قیمت سکه و ارز
۱۴۰۵/۰۶/۰۳ - ۱۷:۰۳

حمله به پایگاه ابوالظهور؛ آزمون اراده ترکیه در شمال سوریه

سکوت نظامی ترکیه تنها هنگامی موثر است که با تداوم همکاری با دمشق و ایجاد بازدارندگی سیاسی همراه شود.

حمله به پایگاه ابوالظهور؛ آزمون اراده ترکیه در شمال سوریه

به گزارش سراج24؛ معصومه فلاحتی، دکتری روابط بین‌الملل: اسرائیل در اوت ۲۰۲۶ پایگاه هوایی ابوالظهور در شمال غرب سوریه را هدف حملات هوایی قرار داد و گزارش های موجود از آسیب دیدن زیرساخت های پایگاه سخن می گویند. وزارت خارجه ترکیه در همان روز، حمله را به شدت محکوم کرد و از جامعه بین المللی خواست در برابر آن چه تجاوز فزاینده اسرائیل علیه سوریه خواند، موضع قاطع تری اتخاذ کند.۳ در این موضع گیری، ترکیه بر اصل حاکمیت، وحدت سیاسی و تمامیت ارضی سوریه تاکید کرد، نه بر هدف قرار گرفتن مستقیم نیروها یا تاسیسات ترکیه. چند روز بعد، وزیران خارجه ترکیه و شماری از کشورهای اسلامی و عربی نیز در بیانیه ای مشترک، حمله به ابوالظهور را محکوم و آن را نقض آشکار حاکمیت و تمامیت ارضی سوریه توصیف کردند. ۴ این اقدام نشان می دهد که آنکارا کوشید موضوع را از سطح اختلاف دوجانبه با اسرائیل به یک مطالبه منطقه ای و چندجانبه تبدیل کند.

مرکز ثقل تحلیلی بحران، ادعای اسرائیل درباره احتمال حضور یا استقرار آتی نیروها و تجهیزات ترکیه در ابوالظهور بود. اسرائیل حمله را در چارچوب جلوگیری از استقرار ترکیه و ورود تسلیحات پیشرفته به این پایگاه تفسیر کرد. ۵ اما ترکیه این روایت را رد کرد. مقام های ترکیه اعلام کردند که نه نیروی نظامی و نه هیات نظامی ترکیه پیش یا هنگام حمله در ابوالظهور حضور نداشته است. آن ها همچنین تاکید کردند که حمله اسرائیل در جهت بی ثبات سازی سوریه و آسیب زدن به زیرساخت ها و روند بازسازی قابلیت های نظامی آن کشور بوده است. ۶ این تعارض روایی اهمیت اساسی دارد. اگر ادعای حضور ترک ها در پایگاه بدون شواهد مستقل قطعی پذیرفته شود، تحلیل به خطا به سوی تفسیر حمله مستقیم به ترکیه می رود در حالی که داده های موجود بیشتر نشان می دهد حمله اسرائیل، اقدامی پیش دستانه علیه احتمال تغییر موازنه نظامی در شمال سوریه بوده است.

منطق اسرائیل

از دید اسرائیل، سوریه ای که به تدریج توان نظامی و زیرساخت های هوایی خود را بازسازی کند و هم زمان همکاری امنیتی عمیقی با ترکیه داشته باشد، می تواند محیط عملیاتی پیچیده تری در مرزهای شمالی اسرائیل ایجاد کند. بنابراین، حمله به ابوالظهور را می توان تلاشی برای ارسال پیام بازدارنده به دمشق و آنکارا دانست، هرگونه تغییر معنادار در کارکرد نظامی پایگاه های سوریه به ویژه در مناطق حساس شمال غرب، ممکن است با واکنش اسرائیل روبرو شود. این اقدام همچنین با الگوی وسیع تر اسرائیل در حفظ آزادی عمل نظامی در سوریه سازگار است. اسرائیل از سال ها قبل نگران انتقال سلاح، ایجاد زیرساخت های نظامی خصمانه و محدود شدن برتری هوایی خود در سوریه بوده است. اما در پرونده ابوالظهور، حساسیت اصلی ظاهراً بیش از آن که ناظر به تهدیدی فوری باشد به امکان ظهور یک واقعیت امنیتی جدید در همکاری دمشق و آنکارا مربوط می شود. در نتیجه، حمله ابوالظهور را باید نوعی بازدارندگی از طریق اخلال فهم کرد. اسرائیل پیش از آن که یک ظرفیت نظامی جدید تثبیت شود، هزینه ایجاد آن را بالا می برد. این الگو برای تل آویو کم هزینه تر از پذیرش یک حضور تثبیت شده و سپس تلاش برای مهار آن است.

واکنش ترکیه

ترکیه به حمله اسرائیل به ابوالظهور پاسخ نظامی مستقیم نداد، اما واکنش سیاسی و دیپلماتیک آن آشکار و چندسطحی بود. وزارت خارجه ترکیه حمله را محکوم کرد، آن را نقض حاکمیت، وحدت و تمامیت ارضی سوریه دانست و از جامعه بین المللی خواست در برابر اقدامات اسرائیل موضعی قاطع تر اتخاذ کند. این نوع واکنش را می توان خویشتنداری فعال نامید. ترکیه از ورود به تقابل نظامی با اسرائیل خودداری کرد، اما در سطح سیاسی کوشید حمله را نه مساله ای دوجانبه، بلکه اقدامی علیه حاکمیت سوریه و ثبات منطقه معرفی کند. چنین قاب بندی ای به آنکارا اجازه می دهد از همراهی کشورهای عربی و اسلامی و نیز فشار دیپلماتیک بر واشنگتن بهره گیرد، بدون آن که وارد چرخه پرهزینه پاسخ و ضدپاسخ نظامی شود.

این انتخاب را می توان بر پایه سه ملاحظه توضیح داد. نخست، هدف حمله یک تاسیسات سوری بود و شواهد رسمی موجود، حضور نیروهای ترک در محل را تائید نمی کند، بنابراین، واکنش نظامی مستقیم می توانست برای ترکیه از منظر سیاسی و حقوقی دشوارتر باشد. دوم، رویارویی آشکار با اسرائیل می توانست اولویت های امنیتی ترکیه در شمال سوریه از جمله مدیریت مرز، کنترل ناامنی های محلی و حفظ نفوذ میدانی را تحت الشعاع قرار دهد. سوم، آنکارا ترجیح داد ادعای اسرائیل مبنی بر استقرار نظامی قریب الوقوع خود در ابوالظهور را با واکنش عملی تائید نکند و به جای آن، آن را اتهامی بی اساس و تلاشی برای مشروعیت بخشی به حمله معرفی کند. در نتیجه، خودداری ترکیه از پاسخ نظامی را نباید به معنای بی واکنشی، انفعال یا پذیرش وضعیت موجود تفسیر کرد. سیاست آنکارا در این مرحله بر حفظ امکان مانور در شمال سوریه، افزایش هزینه سیاسی اقدام اسرائیل و واگذاری مدیریت فوری تنش به کانال های دیپلماتیک به ویژه واشنگتن استوار است.

چرا واشنگتن؟

واشنگتن در این بحران نقش مهمی پیدا کرد، زیرا هم با ترکیه روابط راهبردی دارد و هم مهم ترین حامی خارجی اسرائیل به شمار می آید. فرستاده آمریکا در امور سوریه حمله را “تشدید غیرضروری” توصیف کرد؛ ۷ موضعی که نشان می دهد واشنگتن نگران تبدیل سوریه به عرصه رویارویی کنترل ناپذیر میان اسرائیل و ترکیه است. نقش تام باراک اهمیت مضاعف دارد، زیرا او هم زمان سفیر آمریکا در ترکیه و فرستاده ویژه آمریکا در امور سوریه است. این موقعیت به واشنگتن امکان می دهد میان نگرانی های امنیتی ترکیه، روابطش با دولت سوریه و دغدغه های اسرائیل پیوند برقرار کند. در این چارچوب، انتقال بحران به واشنگتن برای ترکیه نوعی انتخاب راهبردی است. آنکارا بر این فرض عمل می کند که آمریکا، حتی اگر نتواند اسرائیل را به طور کامل مهار کند، قادر است هزینه سیاسی حملات بعدی را افزایش دهد، کانال های تماس ایجاد کند و احتمال خطای محاسباتی را کاهش دهد.

سازوکارهای منطقه‌ای

ترکیه تنها به واکنش دوجانبه با واشنگتن بسنده نکرد و کوشید از ظرفیت دیپلماسی چندجانبه بهره بگیرد. بیانیه مشترک ترکیه با شماری از کشورهای عربی و اسلامی، نمونه ای از همین تلاش برای منطقه ای کردن مساله بود. این دیپلماسی دو هدف را دنبال می کند: نخست، افزایش هزینه حیثیتی و سیاسی اسرائیل از طریق برجسته کردن نقض حاکمیت سوریه، دوم، جلوگیری از تثبیت این تصور که اسرائیل می تواند به تنهایی قواعد نظامی حاکم بر سوریه پس از جنگ را تعیین کند. با این حال، سازوکارهای منطقه ای هنوز فاقد قدرت اجرایی لازم برای مهار قطعی اسرائیل هستند. کارکرد اصلی آن ها فعلاً تولید اجماع سیاسی، تقویت موضع دمشق و آنکارا و فراهم کردن پشتوانه ای برای فشار دیپلماتیک بر آمریکا و دیگر بازیگران بین المللی است.

آزمون اراده ترکیه

ابوالظهور آزمون توان نظامی ترکیه نبود؛ آزمون توان آنکارا برای حفظ نفوذ خود بدون افتادن در دام تقابل مستقیم با اسرائیل بود. اسرائیل با هدف قرار دادن یک پایگاه سوری در عمل نسبت به گسترش احتمالی همکاری نظامی دمشق و آنکارا هشدار داد و نتانیاهو از این طریق پیامی را به آنکارا فرستاد، اما ترکیه از پذیرش قواعد بازی او خودداری کرد و با پرهیز از واکنش نظامی، کوشید از تبدیل شدن یک حمله محدود به بحرانی منطقه ای جلوگیری کند. این انتخاب به آنکارا اجازه داد که ادعای اسرائیل درباره حضور نظامی ترکیه در ابوالظهور را به رسمیت نشناسد و حمله را نقض حاکمیت سوریه صورت بندی کند. با این حال، مساله اصلی برای ترکیه از میان نرفته است، اسرائیل نشان داد می خواهد پیش از تثبیت هر ظرفیت نظامی جدید، هزینه آن را بالا ببرد.

از این منظر، سکوت نظامی ترکیه تنها هنگامی موثر است که با تداوم همکاری با دمشق و ایجاد بازدارندگی سیاسی همراه شود. واشنگتن نیز برای جلوگیری از سوء محاسبه در پی ایجاد سازوکار رفع تعارض میان ترکیه، اسرائیل و سوریه است. اما چنین سازوکاری در صورت نبود تضمین های عملی، ممکن است به مدیریت تنش تقلیل یابد و نه مهار آزادی عمل اسرائیل. آزمون واقعی ترکیه این است که آیا می تواند قواعدی برای همکاری مشروع با سوریه تحمیل کند یا ناچار خواهد شد ابتکار عمل اسرائیل را بپذیرد. بنابراین، ابوالظهور نقطه سنجش اعتبار بازدارندگی سیاسی ترکیه در نظم امنیتی جدید سوریه است.

محدودیت های راهبردی

ترکیه در شمال سوریه با محیطی چندبازیگری روبرو است. اسرائیل، آمریکا، دولت سوریه، گروه های محلی مسلح و بازیگران منطقه ای که هر یک منافع و خطوط قرمز متفاوتی دارند، از این رو، هرگونه تحول نظامی می تواند به سرعت به بحرانی فراتر از کنترل یک بازیگر تبدیل شود. ترکیه همچنین باید میان دو هدف دشوار تعادل برقرار کند: از یک سو، حفظ عمق امنیتی و نفوذ خود در شمال سوریه، از سوی دیگر، جلوگیری از آن که همکاری اش با دمشق به شکلی از تقویت دولت مرکزی سوریه بیانجامد که در آینده دست آنکارا را در شمال کشور ببندد. این تناقض، امکان شکل گیری یک ائتلاف راهبردی کامل میان دمشق و آنکارا را محدود می کند. افزون بر این، ورود به تقابل مستقیم با اسرائیل برای ترکیه فقط یک مساله نظامی نیست، چنین تقابلی می تواند روابط آنکارا با آمریکا و محیط ناتو را نیز پیچیده تر کند. به همین دلیل، انتخاب دیپلماسی و میانجیگری آمریکا در وضعیت کنونی، برای ترکیه منطقی تر از رویارویی مستقیم به نظر می رسد.

سناریوهای پیش رو

سناریوی نخست: تنش کنترل شده است. اسرائیل حملات یا هشدارهای محدود را ادامه می دهد و ترکیه نیز واکنش خود را در سطح دیپماتیک نگه می دارد. این محتمل ترین سناریو است، زیرا هیچ یک از بازیگران اصلی در شرایط فعلی از جنگ مستقیم سود نمی برند.

سناریوی دوم: شکل گیری کانال های جلوگیری از برخورد است. آمریکا می تواند گفت وگوهای امنیتی میان سوریه و اسرائیل و نیز ارتباط با ترکیه را تقویت کند تا تحرکات حساس پیش از تبدیل شدن به بحران مدیریت شوند.

سناریوی سوم: تشدید بحران است. اگر حملات اسرائیل به مناطقی نزدیک تر به منافع آشکار ترکیه گسترش یابد یا اگر در حملات بعدی نیروها و تجهیزات ترکیه آسیب ببینند، فشار آنکارا برای پاسخ سخت تر افزایش خواهد یافت. در آن صورت، بحران ابوالظهور می تواند از یک مناقشه بر سر زیرساخت سوری به رقابتی مستقیم تر میان ترکیه و اسرائیل تبدیل شود.

ابوالظهور را باید آزمون “اراده همراه با محاسبه” برای ترکیه دانست، نه آزمون صرفِ توانایی نظامی آن. ترکیه نشان داد که حمله اسرائیل را بی پاسخ نگذاشته است، اما پاسخ خود را از میدان نظامی به میدان دیپلماسی، فشار بین المللی و میانجیگری آمریکا منتقل کرده است. قضاوت درباره موفقیت این رویکرد زودهنگام است. معیار اصلی، نه شدت بیانیه ها، بلکه توان آنکارا برای جلوگیری از تکرار حملات، حفظ فضای مانور در شمال سوریه و جلوگیری از تثبیت یکجانبه خطوط قرمز اسرائیل خواهد بود.

منبع: ایراس
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴