به گزارش سراج24؛ اینکه روز گذشته روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی تاکید می کند که بر اساس گزارشهای اطلاعاتی آمریکا در هفتههای اخیر، ایران اعتماد بیشتری به توانایی خود برای حمله به اهداف مدنظر در خاورمیانه پیدا کرده و ظاهرا مصمم است آمریکا را تحت فشار و فرسایش قرار دهد؛ ناشی از همین موضوع است.
در ادامه این تحلیل بیان می شود که برخی مقامات آمریکایی مدعی شدهاند هکرهای ایرانی، مسئول حملات به سامانههای آبی آمریکایی در ماههای گذشته بوداند. این مقامهای آمریکایی مدعی شدهاند این هکرها همچنین به حمله به زیرساختهای نفت و گاز آمریکا علاقه نشان دادهاند. کارشناسان امنیتی و مقامهای سابق اطلاعاتی نیز میگویند حتی بدون ایجاد اختلالات گسترده، حملات سایبری همچنان راهی جذاب خواهند بود تا حمایت عمومی در آمریکا از جنگی که از پیش نیز محبوبیت زیادی ندارد، تضعیف شود.
از این دست گزارش ها و تحلیل ها در طول 6 ماه اخیر به وفور در رسانه های معتبر غربی قابل رویت است که نشان می دهد، تحلیلگران و کارشناسان غربی نیز به خوبی دریافته اند که جنگ مسلحانه رمضان «اعتماد به نفس ملی» را در سطح حاکمیت سیاسی کشور و به تبع آن در میان فرماندهان نظامی و نهایتاً اقشار مختلف جامعه به شکل چشم گیری ارتقا داده است؛ مولفه ای که منجر به استیصال ترامپ و پرخاشگری وی در طول ماههای اخیر نیز شده است. به طوریکه رئیس جمهور امریکا در برابر روحیه سلحشوری جامعه ایرانی، بارها لب به فحاشی و بکارگیری الفاظ کیک نموده است چرا که به مخیله وی خطور هم نمیکرد که ایران بتواند در برابر پیشرفته ترین تجهیزات و ادوات نظامی آمریکا و جهان غرب ایستادگی کند و براحتی معادلات غرب آسیا را دستخوش تغییرات بنیادین قرار دهد.
امروز برخلاف دوران قاجاریه و پهلوی که جامعه ایرانی برگرفته از روش و منش حاکمان در برابر غرب احساس خودکوچک بینی عمومی توام با ناتوانی می کرد و حاصل آن انعقاد قراردادهایی نظیر «گلستان»، «ترکمنچای»، «پاریس»و «آخال» شد که نهایتا منجر به جدا شدن قسمتهای مهمی از خاک ایران و از بین رفتن استقلال ملی شد، «بیگانه ستیزی توام با روحیه خودباوری ملی» در دوران جمهوری اسلامی رشد و نمو خیره کننده داشته است. به طوری که قریب به 50 سال اخیر نه تنها هیچ قسمتی از خاک سرزمین ایران جدا نشده است بلکه بواسطه قدرت نظامی محیرالعقول کشور، هر حمله ی نظامی آمریکا با ضد حمله متوازن و متناسب پاسخ داده می شود؛ رویکردی که نمونه آن در تاریخ ایران بویژه در 2 سده اخیر بی نظیرست..
یامد عینی سیاست «کوچک سازی جغرافیای ایران» که نهایتاً به جداسازی بحرین از ایران در زمان محمدرضا شاه ختم شد، از جمله آثار احساس حقارتی بود که نزد سیاستمداران ارشد قاجاریه و شاهنشاهی به شمار می رود. این در حالی است که احساس «خودحقیر پنداری تصمیم گیران اصلی کشور» که به اشکال مختلف به جامعه منتقل شد و جامعه را تبدیل به جامعهای بیگانه با سبک زندگی ایرانی –اسلامی کرد، آثار غیرقابل جبران و دراز مدت مهمی نیز به همراه داشت که بر اساس آن جامعه در مقابل توطئههای کشورهای غربی بی تفاوت شد و نسبت به تجزیه و یا عدم استقلال کشور در عرصه داخلی و بین المللی بی حس شد. کمااینکه در زمان اشغال نظامی کشور توسط انگلیس و روسیه به جز مخالفتهای پراکنده و بعضاً محدود، نمی توان ردپایی از اعتراضات منسجم و اثرگذار در بین سیاستمداران ارشد و اقشار مختلف جامعه از جمله دانشگاهیان و یا حتی نخبگان در سطح وسیع جستوجو کرد.
«اعتماد به نفس ملی ناشی از قدرت نظامی» بواسطه نتایج دو جنگ 12روزه و رمضان ایران را به یک ابرقدرت بلامنازع تبدیل نموده است که توانسته پنجه در پنجه ابرقدرت جهان بایستد تا تجربه تلخ تجزیه جغرافیای کشور یک بار دیگر تکرار نشود و به افکار عمومی دنیا نشان دهد که یک ملت چگونه می تواند با روحیه ما می توانیمِ ناشی از آموزه های دینی و انقلابی، چگونه می تواند علیرغم 50 سال تحریم و فشار اقتصادی -تجاری کشورها، سازمان ها و نهادهای مختلف بین المللی با حفظ استقلال ملی در مقابل تجاوزات گسترده خارجی بایستد و ندای پیروزی سر دهد.



