به گزارش سراج24؛ عزیز نجف پور آقابیگلو، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی: از همان روز پیروزی ما شاهد توطئه نظام سلطه بر علیه کشور؛ و متعاقبا شکلگیری گفتمان مقاومت در مقابل نظام سلطه هستیم که امنیت و پیشرفت کشور را در امتداد مقاومت می دیدبعد از رحلت امام خمینی(ره) شاهد شکلگیری ایده ای مبنی بر "امکان مصالحه با غرب" در عین "حفظ امنیت و استقلال و پیشرفت کشور" هستیم که من آن را "دکترین مصالحه با غرب" می نامم.این دکترین با اتخاذ رویکرد انتقادی در قبال دکترین مقاومت، به مرور پایگاه اجتماعی خود را در طی سالها توسعه و تقویت کرد. مهمترین اقداماتی که در ذیل این دکترین انجام پذیرفت به موارد ذیل می توان اشاره کرد:
1. دولت سازندگی به دنبال ایجاد دریچه ای برای ورود شرکتهای آمریکایی به بازار ایران رفت.
2. دولت اصلاحات یکی از مسائل مهم خود را مذاکره با آمریکا مطرح کرد و در حمله آمریکا به افغانستان کمک اطلاعاتی کرد.
3. دولت اعتدال با شعار مصالحه با غرب ابرپروژه خود را مذاکره با غرب قرار داد و برجام را به امضا رساند.ولی در تمام این مقاطع ما شاهد ناکارآمدی این دکترین در تامین مصالح کشور هستیم:
1. دولت سازندگی بر اساس قانون داماتو با ممنوعیت شرکتهای آمریکایی برای قرارداد با ایران مواجه شد
2. در دولت اصلاحات ایران در محور شرارت قرار گرفت
3. نتیجه برجام را هم دیدیم... هنوز فریادهای هیجانی رییس جمهور وقت در گوشمان طنین انداز است که با پرسش از منتقدین که با چه آب و صابونی می خواهید صورتتان را بشورید مدعی بود که تحریم تمام شد.
سالها قبل از این تهاجم به دلیل رویکرد انتقادی سنگین جریان مصالحه در قبال جریان مقاومت و رهبری، شاهد شکلگیری و توسعه بدنه ای انتقادی در جامعه هستیم که به مرور در رویدادهای مختلف و با بروز تنشهای اجتماعی، باعث ریزش سرمایه اجتماعی می گردید... به حدی که در انتخابات دوره چهاردهم ریاست جمهوری شاهد کاهش مشارکت به حدود 40 درصد هستیم. ولی بعد از تهاجم نظام سلطه در خرداد 404 ما شاهد بروز دو شوک عمیق در جامعه ایران هستیم:
1. شوک مردم ملتزم به دکترین مصالحه و چرخش به سمت دکترین مقاومت
2. شوک تئوریسینهای دکترین مصالحه از چرخش بدنه اجتماعی حامی.
با این حال بعد از مقاومت جانانه کشور، جنگ 12روزه با سربلندی ایران تمام شد ولی چندی هم نگذشت که مجددا زمزمه های مذاکره با آمریکا دوباره شروع گردید و مجددا تصور امکان مصالحه با غرب پررنگ شد ولی در کمال ناباوری در اسفند 1404 به فاز شدیدتری از تهاجم منجر گردید و علاوه بر شهادت بخشی بیشتر از مردم و در راس آنها، شهادت رهبری انجامید. اینجا بود که ما شاهد خروش توده های مردم در دفاع از کشور هستیم که به تعبیر رهبر شهید، بعثت مردم برای دفاع از کشور بود.
الان بالغ بر 190 شب است که مردم در خیابانها در حال دفاع از کشورشان هستند و ضمن ارتقای تاب آوری اجتماعی، فرصت هرگونه فتنه عوامل داخلی را مسدود کرده اند. نقش این مردم را نباید محدود به مدیریت بحران امنیتی کرد، بلکه باید این انرژی اجتماعی، به مشارکت در ارتقای حکمرانی و پیشرفت کشور و ایران هرچه قوی تر تبدیل شود. مردم مبعوث هم همین را میخواهند که از «تماشاگر حکمرانی» به «بازیگر حکمرانی» در تمام عرصه های امنیت و دفاع، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، علمی و فناوری، رسانه و فضای مجازی و... تبدیل شوند.
این مردم که تمام زندگی خود را به میدان آورده اند اصولا باید در چهار مرحله حکمرانی اعم از مسئلهشناسی، تصمیمسازی، اجرا و نظارت و ارزیابی حضور داشته باشند که البته این مهم الزاماتی چون: ارتقای آگاهی، سازمانیافتگی و نهادهای میانی، اعتماد متقابل حکومت و مردم، ارتقای دانش حکمرانی مردم، تامین سازوکار قانونی، واگذاری اختیار و ... می طلبد تا به چشمانداز مطلوب ذیل برسد. چشم اندازی که اینگونه می توان ترسیم کرد:"مردم مبعوث، مردمی آگاه، مسئول، سازمانیافته، توانمند و برخوردار از حق و امکان مشارکت که در کنار نهادهای حکومتی، در حفظ امنیت و استقلال کشور، حل مسائل حکمرانی، تولید و پیشرفت، نظارت بر قدرت و اداره امور جامعه نقش فعال و مستمر ایفا میکنند."این چشم انداز در صورت تحقق، ضمن تامین ثبات و امنیت کشور، زمینه ساز جهشی بزرگ در پیشرفت مردم پایه ایران خواهد بود.



