۱۴۰۵/۰۶/۲۴ - ۱۷:۱۲

از تحریم علمی تا تاب‌آوری دانشگاهی؛ بریکس چگونه می‌تواند آسیب‌پذیری علمی ایران را کاهش دهد

عضویت ایران در بریکس می‌تواند کارکردی فراتر از سیاست و تجارت داشته باشد. ارزش راهبردی این مجموعه برای نظام علمی ایران نه در «دور زدن تحریم»، بلکه در کاهش آسیب‌پذیری علمی در برابر تحریم و ایجاد مسیرهای موازی و قانونی همکاری است.

از تحریم علمی تا تاب‌آوری دانشگاهی؛ بریکس چگونه می‌تواند آسیب‌پذیری علمی ایران را کاهش دهد

به گزارش سراج24؛ تحریم‌ها تنها بانک، تجارت و انرژی را تحت تأثیر قرار نمی‌دهند؛ دانشگاه، آزمایشگاه و پژوهشگر نیز بخشی از هزینه‌های محیط تحریمی را پرداخت می‌کنند. دشواری انتقال منابع مالی، تأمین تجهیزات و قطعات تخصصی، دسترسی به برخی نرم‌افزارها و خدمات علمی، محدودیت جابه‌جایی پژوهشگران و احتیاط مؤسسات خارجی در همکاری با طرف ایرانی، هزینه تولید و مبادله دانش را افزایش داده است.

به گزارش ایرنا، همه این موانع را نمی‌توان «تحریم مستقیم علم» نامید. بخشی از آنها پیامد محدودیت‌های مالی و فناورانه و بخشی ناشی از ریسک‌گریزی مؤسسات خارجی است. اما نتیجه برای پژوهشگر ایرانی تقریباً یکسان است: گزینه‌های کمتر، هزینه بیشتر و شبکه همکاری محدودتر.

در چنین شرایطی، عضویت ایران در بریکس می‌تواند کارکردی فراتر از سیاست و تجارت داشته باشد. ارزش راهبردی این مجموعه برای نظام علمی ایران نه در «دور زدن تحریم»، بلکه در کاهش آسیب‌پذیری علمی در برابر تحریم و ایجاد مسیرهای موازی و قانونی همکاری است.

بریکس و تنوع‌بخشی به جغرافیای علم ایران

همکاری علمی با بریکس نباید به معنای جایگزینی دانشگاه‌های چین، هند، روسیه یا برزیل با دانشگاه‌های اروپا و آمریکا تعبیر شود. علم ذاتاً جهانی است و محدود کردن همکاری علمی به هر جغرافیای خاص، خود می‌تواند نوع دیگری از وابستگی ایجاد کند.

آنچه ایران نیاز دارد، تنوع‌بخشی به شبکه همکاری علمی است؛ به‌گونه‌ای که تأمین مالی پژوهش، فرصت مطالعاتی، دسترسی به تجهیزات، اجرای پروژه مشترک و تبادل استاد و دانشجو تنها به چند مسیر محدود وابسته نباشد.

زیرساخت این همکاری در بریکس نیز دیگر صرفاً یک ایده نیست. بیانیه اجلاس سران بریکس در دهلی‌نو در سپتامبر ۲۰۲۶ از فعالیت ۱۴ کارگروه تخصصی علم، فناوری و نوآوری، کمیته راهبری این حوزه، «مخزن علم و پژوهش بریکس» و توسعه همکاری در فناوری‌های نوظهور سخن گفته است.

یکی از مهم‌ترین این سازوکارها، شبکه جهانی زیرساخت‌های پژوهشی پیشرفته بریکس یا BRICS GRAIN ــ Global Research Advanced Infrastructure Network ــ است؛ شبکه‌ای که هدف آن افزایش دسترسی کشورهای عضو به زیرساخت‌ها و تأسیسات پیشرفته پژوهشی و تقویت همکاری میان مراکز علمی است.

همچنین «برنامه چارچوب علم، فناوری و نوآوری بریکس» اکنون یک دهه سابقه دارد و به یکی از ابزارهای اصلی تأمین مالی پژوهش‌های مشترک اعضا تبدیل شده است. در سال ۲۰۲۶ نیز فراخوان‌های پژوهشی، نوآوری و پروژه‌های پرچم‌دار در این چارچوب فعال شده‌اند.

بنابراین پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا بریکس ظرفیت علمی دارد؛ پرسش این است که دانشگاه‌ها و پژوهشگران ایرانی چه سهمی از این ظرفیت خواهند داشت؟

از عضویت سیاسی تا پروژه مشترک

ایران اکنون از بیرون به این ساختار نگاه نمی‌کند. بنیاد ملی علم ایران در سازوکارهای تأمین مالی پروژه‌های مشترک بریکس حضور دارد و نماینده ایران نیز در نشست‌های علم، فناوری و نوآوری این مجموعه مشارکت کرده است.

مزیت این الگو برای ایران قابل توجه است. یک پروژه می‌تواند میان چند کشور تعریف شود، در حالی که هر نهاد ملی از تیم پژوهشی کشور خود حمایت مالی کند. به این ترتیب، اجرای پژوهش مشترک الزاماً به یک کانال مالی خارجی واحد وابسته نخواهد بود.

نشست وزیران علم، فناوری و نوآوری بریکس در اوت ۲۰۲۶ در چنای نیز نشان داد که موضوعات مورد توجه این مجموعه به حوزه‌های راهبردی نزدیک شده است؛ از هوش مصنوعی و محاسبات با عملکرد بالا تا فناوری کوانتومی، زیست‌فناوری، سلامت، علوم مواد، انرژی و زیرساخت‌های پژوهشی.

از این منظر، چالش ایران دیگر صرفاً «حضور» در سازوکار بریکس نیست؛ کیفیت مشارکت و میزان دستاورد آن برای دانشگاه و پژوهشگر ایرانی است.

آزمایشگاه؛ آزمون واقعی همکاری علمی

همکاری علمی زمانی برای دانشگاه قابل لمس می‌شود که از نشست و تفاهم‌نامه به آزمایشگاه برسد.

یکی از آثار مهم محدودیت‌های فناورانه، افزایش هزینه دسترسی به تجهیزات پیشرفته و زیرساخت‌های گران‌قیمت است. ایران باید از ظرفیت شبکه جهانی زیرساخت‌های پیشرفته پژوهشی بریکس برای دسترسی پژوهشگران خود به مراکز محاسبات پیشرفته، تجهیزات آزمایشگاهی، رصدخانه‌ها، زیرساخت‌های داده‌ای و سایر تأسیسات بزرگ علمی استفاده کند.

اما ایران نباید فقط دریافت‌کننده باشد. کشور در حوزه‌هایی مانند نانوفناوری، زیست‌فناوری، مهندسی مواد، پزشکی، فناوری‌های آب و انرژی و شبکه‌های آزمایشگاهی ظرفیت‌هایی دارد که می‌تواند در اختیار پروژه‌های چندملیتی قرار گیرد.

همکاری پایدار زمانی شکل می‌گیرد که رابطه از «دریافت ظرفیت» به مبادله ظرفیت علمی تغییر کند.

دیپلماسی علمی باید هم‌تراز دیپلماسی سیاسی شود

هجدهمین اجلاس سران بریکس در سپتامبر ۲۰۲۶ در دهلی‌نو نشان داد که علم، فناوری و آموزش عالی دیگر موضوعی حاشیه‌ای در دستور کار بریکس نیست. علاوه بر زیرساخت و تأمین مالی پژوهش، بر دانشگاه شبکه‌ای بریکس، تحرک دانشگاهی، تبادل دانشجو، بورسیه و شناسایی متقابل صلاحیت‌های دانشگاهی نیز تأکید شده است.

این تحول برای ایران پیام مشخصی دارد: دیپلماسی علمی باید در کنار دیپلماسی سیاسی و اقتصادی بریکس قرار گیرد.

ضروری است وزارت علوم و دیگر نهادهای علمی کشور در نشست‌های مهم بریکس با هیئت‌های تخصصی و مأموریت‌های مشخص حضور داشته باشند؛ نه برای افزایش تعداد ملاقات‌ها، بلکه برای مذاکره درباره پروژه، تأمین مالی، آزمایشگاه، فرصت مطالعاتی، دوره مشترک و انتقال فناوری.

مانع فقط بیرون از مرزها نیست

بریکس راه‌حلی خودکار برای تحریم نیست. عضویت در این مجموعه، بانک‌ها، دانشگاه‌ها و شرکت‌های اعضا را از آثار تحریم‌های ثانویه یا محدودیت‌های حقوقی و مالی بین‌المللی مصون نمی‌کند. به همین دلیل، استفاده از ظرفیت بریکس نیازمند معماری مالی، حقوقی و نهادی مشخص است.

از سوی دیگر، بخشی از محدودیت‌ها در داخل کشور قرار دارد. بوروکراسی قراردادهای بین‌المللی، طولانی بودن فرایندهای اعزام و پذیرش پژوهشگر، محدودیت اختیارات دانشگاه‌ها و تعدد مراکز تصمیم‌گیر می‌تواند فرصتی را که در خارج ایجاد شده، در داخل خنثی کند.

کاهش این «خودتحریمی علمی» باید بخشی از سیاست تاب‌آوری علمی کشور باشد.

پنج گام برای تبدیل بریکس به ابزار تاب‌آوری علمی

نخست، بنیاد ملی علم ایران باید یک پنجره دائمی برای حمایت از پروژه‌های مشترک ایران و اعضای بریکس ایجاد کند؛ با اولویت پروژه‌هایی که چند کشور عضو را درگیر می‌کنند و دارای خروجی قابل سنجش هستند.

دوم، برنامه منظم تحرک علمی بریکس برای دانشجویان دکتری، پژوهشگران پسادکتری و اعضای هیأت علمی طراحی شود؛ به‌ویژه فرصت‌های مطالعاتی کوتاه‌مدت که هزینه کمتر و امکان اجرای سریع‌تری دارند.

سوم، ایران برای عضویت فعال در شبکه جهانی زیرساخت‌های پیشرفته پژوهشی بریکس و دسترسی متقابل به زیرساخت‌های پژوهشی پیشرفته، برنامه عملیاتی داشته باشد؛ شامل سازوکار رزرو تجهیزات، تعرفه‌های ترجیحی، حمایت از هزینه استفاده و تعریف پروژه‌های مشترک.

چهارم، میز ملی علم، فناوری و نوآوری بریکس با مشارکت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ــ به‌ویژه معاونت تحقیقات و فناوری ــ معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان ریاست‌جمهوری، بنیاد ملی علم ایران و دانشگاه‌های منتخب شکل گیرد. این میز نباید ساختار اداری تازه‌ای باشد؛ مأموریت آن باید تقسیم کار، هماهنگی و سنجش خروجی‌ها باشد.

پنجم، شرکت‌های دانش‌بنیان به این معماری متصل شوند. اگر همکاری علمی در تولید مقاله پایان یابد، تنها بخشی از ظرفیت بریکس استفاده شده است. مسیر پژوهش باید به فناوری، سرمایه‌گذاری و بازار کشورهای عضو متصل شود.

معیار موفقیت نیز باید روشن باشد: تعداد پروژه‌های مشترک، میزان منابع جذب‌شده، تعداد پژوهشگران مبادله‌شده، دسترسی به زیرساخت‌های مشترک، دوره‌های آموزشی مشترک و فناوری‌هایی که به بازار اعضای بریکس راه یافته‌اند.

از بریکس سیاسی به بریکس دانشگاهی

بریکس تحریم‌ها را لغو نمی‌کند و جایگزین شبکه جهانی علم نیز نیست. اما می‌تواند تعداد گزینه‌های ایران را افزایش دهد، وابستگی علمی تک‌مسیره را کاهش دهد و هزینه اختلال در یک مسیر همکاری را کمتر کند.

بخش مهمی از زیرساخت‌های همکاری نیز شکل گرفته است؛ از سازوکارهای تأمین مالی پژوهش‌های مشترک و کارگروه‌های تخصصی گرفته تا شبکه دانشگاهی بریکس، مخزن علم و پژوهش و شبکه جهانی زیرساخت‌های پژوهشی پیشرفته بریکس. ازاین‌رو، چالش اصلی ایران دیگر «عضویت» نیست؛ تبدیل عضویت سیاسی به دستاورد علمی قابل اندازه‌گیری است.

پژوهشگر ایرانی باید اثر بریکس را در پروژه، آزمایشگاه، فرصت مطالعاتی، تأمین مالی و بازار فناوری خود احساس کند. در غیر این صورت، فاصله میان دیپلماسی بریکس و دانشگاه ایرانی همچنان باقی خواهد ماند.

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••