چرا فیلم محمد رسول ا...(ص) باید به اسکار می‌رفت؟

قیام مسلحانه مجیدی علیه طالبان و شیطان بزرگ

قیام مسلحانه مجیدی علیه طالبان و شیطان بزرگ

به گزارش سراج24، تقریبا از ابتدای تبلیغات فیلم محمد رسول الله(ص) که قبل از اکران آغاز شده بود، همگان از استقبال زیاد از فیلم مجید مجیدی می گفتند، موضوعی که در همان روزهای نخست اکران، تحقق یافت.

درباره دلایل این استقبال و متفاوت بودن فیلم، می‌توان چندین صفحه نوشت و البته اساساً نیازی نیست، این تفاوت‌ها را بیان کرد، زیرا همانطور که از قدیم گفته اند، چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است.

از دکور و فیلمبرداری و هزینه گزاف فیلم که در تاریخ سینمای ایران بی سابقه است، گرفته تا محتوا و نگاه ویژه مجیدی به آخرین پیامبر خدا همگی، فیلم 40 میلیون دلاری مجیدی را متفاوت از سینمای ایران کرده است.

اما آنچه اهمیت دارد این بود که این فیلم با این ساختار قدرتمند که فراتر از سینمای ایران است، نباید تنها در مرزهای ایران می ماند و باید در مهمترین جشنواره سینمایی جهان(فارغ از دلایل اهمیت این جشنواره) به اکران در می آمد تا چشم جهانیان نیز به نظاره این اثر هنری بنشیند و این یک دلیل مهم داشت؛ اساساً فیلم مجیدی برای مردم خارج از مرزهای ایران ساخته شده است.

حقیقت این است که فیلم مجیدی بیش از اینکه نسخه ای برای تماشاگران ایرانی باشد، برای تماشاگران خارجی به ویژه غیر مسلمانان است و مهمترین دلیل این ادعا، نگاه خاص مجیدی به پیامبر است که این اثر را متفاوت کرده است.

اولا فیلم، به بازه ای از زندگی پیامبر می پردازد که تقریبا هیچ درگیری و تقابلی در این برهه وجود ندارد، یعنی دوران کودکی و نوجوانی حضرت محمد (ص). گذشته از اینکه فیلم درباره رسول مهربانی ها است، این دوره سنی نیز خود به صورت ذاتی پیامی صلح طلبانه و آرامش بخش دارد.

البته گفته شده است که فیلم در قسمت های دوم و سوم به دیگر سال های با برکت زندگی آن حضرت خواهد پرداخت، اما در همین قسمت نیز آن اتفاقی که مجیدی به دنبال آن بود یعنی نشاندن یک چهره متفاوت و کمتر شناخته شده از پیامبر تا بر ذهن مخاطب تاثیر بگذارد، رخ داد حتی اگر در قسمت های دیگر غزوات و درگیری ها و مصائب پیامبر به تصویر کشیده شود که البته با توجه به تجربه سینمای ایران که فیلم هایی با دکوپاژهای بزرگ مانند ملک سلیمان بر خلاف قصد اولیه، دنباله دار نخواهند بود، این موضوع در مورد فیلم مجیدی نیز دور از ذهن نیست.

دوم اینکه، فیلم به شدت بر محوریت رسول الله است. یعنی شما در این فیلم بیش از اینکه از حضور خدا آگاه باشید و همه اتفاقات مثبت فیلم را به دلیل ید خداوند قادر ببینید، به سبب حضور نوجوانی به نام محمد که آخرین فرستاده خدا است، شاهد خواهید بود. این نوع نگاه که انسان محور است، در نگاه منتقدین دینی تشیع شاید مطلوب نیاید، اما حقیقت این است که وقتی به خاطر بیاوریم که فیلم بیشتر برای غیر مسلمانان ساخته شده است، توجیه پذیر می شود. این موضوع را تقریبا در همه جای فیلم می توان احساس کرد به ویژه صحنه ای که معجزه ای رخ می دهد مانند بیرون آمدن ماهی ها از دریا.

در نظر مردم جهان به ویژه مسیحیان، نگاه انسان گرایانه ای به همه ابعاد زندگی حتی الهی وجود دارد و این موضوع حتی در میان کاتولیک های مذهبی نیز تفاوت زیادی ندارد. در ذهن آنها مسیح نیکی و منشا خیر مطلق است به گونه ای که خداوند اختیارات خود را به ایشان تفویض کرده است و در نتیجه آنچه در ذهن مردم نسبت به این پیامبر الهی وجود دارد، محور بودن ایشان است. این موضوع کاملاً در فیلم های غربی ها وجود دارد و جنبه وحیانی مسیح تنها به چند کلمه میان او و خدا (که نعوذ بالله به عنوان پدرش خطاب می شود) محدود می شود.

حال مجیدی با این علم، باید ابتدا این ذهنیت را در مخاطب خارجی خود ایجاد می کرد تا یک ارتباط ناخودآگاهانه میان آخرین پیامبر و حضرت عیسی ایجاد کند تا مردم جهان غرب او را به عنوان فرستاده خدا (حتی اگر فقط در ناخودآگاهشان باشد) بپذیرند. مجیدی در حقیقت نه خلاف حقیقت بلکه دقیقا بر اساس حقیقت آنچه رخ داده است، فیلم را ساخته اما فقط به پوسته ظاهری آن توجه بیشتری کرده است.

از آنجایی که مخاطب ایرانی و مسلمان و به ویژه شیعه، از این موضوع که همه این رخدادها به دلایل الهی است، آگاه است، بنابراین مجیدی با خیالی آسوده به دنبال تسخیر ذهن مادی گرا و ظاهربین انسان غربی رفته است تا همان طور که گفته شد، مخاطب غیر مسلمان مسیحی با پیامبر اسلام یک همذات پنداری دینی کند و ایشان را بپذیرد و بعد در لایه های بعدی، هدف اصلی فیلم را بیان کند.

اما هدف اصلی فیلم چیست؟ هدف اصلی فیلم همان چیزی است که مجیدی بارها اعلام کرده است. قرائت مجید مجیدی از پیامبر در این فیلم تنها جنبه رحمانیت آن بزرگوار است تا در این برهه حساس زمانی که مسلمانان و غیر مسلمانان علیه اسلام شمشیر کشیده اند، این حقیقت مهم که پیامبر اسلام و دین اسلام برای تکمیل شدن اخلاق و نجات انسان ها از دشمنی ها و کینه ها است را در قالب این فیلم به جهانیان ارائه دهد.

بدون شک در میان بحبوحه آتش گلوله آنهایی که به نام اسلام شلیک می کنند و کینه رسانه های غربی برای نشان دادن این چهره زشت و کریه از اسلام، فیلم مجیدی را می توان یک قیام مسلحانه علیه این امپراطوری برنامه ریزی شده دانست.

در انتها یادآوری این نکته حائز اهمیت که اگر فیلم مجیدی، برای مخاطب داخلی ساخته می شد، می توانستیم برای بسیاری از جزئیات به ویژه کمرنگ شدن خدا در فیلم، به آن ایراد بگیریم اما حقیقت این است که فیلم مجیدی یک عنصر فرهنگی برای مقابله با تفکر طالبانی و آتش بیار اصلی آن یعنی شیطان بزرگ است و به همین جهت محمد رسول الله باید به اسکار می رفت.
 

 

منبع:حلقه وصل

اخبار مرتبط

ماجرای پیشنهاد ساخت فیلم محمد رسول الله(ص) توسط رهبر انقلاب

فیلم محمد رسول الله(ص) یک شعر بلند و عاشقانه است

استقبال از فیلم محمد رسول الله(ص) نشان‌دهنده وحدت مسلمانان است

0 نظر

ارسال نظر

capcha