«سراج24» گزارش می‌دهد؛

آشکار شدن حقیقت،اردوگاه اصلاح طلبان را به هم ریخت/بایکوت صادق خرازی به خاطر انتقاد و افشاگری علیه رادیکال ترین جریان سیاسی کشور

آشکار شدن حقیقت،اردوگاه اصلاح طلبان را به هم ریخت/بایکوت صادق خرازی به خاطر انتقاد و افشاگری علیه رادیکال ترین جریان سیاسی کشور

در حالی که برگزاری اولین کنگره حزب اصلاح‌طلب اتحاد ملت ایران در هفته گذشته از جدی شدن فعالیت سیاسی اصلاح طلبان حکایت داشت، خبر استعفای صادق خرازی، رییس شورای مرکزی حزب اصلاح طلب ندای ایرانیان، اقدام معکوسی بود که بدنه اجتماعی اصلاح طلبان را غافلگیر نمود. خرازی، با انتشار نامه‌ای از دوستانش در ندا خواست که بدون او اهداف و آرمان‌های ندا را ادامه دهند.
البته سخنگوی حزب ندای ایرانیان گفت که شورای مرکزی مطابق روال اساسنامه و آئیین نامه حزب ندای ایرانیان؛ باید در خصوص پذیرش یا عدم پذیرش استعفای آقای خرازی تصمیم گیری کند. مبتنی بر اساسنامه این حزب پس از پذیرش استعفا، اعضا می‌بایست ظرف دو هفته کنگره اضطراری را تشکیل و رییس جدید را معرفی کنند.

در این بین آنچه مهم است علل این استعفا است که باید برای پاسخ به آن حوادث و اتفاقات اتفاق افتاده از زمان آغاز به کار حزب ندا، بالاخص موضوع‌گیری‌های اخیر صادق خرازی را مرور نماییم.

حزب ندا از همان ابتدای آغاز به کار مورد بی‌مهری جریان رادیکال و تمامت خواه دوم خرداد قرار گرفت. این جریان که هر گونه رقیب را حتی در درون اردوگاه اصولگرایان تاب نمی‌آورد، و با نگاهی سلسله مراتبی در این جریان معتقد است، نسبت به جوانان حزب ندا واکنش نشان داد و آنان را اصلاح طلبان بدلی نامید. به عنوان نمونه روزنامه اعتماد در مقاله‌ای با عنوان "اصلاحات نیازی به پوست اندازی ندارد" به  قلم محمدرضا جلالی‌پور چنین نوشت: « «حزب جوانان» همانقدر کم تاثیر، کم ارزش و کم توفیق خواهد بود که «بیمارستان جوانان»، «دانشگاه جوانان»، «اتاق بازرگانی جوانان» و «خانه هنرمندان جوانان». چرا که سیاست هم به اندازه این حوزه‌ها «حرفه» است. در عرصه سیاسی ایران ما بیشتر نیازمند «حرفه‌یی‌گرایی» هستیم تا «جوان‌گرایی» از سخنان اعضای موسس «ندای ایرانیان» برمی‌آید که «تعدد بیشتر احزاب سیاسی» را فی نفسه مطلوب می‌دانند. غافل از اینکه آنچه تکثر و تعدد نامحدودش مطلوب است سایر نهادهای مدنی و سازمان های مردم نهاد است و نه حزب سیاسی» (5/6/93)

"عیسی سحرخیز" از فعالین فتنه 88 نیز چندی پیش در مطلبی با عنوان "حزب حاکم پسند" درباره تشکیل این گروه جدید نوشته بود: «اگر آنگونه که در محافل سیاسی مطرح است، اساسنامه ی «ندای ایرانیان» حتی پیش از ارائه به وزارت کشور دولت تدبیر و امید، از طریق حلقه  خویشاوندی به تائید رهبری رسیده و تائیدیه ضمنی گرفته شده باشد، از هم اکنون باید از آن دل کند و امید از آن برید چون چیزی نخواهد بود جز یک «حزب حاکم پسند» یا زیادش «اپوزیسیون حکومت ساخته»، با اعضایی احتمالا فرصت طلب که در این پنج سال راهی جز عافیت‌طلبی برنگزیده‌اند"!»

این خصومت‌ها ادامه یافت، تا اینکه در این ایام اظهاراتی از سوی صادق خرازی انتشار یافت که حاصل آن هجمه همه جانبه افراطیون به وی بود. سفیر دولت اصلاحات در فرانسه (۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶) در بخشی از مصاحبه خود با یک سایت خبری گفت: «مبانی فکری بنده این است که معتقدم به اصلاحاتی که اصلاحات برآیند عقلانیت طی شده خودش را بتواند اثبات کند. معتقدم به اصلاحاتی که نمادهایش مشخص و معین هستند. من اصلاح‌طلبی که نمادش خارج از کشور باشد و پول بگیرد را قبول ندارم. اینکه بروند و اتهام بزنند و بدو بیراه بگویند و شانتاژ کنند را قبول ندارم. کسانی را یادم است که در دورانی که سفیر بودم با خارجی‌ها مذاکره می‌کردند و به دشمن ‌گرا می‌دادند؛ من آنها را به‌عنوان اصلاح‌طلب قبول ندارم. لیست‌شان را هم دارم و اگر قرار باشد روزی ارائه دهم، ارائه خواهم داد. منتها به سیستم امنیتی نخواهم داد و اگر بخواهم بدهم به مردم ایران ارائه می‌دهم که بدانید این آقا در دوره اصلاحات با فلان مقام ارشد اروپایی یا فرانسوی یا فلان مقام ارشد آمریکایی پنهان مذاکره کرده و‌گرا داده است. ما این را قبول نداریم. اگر قرار باشد اینطور باشد پس حکومت شاه را بیاوریم. اگر قرار بر این باشد که ما ته زمین هستیم و خیلی از ما لایق‌تر‌ها وجود دارند. کسانی که در ‌هاروارد و جاهای دیگر خوب درس خوانده‌اند و با تمام نهادهای آمریکایی و اروپایی هم کانکشن دارند. اگر قرار به وابستگی باشد آنها بهتر از ما می‌توانند.»

این اظهارات که به نوعی نقد از درون و آشکار کردن حقیقتی درپشت پرده اردوگاه اصلاح طلبان به حساب می‌آمد، خیلی زود مرجع خود را یافت و فتنه‌گران و افراطیون این اردوگاه را به واکنش وا داشت.

احمد پورنجاتی عضو حزب منحله مشارکت و نماینده مجلس ششم جزء اولین کسانی بود که در صفحه اینستاگرام خود به این اظهارات واکنش داد وی در شعری طنزگونه مدعی شد که دلیل رفتارهای صادق خرازی درخواست وی برای سرلیستی در انتخابات است.

واکنش عبدالله رمضان زاده متفاوت بود. سخنگوی دولت اصلاحات و از زندانیان فتنه 88 در صفحه فیسبوک خود این سوال را مطرح کرده است که «به نظر شما لیست دیپلمات های قاچاقچی نسخ خطی کتاب های قدیمی در جیب کیست؟!»

روزنامه آرمان در گزارشی با عنوان «رفتارصادق‌خرازی به سبک‌احمدی‌نژادی» واکنش تندی نشان داد و در بخشی از مقاله خود نوشت: «چند صباحی است که جیب و لیست با هم نسبتی نزدیک پیدا کرده‌اند؛ لیستی که در جیب است و فقط صاحب کت یا کاپشن خبر دارد که در آن لیست اسامی چه کسانی است، اما نمی‌گوید؛ همانطور که محمود احمدی‌نژاد زمانی که بر مسند ریاست‌جمهوری نشسته بود مدعی شد لیست مفسدان و متخلفان اقتصادی را در جیبش دارد اما کسی ندانست چرا رئیس‌ دولت‌های نهم و دهم سرآخر آن را رو نکرد. اکنون بار دیگر این جیب ها هستند که به واسطه لیست‌های درونشان ارزش پیدا کرده‌اند و این‌بار صادق خرازی مدعی یک لیست شده است!»

نویسنده آرمان ادامه داد: «آقای خرازی خوب است پاسخ دهد حزب ندا چگونه شکل گرفت و رزومه کوچکی از فعالیت‌های اصلاح‌طلبانه خود در معرض دید افکار عمومی قرار دهد تا هویت شخصی که روزی با فلانی عکس یادگاری می‌اندازد و روز دیگر ‌میهمان رسانه‌ای بهمانی می‌شود، مشخص شود.»

سایت دوم خردادی "خرداد" نیز در مطلبی به تحقیر خرازی پرداخته و با طعنه نوشت: «اگر تا دیروز کیهان و حسین شریعتمداری و تندترین منتقدان اصلاح طلبان به طور تلویحی اتهام جاسوسی و ارتباطات خارج از قاعده قانونی را متوجه اصلاح طلبان می کردند اکنون صادق خرازی به شکل علنی برخی از اصلاح طلبان را متهم به این موضوع کرده و از لیست آنان در جیب اش می گوید!»

این واکنش‌ها در حالی در برابر اظهارات صادق خرازی صورت ‌گرفت که این جریان‌های سیاسی پرطمطراق و پر ادعا، سال‌ها است که از حقوق شهروندی و آزادی بیان و تساهل و تسامح سخن می‌گوید و مخالفین خود را به تنگ نظری و انحصارطلبی متهم می‌سازد. و این در حالی است که هر روز بر کارنامه انحصارطلبی این جریان افزوده می‌شود. یه روز خانم الهه راستگو به خاطر رای دادن به فردی متفاوت از آنچه افراطیون طالب آن بوده‌اند، بایکوت شده و از یک حزب اصلاح طلب اخراج می‌شود، و امروز صادق خرازی آنقدر تحت فشار قرار می‌گیرد که مجبور به استعفا و حاشیه‌نشینی از سیاست می‌شود! این افراد که با دوستان خود چنین رادیکال برخورد می‌کنند، معلوم است که در مواجهه با مخالفین و منتقدین جریان رقیب چگونه عمل خواهند کرد!

اصلاح طلبان در طول این سال‌ها نشان داده‌اند که انحصارطلب‌ترین و تندخورترین و رادیکال‌ترین جریان سیاسی کشورند، و اگر در برخی برهه ها غیر از این عمل کرده‌اند، زمانی بوده که از قدرت بی بهره بوده‌اند. وگرنه با کمترین فرصت، توپخانه افراطیون این جریان آماده شلیک شده است!

سعه صدر و مدارا با منتقدان، آدم‌های بزرگ و وارسته و تربیت شده و سینه‌هایی فراخ می‌خواهد و کوتوله‌های سیاسی، تاب تحمل و ایستادگی در میدان نقد و پاسخگویی را ندارد و خیلی زود به حذف و تخریب و توهین منتقدین و رقبا روی می‌آورند. متاسفانه اردوگاه اصلاح طلبی مدتهاست که آلوده به چنین چهره‌هایی شده است، و عقلای  این جریان حاشی نشین شده‌اند! لذا تا دیرتر نشده بزرگان این جمع باید برای درمان این بیماری تندخویی و انحصارگرایی و به حاشیه راندن افراطیون چاره اندیشی کنند.

 

اخبار مرتبط

اعتماد به آمریکا نتیجه ای جز ضربه خوردن ندارد

خرازی: حاج قاسم نماد «جوانمردی» است

آغاز به کار دفاتر حزب ندای ایرانیان در ۷ استان کشور

0 نظر

ارسال نظر

capcha