به گزارش «سراج24»، کودکی که در چارچوب تلویزیون زن های خانواده های محروم و فقیر و گرسنه را چادری و مذهبی و بدون آرایش می بیند و آن طرف قضیه زن های پولدار و متفکر و شیک پوش با آرایش های آن چنانی را باسواد و دارای مرتبه اجتماعی می بیند، ضمیرناخودآگاهش این برتری را ترجیح می دهد و به همان طرف کشش پیدا می کند.
در دنیای امروز دیگر رسانه ها فقط جنبه تفریح و سرگرمی ندارند، بلکه به جرات می توان گفت همه وقت فراغت افراد خانواده را هم پر می کنند. رسانه ها، به جهت ویژگی های ممتازی که نسبت به سایر عوامل تأثیر گذار در فرایند تربیت انسان دارند، دارای اهمیت به سزایی هستند. از میان همه وسایل ارتباط جمعی، تلویزیون اساسی ترین نقش ممکن را به عهده دارد زیرا هم در دسترس همگان است و هم کاربرد راحت و آسانی دارد تا جاییکه خردسالان هم برای استفاده از آن هیچ مشکلی ندارند. علاوه بر اینها تلویزیون در خانواده ها جایگاه یکی از افراد خانواده را گرفته است. به این معنی که در اکثر خانه ها بدون وجود تلویزیون احساس خلاء ایجاد می شود. علاوه بر این نحوه چیدمان خانه های ما به صورتی است که تلویزیون در مرکزیت خانه قرار دارد و افراد دور آن می نشینند، یعنی به جای اینکه ارتباط چهره به چهره با یکدیگر داشته باشند همه ارتباط یک سویه با تلویزیون دارند.
سوالی که این جا مطرح می شود این است که، وقتی کودک، نوجوان و یا جوان هر خانه ای بیشترین میزان از وقت استراحت و وقت آزاد خودش را پای تلویزیون می گذراند چه میزان و چه کیفیتی از مفاهیم تربیتی و دینی را دریافت می کند؟ آیا همین میزان از اطلاعات دریافت شده با همین کیفیت در گذرگاه های سخت زندگی اش به او کمک می کند و برای او کار آیی دارد؟ و سوال اساسی تر و مهم تری که مطرح می شود این است که آیا اصلا به مفاهیم دینی و تربیتی منتقل شده توسط تلویزیون و نقش تلویزیون در تربیت اسلامی خانواده ها توجه می شود یا خیر؟ و سوال بزرگتر این است که آیا تلویزیون ما به معنی واقعی کلمه، نماد و برآمده از یک جامعه با سبک زندگی اسلامی است؟
ضرورت و اهمیت بررسی نقش تربیتی تلویزیون
امام خمینی (ره) در اهمیت نقش تربیتی رادیو و تلویزیون نسبت به باقی رسانه های جمعی می فرمایند:
« شما این را مثل سایر رسانه های گروهی حساب نکنید ، این یک وضعیت خاصی دارد که این بچه های دو سه ساله، سه چهارساله، به این نگاه می کنند و از این روح آنها اثر گذاشته می شود تا پیرمردها، تحت تأثیر واقع می شوند واین یک دستگاهی است که در خدمتگزاری می تواند بهترین دستگاه ها باشد و درخیانت می تواند بالاترین خیانت را بکند. از تمام دستگاههای تبلیغاتی الان، امروز نقش رادیو و تلویزیون از همه دستگاه ها بالاتر است. اگر این اصلاح بشود یک کشور را می تواند اصلاح بکند و اگر خدای نخواسته انحراف در این باشد یک کشور را می توان منحرف کند. اینهایی که سواد ندارند، خوب، فیلم ها را تماشا می کنند، حرف ها را هم می شنوند، آنها هم که سواد دارند خوب هست، اینطور نیست که این مخصوص به یک دسته ای باشد. بچه های کوچولو می نیشنند و این عروسک هایی که آنجا چه می شود مثلا تماشا می کنند و فیلم ها را تماشا می کنند، اگر انحراف در اینها باشد، آنها را از همان بچگی منحرف می کند. این از مدرسه ها بالاتر است، این مدرسه عمومی سرتاسری کشور است... لهذا مسئولیت این، یک مسئولیت بسیار بزرگی است و خدمت در اینجا هم یک خدمت ارزنده بسیار بزرگی است»۱
و باز در جایی دیگر تاکید میکنند :
« رادیو و تلویزیون وظیفه دارد که با مردم حکم معلم و شاگرد داشته باشد... به جای آن چیزهایی که به درد ملت نمی خورد یا مضر به حال ملت است، یک چیزهای مفید را به مردم بدهند ... مردم را تغذیه کنند به غذاهای صحیح و سالم». « این دستگاه ها، دستگاه های تربیتی است، باید تمام اقشار ملت با این دستگاه ها تربیت بشوند، یک دانشگاه عمومی است».۲
از فحوای کلام و رهنمود های امام خمینی (ره) و حضرت امام خامنه ای این مساله به وضوح روشن می شود که،
۱-تلویزیون ما باید نماد یک سیمای برآمده از جامعه اسلامی و سبک زندگی اسلامی باشد، که متاسفانه در فرآیند طراحی و تولید و پخش برنامه های سیما هیچ توجهی به این امر نمی شود.
۲- به جرات می توان گفت که در حال حاضر، برای دست اندرکاران سیما و تولیدکنندگان برنامه های آن توجه به جنبه سرگرمی و تفریحیِ محض اولویت بیشتری دارد. در حالی که باید به تلویزیون به دید یک ابزار تربیتی برای اقشار جامعه نگاه کرد و از این قابلیت به درستی استفاده کرد.
۳- رسانه ها وقتی می توانند در راستای اصلاح جامعه و مخاطبان خود حرکت کنند که محتوای آن ها، محتوای اسلامی و موافق با فرهنگ و اعتقادات و ارزشهای اسلامی باشند. البته برای گام نهادن در این مسیر باید دقت و ظرافت در نکته های تربیتی اسلامی ، برای تولید برنامه هایی که حتی به ظاهر تفریحی هم هستند، در سرلوحه کار تولیدکنندگان قرار بگیرد.
۴- تلویزیون _ با توجه به جایگاهش _ اولین و مهم ترین الگوی خانواده ها به حساب می آید. بنابر این نحوه و مدل هایی از زندگی فردی و خانوادگی و روابطی که در قاب تلویزیون به تصویر کشیده می شود، اثر مستقیم بر زندگی افراد جامعه دارد، تا جاییکه می تواند در این مسیر نقش خدمتگذار را ایفا کند و به فرموده امام غذای سالم و مفید و صحیح به خورد اذهان جامعه بدهد.
زندگی یک مسلمان در تلویزیون ما
وقتی قرار باشد تلویزیون ما برآمده از دل یک جامعه با سبک زندگی اسلامی باشد، و از طرفی هم رسالت الگو دهی و انتقال مفاهیم دینی و تربیتی را عهده دار باشد، باید خودش هم مصداقی از یک جامعه با سبک زندگی اسلامی باشد. برای مثال آنچه که به وفور در برنامه های تولیدی سیما به چشم می خورد این است که:
- زندگی فردی که نقش مهمی در یک سریال شبانه دارد و افراد خانواده با او هم ذات پنداری می کنند، حتی نمونه ها و نشانه های کوچکی از زندگی یک مرد یا زن مسلمان را ندارد. به بیان دیگر زندگی روتین یک شخص مسلمان کاملا با روزمره های بازیگران یک فیلم یا سریال متفاوت است. دغدغه های ذهنی شان و تفکرات و ایده آل ها و آرزو هایشان با هم سنخیتی ندارد، تا جاییکه حتی ملاک آیده آل ها و آرزو ها با تعالیم دینی ما در تناقض و تضاد قرار می گیرد.
- کمترین کاری که یک مسلمان در شبانه روز انجام می دهد خواندن نماز های یومیه است که تقریبا هیچ جایی در فیلم ها و سریال های تلویزیون ندارد مگر اینکه شخص به مشکل خاص و بزرگی در زندگی اش بخورد آن وقت سجاده اش را پهن می کند و مشغول مناجات می شود.
-کودکی که در چارچوب تلویزیون زن های خانواده های محروم و فقیر و گرسنه را چادری و مذهبی و بدون آرایش می بیند و آن طرف قضیه زن های پولدار و متفکر و شیک پوش با آرایش های آن چنانی را باسواد و دارای مرتبه اجتماعی می بیند، ضمیرناخودآگاهش این برتری را ترجیح می دهد و به همان طرف کشش پیدا می کند.
-یا برای مثال نحوه بروز عصبانیت و خشم در سریال ها و کارتون ها و فیلم ها کاملا نفسانی و شیطانی است. ما به وفور شاهد صحنه های بروز خشم و عصبانیت توسط افراد در سریال ها هستیم، به این صورت که فرد مذکور دری را با شدت می بندد یا آینه و شیشه ایی را تکه تکه می کند و یا همه وسایل چیده شده روی یک میز بزرگ را به زمین می ریزد و مواردی از این دست... .
این در حالی است که ما در دین اسلام بیشترین سفارش و راهکار را در راستای تربیت دینی برای کنترل و نوع بروز خشم داریم و دستورات دینی در زمینه کظم غیظ آنقدر زیاد و مؤکد است که دیگر جایی برای نشان دادن این چنین تصویرهایی باقی نمی ماند. این چند مثال، تنها شاهدی کوچک بر ادعای ماست چون موارد و مصداق های عینی اینچینی در برنامه های سیما بروز چشمگیری پیدا کرده اند.
با توجه به اینکه تلویزیون نقش مهمی در انتقال مفاهیم دینی و تربیتی دارد، متاسفانه نسبت به آن بی توجه است و همین عدم توجه به وظیفه و مسئولیت موجب به بار آمدن فساد و ترویج بی اخلاقی در خانواده و به تبع آن جامعه می شود. آنچه تا کنون بیان کردیم لزوما به این معنا نیست که تلویزیون فقط باید به دنبال ساخت و تولید برنامه های مذهبی و تربیتی مستقل باشد. ( البته این هم راه درست و به جایی است). بلکه جان کلام ما این است که صدا و بالاخص سیمای اسلامی و ایرانی باید در همه برنامه ها و در فرآیند تولیدمحتوا و تبلیغات بازرگانی و تیزرهای فرهنگی و تجاری، اولین و مهم ترین وظیفه اش که همان انتقال مفاهیم تربیتی- دینی است را سرلوحه کار و برنامه های خود قرار بدهد تا بتواند مصداق یک دستگاه خدمت گذار باشد.



