قیمت سکه و ارز
۱۴۰۵/۰۶/۰۳ - ۱۳:۰۰
یادداشت تحلیلی استاد گروه ارتباطات و مطالعات جهانی دانشگاه تهران؛

بازنمایی ایران تمدنی، امن و قدرتمند و مقابله با تله ایران‌هراسی

خروج ایران از چاله هراس نباید با پروژه‌ای برای قانع کردن جهان درباره چیستی ایران اشتباه گرفته شود. راهبرد مؤثرتر، تغییر ساختار مواجهه متقابل ایران با جهان است. این نکته از منظر توسعه و پیشرفت نیز حیاتی است.

بازنمایی ایران تمدنی، امن و قدرتمند و مقابله با تله ایران‌هراسی

به گزارش سراج24؛ دکتر سعید رضا عاملی – استاد گروه ارتباطات و مطالعات جهانی دانشگاه تهران و عضو فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران :

مقدمه

دشمنان انقلاب اسلامی با محوریت نظام صهیونیستی و با کارگزاری منافقین و سلطنت‌طلب‌ها از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی به‌دنبال دیگری‌سازی و دیگری‌هراسی از ایران و انقلاب اسلامی بودند. این گروه‌ها از همان آغاز در درجه اول ذهنیت دولت‎ها و پارلمان‌های اروپائی و آمریکائی و بعد سایر دولت‌های جهان و به تبع آن عموم مردم جهان را نسبت به انقلاب اسلامی مسموم کردند. آن‌ها انقلاب کبیر اسلامی که آزادی را به مردم شریف ایران هدیه و نظام سلطه‌گر شاهنشاهی را سرنگون کرد و از همان آغاز آحاد ملت شریف ایران در صحنه بودند و همه روندهای اساسی کشور بر انتخابات مردمی استوار شد را به‌عنوان چهره وحشت معرفی کردند. این در حالی بود که بعد از گذشت کمتر از 2 ماه با تدابیر امام رحمه‌الله‌علیه، انتخاباتی بزرگ در سطح ملی در مورد رأی دادن به اصل جمهوری اسلامی ایران برگزار شد. 97 درصد واجدین شرایط، در انتخابات شرکت کردند و 99 درصد رأی دهندگان به جمهوری اسلامی ایران رأی مثبت دادند (وزارت کشور، 1358). یک آغاز شکوفا مبتنی بر اراده و انتخاب مردم ایران صورت گرفت و پایه مستحکم برای نظام مردم‌سالاری مبتنی بر رأی مردم گذاشته شد.

مسیر انتخابات و مردم‌سالاری هم در سطح همه‌پرسی نسبت به امور مهمی مانند انتخاب مدل حکمرانی جمهوری اسلامی و یا رأی دادن به قانون اساسی کشور و هم برگزاری تنوعی از انتخابات مثل رأی‌گیری برای اعضاء مجلس خبرگان و نمایندگان مجلس شورای اسلامی و همچنین رأی‌گیری برای انتخاب اعضاء شوراهای شهر و روستا، پیکره بزرگ نظام مردم‌سالاری را ساختارمند کرد (جمهوری اسلامی ایران، 1368).

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در ۲۴ آبان ۱۳۵۸ به‌دست مجلس خبرگان قانون اساسی مقدمتاً در ۱۷۵ اصل و سپس در ۱۷۷ اصل تدوین شد و در 11 و 12 آذر 1358 در همه‌پرسی قانون اساسی با 99.5 درصد رأی مثبت تصویب و تثبیت شد. در سال 1368 با حکم امام راحل به رئیس جمهوری وقت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رحمه‌الله‌علیه بازنگری قانون اساسی متعاقب همه‌پرسی و با رأی 97.5 درصد آراء به تصویب رسید (همان). از همان آغاز، جریان صهیونیستی با جنگ شناختی فراگیر و باکارگزاری تیم مخالفین نظام جمهوری اسلامی ایران تلاش کردند دو تایی "مردم و حاکمیت" را بوجود آورده و تقابل بین ملت و نظام سیاسی را تشویق کنند که همچنان نیز مسیر اختلاف‌آفرینی بر همین راهبرد استوار است. در جنگ تحمیلی 12 روزه که در 23 خرداد 1404 آغاز شد، دشمنان و معاندین توقع داشتند سرمایه‌گذاری 47 ساله آنها منجر به قیام بخشی از مردم ایران نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به نتیجه برسد و ظرف چند روز ایران عزیز را به شکست کشانده و تجزیه کنند که البته تمام تلاش‌های آنها ناکام ماند و ظرف 5 روز علائم شکست اسرائیل غاصب و رژیم سلطه‌گر آمریکا آشکار شد و تقاضای آتش‌بس کردند.

سپس، طی 17 و 18 دی ماه 1404 با عملیات مستقیم (به عنوان مثال اورشلیم پست، 2026 را بخوانید) تلاش کردند فتنه کشته‌سازی مردم را برجسته کنند و مثل گذشته دروغ‌پردازی‌های بزرگ در سطح ملی و جهانی بوجود آورند (برای نمونه بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، ۲۰۲۶). مردم مظلوم را به شهادت رساندند و شهادت جمعی از آنها را به گردن نظام جمهوری اسلامی انداختند و با عدد پردازی‌های دروغین در مورد کشتگان، یک فاجعه کشتار جمعی را به نمایش گذاشتند که دولت محترم اقدام به اعلام تعداد شهدا و کشتگان با شماره کد ملی آنها کرد (دفتر رئیس‌جمهور، 1404؛ خبرگزاری جمهوری اسلامی، 1404) و دروغ‌پردازی‌ها بر ملا شد. اگرچه در اندیشه اسلامی، جان هر انسان از چنان حرمت و ارزشی برخوردار است که قرآن کریم مطابق آیه شریفه «مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا» (مائده، 32) کشتن یک انسان را به منزله کشتن همه انسان‌ها می‌داند و ارزش انسان به‌عنوان خلیفه خدا، در وزن ارزش احترام به فرامین خدای متعال قرار دارد و لذا نظام مقدس جمهوری اسلامی از هیچ امکان و تلاشی برای صیانت از جان مردم فروگذار نکرده است، ولی دشمنان مغرض انقلاب اسلامی حاضرند حتی به خودکشی دست بزنند و مرگ‌آفرینی کنند تا نه تنها جمهوری اسلامی ایران بلکه اساس اسلام و دین را در چاله هراس قرار دهند.

مدعیان همان کسانی هستند که در روز اول جنگ رمضان از یک سو رهبر حکیم و مردم دوست ایران عزیز را به همراه دختر، عروس، داماد و نوه عزیز ایشان به شهادت رساندند و از سوی دیگر 168 دانش‌آموز کودک را در مدرسه میناب قتل‌عام کردند. این همان رذالتی است که موجب شهادت جوانان رشید ایرانی در ناو دنا که پرچم‌دار و پیام‌رسان صلح بودند، شد و بار دیگر کشتار جمعی بزرگی را رقم زدند و دونالد ترامپ دیکتاتور و تروریست کودک‌کش، بعد از کشتار جوانان رشید ناو دنا اظهار کرد «غرق‌کردن ناوهای ایرانی از تصرف و استفاده از آنها سرگرم‌کننده‌تر است» (پراگر، 2026). ذکر روایات فوق از این باب تذکری است نسبت به ضرورت افزایش دانش جنگ شناختی در جامعه اسلامی است تا ضمن تقویت فرهنگ افتخار به قدرت و عزت و اقتدار ایران عزیز از افتادن در دام توطئه «هراسناک جلوه دادن ایران اسلامی» پرهیز شود. چند تکنیک عمده جنگ شناختی برای هراسناک جلوه دادن جمهوری اسلامی ایران را برجسته می‌کنم:

1. غیرعقلانی جلوه دادن مدیریت و حکمرانی جمهوری اسلامی و تصویر‌سازی‌های تحقیرآمیز نسبت به اندیشه اسلامی، اندیشمندان مسلمان و نظام اسلامی با هدف ایجاد نفرت نسبت به اسلام و سکولار کردن نگرش‌ها، نهادها و روندها بخش کانونی جنگ شناختی و رسانه‌ای بر علیه مردم ایران عزیز است.

2. ادعای کذب وجود اختلافات عمیق در بین دولت و رهبر معظم انقلاب یا دولت و مجلس شورای اسلامی در همه ادوار گذشته یا به تمسخر گرفتن نهادهای مرتبط با رهبر معظم انقلاب اسلامی بخشی از این تله‌های هراس‌آفرینی توسط دشمنان انقلاب اسلامی بوده است.

3. مخوف نشان دادن جایگاه زن در جمهوری اسلامی ایران با هدف نادیده انگاری جامعه زنان در جمهوری اسلامی است. نادیده گرفتن حضور فراگیر زنان در همه عرصه های مهم علم و فناوری، نظام سلامت و درمان و نظامات سیاسی کشور، بخشی از سیاست های ایران هراسی در صحنه بین‌المللی است. این در حالیست که امروز نزدیک به 70 درصد کرسی های دانشجوئی متعلق به دختران و زنان و بیش از 30 درصد کرسی های استادی متعلق به آنهاست که به مرور زمان این درصد نیز رو به افزایش است.

4. به‌کار بردن واژه «رژیم» برای نظام حکمرانی مردم سالار کشور با سابقه بیش از سه هزار سال حضور مداوم و همکاری دولت-ملت (قدیمی‌ترین در جهان)، و تلاش مذبوحانه برای غیر مردمی نشان دادن دولت ها و نظامات سیاسی ایران بخشی از این تصویر سازی هراسناک از ایران عزیز بوده و هست.

5. روایت‌سازی‌های کاذب و نفاق‌آفرین در مورد همه افراد مورد اعتماد ملت شریف ایران در همه ارکان نظام

6. مخوف نشان دان جمهوری اسلامی ایران با انتشار آمار سراسر دروغ ترور، شکنجه و کشتار جمعی

7. خطرناک نشان دادن جمهوری اسلامی ایران برای همه کشورهای منطقه

8. برجسته‌سازی فساد در بین مسئولین نظام جمهوری اسلامی ایران و تقویت ادراک فساد نسبت به نظام سیاسی و دیوانسالاری کشوردر چنین شرایطی، لازم است در خصوص حقیقت و واقعیت اجتماعی جمهوری اسلامی شفاف‌سازی صورت گیرد و واقعیت‌های کشور مرتباً به اطلاع ملت شریف ایران و مردم جهان رسانده شود. زبان حقیقت، نظام معنایی اعتماد برانگیز می‌سازد. با این مقدمه چند نکته را در خصوص ایران‌هراسی و اسلام‌هراسی ترکیبی توسط کشورهای متخاصم نسبت به جمهوری اسلامی ایران برجسته می‌شود.

1. ایجاد تله یا دام هراسناک برای ایران

تله، از حقنه و گول زدن برای به دام انداختن استفاده می‌کند، برجسته‌سازی و سیاه‌نمائی انقلاب اسلامی ایران دقیقا از ابزار ایران‌هراسی برای تضعیف سرمایه اجتماعی انقلاب اسلامی استفاده کرد. هنگامی که سخن از مواجهه بین ایران و نظام رسانه‌ای و سیاسی بین‌المللی به میان می‌آید، اغلب تصور می‌شود که با مجموعه‌ای از اختلافات دیپلماتیک یا مناقشات منافع روبه‌رو هستیم. با این همه، آنچه در عمل رخ می‌دهد ریشه در ساختار ادراکی و ارتباطی دارد که طی دهه‌ها ایران‌هراسی و بیگانه‌سازی نسبت به ایران شکل گرفته است. این پدیده را نباید با نقد واقعی، مبتنی بر شواهد و منصفانه سیاست‌ها و رفتارهای دولت‌ها اشتباه گرفت. نقد سیاست خارجی یا عملکردهای نهادی، بخشی طبیعی از مناسبات ملی، بین‌المللی و دیپلماسی رسانه‌ای است اما آنچه در قالب تصویرسازی هراسناک از ایران بازنمایی می‌شود، فرآیندی است که در آن واقعیت‌های چندلایه، تاریخی و اجتماعی یک ملت در زیر انبوهی از نشانه‌گذاری‌های تهدیدمحور دفن می‌شود. تکرار مداوم این الگوها به مرور زمان از سطح اخبار روزانه عبور کرده، در ساختار ادراک عمومی جوامع رسوخ می‌کند و به یکی از پیش‌فرض‌های اصلی در تصمیم‌گیری دولت‌ها تبدیل می‌شود. ادبیات ارتباطات سیاسی و مطالعات امنیتی این فرآیند را از طریق مفاهیمی چون امنیتی‌سازی (انتمن، 1993)، ادراک تهدید و روایت‌های راهبردی (بوزان و دیگران، 1998) تبیین می‌کنند. در این چارچوب، رسانه‌ها و بازیگران سیاسی با بهره‌گیری از ابزارهای بازنمایی، مرز بین یک کشور با منافع و اختلافات مشخص و یک کانون دائمی خطر را مخدوش می‌سازند.

1.1. تبدیل ایران به دیگریِ خطرناک

نخستین و شاید بنیانی‌ترین چاله هراس، تبدیل ایران از یک بازیگر دارای اختلاف‌نظر به دیگری خطرناک است. در این فرآیند، رسانه‌ها، سیاستمداران و شبکه‌های اجتماعی نقش محوری در ساختاربندی روایت‌های سیاسی ایفا می‌کنند و تصویری از ایران ارائه می‌دهند که با واقعیت‌های زیسته و پیچیدگی‌های نهادی آن فاصله چشمگیری دارد. این انحراف ادراکی صرفاً به تغییر نگرش شهروندان در کشورهای دیگر محدود نمی‌ماند، بلکه رفتار دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی را نیز شکل می‌دهد. هنگامی که یک جامعه در قالب الگوهای ثابت و هراس‌آور بازنمایی می‌شود، فضای دیپلماسی و تفاهم دوجانبه تنگ‌تر شده و زمینه‌های همکاری جای خود را به واکنش‌های بازدارنده و احتیاط‌آمیز می‌دهند. به عنوان نمونه، تحلیل‌های محتوایی شبکه‌های خبری بین‌المللی نشان می‌دهند که چگونه اخبار مربوط به دستاوردهای علمی یا اجتماعی ایران به طور مداوم تحت‌الشعاع الگوهای ثابت و تهدیدمحور قرار می‌گیرند تا هویت جمعی کشور به عنوان یک تهدید دائمی بازتولید شود (به عنوان مثال سیگل، 2013 را ببینید).

1.2. امنیتی‌سازی ایران

در این مرحله، موضوعات گوناگون که ماهیت اقتصادی، فرهنگی، دیپلماتیک یا حتی علمی دارند، از بستر طبیعی خود خارج شده و تحت لوای مقوله امنیت تفسیر می‌شوند. امنیتی‌سازی به معنای انتقال یک مسئله از حوزه سیاست‌گذاری عادی به حوزه اضطرار امنیتی است که در آن اقدامات غیرمعمول و سخت‌گیرانه توجیه‌پذیر جلوه می‌کنند. پیامدهای عینی چنین رویکردی در قالب محدودیت‌های گسترده تجاری، تحریم‌های اقتصادی، دشواری در تعاملات مالی بین‌المللی، کاهش چشمگیر همکاری‌های علمی و فناورانه و افت مبادلات گردشگری آشکار می‌شود. بانک جهانی و سازمان‌های بین‌المللی مالی بارها نشان داده‌اند که افزایش مخاطره تا چه اندازه بر هزینه‌های مبادله و دسترسی به بازارهای جهانی تأثیر منفی می‌گذارد (بانک جهانی، 2023). همچنین بر اساس داده‌های سازمان جهانی گردشگری، تصویرسازی‌های امنیتی یکی از اصلی‌ترین عوامل بازدارنده در جذب گردشگران بین‌المللی و کاهش سفرهای فرهنگی به مناطق هدف است (سازمان جهانی گردشگری، 2024).

در مورد ایران، امنیتی‌سازی از طریق تبدیل موضوع سیاسی به مسئله تهدید و تولید پیامدهای مادی منجر می‌شود. این بازنمایی با استفاده از برچسب‌هایی مانند غیرعقلانی و افراطی به مشروعیت‌بخشی به اقدامات محدودکننده کمک کرده است (حسین‌پور و دیگران، 2019). تهدید می‌تواند به چارچوب تفسیری تبدیل شود که سایر واقعیت‌های کشور را تحت تأثیر قرار ‌دهد. قرار گرفتن ایران در قاب تهدید، باعث می‌شود کلیه فعالیت‌های عادی اقتصادی، علمی یا فناورانه با عینک امنیتی تفسیر شوند و در بازخورد، فرایندهای داخلی کشور نیز به سمت امنیت‌سازی فزاینده فرایندهای عادی زندگی روزمره حرکت کند. بنابراین، مسئله صرفاً اصلاح تصویر رسانه‌ای نیست، بلکه بایستی چرخه‌ای که در آن تصویر تهدید، افزایش مخاطره را به دنبال می‌آورد و مخاطره نیز به نوبه خود، کاهش تعامل و تشدید انزوای واقعی را توجیه می‌کند شکسته شود.

1.3. ایران‌هراسی و تلاش برای انزوای بین‌المللی

زنجیره علی ایران‌هراسی با شکل‌گیری تصویر تهدید آغاز می‌شود، به کاهش اعتماد متقابل می‌انجامد، تعاملات را محدود می‌سازد، کشور را به سمت انزوا سوق می‌دهد و در نهایت فرصت‌های اقتصادی و اجتماعی را سلب می‌کند. با تضعیف شدن پیوندهای تجاری و علمی به دلیل این فشارها، هزینه‌های مبادله افزایش یافته و زیرساخت‌های توسعه‌ای کشور متحمل ضربات جدی می‌شوند. این چرخه انزوا به مرور زمان، آسیب‌پذیری کشور را در برابر روایت‌های خصمانه بیرونی دوچندان می‌سازد.

پژوهش پساران درباره جایگاه ایران در نظم بین‌المللی نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی پس از ۱۹۷۹ در مجموعه‌ای از فرایندهای سیاسی و اقتصادی، از جمله تحریم‌ها و برچسب‌گذاری‌های بین‌المللی، در موقعیت یک بیرونی، یعنی کشوری قرار گرفته است که در روایت مسلط، خارج از اجتماع پذیرفته‌شده دولت‌ها تعریف می‌شود. با این حال، نکته مهم این است که این وضعیت یک سرنوشت ثابت نیست. ایران همزمان با این تجربه، در پی ارتقای جایگاه خود و تبدیل شدن از موضوعِ نظم بین‌المللی به عضو مؤثر آن بوده است (پساران، 2026).

برای خارج شدن از موضوع، ایران باید شبکه‌های ارتباطی خود را چنان متنوع و متراکم کند که حذف آن از مناسبات منطقه‌ای، اقتصادی، علمی و سیاسی پرهزینه شود. عضویت ایران در بریکز و گسترش پیوندهای اقتصادی با کشورهای آسیایی را می‌توان در همین چارچوب و به‌عنوان اقداماتی برای کاهش مخاطره انزوای ساختاری تحلیل کرد.

1.4. ارائه تصویر ایران به عنوان مانع توسعه

تبدیل ایران به مانع توسعه زمانی رخ می‌دهد که تصویر پرمخاطره بودن کشور از سطح افکار عمومی و سیاست خارجی عبور کرده و وارد محاسبات اقتصادی، فناوری و سرمایه‌گذاری شود. در چنین وضعیتی، مسئله از این نوع نیست که یک سرمایه‌گذار، پژوهشگر یا شرکت خارجی درباره ایران چه احساسی دارد، بلکه این است که هزینه تعامل با ایران از نظر حقوقی، مالی، بانکی و خوشنامی آنقدر افزایش یافته است که اساساً ورود به این بازار غیرمنطقی به نظر برسد. بانک جهانی تأکید کرده است که کاهش هزینه‌های تجارت، رفع محدودیت‌های مالی و حمل‌ونقل و برداشتن تحریم‌ها می‌تواند آثار مثبت قابل توجهی بر اقتصاد ایران داشته باشد (بانک جهانی، 2015). به بیان دیگر، بخشی از مسئله توسعه ایران به میزان اتصال آن به اقتصاد جهانی وابسته است. حتی در حوزه علم و فناوری نیز مسئله کمبود توان داخلی نیست. گزارش سازمان توسعه تجارت سازمان ملل (2016) درباره نظام نوآوری ایران نشان می‌دهد تحریم‌ها برخی کانال‌های متعارف انتقال فناوری را مسدود کرده و همکاری بین‌المللی را دشوار ساخته‌اند. در عین حال، ایران ظرفیت‌های قابل توجهی برای مشارکت در اقتصاد دانش‌بنیان دارد. شاخص جهانی نوآوری ۲۰۲۴، ایران را در رتبه ۳۸ و در بین خوشه‌های برتر علم و فناوری جهان قرار داده است (وی‌آی‌پی‌او، 2024). بنابراین، تصویر ایران به‌عنوان مانع توسعه یک وضعیت متناقض ایجاد می‌کند. در واقع، کشوری که ظرفیت علمی، انسانی و فناورانه دارد، به دلیل افزایش مخاطره و محدودیت شبکه‌های بین‌المللی، از بخشی از مزایای همین ظرفیت محروم می‌شود. راهبرد مقابله، کاهش هزینه واقعی تعامل جهانی با ایران است.

در مطالعه‌ای بر اساس داده‌های ایران طی دوره ۱۹۸۵ تا ۲۰۱۶، مخاطرات ناشی از دشمنان خارجی، تنش‌های اجتماعی ـ اقتصادی، شرایط سرمایه‌گذاری و برخی مؤلفه‌های مخاطره سیاسی از عوامل معنادار تعیین‌کننده جریان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی معرفی شده‌اند (رفعت و فراهانی، 2019). حتی اگر تصویر هراسناک از ایران با عملیات رسانه‌ای آغاز شده باشد، در صورت تداوم می‌تواند به واقعیت اقتصادی تبدیل شود، زیرا سرمایه‌گذار الزاماً بین تهدید واقعی و هزینه احتمالی ناشی از اتهام تعامل با ایران تمایز دقیقی قائل نمی‌شود. بنابراین، مقابله با ایران‌هراسی بایستی علاوه بر سطح روایت، در سطح کاهش مخاطره واقعی و قابل اندازه‌گیری از جمله افزایش پیش‌بینی‌پذیری محیط کسب‌وکار، توسعه ضمانت‌های سرمایه‌گذاری، تنوع‌بخشی به مسیرهای مالی و تقویت شبکه‌های تجاری منطقه‌ای نیز دنبال شود.

1.5. تضعیف امید اجتماعی از طریق تقویت ایران‌هراسی

ژرف‌ترین اثر چاله و تله هراس در درون مرزهای ایران و بر روحیه اجتماعی جامعه ظاهر می‌شود. کاهش امید اجتماعی یکی از پیامدهای درونی این روند است که ارتباط مستقیمی با بازنمایی‌های بیرونی دارد. رسانه‌های مسلط جهانی تصویر مداومی از محاصره، تنهایی و مسدود بودن راه‌های پیشرفت کشور را بازتولید می‌کنند و این تصویر به تدریج در ادراک درونی جامعه نیز رسوب می‌کند. احساس تحریم‌شدن و تنبیه شدن، تصور فقدان آینده روشن، کاهش سرمایه اجتماعی، افزایش اضطراب عمومی و ایجاد شکاف بین جامعه و جهان پیرامون، از جمله بازتاب‌های درونی این هراس‌آفرینی بیرونی است.

شواهد پژوهشی نشان می‌دهند که وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی و ادراک افراد از شرایط زندگی، مؤلفه‌های بسیار مهمی در بهزیستی ذهنی دارد (تن و دیگران، 2020). ایران‌هراسی زمانی بیشترین اثر داخلی را خواهد داشت که با تجربه واقعیِ فشار اقتصادی، محدودیت فرصت و احساس بی‌آیندگی شغلی هم‌افزا شود. امید اجتماعی زمانی بازتولید می‌شود که جامعه نشانه‌های عینی از امکان پیشرفت، امکان ارتباط با جهان، امکان بهبود اقتصادی و امکان ساختن آینده را مشاهده کند. از این منظر، سیاست خارجی، توسعه اقتصادی و ارتباطات راهبردی سه حوزه جداگانه نیستند بلکه هر سه در تولید یا فرسایش افق آینده جامعه نقش دارند. در عین حال سیاست‌های جنگ طلبانه آمریکا و اسرائیل غاصب، پنجه گرگ را برای مردم ایران و مردم جهان آشکار کرد.

 2. تغییر موضع از دفاع به ساختن تصویر ایران تمدنی و مردم مدارلازم به توضیح نیست که ایران در واقعیت عینی خود، کشوری برخوردار از مجموعه‌ای کم‌نظیر از ظرفیت‌های تاریخی، فرهنگی، جغرافیایی، علمی و اقتصادی است که بخش قابل توجهی از آنها در ارزیابی‌های نهادهای بین‌المللی متعدد نیز ثبت شده است و از سابقه مردم‌سالاری هزاره‌ای برخوردار است که همه توفیقات تمدنی خود را مدیون اعتماد به مردم و همراهی مردم بوده است.

در حوزه میراث فرهنگی و علمی به چند نمونه اشاره می شود. ایران در سال ۲۰۲۶ دارای ۳۰ اثر ثبت‌شده در فهرست میراث جهانی یونسکو است که ۲۸ مورد آنها فرهنگی و دو مورد طبیعی‌اند و علاوه بر آن، ۵۷ اثر دیگر در فهرست موقت این سازمان قرار دارند (یونسکو، ۲۰۲۶). این ظرفیت فرهنگی با ۲۷ عنصر ثبت‌شده در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو، ۱۴ ذخیره‌گاه زیست‌کره و ۱۹ کرسی علمی و شبکه تکمیل می‌شود که نشان می‌دهد ایران یکی از کانون‌های مهم میراث مادی، معنوی و علمی در سطح جهانی است (یونسکو، ۲۰۲۶). در حوزه انرژی نیز ایران در شمار قدرت‌های اصلی جهان قرار دارد. آژانس بین‌المللی انرژی، ایران را در بین ده تولیدکننده بزرگ نفت و گاز طبیعی جهان قرار می‌دهد و تصریح می‌کند که ایران یکی از سه تولیدکننده بزرگ گاز طبیعی در خاورمیانه است (آژانس بین‌المللی انرژی، ۲۰۲۵). مؤسسه انرژی (2025) نیز ایران را در کنار آمریکا، روسیه و چین در بین چهار تولیدکننده‌ای قرار می‌دهد که در مجموع بیش از نیمی از تولید جهانی گاز طبیعی را به خود اختصاص می‌دهند. سهم ایران از کل ذخائر معدنی و طبیعی نزدیک به 12 درصد ذخائر جهانی است، این در حالیست که ایران فقط 1 درصد جمعیت جهان و تقریبا یک درصد جغرافیای جهان را به نام خود ثبت کرده است.

از نظر سرمایه انسانی، تولید دانش و ظرفیت نوآوری، ایران دارای مزیت‌های قابل توجهی است. در بین اقتصادهای با درآمد متوسط، ایران از جمله کشورهایی است که از سال ۲۰۱۳ سریع‌ترین صعود را در رتبه‌بندی نوآوری داشته است و در بین ۱۰۰ خوشه برتر نوآوری جهان قرار گرفته است (سازمان جهانی مالکیت فکری، ۲۰۲۵). از منظر امنیت اجتماعی نیز تصویر ایران را نمی‌توان با روایت‌های کلی توضیح داد. داده‌های بانک جهانی نرخ قتل عمد در ایران را در سال ۲۰۲۳ حدود ۲ مورد به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر ثبت کرده است، در حالی که میانگین جهانی این شاخص حدود ۵ مورد بوده است (بانک جهانی، ۲۰۲۶). حتی در شرایطی که ایران در محیطی منطقه‌ای با سطح بالای منازعه قرار دارد، تفکیک بین مخاطره ژئوپلیتیکی و امنیت اجتماعی روزمره ضروری است، زیرا این دو مفهوم یکی نیستند و ترکیب آنها در یک تصویر واحد می‌تواند ادراک مخاطب را به‌طور جدی مخدوش کند.

با چنین ظرفیت کم‌نظیری، حداقل نیاز عبور از ساختار فرساینده چاله و دام هراسناک در مناسبات بین‌المللی، دگرگونی در شیوه مواجهه دستگاه رسانه‌ای، دیپلماتیک و نخبگانی کشور با بازنمایی‌های جهانی است. سالهاست که واکنش غالب در برابر هجمه‌های رسانه‌ای و سیاست‌های تحریم‌محور علیه جمهوری اسلامی ایران بر محور تکذیب، پاسخ‌دهی و صدور بیانیه‌های انفعالی استمرار داشته است. با این همه، تجربه ارتباطات بین‌الملل نشان می‌دهد انفعال رسانه‌ای و تلاش‌های موضعی و مقطعی برای اصلاح تک‌گزاره‌ای اخبار منفی منتشره درباره تحولات داخلی، سیاست خارجی یا برنامه‌های ایران، توانایی تغییر چرخه‌های ادراکی باطل را ندارد. راه خروج از این چرخه انقباضی، بر افزایش تماس متقابل ایران با جهان خصوصا در عرصه‌های علمی و اجتماعی است. ارتباطات سیاسی و دیپلماسی عمومی تأکید می‌کند که تغییر در نگرش‌های پایدار ملت‌ها معلول تجربه‌های زیسته مستقیم، ارتباطات بین‌فرهنگی و گشودگی کانال‌های مبادله علمی است.

برای تحقق این تحول راهبردی در ایران، ضرورت دارد واقعیت‌های ملموس، تاریخی و چندلایه جامعه ایران از حصار بسته‌های خبری تهدیدمحور رسانه‌های غربی خارج شده و به امری قابل مشاهده برای ناظران بیرونی تبدیل شود. بازسازی پیوندهای از دست رفته یا مغفول مانده ایجاب می‌کند که زیرساخت‌های ارتباطی کشور به گونه‌ای گسترش یابند که مخاطبان بین‌المللی، پژوهشگران و گردشگران امکان مواجهه مستقیم با زمینه اجتماعی، ظرفیت‌های علمی ایران و تنوع فرهنگی مناطق گوناگون کشور را پیدا کنند.

حضور فعال در مجامع بین‌المللی، توسعه برنامه‌های پژوهشی مشترک با نهادهای علمی مستقل و تسهیل سفرهای فرهنگی، از جمله ابزارهایی هستند که می‌توانند میانجی‌های مصنوعی و رسانه‌های معاند را دور بزنند.این رویکرد مستلزم گذار ساختاری از گفتمان واکنشی به گفتمان کنشگرانه در عرصه روایتگری کلان کشور است. دیپلماسی عمومی کارآمد زمانی شکل می‌گیرد که جمهوری اسلامی ایران از موضع انفعال و دفاع در برابر اتهامات حقوق بشری یا هسته‌ای خارج شود و ابتکار عمل در تعریف هویت، منافع ملی و دستاوردهای فناورانه خود را به دست بگیرد. بنابراین، تمرکز بر گسترش شبکه‌های ارتباطی و عینی‌تر کردن واقعیت‌های جاری کشور، پیش‌شرط ضروری برای شکستن حصار انزوا و بازآفرینی جایگاه ایران در مناسبات جهانی است.

3. راه حل برون‌رفت از تله ایران‌هراسی

خروج از تله ایران‌هراسی در شرایطی که کشور برای سالها در معرض تحریم، فشار سیاسی و بازنمایی تهدیدمحور قرار داشته است، تلاش برای اصلاح تصویر ایران از مسیر تجربه های مستقیم است. ایران برای عبور از وضعیت موجود باید از کشوری که دیگران درباره آن سخن می‌گویند، به کشوری تبدیل شود که دیگران با آن کار می‌کنند، در آن سرمایه‌گذاری می‌کنند، با دانشگاه‌هایش همکاری می‌کنند، به آن سفر می‌کنند و در ترتیبات منطقه‌ای و جهانی به حضورش نیاز دارند. تجربه تاریخی روابط بین‌الملل نشان می‌دهد اعتبار پایدار محصول شبکه‌های ارتباطی و تعاملات اجتماعی است.

از این رو، سیاست مقابله با ایران‌هراسی باید به جای تمرکز صرف بر دفاع از تصویر ایران، بر ساختن محیط واقعی، ملموس و چندلایه از همکاری پیرامون ایران متمرکز شود. این رویکرد همزمان سه هدف کاهش انزوای ساختاری، افزایش هزینه حذف ایران از معادلات منطقه‌ای و جهانی و ایجاد تجربه‌های عینی جدیدی علیه کلیشه ایران‌هراسناک و تهدید آفرین را محقق می‌کند.

3.1. تبدیل ایران هراسناک به بازیگر فعال و متعالی در عرصه عمومی و بین‌المللی

گذر از وضعیت انفعالی در مناسبات جهانی نیازمند بازتعریف جایگاه کشور از یک موضع مورد بحث در مجامع امنیتی به یک بازیگر کنشگر و تعیین‌کننده در محافل بین‌المللی است. برای دهه‌ها، رویکرد غالب در سیاست خارجی کشور بر محور واکنش به قطعنامه‌ها، تحریم‌ها و فشارهای دیپلماتیک چرخش داشته است، در حالی که ساختار نظام بین‌الملل به سمتی حرکت می‌کند که بازیگران ایستا همواره در معرض تعریف شدن توسط دیگران قرار دارند (گیلابو، 2008) راهکار صحیح، تنوع‌بخشی به حلقه‌های اتصال منطقه‌ای و جهانی از طریق دیپلماسی فعال همسایگی، توسعه پیوندها با اعضای جنبش عدم تعهد و نقش‌آفرینی مؤثر در سازوکارهای نوظهور قدرت مانند گروه بریکس است. حضور فعال در نهادهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، ضریب تأثیرگذاری دولت‌ها را در معادلات ژئوپلیتیک افزایش داده و انزوای ساختاری را به چالش می‌کشد.

خروج ایران از محدوده دوقطبی‌های کاذب رسانه‌های غربی و گسترش شبکه روابط اقتصادی، امنیتی و دیپلماتیک خود را در قالب همگرایی‌های منطقه‌ای، امکان بازنمایی کشور به عنوان کانون منفرد کاهش می‌یابد. این حضور چندلایه، دیپلماسی عمومی کشور را از حالت تدافعی خارج کرده و به متن تحولات بین‌المللی پیوند می‌زند. البته دور از انصاف است که نقش موثر وزارت امور خارجه را نادیده بگیریم، در عین حال مسئله نوع نگاه به مسائل بین المللی است که باید اصلاح شود. قوی ترین مشاوران حقوق بین الملل باید بعنوان کنشگر فعال در این صحنه باشند و حقوق ملت ایران را مطالبه کنند و اثبات حقوقی آنرا تامین کنند.

3.2. تغییر دیپلماسی عمومی از تبلیغ ایران به تجربه ایران منتهی به بالندگی‌ملی

دیپلماسی عمومی کارآمد زمانی شکل می‌گیرد که از دایره محدود تبلیغات و صدور بیانیه‌های رسمی فاصله بگیرد و به عرصه ایجاد تجربه‌های زیسته مستقیم تبدیل شود. در این راستا، توسعه دیپلماسی علمی و ارتباط مستمر با جنبش‌های عدالت‌خواه و نهادهای مدنی، از ابزارهای کلیدی برای شکستن حصار کلیشه‌ها به شمار می‌روند. تولید محتوای چندزبانه مبتنی بر واقعیت‌های ملموس جامعه و تعامل بی‌واسطه با افکار عمومی جهانی، ساختار روایت‌های هراس‌آفرین را دچار شکست کرده و تصویر واقعی جامعه ایران را با تمام سرزندگی آن بازتاب می‌دهد.

همچنین تسهیل رفت و آمد اندیشمندان و دانشجویان و تسهیل کردشگری حلال و تجربه نزدیک واقعیت های ایران، در برملاسازی چهره هراس از ایران بسیار موثر است. از سوی دیگر جامعه ایرانی به لحاظ تاریخ از روحیه جهان گرایی و پیشرفت‌گرایی برخوردار بوده و حضور ملیت های مختلف در ایران عزیز موجب "بالندگی و تقویت حس افتخار ‌ملی" در مردم شریف ایران می‌شود.

3.3. قابل مشاهده ساختن ایران

برای دگرگونی در افق ادراکی مخاطب جهانی، ایران باید از یک مفهوم انتزاعی در اخبار تهدیدمحور به یک واقعیت ملموس و قابل مشاهده تبدیل شود. نخستین کانال مؤثر در این زمینه، صنعت گردشگری است. گردشگر به عنوان شاهد مستقیم واقعیت جامعه، امنیت، فرهنگ و زندگی روزمره شهرهای ایران عمل می‌کند. تجربه‌های ملموس گردشگران در مقاصد مختلف، قدرتمندترین ابزار برای خنثی‌سازی تبلیغات منفی و تصویرسازی‌های امنیتی است. در کنار گردشگری، بازنمایی چندوجهی از ایران در رسانه‌های بین‌المللی و شبکه‌های دیجیتال باید فراتر از بحران‌های ژئوپلیتیک رفته و بر معماری، میراث فرهنگی، پیشرفت‌های علمی، دستاوردهای فناورانه، هنر، ورزش و جریان پویای زندگی روزمره متمرکز شود.

3.4. وارد کردن ایران در شبکه‌های آینده‌ساز جهان

گسترش پیوندهای بین‌المللی در حوزه‌های دانش‌بنیان، فناوری‌های نوظهور و اقتصاد نوین، نیرومندترین اهرم برای خنثی‌سازی سیاست‌های انزواساز است. مشارکت فعال شرکت‌های دانش‌بنیان ایرانی در شبکه‌های نوآوری منطقه‌ای و جهانی، همکاری در پروژه‌های مشترک هوش‌مصنوعی، زیست‌فناوری، انرژی‌های پاک، فناوری‌های پزشکی و پژوهش‌های پیشرفته دانشگاهی، پیوندهایی ایجاد می‌کند که گسستن آنها برای ساختارهای تحریم‌محور دشوار است. کشوری که دانشگاه‌ها، شرکت‌های فناور، دانشمندان و کارآفرینان آن در شبکه‌های علمی و اقتصادی جهان حضور دارند، به سختی می‌تواند در افکار عمومی به عنوان یک پدیده هراسناک و تهدیدزا بازنمایی شود. همکاری‌های بین‌المللی علمی و فناورانه، فرآیند ایران‌زدایی از تصویر تهدید را تسریع کرده و جایگاه کشور را به عنوان یک بازیگر سازنده در آینده فناوری تثبیت می‌کند. این شبکه گسترده ضمن سرعت بخشیدن به توسعه و پیشرفت ملی، افق ادراکی ناظران بیرونی را به نفع واقعیت‌های جامعه ایران تغییر می‌دهد.

3.5 تعامل با پویش‌های بزرگ اجتماعی جهان در حمایت از مظلومین

یکی از کانونی‌ترین وظایف جامعه انسانی توجه به مظلومین و محرومین است. بطور حتم یکی از فاجعه آمیزترین ظلم‌های تاریخ معاصر آواره کردن انسان‌ها در خانه مادری است. مصداق بارز این ظلم، ظلم به مردم فلسطین است که امروز مورد توجه کنش‌گران و پویش های اجتماعی جهان خصوصا در جهان غرب قرار گرفته و موجب تمایز بین دولت‌ها و ملت‌ها در توجه به مظلومین فلسطینی است.

در جنگ اخیر‌، رژیم غاصب اسرائیل بیش از 20 هزار کودک مظلوم را در غزه به شهادت رساند و تعداد شهدای غزه به بیش از 75000 نفر رسید و بیش از 2 میلیون خانواده مظلوم را بی خانمان کرد و همچنان مسیر ظلم‌فراگیر ادامه دارد. آواره کردن بیش از یک میلیون لبنانی مظلوم جزء اخیر این مسیر ظالمانه است. مسئله آوارگان در جهان، مسئله مشترک همه پویش‌های اجتماعی و برای ما حمایت از مردم مظلوم فلسطین و لبنان یک امر اعتقادی است. مناسب است در حلقه پویش های ضد ظلم نیز همکاری های بین المللی توسعه پیدا کند و از این مسیر مفاهمه عمیق‌تری شکل بگیرد. رهبر و امام شهید در صدور سه نامه برای جوانان اروپا و آمریکا تلاش کردند ضمیر بیدار نسل جوان را نسبت به اسلام، ایران و ظلم نظام استعماری به مردم جهان بطور عام و فلسطینیان بطور خاص، هوشیار کنند(عاملی، 1395).

جمع‌بندی:

توسعه ارتباطات سالم موجب هراس‌زدایی از ایران و تقویت تعاملات بین‌المللی مسئله اصلی ایران در مواجهه با ایران‌هراسی، صرفاً وجود تصویری منفی در رسانه‌های معاند نیست. مسئله عمیق‌تر، شکل‌گیری چرخه‌ای است که تصویر تهدید را به رفتار مبتنی بر تهدید و سپس به واقعیت‌های ناخوشایند راجع به ایران تبدیل می‌کند. هنگامی که یک کشور برای مدت طولانی در چارچوب امنیتی بازنمایی می‌شود، سایر ابعاد هویتی آن از جمله جامعه، تاریخ، فرهنگ، دانشگاه، فناوری، اقتصاد و ظرفیت‌های همکاری نیز به حاشیه رانده می‌شوند.

از این منظر، خروج ایران از چاله هراس نباید با پروژه‌ای برای قانع کردن جهان درباره چیستی ایران اشتباه گرفته شود. راهبرد مؤثرتر، تغییر ساختار مواجهه متقابل ایران با جهان است. این نکته از منظر توسعه و پیشرفت نیز حیاتی است. لذا بهترین ضدروایت ایران‌هراسی، الزاماً یک روایت نیست بلکه می‌تواند و باید یک واقعیت جدید باشد که محصول توسعه ارتباطات است. روایت می‌تواند ادعا کند ایران امن، توانمند یا صلح‌طلب است. اما تجربه مستقیم یک پژوهشگر خارجی، یک گردشگر، یک شریک تجاری، یک دانشجو یا یک شرکت فناور، ارزش اقناعی بسیار عمیق‌تری دارد. به همیت دلیل است که بسیاری از سفر اولی ها به ایران عزیز، با شوک تصویری مواجه می‌شوند و آثار بسیار مثبتی در اصلاح نگاه آن‌ها به جمهوری اسلامی ایران می‌شود. به همین دلیل، دیپلماسی عمومی ایران بایستی از انتقال پیام به تولید تجربه حرکت کند.

در سطح منطقه‌ای نیز راهبرد برون‌رفت بایستی بر افزایش تراکم روابط استوار باشد. عضویت ایران در بریکس از سال ۲۰۲۴ نمونه‌ای از ظرفیت ورود به شبکه‌های چندجانبه جدید است. اهمیت این روند در این است که هرچه شبکه روابط اقتصادی، مالی و سیاسی ایران متنوع‌تر شود، امکان تصویرسازی از ایران به عنوان کشوری منفرد و جداشده از جهان کاهش می‌یابد.

بر این اساس، ایران بایستی تجربه‌های واقعی، ارتباطات واقعی و دستاوردهای قابل مشاهده پیرامون خود ایجاد کند تا تصویر هراسناک، به‌تدریج قدرت اقناعی خود را از دست بدهد. در این معنا، خروج از چاله ایران‌هراسی پروژه‌ای برای بازسازی جایگاه ایران از طریق قدرت تجربه‌شده است.

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴