طنز «سراج 24»؛

هابیل قابیل را کشت یا قابیل هابیل را؟

هابیل قابیل را کشت یا قابیل هابیل را؟

گروه طنز «سراج24»- «یا ایها المسلمون ! انا فی قید الحیات، سر و مر و گنده!»

 این پیام منسوب به بن لادن است، دو هفته بعد از خبر مرگش. «خبر مرگش بعد از مردن هم ملت رو سر کار گذاشته ها!» این را یکی از پیرمردهای بیکار توی پارک که انگشتر و چاقوی دسته زنجانی می فروشد به رفیقش می گوید. رفیقش که یک لحظه چرتش برده و پیام بن لادن رو نشنیده می گوید: اره بابا من همان موقع توی اداره هم از این گوروکچیان می ترسیدم. آدم فروش بود. محل اختفای آدم رو به رییس رؤسا می فروخت! پیرمرد اولی ناامید می شود.

***

مادر توی آشپزخانه می گوید: همه ی اینها فیلم بوده، این بنده خدا الان زنده است. خودت هم دیدی که رنگ ریش زنده بودنش با رنگ ریش مرده بودنش فرق کرده بوده! همین یعنی اینکه این بن لادنه! زنده است. دیگه! خودم توی شبکه یک دیدم که گفتند این آقا زنده است و نمرده!

پدر همان طور که به پشتی تکیه داده، روزنامه اش را ورق می زند و می گوید: که خانم از اخبار روز عقبی ! این خبر مال پریروز بود، الان تصمیم برادران صداوسیما عوض شده، به این نتیجه رسیده اند که این بابا چهار ماه پیش مرده از شش ماه هم دست آمریکاییها بوده و الکی تیر زدند تو کلیه اشی و خلاص!

مادر چشم غره ای به پدر میرود که یعنی: مگر نمی بینی بچه نشسته توی خانه، چرا از صحنه های خشونت آمیز حرف میزنی؟

پسر اما همه هوش و حواسش به این است که منفجر نشود توی پلی استیشن!

دو تا جوان که احتمالاً دانشجویند دارند با هم بحث می کنند درباره دیالکتیک خشونت و مدارا! بحث می کشد به بن لادن و القاعده و طالبان. اولی می گوید: اونو که کشتند! دومی می گوید: ساده ای ها پسر! تو انگار از کمیته سیصد و مافیای سیاسی جهان چیزی نشنیدی ها! معلوم است که نمردہ این بشر. اصلا تو خبر دارى هیتلر سال ۱۹۶۲ توی سواحل آرژانتین دیده شده بود؟

*

پیرمردها چانه شان گرم شده. اولی می گوید: بله آقا همین هیتلر را پسرم می گفت سال 1362 توی سواحل... سواحل... سواحل بلبله، قناریه؟ چیه؟ اونجا دیدنش سُر و مُر و گنده! دومی که دیگر چرتش پریده بود گفت: اصلا همین صدام را هم که نکشتند، یکی از بدل هایش را گرفتند و بدبخت را آویزان کردند و گفتند که کشتیمش. بدلش را کشتند اقا! یکی از ان گوشه زیر لب می گوید: بیا حالا یکی بیاید حالی این پسر بی عقل من بکند که پسر جان! بدلکاری خطرناک است، هی می گوید (دهانشی را کج می کند) بابا من علاقه دارم به هنر سینما، خاک تو سرت با اون علاقه ات. یکی بدون اینکه نه علاقه داشته باشه نه استعداد می رود فیلم بازی می کند، یک میلیارد می گیرد، تو هم می روی بدلکار می شوی که اخر سر آویزانت کنند، خاک بر سرت! پیرمرد اولی دوباره تاکید میکند: آقا جان نمرده این بشر. سومی می گوید: برادر من وزیر مملکت با یال و کوپال می گوید مرده، آن وقت توی پیزوری اعلام استقلال می کنی؟ اصلا تو می فهمی که اسناد و مدارک چیه؟ تو سندی موجود داری؟ غیر از سند خانه ی کلنگی ات که امروز فردا شهرداری می اندازدش توی طرح، سند دیگه ای داری؟ نداری که!

اولی می گوید: شما نمی فهمید. تاریخ را همین طوری نوشتند وامثال توی ساده قبول کردند. اصلا صدام و هیتلر و اون خوانندهای اسمش فکر کنم بیتلز بود که بعداً سال ۱۹۶۲ توی سواحل شیلی دیدنش هم هیچی، تو از کجا میدانی که قابیل هابیل را با بیل کشت یا هابیل قابیل را با بیل؟ آقا یک میلیون سال گذشته از آن موقع، الان هم کسی نیست که تایید و تکذیبش بکنه ! اصلا از کجا معلوم که هابیل مرد آن موقع؟

پیرمرد دومی دوباره چرتش برده...

 

اخبار مرتبط

توزیع نذورات تنها در قالب بسته‌های معیشتی

چرا با سیل و خشونت و تصادف، سلفی میگیریم؟

فرصت‌های ترافیک تهران

0 نظر

ارسال نظر

capcha