به گزارش سراج24؛ دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در پاسخ به سؤالی درباره احتمال حمله جدید به ایران پس از انتخابات میان دوره ای آمریکا گفت: هر چیزی امکان دارد.
نشست استانبول پیشرفتهای به دست آمده به وسیله گروه چهارجانبه منطقهای از زمان تشکیل آن را در پاسخ به تغییرات در توازن قدرت در خاورمیانه آشکار کرد
ترس از بازگشت به جنگ تمامعیار، دیپلماسی فعالی را برانگیخته و دری را به روی دو مسیر به رهبری قدرتهای اروپایی و منطقهای در آخرین تلاش برای جلوگیری از درگیری مجدد یا دست کم مهار پیامدهای آن گشوده است. اگر این تلاشها موفقیتآمیز باشند، میتوانند پایههای اتحاد جدیدی از کشورهایی را که به دنبال ثبات در خاورمیانه هستند، بدون رهبری ایالات متحده بنا کنند.
مذاکره کنندگان
مسیر نخست، گروه چهارجانبه اروپایی شامل بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایتالیا و گروه چهارجانبه منطقهای شامل مصر، پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی را گرد هم میآورد. ۲۳ اکتبر، وزیران امور خارجه این دو گروه در استانبول دیدار کردند تا درباره راههای حفظ احتمال راهحل دو دولتی بین فلسطینیان و اسرائیلیها، پایان دادن به درگیری ایالات متحده و ایران، بازگشایی تنگه هرمز و محافظت از عربستان سعودی در برابر حمله اخیر حوثیها بحث کنند.
در اروپا، پیوستن ایتالیا به تروئیکای اروپایی گامی مثبت است، زیرا وزن دیپلماتیک اروپا را تقویت میکند و بخشی از ضعف بریتانیا پس از خروج از اتحادیه اروپا و همچنین کاهش نفوذ منطقهای آلمان را به دلیل حمایت قوی برلین از اسرائیل جبران میکند. علاوه بر این، روابط آلمان و ایران از سال ۲۰۲۲ به دلیل کمک نظامی ایران به روسیه دچار تنش شده است. با وجود این، ایتالیا بار مشابهی را متحمل نمیشود و در تصمیم سه کشور اروپایی سال گذشته برای فعال کردن «مکانیسم ماشه» علیه ایران شرکت نکرد. این میتواند فرصتی برای بازگشایی مسیر مذاکرات باشد.
نشست استانبول همچنین پیشرفتهای به دست آمده به وسیله گروه چهارجانبه منطقهای از زمان تشکیل آن در اوایل امسال در پاسخ به تغییرات در توازن قدرت را در خاورمیانه آشکار کرد. ماه اوت گذشته، همه اعضا به جز مصر، توافقنامه مکه برای دفاع مشترک امضا کردند. این توافقنامه به تازگی زمانی که اعضای آن در پاسخ به حمله حوثیها به عربستان سعودی، اقدامات دفاع جمعی را فعال کردند، مورد آزمایش قرار گرفت. این هماهنگی نشان دهنده تمایل روزافزون قدرتهای منطقهای برای به عهده گرفتن مسئولیت امنیت منطقه است.
دومین مسیر دیپلماتیک سه روز پس از نشست استانبول آغاز شد، زمانی که مقام های امنیتی پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی با مقام های ارشد ایران در تهران دیدار کردند. هدف این بود که با درگیر کردن ایران در تلاشهای دیپلماتیک جدی، از دور جدیدی از درگیریها جلوگیری شود. این نشست همچنین به تهران اجازه داد تا میزبان مذاکرات باشد و در حالی که دولت ترامپ در تلاش برای اعمال تحریمهای جامع بود، پیروزی در روابط فعالانه خود به ارمغان آورد.
این قدرتها در حالی به دنبال کاهش تنش هستند که تهران هشدار داده است پاسخش به هرگونه حمله جدید آمریکا یا اسرائیل بسیار مخربتر از هر چیزی خواهد بود که منطقه در هشت ماه گذشته شاهد آن بوده است.
ائتلاف نیروهای میانهرو
چه این دو مسیر موفق شوند و چه شکست بخورند، واقعیتی را نشان میدهند که شروع به تغییر کرده است و برجستهترین نشانه آن غیبت ایالات متحده در این دو نشست است، در حالی که قدرتهای اروپایی و منطقهای به طور فزایندهای به سمت تعامل محتاطانهتر با واشنگتن، که پیشبینی اقداماتش دشوار است، حرکت میکنند.
برای گروه چهارجانبه اروپایی، نحوه برخورد دولت ترامپ با ایران این فرض دیرینه را که ارتش ایالات متحده حفاظت تضمینشدهای را برای متحدانش فراهم میکند، تضعیف کرد. اروپاییها درباره اوکراین با آزمون مشابهی روبرو هستند.
هنوز خیلی زود است بگوییم آیا گروههای اروپایی و منطقهای میتوانند از نفوذ خود بر ترامپ و تهران برای پایان دادن به درگیری و بازگشایی تنگه هرمز استفاده کنند یا خیر
ایالات متحده و اسرائیل از توان نظامی برای ویران کردن بخشهای بزرگی از منطقه برخوردارند، اما آنها یا ناتوانی یا فقدان اراده برای دستیابی به صلح را نشان دادهاند. کشورهای اروپایی و خاورمیانه که مجبور به مقابله با پیامدهای این درگیری شدهاند، اکنون متوجه شدهاند که امنیت آنها نیازمند تلاشهای دیپلماتیک قویتری است.
اگر جنگ و سیاست فشار حداکثری به فروپاشی نهادهای دولتی در ایران، کشوری با جمعیتی بیش از ۹۰ میلیون نفر منجر شود، پیامدهای آن بسیار فراتر از مرزها خواهد رفت و همسایگان و اروپا را به شدت تحت تأثیر قرار خواهد داد.
در مقابل، نخبگان حاکم در جمهوری اسلامی احتمالاً در آیندهای قابل پیشبینی جایگاه قدرت خود را حفظ خواهند کرد، در حالی که نشست تهران نشان داد تندروترین نیروهای نظامی که نفوذشان به دلیل جنگ تقویت شده است، بیشترین نفوذ را در فرآیند تصمیمگیری در ایران دارند.
اجتناب از فاجعه
اولویت فوری هر دو مسیر، جلوگیری از جنگ جدید و گستردهتر است. هنوز خیلی زود است بگوییم آیا گروههای اروپایی و منطقهای میتوانند از نفوذ خود بر ترامپ و تهران برای پایان دادن به درگیری و بازگشایی تنگه هرمز استفاده کنند یا خیر. با وجود این، هماهنگ کردن تلاشهای آنها، اگر مبتنی بر اراده سیاسی روشنتر و تمایل عملی برای اقدام باشد، میتواند فضای بیشتری برای دیپلماسی ایجاد کند.
همکاری نزدیکتر با گروه چهارجانبه، در زمانی که نفوذ اروپا در واشنگتن و تهران رو به کاهش است، کانالهای ارتباطی مؤثرتری را در اختیار اروپا قرار میدهد. این موضوع میتواند شانس دستیابی به دو هدف راهبردی را افزایش دهد: حفظ ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران و کمک به ثبات در خاورمیانه.
این دو گروه میتوانند از وزن اقتصادی مشترک خود برای ترغیب چین به استفاده از روابط تجاری نزدیک خود با ایران برای تضمین بازگشایی پایدار تنگه هرمز استفاده کنند. در مقابل، قدرتهای منطقهای علاقه آشکاری به گسترش همکاری با اروپا دارند. کشورهای اروپایی، در مقایسه با روسیه، چین و ایالات متحده، میتوانند مشارکت پایدارتر و قابل اعتمادتری را در حوزههای امنیتی، دفاعی و اقتصادی ارائه دهند.
همزمان با اینکه کشورهای بلوک منطقهای به دنبال توسعه قابلیتهای دفاعی، نوسازی ارتشها و احیای اقتصاد خود پس از سالها جنگ هستند، اروپا به عنوان شریک قابل اعتماد ظاهر میشود. گروه چهارجانبه اروپایی همچنین میتواند از قدرتهای منطقهای در مهار تنشهای مربوط به سیاستهای اسرائیل و ایران و کاهش پیامدهای آنها حمایت کند. در لبنان و سوریه، اروپا میتواند از دولتهای مرکزی حمایت اقتصادی و فنی ارائه دهد و قابلیتهای ارتش لبنان را تقویت و به این وسیله به محدود کردن گسترش مداخلات نظامی اسرائیل کمک کند.
علاوه بر این، کشورهای عضو گروه منطقهای میتوانند از نقش اروپا در گسترش اقدامات با هدف مقابله با سیاستهای اشغالگرانه اسرائیل و گسترش شهرکسازیهای غیرقانونی بهرهمند شوند. درباره موضوع ایران، اروپا و شرکای منطقهای آن میتوانند از هر فرصتی در آینده برای کاهش تحریمها به منظور دستیابی به تفاهمات قویتر درباره برنامه هستهای استفاده کنند.
هر دو گروه این نگرانی را دارند که واشنگتن، در هرگونه توافق آتی با تهران، امکان دارد کاهش نقش آژانس بینالمللی انرژی اتمی در نظارت بر فعالیتهای هستهای ایران را بپذیرد. بنابراین، کشورهای اروپایی میتوانند کاهش تحریمهای اتحادیه اروپا را به افزایش نظارت بینالمللی، صرف نظر از هرگونه تفاهم دوجانبهای که واشنگتن و تهران امکان دارد به آن دست یابند، مرتبط کنند. در مقابل، این گروه منطقهای میتواند با نشان دادن تمایل خود برای قرار گرفتن در میان نخستین سرمایهگذاران در اقتصاد ایران پس از لغو تحریمها، تهران را تشویق کند.
امنیت خارج از قیمومیت ابرقدرتها
نزدیکی بین گروههای اروپایی و منطقهای، چشماندازهایی را برای ایجاد ساختار امنیتی خاورمیانهای میگشاید که فراتر از منطق بازدارندگی که توافق مکه بر آن استوار است، میرود و رویکردی گستردهتر مبتنی بر مدیریت منافع همپوشان و کاهش احتمال رویارویی ایجاد میکند.
تجربه اروپا در ایجاد نهادهای امنیتی و همکاری، به وسیله تجربه اتحادیه اروپا، مدلهایی را ارائه میدهد که میتوانند برای مهار تنشها، تنظیم قابلیتهای نظامی و ایجاد شرایطی برای امنیت و رفاه مشترک مورد استفاده قرار گیرند.
با توجه به رویکرد هزینه-فایده ترامپ و پیگیری میراث سیاسی وی که بر نمایش قدرت بنا شده است، امکان دارد جنگ تمام عیار جدید بین ایالات متحده و ایران دور از ذهن نباشد. با وجود این، شکست تلاشهای بلوکهای اروپایی و منطقهای، اهمیت اقدامات آنها را نفی نمیکند.



