیامبرانش می باشد، چرا که بارها در اسلام زیبامنش تاکید بر نگاهی متفکرانه و تدبیری هوشمندانه و پاسخی همراه با عطوفت اسلامی شده است و برخلاف سینمای رایج هالیوود که خشونت به همراه مسائل جنسی به عنوان رکن اصلی آن شناخته می شود، در دین و آئین ما و براساس توصیه بزرگان نگاه و رفتاری همراه با طمانینه و اخلاقی حسنه توصیه شده است.

به وضوح روشن است که سال ها است سودای غربی ها ارائه چهره ای وارونه از اسلام حقیقی و همراه با خشونت بوده و ساخت این چهره دروغین از دینی که مظهر اخلاق گرایی است به اشکال مختلف چه به صورت تولید فیلم های فریبنده در کارخانه هالیوودسازی و چه پرورش گروهک هایی با نشان تقلبی اسلام مانند القاعده و داعش توسط غربی ها خود را نمایان کرده است و اگر نویسنده و فیلمساز ما هم به شکلی ناآگاهانه در بستر قلم نگاری و کارگردانی بخواهد راه حل خشونت گرایی را شکل بخشد، در واقع در زمین دشمنِ دغل باز بازی کرده است. روشن است که سال ها شاهد تولید انواع نگره های منحرفانه از اسلام ناب محمدی(ص) به اشکال مختلف از سوی معارضان، منحرفان و برخی خواص بوده ایم و هر کدام از روش های مسموم از لیبرالیسم اسلامی تا مارکسیسم اسلامی به شکلی گسترده در حوزه اندیشه خطرات خود را در اذهان عمومی به جا گذاشته اند و متاسفانه به دلایل مختلف این نوع نگاه های دور از ریشه اسلامیت سال ها است که در آثار تصویری نیز خود را نشان می دهد.

چندان دور نیست که آثار فیلمسازی که بعدها با افتخار خود را جزو کفار خواند در روزگاری به عنوان مظهر و نماد فیلمسازی به شیوه اسلامی تبلیغ می شد و هواخواهان و حمایت گران بسیاری را به سوی خود کشانده بود، ریشه در نگاه هایی غیر از اسلام حقیقی داشت و آن نوع نمایش تقابل گرایانه طبقاتی در آثار محسن مخملباف که نماد آن در تیتراژ فیلم «عروسی خوبان» با نمایش علامت بنز به تصویردرآمد! ریشه در تئوری توطئه مارکسیسم داشته است، جایی که طبقات کارگر جهت احقاق حق خود باید دستان خود را به سمت گلوی هر گونه سرمایه داری به خون درآورند!

تئوری تضاد در ابتدا واکنشی بود به کارکردگرایی ساختاری اما در ادامه ریشه هایش را در نظریه مارکسیستی و کار زیمل در زمینه تضاد اجتماعی یافتند. در واقع یکی از خدمات عمده نظریه تضاد هموارتر کردن زمینه برای نظریه هایی بوده که به افکار مارکس وفادارترند و مخاطبان فراوانی را در جامعه شناسی به خود جلب کرده اند. نظریه های تضاد به تمرکز ثروت و قدرت در دست عده ای معدود از افراد جامعه و پی آمدهای آن نظر دارد و چاره را تنها در حذف طبقه اجتماعی و مالکیت خصوصی بر ابزار تولید از طریق انقلاب اجتماعی می داند؛ مسیری کاملا دورافتاده از منطق و منش اسلامی که ضمن برخورد با هرگونه مال اندوزی و طمع ورزی و ثروت طلبی، مسیرهایی غیر از خون ریزی را مطرح می سازد.

در همان ابتدای سریال «پشت بام تهران» می توان به اندیشه انتقالی نویسنده به مخاطب پی برد، وقتی کامبیز دیرباز در نقش قیاس همانند بسیاری از کاراکترهای آشنای این گونه آثار به دنبال رسیدن به حق خود از طریقی ناهموار با ریشه های اسلامی است و بدیهی است که ترویج خشونت گرایی از طریق بازتاب گسترده تلویزیون در سیطره رفتاری مردم بسیار خطرناک خواهد بود و اثرات آن را به شکلی گسترده در سطح شهر و با انواع درگیری ها بین مردم شاهد هستیم. این در حالی است که پیام راستین مسلمانان در جهت منادی صلح و مهربانی و اسلام دین مهرورزی به شمار می آید.

 از طرفی اگر نگاهی به بسیاری از ساخته های تولیدی سینما و تلویزیون داشته باشیم، شاهد خواهیم بود که بسیاری از نگره ها و زیبایی های نهفته در دین اسلام مانند انفاق، گذشت، صداقت، راستی، بی ریایی جلوه ای در آن ها نمی یابد و موجب دورماندگی از توجه مخاطب می شود. امید است که در انتخاب آثار و نحوه نگارش و نوع تولید آثار تلویزیونی و سینمایی توجه بیشتری صورت گیرد تا خدای ناخواسته موجبات انحراف در نگره مخاطبان به خصوص نسل آماده برای پذیرش جوان را فراهم نسازیم.

اخبار مرتبط

سردار سلیمانی و آیت‌الله مصباح‌یزدی پرچم‌دار مبارزه با انحراف

دشمنان انقلاب اسلامی به‌دنبال انحراف نسل جوان هستند

دعای ندبه و مبازره امام صادق(ع) با مهدویت دروغین عباسیان و واقفیه

0 نظر

ارسال نظر

capcha