به گزارش سراج24؛ علی خدادادی، کارشناس مسائل بینالملل نوشت: تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی به شمار میرود. اهمیت تنگه هرمز از جایگاهی ناشی میشود که این تنگه در شبکه جهانی جریان انرژی دارد. در «نظریه شبکهها»، همه نقاط یک شبکه ارزش یکسان ندارند؛ چرا که برخی گلوگاهها چنان «مرکزی» هستند که اختلال در آنها میتواند جریان کل شبکه را مختل کند. تنگه هرمز را به دلایل زیر میتوان یکی از این گرههای حیاتی در شبکه انرژی جهان دانست.
یکی از دلایل که تنگه هرمز اهرم قدرت جهانی است به مفهوم «گلوگاه راهبردی» مربوط است. گلوگاه نقطهای است که ظرفیت عبور از آن نسبت به حجم جریانی که به آن وابسته است، محدود است و جایگزینی آن در کوتاهمدت دشوار یا پرهزینه است. اهمیت تنگه هرمز دقیقاً از همین شکاف میان «حجم وابسته» و «ظرفیت جایگزین» ایجاد میشود. در سال 2025 حدود 20 میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی در روز از تنگه هرمز عبور کرد. در مقابل، ظرفیت خطوط لولهای که امکان دور زدن تنگه هرمز را فراهم میکنند تنها بخش محدودی از این حجم را پوشش میدهد. بنابراین، تنگه هرمز صرفاً یک مسیر انتقال نیست؛ بلکه محدودیتی فیزیکی بر انعطافپذیری نظام انرژی جهانی است.
تنگه هرمز , نفت جهانی , قیمت نفت , خلیج فارس , کشور آمریکا , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ,
دلیل دوم، «مفهوم وابستگی متقابل نامتقارن» است. در اقتصاد سیاسی بینالملل، وابستگی متقابل لزوماً به معنای رابطهای برابر نیست. اگر یک طرف برای دسترسی به یک منبع یا مسیر حیاتی گزینههای محدودی داشته باشد و طرف مقابل گزینههای بیشتری در اختیار داشته باشد، این رابطه میتواند به ابزار قدرت تبدیل شود.
در مورد تنگه هرمز، بسیاری از اقتصادهای بزرگ آسیایی به واردات انرژی خلیج فارس وابستهاند، در حالی که امکان جایگزینی سریع این حجم از نفت و LNG برای آنها وجود ندارد. بنابراین، هر اختلال در تنگه هرمز میتواند هزینه بیشتری را بر مصرفکنندگان و واردکنندگان تحمیل کند تا بر بازیگری که بر نقطه گلوگاهی اثرگذار است.
لایه سوم به «کشش قیمتی پایین تقاضای نفت» در کوتاهمدت مربوط است. نفت برای حملونقل، پتروشیمی، صنایع و تولید برخی محصولات هنوز یک نهاده اساسی است. مصرفکننده نمیتواند در چند روز یا چند هفته خودرو، هواپیما، کارخانه یا شبکه حملونقل خود را بهطور کامل به انرژی دیگری تبدیل کند. از این رو، وقتی عرضه ناگهان کاهش مییابد، مقدار تقاضا با همان سرعت کاهش پیدا نمیکند. نتیجه اقتصادی چنین وضعیتی، افزایش شدید قیمت است. بنابراین، حتی اگر اختلال در تنگه هرمز موقتی باشد، بازار میتواند پیش از شکلگیری کمبود کامل، ریسک کمبود آینده را در قیمت امروز منعکس کند.
تنگه هرمز , نفت جهانی , قیمت نفت , خلیج فارس , کشور آمریکا , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ,
این نکته اهمیت مفهوم انتظارات بازار را نشان میدهد. قیمت نفت فقط تابع عرضه و تقاضای فیزیکی امروز نیست؛ تابع انتظارات درباره عرضه و تقاضای فرداست. اگر بازار احتمال دهد که مثلاً چند میلیون بشکه نفت در روز ممکن است برای هفتهها یا ماهها از دسترس خارج شود، معاملهگران میتوانند از هماکنون قیمت بیشتری مطالبه کنند. بنابراین، قدرت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز تنها در «قطع جریان نفت» خلاصه نمیشود؛ توانایی ایجاد عدمقطعیت درباره آینده جریان نفت نیز خود یک منبع قدرت است.
با توجه به سه مفهوم «گلوگاه راهبردی»، «مفهوم وابستگی متقابل نامتقارن» و «کشش قیمتی پایین تقاضای نفت» در نسبت با تنگه هرمز؛ از این منظر، تنگه هرمز دارای مزیتی است که میتوان آن را «قدرت ساختاری» نامید. قدرت ساختاری الزاماً به معنای توانایی صدور دستور مستقیم به دیگران نیست؛ بلکه به معنای توانایی تأثیرگذاری بر محیطی است که دیگران در آن تصمیم میگیرند. یک اختلال در تنگه هرمز میتواند هزینه بیمه کشتیها، نرخ حملونقل دریایی، قیمت نفت و گاز، هزینه تولید صنایع انرژیبر و در نهایت تورم کشورهای واردکننده را افزایش دهد. بنابراین، اثر اولیه یک رویداد جغرافیایی در یک نقطه محدود، میتواند از طریق شبکههای مالی، تجاری و انرژی به اقتصادهای هزاران کیلومتر دورتر منتقل شود. بنابراین با اختلال در یکی از مؤلفههای موثر بر تنگه هرمز، تبعات آن از یک نقطه مشخص آغاز میشود و از طریق وابستگیهای متقابل به بخشهای دیگر سرایت کند.
بنابراین با توجه به ماهیت «اهرم قدرت جهانی» بودن تنگه هرمز می توان گفت ایران با اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز، جریان انرژی جهان را کنترل میکند و به یک قدرت جهانی تبدیل میشود.



