«سراج 24» گزارش می دهد

«زوال کلنل»، رسوایی بزرگ فرهنگی دولت یازدهم؟/ چشم ها منتظر تکذیبیه سیدعباس صالحی مانده است

«زوال کلنل»، رسوایی بزرگ فرهنگی دولت یازدهم؟/ چشم ها منتظر تکذیبیه سیدعباس صالحی مانده است

گروه فرهنگی «سراج24»- "زوال کلنل" رمان تلخ و گزنده ای است که دولت آبادی خود در جایی عنوان کرده که به جهت فشاری که آن سالها متوجه اش بوده و برای اینکه خودش را تسکین دهد آن را نوشته است. او در مراسم رونمایی نسخه انگلیسی کتابش در لندن عنوان کرده بود که اگر این رمان را نمی نوشت سر از دیوانه خانه در می آورد.
"زوال کلنل" روایت یک افسر رژیم پهلوی(کلنل) است که در دوره انقلاب و ابتدای جنگ تحمیلی قرار گرفته است. کلنل ۵ فرزند دارد که همه آنها بعلاوه خودش به نوعی قربانیان انقلاب شده اند.
"امیر" که بزرگ ترین پسر کلنل است و در طول داستان متوجه می شویم گرایشات چپ دارد، در دوره پهلوی شکنجه شده و همسرش را نیز بواسطه مبارزات از دست داده و حالا در دوره انقلاب در زیر زمین خانه پدری کنج عزلت گرفته و پشیمان و خشمگین شب و روز را با کابوس می گذراند: «انقلاب که رخداد داد، در غایت ناباوری تسلیم تلقیناتی شد که او را در صف حامیان بی‌جیره و مواجب قدرت غالب قرار می‌داد و قرار داد، و در این راه چندان پیش رفت که ناگاه انگار لال شده باشد یکسره خاموش و بیشتر متأمل شد و چون تیغ بر گلوها نشانده شد، امیر که خود را در تیز کردن این تیغ بی‌سهم نمی‌دانست، یکسره از پای درآمد. از آن پس بود که شک، تمام وجود او شد...حاصل تفکر و تأمل او جز نفرت نمی‌توانست باشد، نفرت ناشی از فریبی که خورده بود.»
"محمدتقی" یکی از پسران کلنل، عضو گروهک‌های سیاسی است و در جریان انقلاب کشته می شود.
"مسعود" تحت تاثیر مبارزات مذهبی قرار گرفته و در جریان جنگ ایران و عراق «شهید» می شود؛ شهادتی که برای پدر نه یک افتخار بلکه خسرانی ناشی از عدم انتخاب درست راه توسط فرزندش شمرده می‌شود.
"پروانه" دختر کوچک کلنل که در رمان تلویحا متوجه می شویم عضو گروهک منافقین است در ۱۴ سالگی و در دوران انقلاب، هنگام فروش نشریه بازداشت و اعدام می شود.
"فرزانه" ازدواج کرده و با سختی و زیر سایه ترس از شوهرش که از وابستگان حکومت اسلامی است به همراه فرزندانش زندگی می‌کند.
چکیده رمان «زوال کلنل» تیرگی، مسخ شدگی، تباهی و سلاخی است و همه اینها نتیجه انقلاب اسلامی معرفی می شود. انقلابیون در «برداشت غیرکلیشه‌ای» دولت آبادی یا جوانانِ فریب خورده اند و یا هیولاهای منفعت طلبی هستند که وقتی شب ها به خانه می روند بوی خون می دهند! و قربانیان خود را «با انواع و اقسام قصاص که به حدود دو هزار و چهارصد و اندی می‌رسد» مجازات می‌کنند. فرزانه، دختر کلنل که همسرش از وابستگان حکومت اسلامی است در درددلی که با پدر می کند می گوید که قربانیِ حجاج (شوهرش که در رمان گاهی از او با طعنه با عنوان حجاج یوسف نام برده می شود) شب‌ها یا نزدیکی صبح که به خانه می‌آید پیراهن و بدنش بوی خون می دهد و روی لباسهایش هم لکه های خون دیده است.


دولت آبادی انقلاب را «جنایت علیه بشریت و به دست بشر» معرفی می‌کند. جنایت علیه فرزندانش که با دامن زدن به توهماتی نظیر «تعالی طلبی انسانی» توسط جوانان دیگری مثل فرزندان خودش انجام می شود و به این شکل همگی زیرعنوان نجات وعافیت تباه می‌شوند.
او انقلاب را «تلاشی برای بی اعتبار جلوه دادن تمام ارزشهای انسانی به ارث رسیده از پدران و مادران این سرزمین» می داند که به جای آن بذر بدگمانی و بی ایمانی و سرخوردگی از همه چیز را می پاشند؛ بذری که به سرعت تبدیل به جنگلی خواهد شد که در آن جرات بردن نامی از نیکی و حقیقت و آدمی نمی توان داشت. و اینجاست که دولت آبادی بیانیه خود را صادر می کند:  «پس جنایتی که بر ما می رود نه همین تباهی تن است و نه همین که فرزندان مان را با  دست های خود خاک کنیم، بلکه هولناک تر آینده این جنایت است، آینده ای که در آن نامی از حقیقت و مردم نخواهیم توانست برد.»
این اثری است که با قدرت، تمام تلاش خود را در جهت لجن مال کردن انقلاب اسلامی و خون آشام نشان دادن شهدای آن به کار گرفته است و قاعده عقل حکم می کند به رمانی که می کوشد علیه تمامیت یک کشور اقدام کند مجوز داده نشود اما با روی کار آمدن دولت یازدهم گویا اتفاقی خلاف این قاعده عقلی در حال رقم خوردن بود که با یک ناهماهنگی ماجرا لو رفته و با فشار افکار عمومی، جلوی نشر این اثر گرفته شد.
محمود دولت آبادی، نویسنده "زوال کلنل" چندی پیش در گفتگو با شبکه سلطنتی بی بی سی، با صراحت ماجرا را این گونه روایت می کند: «آقای صالحی معاون وزارت ارشاد از من دعوت کردند و اتومبیل فرستادند برای من و رفتم به وزارت ارشاد و در دفتر ایشان نشستیم و مدتی صحبت کردیم و جلسه همراه با احترامی بود. قرار شد من پشت کتاب یادداشتی بنویسم که نوشته بودم و به ایشان هم دادم و قرار شد که این کتاب فرصت انتشار پیدا کند.»
اظهارات حیرت آور دولت آبادی، با انتقاد رسانه ها مواجه شد. معاون فرهنگی وزارت ارشاد جمهوری اسلامی تمام هم خود را بر آن قرار داد که با احترام و تشریفات خاص کتاب ضدانقلابی مجوز بگیرد!
سخنگوی وزارت ارشاد نیز ترجیح داد از این مهلکه با عبارات دو پهلو عبور کند و توپ را به زمین خود صالحی بیندازد. وی در گفتگویی پیرامون این ماجرا و ادعای دولت آبادی گفت: «آقای صالحی در موقعیتی قرار دارد و واقف به مقررات است. اگر هم اقدامی کرده باشد توجیهی برای این رفتار دارد. بنده چون از اصل موضوع اطلاع ندارم بهتر است مورد از شخص ایشان سوال شود. من نمی‌توانم اصل این خبر را تائید یا تکذیب کنم. آقای صالحی فردی زیرک است و به این سادگی به کسی امتیاز نداده و از او تکریم نمی‌کند!»
نویسنده "زوال کلنل" اما باز هم بر حرفی که زد، پای فشرد. وی چندی پیش با یکی از روزنامه های داخلی با اشاره ضمنی به سیدعباس صالحی گفت: «من نمی‌توانم بگویم که آن شخصی که با من صحبت کرد و به توافق رسید، خود جزئی از برنامه‌ علیه کتاب بود یا نه؟ به هر تقدیر قرار شد این کتاب در آستانه عید نوروز سال گذشته منتشر شود.»
اگر صحبت های دولت آبادی صریحا از سوی معاون فرهنگی وزیر ارشاد تکذیب نشود، باید "زوال کلنل" را یکی از بزرگترین رسوایی های فرهنگی دولت یازدهم دانست. شاید چند روزی صبر نیاز است....

اخبار مرتبط

واکنش وزیر ارشاد درباره نگرانی رهبر انقلاب برای زبان فارسی

کشوری که با نشر و مطبوعات عجین نباشد، فضای مطلوبی را در جامعه نخواهد داشت

جشنواره فجر با انتقادات اهالی رسانه به پایان رسید

0 نظر

ارسال نظر

capcha