به گزارش سراج24،بعد از فراز و فرودهای چند روز اخیر در حاشیه رکود صنعت خودر، بعد از تهدید به گرانتر شدن خودرو و و توهین و تحقیر مردم، بالاخره مدیرعامل سایپا از مردم به خاطر کیفیت پایین محصولات این شرکت عذرخواهی کرد.
البته در این عذرخواهی که عامهی مردم به آن عذرخواهی خشک و خالی میگویند، «مهدی جمالی» توضیح نداد که خسارات جانی و مالی کسانی که طی چندین دهه از این خودروهای بیکیفیت استفاده کردهاند، چطور جبران خواهد شد. علاوه بر این مدیرعامل سایپا حتی اشارهای هم به خواست عموم مردم یعنی ارزان شدن خودروهای بیکیفیت نکرد.
در حاشیه این عذرخواهی مدیرعامل سایپا به اشتغال مستقیم یک میلیون نفر در صنعت خودرو اشاره کرد و از مردم خواست که از صنایع داخلی و اشتغال جوانان حمایت کنند.
سالهاست که خودروسازان منت ایجاد اشتغال را بر سر مردم میگذارند. انها بارها تهدید کردهاند در صورتی که مردم از آنها خودرو نخرند، اشتغال جوانان نابود خواهد شد.
آمار دقیقی از تعداد کارمندان شرکتهای خودروسازی وجود ندارد. برخی آمارها از اشتغال ۸۴۰ هزار نفر به طور مستقیم در صنعت خودرو خبر میدهند. این آمار برای صنعت خودرو که یک صنعت سرمایه بر تا کاربر است، تا حدی عجیب و غیر منطقی است. این آمار در حالی ارائه میشود که کارخانه پژوی فرانسه در سراسر دنیا ۲۰۰ هزار کارمند دارد.
در حالی که کل تولیدات شرکتهای خودروسازی ایرانی در سال ۲۰۱۴ حدود یک میلیون و ۹۰ هزار خودرو بوده، شرکت دایملر(بنز) با حدود ۲۷۰ هزار کارمند حدود یک میلیون و ۵۷۰ هزار خودرو تولید کرده است. با یک مقایسه ساده میتوان متوجه شد که با این حجم نیروی کار، میزان بهرهوری در این شرکتهای خودرو سازی تا چه اندازه پایین است.
معمولا در کشور ما شرکتهای دولتی و نهادهایی با حاشیه امن اقتصادی، به محل جذب نیروی کار قومی و قبیلهایِ مدیران بالادستی و میانی تبدیل میشود. این اتفاقی است که در صنعت خودروسازی کشور افتاده است.
شما با یک جستجوی ساده در سایت شرکتهای خودروسازی بزرگ دنیا به راحتی به سود سالیانه، میزان تولیدات و تعداد خودروهای تولیدی این شرکتها دست پیدا کنید اما در صنعت خودرو سازی انحصاری غیرشفاف ایران، هیچ آمار دقیقی از میزان سود سالیانه این شرکتها وجود ندارد و مشخص نیست چه میزان از سود شرکتهای خودروسازی بین مدیران این شرکتها تقسیم میشود.
البته این فقط کارمندان مستقیم شرکتهای خودروسازی نیستند که در درآمدهای این شرکتها سهیم هستند، انبوهی از شرکتهای اقماری (در ایرانخودرو حدود ۱۵۰ و در سایپا حدود۹۰ شرکت) با کارمندان و دستگاههای عریض و طویلشان در سایهی این شرکتها ادامهی حیات میدهند.
این دقیقا مشابه وضعیتی است که در صدا و سیما اتفاق افتاده است. صدا و سیما به عنوان یک ارگان با درآمد بالا به محلی مدیرپرور تبدیل شده است. بعد از به گِل نشستن کشتی این سازمان در تامین بودجه حقوق کارمندان، سرافراز رییس جدید سازمان صدا و سیما از حذف ۲ هزار پست مدیریتی در صدا وسیما خبر داد.
در حال حاضر ۸۵ درصد از بودجهی صدا و سیما برای حقوق ماهیانه کارمندان خرج میشود و تنها ۱۵ درصد از بودجه صرف ساخت و تولید برنامهها میشود!
گرجه صنعت خودروسازی با حاشیه امن اقتصادی و سود مجهول و مناسب چندین دهه ای، راه زیادی تا دچار شدن به سرنوشت صدا و سیما در پیش دارد اما شروع این بحران، در صنعت خودرویِ عریض و طویل و کم بازده ما آغاز شده است.
وقتی مدیران صنایع خودرو سازی از مردم عذرخواهی میکنند و در عوض از مردم میخواهند که اشتغال جوانان را حمایت کنند، باید به یاد داشته باشند که تقسیم کردن سود تولید محصولات بیکیفیت و انحصاری بین کسانی که خروجی کار آنها مورد قبول مردم نیست، هم به عذرخواهی جداگانهای نیاز دارد.
مسئولان هر تیری که در ترکش دارند رها کردهاند تا بلکه یکی از آن میانه کارگر شود و مردم را به به خرید خودروهای وطنی ترغیب کنند.بعد از سیاست تهدید و توهین مسئولان صنایع خودروسازی، از نگاه بالادستی و موضع قدرت نتیجهای عایدشان نشده و به سیاست عذرخواهی و« دست به دامان شدن» رو آوردهاند.
بعد از سالها اجحاف در حق عامه مردم و طبقه متوسط و متوسط رو به ضعیف که بعد از سالها کار کردن و پسانداز راهی جز خریدن خودروهای سرهمبندیشده و بیکیفیت خودروسازان داخلی نداشتند، مردم عطای خریدن این خودروها را به لقایش بخشیدند و رابطهی یک سویه خودروسازان با مردم بعد از چندین دهه ترک برداشت.
حال باید پرسید چرا باید هزینه حیات خلوت اشتغال دولت ها و جریان های سیاسی و بهره وری پایین این بنگاههای اقتصادی و نهادهای فرهنگی از جیب مردم پرداخت شود؟ خودروسازی و صداوسیما دو نمونه بارز از سوء مدیریت در نهادها وصنایع انحصاری است که شرایط تحریم باعث شد مشکلات درون سازمانی این تولید کنندگان صنعتی و فرهنگی سرباز کند و به بحران تبدیل شود.
منبع:شهر



