به گزارش «
سراج24»، مجله آمریکایی "بیزنس اینسایدر" در مطلبی به قلم "دیوید می یرز" نوشت: بی تردید باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا با انتخاب چاک هیگل به عنوان یکی از گزینه های احتمالی برای تصدی پست وزرات دفاع در صدد بود تا پیامی بدین مضمون ارسال کند که او چندان در رابطه با لزوم توقف برنامه هسته ای ایران جدی نیست و تهران می تواند یک حامی ضد اسرائیلی در کابینه او داشته باشد.
این در حالی است که اظهارنظرهای چاک هیگل راجع به سیاست های دولت آمریکا در برابر ایران و خاورمیانه، در روزهای اخیر توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.
مهم ترین نکته ای که در موضع گیری های او به چشم می آید، مخالفتش با اعمال تحریم ها علیه ایران است. بطوریکه در سال های 2001 و 2008 قاطعانه با تحریم ایران از سوی سازمان ملل مخالفت کرد.
علی رغم تلاش های هیگل برای برطرف کردن ابهاماتی که در این زمینه وجود داشت، او باز هم بر موضع خود باقی مانده ومخالفت خود را با اعمال تحریم علیه سایر کشورها همچون لیبی، سوریه ، کوبا و کره شمالی نیز اعلام کرد. روشن است که مخالفت او با تحریم ها، با استراتژی اوباما در برابر ایران همسو نیست. البته طرفداران هیگل بر این باورند که "لابی یهودی" با ایجاد سوء ظن و ترس قصد دارد تا خطر دستیابی ایران به سلاح هسته ای را بیش از آنچه که هست نشان دهد.
باراک اوباما پیش تر مدعی شده بود:" دستیابی ایران به سلاح های هسته ای چالشی است که نمی توان در برابر آن کاری نکرد". بعلاوه تصریح کرده بود:" باید هر کاری که لازم است انجام دهیم تا مانع از دستیابی ایران به سلاح هسته ای شویم."
حال چنانچه رئیس جمهور ایالات متحده در صدد است تا با تغییر موضع خود اعلام نماید که با دستیابی ایران به سلاح هسته ای مشکلی ندارد بهتر است صراحتا این موضوع را بیان کند. اگرچه با انتخاب هیگل بطور ضمنی مقصود خود را رسانده و نشان داده است که حاضر نیست برای توقف برنامه هسته ای ایران به هر شیوه ای متوسل شود.
در ابتدا هدف اوباما این بود تا در صورت شکست تحریم ها علیه ایران، با تهدید به حمله نظامی، تهران را به تسلیم وادارد. ولی تهران هیچ گاه این تهدید آمریکا را جدی فرض نکرد.از این رو می توان گفت انتخاب هیگل از سوی اوباما مهر تاییدی بر فرضیه های تهران بوده است.
در مجموع به نظر میرسد تحریم های اقتصادی به تنهایی نمی توانند تهران را وادارد تا از ادامه برنامه هسته ای خود صرف نظر کند. بعلاوه با تصمیم چین و هند مبنی بر خرید نفت ایران، از فشار تحریم ها کاسته شده است.
از منظر تهران، نامزدی هیگل به این معناست که اوباما دیگر قصد ندارد از گزینه های نظامی استفاده کند. صرفنظر از این که چقدر این برداشت صحیح است، باید اذعان کرد که اقدام اوباما مؤید همین موضوع است و می تواند شانس آمریکا برای مقابله با دستیابی ایران به سلاح هسته ای را کمرنگ تر کند.
افزون بر این هیگل بارها با تکیه بر قضاوت نادرست خود از حکومت اسد حمایت کرده است. در سال 2008 با همکاری جان کری مقاله ای منتشر کرد تحت عنوان " اینک زمان گفتگو با سوریه فرا رسیده است". علاوه بر این او از اوباما خواست تا مستقیما با حماس وارد مذاکره شود. در صورتیکه حماس یک سازمان تروریستی است. در واقع از نظر مقامات اسرائیل، هیگل وجه اشتراک بسیاری با دولت ایران دارد که اصلا خوشایند نیست.
تلویزیون ایران با توجه به مستندات موجود از هیگل به عنوان یک عنصر "ضد اسرائیلی" نام می برد.
او بارها از امضای بیانیه هایی که در حمایت از دولت اسرائیل بوده، سرباز زده است ( در اکتبر 2000 او یکی از چهار سناتوری بود که حمایت خود را از اسرائیل اعلام نکردند). در دوره ریاست جمهوری بوش با تصمیم او مبنی بر بایکوت یاسر عرفات که با هدف توقف عملیات علیه اسرائیل صورت پذیرفت، موافقت نکرد. آنچه گفته شد تنها بخشی از پیشینه هیگل بود و می توان موارد دیگری به این فهرست اضافه کرد.
شاید بتوان گفت عمده شهرت هیگل به سبب اظهارنظرهای او در رابطه با میزان تسلط "لابی یهودی" بر اعضای کنگره آمریکاست. بطوریکه او در این باره می گوید:" من یک سناتور اسرائیلی نیستم. من یک سناتور آمریکایی هستم. هیچ گاه حمایت خود را از اسرائیل دریغ نخواهم کرد، با این وجود در وهله نخست همواره منافع ایالات متحده را مد نظر خواهم داشت".
طرفداران هیگل، که توماس فریدمن نیز از جمله آنهاست، با بیان اینکه اغلب سناتورها نیز موضع مشابهی دارند به دفاع از گفته های او در رابطه با "لابی یهودی" پرداختند. طبعا حامیان اسرائیل در کنگره آمریکا از قدرت و نفوذ بسیار بالایی برخوردارند. اما این نفوذ صرفا به دلیل وجود "لابی یهودی" نیست. عمده قدرت این گروه از این واقعیت ناشی می شود که آنها بر اساس توجه به مقتضیات کنونی تصمیم گیری می کنند. در حال حاضر اسرائیل این حق را دارد تا یک حکومت مستقل داشته باشد و به مقابله با تروریست بپردازد. تحریم و به انزوا واداشتن گروه های تروریستی چون حماس و حزب الله نیز در شرایط کنونی اقدام عاقلانه ای به نظر می رسد.
با توجه به اینکه هیگل در بسیاری از این زمینه ها دیدگاه متفاوتی داشته ، احساس می کند از سوی "لابی اسرائیل" تحت فشار قرار گرفته است. البته پیش از این نیز در میان حامیان سرسخت اسرائیل، چه دموکرات ها و چه جمهوری خواهان، افرادی بوده اند که در برخورد با گروه هایی همچون آیپک (کمیته روابط عمومی اسرائیل و آمریکا) سیاست های متفاوتی را در پیش گرفته اند. با این اوصاف، چرا هیگل تا این اندازه نگران "لابی اسرائیل" است؟
با توجه به قدرتی که "لابی اسرائیل" در اختیار دارد، هیگل هم دچار همان کلیشه ضد یهودی شده که معتقد است یهودیان دارای قدرت بسیار زیادی هستند و نفوذ آنها بسیار گسترده تر از تعداد آنهاست. بعلاوه نباید فراموش کرد که چاک هیگل با تاکید بر اینکه او یک "سناتور آمریکایی" است و نه یک "سناتور اسرائیلی" سایر اعضای کنگره و همچنین یهودیان آمریکا را در معرض این اتهام قرار می دهد که آنها منافع اسرائیل را بر منافع کشور خود مقدم می دانند. بدین ترتیب به نظر می رسد که تهران یک همراه و حامی در واشنگتن بدست آورده است.