به گزارش «سراج24»، سالهای سال است که مقامات و مسئولان کشور در ردههای مختلف بر وجود جنگ نرم و استفاده کشورهای مخالف ایران از این فضای نبرد اذعان داشتهاند. کشورهایی نظیر آمریکا که طی سه دهه گذشته در شرایط سیاسی خصمانهای به تقابل با سیاست و فرهنگ ایران پرداخته، از طریق رسانهها و امکانات تبلیغاتی خود جنگ به اصطلاح نرم شدیدی را تدارک دیده است. در این نبرد، رسانهها و امکانات تبلیغاتی آمریکا به بهترین نحو ممکن از کشور و سیاستهای آن چهرهای قابل قبول در سطح بینالمللی ارائه دادهاند.
نکته مهم و قابل تأمل عملکرد رسانهها و امکانات تبلیغاتی آمریکا در حوزه سیاست خارجی این کشور است. آمریکا در قرن معاصر تمام تلاش خود را در ظاهر و باطن برای تبدیل شدن به قدرت نظامی و تنها کشور تصمیمگیرنده برای سرنوشت سایر ملتها و کشورها انجام داده که این تلاش گاه با برپایی جنگهای خانمانسوز و همچنین تخریب فرهنگ کشورهای دیگر همراه بوده و گاه از طریق رسانهها و امکانات تبلیغاتی آمریکا به شکلی دیگر در جهان مدیریت میشود.
وقتی سیاستمداران آمریکا لشکرکشی و جنگهای نظامی را جز در موارد معدود مقرون به صرفه ندیدند و از سوی دیگر با مخالفت افکار عمومی جهان مواجه شدند، از طریق رسانهها و آثار تبلیغاتی و همچنین سینمای هالیوود این جنگ را وارد عرصه فرهنگی و هنری کرده و تمام مقاصد سیاسی خود را از این طریق دنبال کردند.
به عنوان مثال در اکثر فیلمهای تولید شده در هالیوود که به تهاجم آمریکا به ویتنام و جنگ آمریکا با عراق یا حضور نیروهای نظامی آن کشور در افغانستان میپردازند، مردم کشورهای مقابل افرادی دارای سطح شعوری پایینتر از ملت و مردم آمریکا و همچنین انسانهایی خشن و بیفرهنگ نشان داده شدهاند. در اکثر این آثار مخاطب و تماشاگر به سمتی هدایت میشود که آمریکا را محق حمله به ویتنام بداند. در دیگر فیلمهای تجاری هالیوود، آمریکا به عنوان تنها کشور منجی جهان مطرح میشود و ابرقهرمانان آمریکایی هستند که زمین و انسانها را در مقابل دشمنان محافظت میکنند.
صحنهای از فیلم سینمایی "آرگو"
جالب این است که در اینگونه فیلمها نیز انسانهای منفی همگی از ملیتها یا کشورهایی هستند که آمریکا به لحاظ سیاسی و فرهنگی با آنها مشکل دارد و سیاست کلی این است که این کشورها را تحت فشار قرار دهد. تکثیر این نگاه سیاسی آمریکا از طریق سینمای هالیوود بسیار مؤثر بوده و در بین اکثر مردم جهان، این کشور و مردمانش به عنوان عادلترین و بهترین کشور و مردم جهان معرفی شدهاند. این عملکرد و بهقولی جنگ نرم در قبال ایران بسیار حساب شده و هر روز پررنگتر از پیش دنبال میشود.
وقتی کشوری درگیر جنگ نرم است، مهمترین دفاع در قبال این هجوم فعالیت فرهنگی و هنری پرقدرت و تولید آثاری هنری بهویژه در عرصه سینما است. سینمای ایران طی سه دهه اخیر که حجم آثار تولید شده هالیوود برای تحریف و زیر سؤال بردن فرهنگ و سیاست ایران بیش از پیش شدهاند، درگیر مسایل داخلی و در اکثر موارد حاشیهای بوده که هیچ تأثیری در رشد سینما و همچنین معرفی فرهنگ و هویت ایران نداشته است. این در حالی است که در مقابل آمریکا که همواره خود را نیروی برتر نظامی و قدرت دنیا میداند، دستاوردهای علمی، فرهنگی، نظامی، هستهای و ... که توسط ملت ایران در سه دهه اخیر به دست آمده بسیار قابل توجه هستند.
تسخیر سفارت آمریکا که اقدامی شوکبرانگیز بود، واقعه طبس و از بین رفتن نیروهای نظامی آمریکا و صید پهپاد آمریکایی به عنوان یکی از پیشرفتهترین تسلیحات نظامی آمریکا، نمونههایی از این دستاوردها هستند که هیچگاه در عرصه تولیدات هنری و بخصوص سینما نگاهی جدی و جهانی به آنها نشد و همچنان هم نمیشود. اگر هم در خصوص برخی از این موضوعات فیلمهایی تولید شده حتی در داخل نیز حرفی برای گفتن نداشتند و شعارزدگی و کیفیت نازل آنها حتی باعث دفع مخاطب داخلی شده است.
مدیران و مسئولان فرهنگی و هنری طی سه دهه اخیر به جای پرورش سینمای ایران و دنبال کردن نگاه حرفهای در سینما و استفاده از این امکان تجاری و تبلیغاتی برای ارائه تصویر و قدرت ایران و همچنین تقابل قدرتمند در این عرصه با کشور آمریکا و کشورهای پیشرفته دیگر، دامن زدن به مسایل حاشیهای و برخوردهای سلیقهای را مدنظر قرار دادهاند. از سوی دیگر فراهم نکردن امکانات مناسب هنر - صنعت سینما نیز بستری را فراهم کرد تا سینمای ایران همچنان از امکانات فنی کافی برخوردار نباشد.
فیلم "توفان شن" که با موضوع واقعه طبس تولید شد
همین فضا نیز باعث شده تا هنرمندان نیز انگیزهای بالا برای تولید آثار مناسب سینمایی نداشته باشند تا برای اینکه انگ سیاسی و سفارشی بودن را بر خود نزنند با قدرت وارد عرصه تولید فیلمهایی قدرتمند و با کیفیت نشوند. این وضعیت فضا را برای قدرتنمایی آمریکا چنان فراهم کرده که موضوع تسخیر سفارت آمریکا در ایران توسط دانشجویان انقلابی که نقطه قوتی در تاریخ معاصر ایران است، توسط سینمای هالیوود تبدیل به نقطه ضعف و عقبماندگی ملت ایران میشود.
سینمای هالیوود با یک برنامه ریزی دقیق در تبلیغ و جذب مخاطب و فروش فیلم "آرگو" ثابت کرد که جبهه اول نبرد برای آمریکا، جبهه فرهنگی و هنری است. شاید روزی سینمای هالیوود واقعه طبس و همچنین صید پهپاد را هم مورد سوءاستفاده قرار دهد و دستاوردهای ایران را هم به عنوان نقطه ضعف کشورمان معرفی کند.
اما در حال حاضر و در شرایطی که فیلم سینمایی "آرگو" در سیاسیترین مراسم اسکار جایزه بهترین فیلم را با اعلام میشل اوباما بانوی اول کاخ سفید میگیرد، باید پذیرفت که جنگ نرم آمریکا علیه ایران شدت بیشتری گرفته است. در چنین شرایطی مدیران و مسئولان سینمای ایران درگیر ساخت پروژههایی میلیاردی هستند که واژه "فاخر" را یدک میکشند اما هیچگاه باعث فخر سینمای ایران و در نهایت کشور ایران و نقطه قوت سینمای ایران در این جنگ نرم نمیشوند. تعدادی از این پروژههای چند میلیاردی را در جشنواره امسال دیدیم که مدافع خوبی از فرهنگ و حقوق ایران نبود و حتی برخی از آنها به نوعی در تضاد با ارزشهایمان نیز بودند. همچنین نمونههایی از فیلمهای ارزشمند و به واقع فاخر که با هزینههای حداقلی هم ساخته شده بودند مورد بیمهری در جشنواره فجر به عنوان پیشانی سینمای ایران قرار گرفتند. از سوی دیگر در حاشیههای ایجاد شده همچنان ساخت فیلمی چون "لاله" با بودجه سر به فلک کشیدهاش روند تولید را به راحتی طی میکند.
نگاههای سلیقهای و اختصاص بودجههای میلیاردی به برخی فیلمسازان باعث ضعیف شدن سینمای ایران و درگیر شدن آن در فضایی حاشیهای شده و این وضعیت نه تنها به نفع که به ضرر سینما و ملت و کشور ایران است. اگر مدیران و مسئولان فرهنگی و هنری تنها به مصاحبه و محکوم کردن سینمای هالیوود در حرفهای خود ادامه دهند و نگاهشان تنها به تولید فیلمهای به اصطلاح فاخر در دوره خود باشد، سینمای هالیوود نیز "آرگو" و "آرگو"های دیگر را تولید و عرضه خواهد کرد و جهانیان نیز تماشاگر آنها خواهند بود.



